نوروز، جشن نوزايي طبیعت(بخش پایانی)
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ٧ فروردین ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

كوه و نوروز

                                 

                                                                 قله‌ی چپ‌دره-  عكس از رضا صدري

كوه، به‌ويژه در ایران، از مهم‌ترين‌ تجلي‌گاه‌هاي زیبايی و سرافرازی و سرزندگی طبیعت است.جان گرفتن دوباره‌ي طبیعت در آغاز بهار را به بهترین شكلي مي توان در كوهستان ديد؛ آن‌جا كه ابرها باران هستي بخش را مي‌بارند، و لحظه‌اي بعد تيرگي جاي خود را به كپه‌هاي سفيد ابرهاي پنبه‌اي مي‌دهد و حس مي‌كني كه زمين و هوا رنگ به رنگ مي‌شوند و خاك آبستن جوانه‌هاي زندگي است. ملك‌الشعراي بهار، توصيفي دلكش از حال و هواي كوه و رود در فروردين دارد:

هنگام فروردين كه برد زما درود      بر مرغزار ديلم و طرف سپيدرود

دريابنفش و مرزبنفش و هوابنفش    جنگل‌كبود و كوه‌كبود و افق‌كبود

رفتن به كوه‌پايه و حتي فراز كوه‌ها، در بسياري مناسبت ها و جشن‌ها، بخشي از مراسم بوده است.ابوريحان بيروني در كتاب گران‌قدر خود آثار الباقيه مي‌نويسد:«سعيدبن فضل مي‌گويد كوه دنا كه در فارس است، هر شب نوروز بر آن برق‌هايي مي‌درخشد، خواه هوا صاف باشد و يا ابر». مي توان گمان برد كه يكي از رسم‌هاي نوروزي افروختن آتش بر فراز كوه‌ها بوده است. چنان كه در جشن و شادماني‌هاي ديگر نيز چنين مي‌كرده‌اند؛ ناصرالدين شاه در سفرنامه‌ي عتبات خود‌، در شرح رويدادهاي 28 رجب 1313و نيز پنجم و هفتم شعبان از « كوه و كمررو »هايي مي‌گويد كه از «سختان» [ديواره]هاي بيستون، طاق بستان و كنشت كه« خيلي مشكل است... و به غير از بز كوهي محال است كسي برود» بالا مي‌رفتند و به افتخار حضور شاه شبانگاه برروي كوه آتش روشن مي‌كردند. افروختن آتش بر بام خانه ها در شب آخر سال كه در ميان زرتشتيان رسم است، يا آتش افروزي كردها بر فراز كوه‌ها و بلندي‌هاي ديگر كه هنوز رواج داد، و نيز روايتي كه مي‌گويد هواداران مختار ثقفي (خروج كننده بر امويان به خونخواهي امام حسين) بر بام‌ها آتش روشن كردند... همه نشان از جايگاه كوه يا نمادهاي كوه بر جشن‌ها دارد .

در دوران معاصر هم كوه‌نوردان براي ابراز شادي، به روشن كردن آتش بر فراز قله ها (به‌ويژه نقاط صعب‌العبور) علاقه نشان داده اند؛ بسياري از كوه‌نوردان، با شورو حال خاصي هم‌چنان كه ترانه‌ي معروف و قديمي « مرا ببوس» را مي‌خوانند، هيزم بر آتش مي‌گذارند:«مرا ببوس... براي آخرين‌بار... كه مي‌روم به سوي سرنوشت...به تيره ره گذركنم... كه برفروزم آتش ها در كوهستان ها...». و در بعضي مراسم بزرگداشت كوه‌نوردان از دست رفته ديده‌ايم كه هنگام غروب بر بلندي كوه‌ها آتش مي افروزند.(البته امروزه اكيداً توصيه مي كنيم كه از سوزاندن شاخ و برگ درختان و بوته ها خودداري كنيد!)

به درستي گفته‌اند كه كوهء‌ها حامل تنوع فرهنگي هستند؛ بسياري از مناطق بيرون از محدوده ي كنوني ايران كه در آن‌ها هنوز نوروز جشن گرفته مي شود كوهستاني است: كردستان عراق، مشرق تركيه، كشمير و ... .  

                                     

                                  قله‌ی ورسه‌سر-فيروزكوه -عكس از رضا صدري

بر پايه‌ي بعضي از اسطوره ها شكل‌گيري ساخت نوروز با كوه مرتبط است: ثعالبي نيشابوري در ضمن شرح حال جمشيد(پادشاه پيشدادي) مي‌گويد:«سپس فرمان داد ارابه اي از عاج با چوب ساج بسازند و گستردني ديبا بر آن بيفكنند. بر آن سوار شد و به اهريمنان فرمان داد كه آن را به دوش كشند و ميان آسمان و زمين برند تا او را از دماوند در هوا يك‌روزه به بابل رسانند، اين به روز اورمزد بود از فروردين ماه كه نخستين روز بهار است... مردم گفتند اين روزي نو و عيدي سعيد است... و نوروزش نام نهادند.»

( نقل قول‌هاي بيروني و ثعالبي، از همان كتاب هاشم رضي برداشت شده است.)

يكي از تقارن هاي دل‌انگيز بهار و كوه را مي توان در شعر زير از احمد شاملو ديد:

من به هيات ما زاده شدم

به هيات پرشكوه انسان

تا در بهار گياه به تماشاي رنگين كمان پروانه بنشينم

غرور كوه را دريابم و هيبت دريا را بشنوم

...