چه مايه جانورند از تو خسته‌ و رنجور! (بخش پاياني)
ساعت ٦:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                                                                                                           عباس محمدی

من به طوركلي مخالف شكارم و معتقدم كه بايد با كار آموزشي و نشان دادن زيبايي‌هاي طبيعت وحش به مردم، شكار را در نظر آنان تا حد امكان مذموم ساخت. اما در جاي ديگر هم اشاره كرده‌ام«كه به هر حال پديده‌اي به نام شكار وجود دارد، و با نصيحت‌هاي اخلاقي صرف هم نمي‌توان جلوي آن را گرفت. راه مبارزه با شكار، مديريت زيستگاه‌ها و اِعمال سخت‌گيرانه و همه شمول قانون است.»(13)،در مورد اِعمال قانون، داستان آشكارتر ار آن است كه نيازي به توضيح زياد باشد؛ اگر اين كار درست و بي تبعيض انجام مي‌شد و اگر تعداد ظابطان قانون (محيط بانان) با وسعت منطقه‌هاي حفاظت شده تناسب داشت، امثال«دكتر» جرات نمي‌كردند در برابر پرسش خبرنگار كه « مي‌دانيد سازمان حفاظت از محيط زيست چقدر براي شناسايي شما و ديگر متخلفان تلاش مي‌كند»، بلند بلند بخندد. واقعيت اين است كه هيچ كارفرهنگي و آموزشي نمي‌تواند دوستداران تجاوز به ثروت‌هاي ملي را از اين كار باز دارد ( اگرچه مي‌تواند در كاهش تعداد اين گونه افراد موثر باشد و تعداد مردم مراقب زيستگاه‌ها و ديگر منابع ملي را افزايش دهد)؛ فقط براي ابزارهاي بازدارنده و مجازات‌هاي قانوني مي‌تواند مانع آنان شود. اما مديريت زيستگاه‌ها نيز فقط به معني گماردن تعدادي نگهبان و جلوگيري از هرگونه شكار نيست. آمارگيري دقيق از تعداد وحوش و صدور پروانه‌ي شكار (به قيمت بالا و با در نظر گرفتن همه‌ي جوانب زيست بومي)  و استفاده از توان شكارچيان قانوني در پايش و ديده‌باني و منطقه‌ها هم بخشي از مديريت است.

 نكته‌ي آخر اين كه دوستداران شكار مي‌توانند آستين بالا بزنند و منطقه‌هايي را براي پرورش «شكار» احيا كنند. براي مثال مي‌توان بعضي دشت‌هاي باير كشور را با طرح‌هاي آبخوان‌داري تبديل به بيشه‌زار يا ني‌زار كرد و در آن‌ها در مراحل نخست، نسل جانوراني را كه سريع تكثير مي‌شوند ( مانند گراز و خرگوش ) و در مراحل بعد، جانوراني مانند آهو را احيا كرد. در چنين شكارگاه‌هاي دست ساخته مي‌توين  طرح‌هاي درآمدزاي شكار پياده كرد. به عبارت ديگر، شكارچيان به جاي بهره برداري از موجودي ناچيز و رو به انقاض  طبيعت، از حاصل « كِشت» خود درو كنند. سازمان‌هايي مانند جنگل‌ها و مراتع، محيط زيست، و ميراث فرهنگي و گردش‌گري، هم‌مي‌توانند در فراهم سازي بستر اين ‌كار كمك كنند.

                                                                                     عباس محمدی

 

 

پي نوشت بخش پاياني

13) روزنامه‌ي همشهري 20/11/1384