در آستانه‌ی روز درخت‌کاری، درختان را نبريد
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                                 

                            سرخه‌حصار باز هم جنگل‌هاي خود را بريده ديد

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ عباس محمدي ـ رييس هيات مديره انجمن كوه‌نوردان ايران ـ چرا در تهران ( و چند شهر بزرگ ديگر) ترافيك، با وجود اين همه بزرگ راه و خيابان عريض كه به قيمت نابودسازي بافت قديمي شهر، باغ‌ها، پارك جنگلي و محيط‌هاي طبيعي اطراف شهر ساخته شده‌اند، به وضعي ديوانه‌كننده در آمده و آلودگي ناشي از آمد و شد خودروها، سالانه هزاران نفر را مي‌كشد.

ديروز، از همسايه‌مان شنيدم كه خواهرزاده‌اش- مردي 38 ساله و بدون هيچ‌گونه سابقه‌ بيماري قلبي و ناراحتي ديگر _ پس از بيرون آمدن از سونايي در  تهران گفته است كه احساس سرگيجه دارد و چند دقيقه بعد، قلب‌اش از كار ايستاده و جان باخته است.

در روزنامه خواندم كه رضا علي محمدي، مدير گورستان مشهد گفته است به طور ميانگين هر پنج ساعت يك نفر بر اثر ناراحتي تنفسي در مشهد فوت مي‌كند.

چند روز پيش پيام كوتاه آمد كه شهرداري تهران براي باز هم پهن‌‌تر كردن خيابان‌ها (يا احداث بزرگ‌راهي ديگر) چند هزار درخت كهن‌ سال پارك جنگلي سرخه حصار را شبانه قطع كرده و لاشه‌ درختان را هم به سرعت از منطقه خارج كرده است.

در روزنامه خواندم كه مقام‌هاي ايتاليايي، حركت خودروها را در منطقه وسيعي از شمال ايتاليا ( و نيز تا پيدمونت) ممنوع كردند تا آلودگي هوا كاهش يابد.

اين منطقه از ايتاليا يكي از پرجاذبه‌ترين و شلوغ‌ترين نقاط اين كشور است و به جز جمعيت ثابت زياد، سالانه ميليون‌ها نفر گردشگر براي كوه‌پيمايي و هواخوري ( در منطقه‌ پيدمونت) يا براي بازديد از شهر تاريخي ونيز، در اين محور رفت و آمد مي‌كنند. اما جاده ارتباطي اين دو نقطه مهم، يك جاده‌ معمولي_ در حد جاده چالوس است، نه بزرگ‌راه و نه آزاد راه.

در بخش قديمي ونيز كه يك خودرو ديده نمي‌شود (لابد ايتاليايي‌ها بلد نبوده‌اند با يك پل ميان گذر از نوع پل درياچه اروميه، ميدان قديمي «سان ماركو» را به خاك اصلي ايتاليا وصل كنند!) ... حتي در بخش جديد اين شهر هم، چندان بزرگ راهي به چشم نمي‌خورد. شهرهاي بسيار بزرگ و شلوغ ديگر مانند پاريس و لندن (و حتي شايد واشنگتن) هم به اندازه‌ تهران، بزرگ راه ندارند.

واقعيت اين است كه سوراخ دعا را گم كرده‌ايم! با ساختن بزرگ راه، فقط تمايل به استفاده از خودروي شخصي را زياد مي‌كنيم، آيا تا به حال توجه كرده‌ايد كه در بعضي بخش‌هاي بسيار شلوغ و پرتراكم شهر (مثلاً خيابان ولي‌عصر در محدوده‌ي راه‌آهن تا ميدان ولي‌عصر) در ساعت‌هاي كاري، رفت و آمد راحت‌تر صورت مي‌گيرد تا در بزرگ‌راه‌هاي عريضي مانند همت و حكيم و....؟ دليل‌اش اين است انبوه كساني كه قصد رفتن به خيابان وليعصر و محدوده آن را دارند، مي‌دانند كه جايي براي راندن آزادانه خودرو، يا فضايي براي پارك كردن وسيله‌ خود ندارند و به ناچار از بردن خودروي شخصي به اين محدوده خودداري مي‌كنند.

اما فرض كنيد كه اين خيابان‌ هم با صرف هزينه‌هاي نجومي و به قيمت نابودسازي درختان دو سوي آن تبديل به بزرگراه مي‌شود. آيا به چيزي بهتر از جهنم سرسا‌م‌آور نيايش و حكيم و مانند اينها بدل مي‌شود.

 پديده شناخته‌ شده‌اي در ترافيك شهري وجود دارد كه به نام پارادوكس براس خوانده مي‌شود. اين پارادوكس مي‌گويد: با كم كردن فضا در شهر مي‌توان جريان ترافيك را روان‌تر ساخت و با افزايش ظرفيت شبكه‌ ی راه‌ها عملكرد كل شبكه‌ ترافيكي ضعيف‌تر مي‌شود.

مشكل ترافيك تهران و آلودگي هواي شهر هرگز و به هيچ وجه با بزرگراه‌سازي حل نخواهد شد ؛ با اين كار فقط جايي باز مي‌شود براي خودروهاي شخصي كه كار هر چهل‌تاي آنها را در حمل و نقل يك اتوبوس مي‌تواند انجام دهد. ضمن آن كه بزرگراه‌ها در عمل فقط مجراهايي هستند كه حجم عظيمي از خودرو را به كالبد شهر تزريق مي‌كند ؛ كالبدي كه توان جذب اين حجم را ندارد.

به بيان ديگر، از آنجا كه خودروهاي روان در بزرگراه‌ بالاخره بايد از چند جا وارد بدنه شهر شوند، هميشه چند نقطه بحراني در امتداد بزرگراه‌ها و در سطح شهر خواهیم داشت .

ساخت بزرگراه در کشورهای پیشرفته ، یک پروژه ی اقتصادی است ، و پیمانکار محاسبه می کند که

طراحي و اجراي اين پروژه چقدر هزينه مي‌برد؟ هزينه نگهداري چقدر است سرمايه با چه نرخي برمي‌گردد و سود چه هنگام به دست مي‌آيد. در ايران اما بزرگراه‌سازي (و بسياري پروژه‌هاي بزرگ ديگر) فرصت‌هايي هستند براي بودجه گرفتن از خزانه دولت و بريز و بپاش به منظور ارايه آمار فعاليت (و بدتر از آن) سودجويي مخرب از محل سرمايه‌ملي.

مشكل ترافيك تهران با اصلاح شيوه‌هاي رانندگي افزايش وسايل حمل و نقل همگاني و كنترل رشد جمعيت حل خواهد شد. تصور كنيد كه به جاي بزرگراه يادگار يك خط تراموا كشيده مي‌شد، در اين صورت زمين‌هاي بسيار كمتري به زيرساخت و ساز مي‌رفت، فضاي كمتري از پارك طبيعت پرديسان نابود مي‌شد، هوا بسياركمتر آلوده مي‌شد و سرمايه‌ ملي كمتري بابت يارانه سوخت به هدر مي‌رفت.

اما در اين صورت پروژه‌اي چنين نان و آب‌دار براي بساز و بفروش‌ها كلان و فضايي چنين گشاده براي توليدات خودروسازان وطني فراهم نمي‌شد.

پارك‌هاي جنگلي درختان حاشيه‌ خيابان‌ها و ديگر فضاهاي سبز شهري، زمين ذخيره‌اي براي اجراي طرح‌هاي عمران و توسعه نيستند اينها عناصر ضروري زيست شهري هستند. خيابان‌ها، بزرگراه‌ها و مديران شهر بايد وقتي كه به حريم‌هاي سبز نزديك مي‌شوند، راه خود را به احترام كج كنند، نه آن که این حريم‌ها مجبور به عقب‌نشيني در برابر زياده‌خواهي پايان‌پذير اهالي توسعه شوند.