درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| علم کوه،،آلپهای ایران | |
| ساعت ٧:٠٠ ب.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
عباس محمدی آلپ (alp) در لغت به معنای علفزارهایی است که در زیر "برف مرز" (snow line) قرار دارند بویژه در گذشته دامها برای چرا به آنجا برده میشدند. نخستین کوهنوردان وکاشفان، این واژه را به کل کوهستان اطلاق کردند، و آلپ ها the alps)) به نام معروفی در رشته کوه های جهان بدل شد. و حتی نامی شد برای هر کوهستانی در جهان، از همین ریشه "alpinism"معنای "کوهنوردی" یافت "آلپ ها" مرز جغرافیایی ودر چند نقطه، مرز سیاسی کشورهای ایتالیا، فرانسه، سوئیس و اتریش را تشکیل میدهند.
توده (massif) علمکوه که به نام توده تخت سلیمان هم معروف است، بخشی از رشته کوه البرز است، و عادیترین را وصول به آن، منطقه کلاردشت و روستای رودبارک است. منطقه کلاردشت، آب و هوای سرد کوهستانی داردو از خوش آب وهوا ترین مناطق شمال ایران، در فصل گرم سال است. توده کوهستانی علمکوه با داشتن دهها قله بالای 4000متر، چند دیواره بلند گرانیتی، و چند یخچال طبیعی، از جالب توجهترین مناطق کوهستانی ایران، و پس از دماوند، مهمترین جاذبه کوهنوردی کشور است. بدلیل شباهت های منطقه علم کوه با رشته کوه آلپ، و شهرت آن درمیان کوهنوردان(فنی کار)اروپایی،این توده را آلپهای ایران هم خوانده اند. در هیچ نقطه دیگر ایران نمیتوان چنین تجمع فشردهای از کوههای بلند(تا 4850متر، قله علم کوه) و ستیغ های سربلند و دشوار، یخچال، پدیدههای زمین شناختی خاص این گونه مناطق، ودر عین حال دامنههای چمنزار و جنگل پوش را با هم دید. از این رو، منطقه علمکوه، در ماه های تیر و مرداد، میعادگاه کوهنوردان سراسر کشور، و محلی برای کوهنوردی ماجراجویانی از دیگر کشورهاست. علم کوه و کلاردشت نیز همچون دیگر کوهستانهای ایران، از بهره برداریهای بیحساب غیر مسئولانه در امان نمانده است.در پایین دست منطقه، به زیر ساخت وساز رفتن کشتزارها و مراتع، بدون هیچ برنامه اصولی و بی آنکه حتی فکری برای (مثلا) آب و دفع فاضلاب و زباله منطقه شود حیات و آینده دشت را زیر سوال برده است. در بالا دست، علاوه بر دامداری خارج از ظرفیت، فعالیت های جدیدی، طبیعت منحصر به فرد منطقه را نشانه گرفته است: معدن کاوی برای برداشت سنگهای گرانیت و چینی، چهره طبیعی و جذاب کوههای کلاردشت راخدشه دار کرده است. برداشت سنگ، شیب های جنگلی و مرتعی را از از پوشش گیاهی تهی ساخته؛ با راه های دسترسی طولانی و غیر اصولی، فرسایش خاک را افزایش داده، حریم رودخانه "سردابه رود" را مورد تجاوز قرار داده، وآرامش آن منطقه را از بین برده است. از اسفند ماه83 مردم کلاردشت مانع عبور و مرور کامیون های حامل سنگ در کلاردشت شده اند، و دعوایی حقوقی در دادگاه منطقه به جریان افتاده است، که در یک سوی آن شرکت بهره بردار خواهان ادامه کار بهره برداری از معدن دیو چال است، ودر سوی دیگر شورای شهر کلاردشت به نمایندگی از اهالی، با تاکید به اینکه ارزش زیست محیطی و گردشگری منطقه بیش از آن است که با فعالیتهای اقتصادی مخرب قابل مقایسه باشد، این شورا خواهان تعطیلی معدن کاوی در این منطقه است. رد پای کوهنورد:هدف من از نگاشتن این مطلب متذکر شدن به یک نوع رفتار انسان با طبیعت است که میتوان آن را "برخورد مسئولانه با طبیعت" نامید پدیده ای که شاید بیش از هر عامل طبیعی دیگر مانند سیل، زلزله، رانش زمین، چرای بدون کنترل دام ها، وعوامل دیگر طبیعی باعث فرسایش ودر برخی موارد نابودی کلی یک منطقه طبیعی میشود وتمام این ناهنجاری ها از طرف انسان هایی صورت میگیرد که فاقد فرهنگ مناسب برای برخورد با یک محیط طبیعی هستند. معدنکاوان سنگهای کوهستان را برای ساختن خانههای مجلل به شهر ها منتقل میکنند ودر عوض طبیعت کوهستان را در دامنه ها دچار آسیب میکنند. جاده سازها چوبهای جنگلها را میبرند تا معبری برای دسترسی سادهتر به یک منطقه محیا کنند و آیندگان را برای همیشه از مناظر زیبا و موهبتهای جنگلها محروم میکنند و به اکوسیستم آن منطقه آسیب میزنند.دام داران بی مهابا برای پرورش دام هایشان بدون اینکه ظرفیت چراگاهها را بسنجند اقدام به چراندن دام ها در مراتع واقع شده در دامنه کوه ها میکنند وبا این کار باعث فرسایش جبران ناپذیر خاک منطقه میشوند. این فعالیتها برای من وتو که کوهنوردی ورزش مورد علاقه مان است فعالیتهایی توجیه ناپذیر است.
اما تا بهحال به این فکر کرده ای که کوهنوردان تا چه حد میتوانند به تخریب کوهستانها کمک کنند؟؟؟؟ کوهنوردان به مکانهایی دسترسی دارند که هیچ کامیون معدن، هیچ شرکت عمرانی، هیچ گله دام، وهیچ انسان عادی (غیر کوهنورد) نمیتواند به آن مکان آسیبی برساند؛ در شکاف های دیواره علم کوه پر شده از زباله هایی که انسانهای کوهنورد به آنجا منتقل کرده اند، طنابهای ثابت باقی مانده، قوطی های کنسرو، بطریهای پلاستیکی آب،و...... آثار تخریب و آلودگی در قعر چاه های "غار پروا" دیده میشود فضولات انسانی، لباسهای کهنه، و حتی جسد انسان!!! عبور ومرور بیش از اندازه و غیر مسئولانه به دره "اندرس" آسیبهای غیر قابل جبرانی به اکو سیستم این دره زیبا که محل زندگی گونه های کمیابی از حیوانات وحشی است وارد میکندو امنیت و پاکیزگی منطقه را مورد تهدید قرار میدهد. هدف از این تذکرات توقف کوهنودی نیست بلکه دعوت کوهنوردان به رعایت اصول اخلاقی رفتار با طبیعت میباشد . ما درقبال محیطی که در آن به ورزش مورد علاقه مان میپردازیم مسئولیم و موظفیم که این محیط را سالم نگاه داریم و به همین صورت به آیندگان بسپاریم. از رد پای کوهنورد:
|

