هويت زدايي و تمليك با درخت كاري!
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

هميشه از قطع درختان و جنگل زدايي ناليده ايم، اما گاه شود كه از درختكاري بناليم. نه فقط به خاطر مثلاً نادرست بودن تبديل عرصه هاي منابع طبيعي به درخت زار و نديدن خطر زمين خواري (مانند آن‌چه در طرح طوبي پيش آمد)، يا نامناسب بودن كاشت سوزني برگ ها در جنگل هاي شمال، يا به خاطر محاسبه نكردن مشكلات نگهداري و آبياري (مانند طرح حرم تا حرم)... بلكه همچنين به خاطر فريب كاري هايي كه ممكن است در پس نقاب طرفداري  از محيط زيست باشد، و در واقع براي منحرف كردن اذهاني كه بر ضد يك تخريب بزرگ تحريك شده اند، انجام مي شود. سر و صداي«قطع ده هزار درخت در سرخه حصار» (همشهری ۲۶/۱۲/ ۸۵ ) به نظر از اين مقوله مي رسد.

همه ي ما ماجراهايي با اين مضمون شنيده‌ايم كه در فلان روستا، يك آدم «زرنگ» شبانه درختاني را در آن سوي مرز زمين خود كاشته و بعد مدعي مالكيت عرصه هاي جديد شده است. چنين كارهايي، در ابعاد گسترده در عرصه هاي طبيعي و حتي حفاظت شده‌ي كشور ما انجام شده و به‌ويژه در سال‌هاي اخير شدتي بي‌سابقه يافته است. نمونه‌ي آن، كاشتن نهال هاي ميوه (بعضاً بي‌ريشه!) در بخش رودبار قصران منطقه‌ي حفاظت‌شده‌ي البرز مركزي در زمستان دوسه سال پيش است كه فقط در يك مورد ،شخص متجاوز چندين هكتار را در اين بخش گران‌قيمت تصرف كرده بود؛ و نیز تمام ويلاداران كه در همين بخش و در لواسان، تا لب رودخانه را درخت‌كاري و ديواركشي كرده‌اند. نمي خواهم بگويم خداي ناكرده شهرداري تهران هم چنين قصدي دارد، ولي بسيار جاي تامل است كه چگونه شهرداري، صدها ( و شايد چند هزار) درخت كهن‌سال را بي موافقت سازمان جنگل‌ها و مراتع و سازمان حفاظت محيط زيست در سرخه حصار قطع مي‌كند تا پروژه هاي خود را پيش ببرد، و از آن طرف در محدوده‌ي «پارك ملي» كه در آن طبق قانون ( ماده‌ي 8 آيين نامه‌ي اجرايي قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست) « تجاوز، و تخريب محيط زيست و به‌طور كلي هر عملي كه موجب از بين رفتن رستني‌ها و تغيير اكوسيستم باشد، ممنوع است » ، نهال باغي (زيتون) مي‌كارد! اين كار را در خوش بينانه‌ترين ارزيابي، فقط مي توان سرپوش گذاشتن بر يك اقدام مخرب دانست كه در عين حال سبب‌ساز هويت‌زدايي از يك پارك ملي هم مي‌شود.

در مورد اين كه چه كساني زيتون‌هاي كاشته شده توسط شهرداري ( در روز ۱۸/۱۲/۸۵) را قطع كرده‌اند، قضيه بودار مي‌نمايد: شهرداري پيش از هرگونه تحقيق ، و به سرعت در صفحه‌ي اول روزنامه‌ي خود تيتر مي‌زندكه « سازمان محيط‌زيست ده هزار درخت را قطع كرد» و جعفري، شهردار منطقه‌ي ۱۳ مي‌گويد كه شهرداري دوميليارد تومان صرف « توسعه ي فضاي سبز سرخه‌ حصار كرده» ( همشهري ۲۶/۱۲/۸۵) يعني : دويست هزار تومان براي هر نهال، در برنامه اي كه با مشاركت « سازمان هاي مردم نهاد اجرا شده است! از سوي ديگر ، معاون آموزش و پژوهش سازمان حفاظت محيط‌زيست مي‌گويد كه تعداد نهال‌هاي كاشته‌شده، ۲۰۰۰اصله بيشتر نبوده است(ايسنا ۱۲/۲۵/ ۸۵). اول بايد اشاره كرد  كه ارزش و جايگاه آمار، در نظام مديريتي شهر و كشور ما از همين جا پيدا است!( و البته آن‌جا كه مشاور شهردار در امور محيط زيست، صدها درخت قطع شده در پروژه ي راه‌سازي سر‌حصار را  در همشهري ۱۳/۱۲/۸۵ فقط ۱۲۰ اصله اعلام كرد!) و بعد اين‌كه تا اين‌جا، شهرداري احتمالاً هم از نظر حسابداري كارش تراز شده و تكليف دو ميليارد تومان مشخص شده ، و هم با سازمان محيط‌زيست و اداره‌ي منابع طبيعي تهران، يك يك مساوي شده است؛ چرا كه گفته است از اين‌ها شكايت خواهد كرد!

در اين چند روز، بعضي از محيط زيست نويسان، اين احتمال را مطرح كرده‌اند كه شايد زمين خواران منطقه ( و به طور مشخص، دست اندركاران تعاوني مسكن زيتون كه در محدوده ي پارك ملي سرخه‌حصار خانه‌سازي كرده‌اند) در ماجراي قطع نهال ها دست داشته‌اند. با شناختي كه من از روحيه ي تهاجمي اين افراد دارم، بعيد نمي دانم كه بعضي از آنان هم در اين سناريو شريك ديگر ذينفعان پروژه بوده، و خواسته باشند كه هم موجوديت منطقه به عنوان پارك ملي و هم ارزش فضاي سبز بودن سرخه حصار را خدشه‌دار كنند، و در عين‌حال از اختلاف شهرداري منطقه ي ۱۳ ( كه تاكنون با خانه‌سازي در سرخه‌حصار مخالف بوده) با سازمان محيط‌زيست سوء استفاده كنند.

اما در  هر صورت از همه جاي اين داستان، نشانگان سوء مديريت مي‌بارد: از آن‌جا كه شهرداري در محدوده‌ي پارك ملي، باغ احداث مي‌كند؛ آن‌جا كه سازمان محيط‌زيست، پيش از اجراي مراسم نمايشي درخت كاري در سرخه حصار، جلوي شهرداري را نمي گيرد؛ آن جا كه محيط‌بان، جنگل‌بان يا هر نگهبان ديگري از سازمان هاي مسئول، نتوانسته يك نفر از كساني را كه در يك شب « ده هزار» نهال را قطع كرده اند، دستگير كند؛ و آن جا كه آمارها فقط چونان لغلغه بر زبان‌ها جاري مي شود.

                                            *‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌        *        *

در اين جا بي مناسبت نيست كه به مثال ديگري از درخت‌كاري در خدمت هويت‌زدايي اشاره كنم: يكي دو سال است كه شهرداري تهران در بعضي نقاط ( مثلاً وسط خيابان آزادي ) شروع كرده به كاشت نهال هاي  نخل باد بزني. اين گونه ، مناسب مناطق نيمه گرمسيري است كه نوسان هاي دمايي زياد ندارند، و به ويژه زمستان هاي ملايمي دارند، و هيچ سابقه ای در تاريخ فضاي سبز تهران ندارد ( به جز در موردهاي كاملاً پراكنده و تفنني كه به قيمت مراقبت هاي ويژه در زمستان، حفظ شده‌اند). با توجه به اين كه نخل بادبزني ، برگ‌ريزان هم ندارد، بعيد است كه در هواي پردود تهران چندان دوام يا جلوه‌اي داشته باشد. شايد مهندسان «زبده‌»ي شهرداري، تهران را با شهرهاي ساحلي اشتباه گرفته‌اند!

عباس محمدی