پلیس نامحسوس، ناموس، محیط زیست
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

در بعضی جاده‌ها، سازمان حفاظت محیط زیست روی تابلوهایی (که معمولا آسیب‌خورده، همچون طبیعت کشور، هستند) نوشته است: «محیط زیست شرف ملی ما است». همیشه با دیدن این تابلوها با خود گفته ام که نویسنده، گزاره‌ی درستی را طرح کرده، اما لابد خواسته است با ناموسی کردن قضیه‌ی محیط زیست، مردم را در حفظ آن غیرتی کند(!) حال آن که بیشتر ضرورت دارد مسوولان کشور با اجرای سخت و بی‌تبعیض قانون در مورد همه‌ی اشخاص و دستگاه‌ها و نهادها، در حفظ هوا و آب و خاک (سه عنصر اصلی محیط زیست) کشور بکوشند.

در خبرها آمده که قرار است هفت هزار مامور (علاوه بر پلیس‌هایی که لباس رسمی دارند) به صورت نامحسوس در شهر تهران گشت بزنند تا کسانی را که مزاحم «نوامیس مردم» می‌شوند، یا ایجاد آلودگی صوتی می‌کنند، و یا اقدام به رانندگی پرخطر، یا کشف حجاب در خودروها می‌کنند... شناسایی کنند. من کاری به این ندارم که در سال 1356 با جمعیتی کم‌تر از نصف امروز که بسیار کم‌ریخت و پاش‌تر از مردمان امروز بودند و بسیار هم کم‌تر روحیه‌ی تهاجم به طبیعت داشتند، گارد سازمان حفاظت محیط زیست، 3500 تن بود(1) و امروز فقط حدود 2850 محیط‌بان داریم که باید در برابر چند صد هزار شکارچی غیرمجاز و چند میلیون اسلحه، از طبیعت تمام پهنه‌ی کشور پاسداری کنند. کاری هم ندارم که سازمان محیط زیست در پرداخت حقوق و در آموزش اصولی همین محیط‌بانان هم مشکل دارد. فقط می‌گویم اکنون که صحبت از «نوامیس» است و متداول‌ترین معنای واژه‌ی ناموس، «شرف و حیثیت» است، جا دارد که گشت نامحسوس تهران، کسانی را که موجب مزاحمت‌هایی به شرف ملی یا همان محیط زیست ما می‌شوند نیز شناسایی کند. مثلا کسانی را که باغ‌های شهر را تخریب می‌کنند، یا به ساخت برج در کوهپایه‌ها اجازه می‌دهند، یا در بوستان‌های جنگلی ساختمان و راه می‌سازند، یا بودجه‌ی شهر را بیشتر از آن که در راه گسترش مترو و اتوبوس صرف کنند برای ساخت بزرگراه و تونل مصرف می‌کنند، یا در کنار بزرگراه و چهارراه مجتمع تجاری می‌سازند و موجب سنگینی ترافیک و آلودگی هوا می‌شوند، نیز شناسایی کند.

دو دسته از وظیفه‌های دیگر که برای پلیس نامحسوس تعریف شده، یعنی آلودگی صوتی و رانندگی پرخطر نیز به امر محیط زیست مرتبط است. پس چه بهتر که گشت نامحسوس، کسانی را که در چند متری ساختمان‌های مسکونی، بزرگراه و پل دوطبقه می‌سازند، یا به بساز و بفروش‌ها اجازه می‌دهند که از اول صبح تا پاسی از شب گذشته، حتی در روزهای تعطیل، با سنگ‌بری و کارهای گوش‌خراش دیگر آسایش مردم را از میان ببرند، نیز شناسایی کند. همچنین گشت نامحسوس می‌تواند مشوقان تولید موتورسیکلت‌هایی که شهر را با صدا آلوده کرده و رانندگانشان با حرکت به هر شکل دلخواه در خیابان‌ها و پیاده‌روها، امنیت شهر را به خطر انداخته اند، و کسانی را که در برابر صاحبان خودروهای چند صد میلیونی و چند میلیاردی کوتاه می‌آیند و می‌گذارند که در نیمه‌های شب موجب آلودگی صوتی (و آلودگی هوا) شوند، به مقام قضایی معرفی کند... .

 

1) اسکندر فیروز. خاطرات، انتشارات تدبیر روشن، 1392، ص 366