نوروز ، جشن نوزايی طبيعت ( ادامه )
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ٦ فروردین ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

آیین های نوروزی و مخالفت ها با آن

نوروز ، دیرپاترین و مفصل ترین جشن ایرانی ، و برجسته ترین جشن بهاری جهان است که علاوه بر محدوده ی کنونی ایران ، در افغانستان ، تاجیکستان ، و بخش هایی از پاکستان ، هندوستان ، ترکیه ، سوریه ، آذربایجان ، و جامعه های ایرانی دیگر کشورها ( که کم شمار هم نیستند ) برگزار می شود . در روز اول فروردین ، در سازمان ملل زنگی به صدا در می آید که مناسبت آن ، بزرگ داشت روز زمین است ( و چه خوب بود که در ایران هم به جای دوم اردیبهشت ، این روز در تقویم رسمی عنوان روز زمین پاک می گرفت ) . افروختن آتش در کوی و برزن ، نواختن موسیقی و آوازخوانی ، شادخواری و گذر از رفتارهای رسمی و خشک روزمره ، گستردن سفره های رنگینی که آراسته به نمونه های زیبای طبیعی ـ از سبزه و گل وگیاه  ـ است ، دید و بازدید ، هدیه دادن به کوچک تران ( و در شکل متکلفانه : به بزرگ تران ) ، و گلگشت در دامن صحرا ... ، آن هم نه در یک بازه ی زمانی دو سه روزه بلکه برای دو سه هفته ،  نوروز را به جشنی پر سرور و فراگیر  بدل ساخته است .

با این حال ، در  ایران ـ که چهارراه پررفت و آمد قوم ها و حکمرانان گونه گون بوده است ـ موقعیت هایی هم پیش آمده که برگزاری این جشن محدود شده یا مورد مخالفت متعصبان و کژاندیشان قرار گرفته است . در دو سه دهه ی گذشته ، شاهد تلاش هایی برای کم رنگ کردن این جشن و به ویژه رسم چهارشنبه سوری بوده ایم که به نتیجه نرسید ؛ در زیر به چند مورد مخالفت های دیگر اشاره می کنیم که از همان کتاب هاشم رضی برگرفته ایم :

در سال ۲۴۸ هجری ، معتضد خلیفه ی عباسی دو روز مانده به نوروز حکم کرد که مراسم آب پاشیدن و آتش افروزی ممنوع است ، اما در غروب همان روز این فرمان را لغو کرد ( لابد برای این که « سبک » نشود ! ) . عمر ابن عبدالعزیز هم رسم هدیه دادن را ممنوع کرد ( ظاهرا به دلیل اجباری که خلیفه های پیشین برای دادن هدیه های گزاف به خودشان ، وضع کرده بودند ) . در سال ۲۸۴ المعتضد بالله دستور داد از چراغانی و آتش افروزی در کوچه و بازار و شاهراه ها جلوگیری شود ، اما چون به وی گزارش کردند که ماموران در اجرای حکم موفق نمی شوند ، فرمان داد که بگذارند مردم هر چه می خواهند بکنند ( گویا در آن زمان هم « مقاومت مدنی » کارساز بوده است ! ) . امام محمد غزالی ( درگذشت : اوایل سده ی ششم ) که فقیهی متعبد بود ، در کتاب کیمیای سعادت گفته که جشن های نوروز و مهرگان و سده که با نواختن موسیقی و آوازخوانی و فروش عروسک و صورت جانوران ( اسباب بازی بچه ها ) همراه است ، « اظهار شعایر گبران » است  و باید لغو شود .

با این حال ، نوروز همچنان در متن زندگی ما جریان دارد و چون جشنی است طبیعی ، هیچ گاه کهنه نمی شود و همیشه شادی افرین است .