فرهنگ خودي و زندگی جهانی
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

از مدیران مملکت - در سطوح مختلف - بسیار شنیده ایم که گفته اند : « ما مطابق فرهنگ خودمان رفتار می کنیم ... دیگران هر چه دل شان می خواهد بگوید ... ما از تهدید های دیگران باکی نداریم ... » و سخنان دیگری شبیه به این مضمون . اما همین آقایان ، در بسیاری موارد هم از این که تصمیم گیرندگان کشورهای دیگر با ما رفتاری دارند که با رفتارشان در قبال دیگر ملت ها متفاوت است ، گله می کنند . ظاهرا این نکته ی ساده را نمی دانند که هرکس ( یا هر شخصیت و کشوری ) که وارد بده و بستانی با دیگران می شود ، یک سری « اصول بازی » را برای رفتار در خصوص مورد معامله پذیرفته است . این اصول  مشترک ، تابع مغایرت های فرهنگی نیست ، بلکه مبنای آن بر اشتراکات بشری است .

در ورزش ، قضیه باید بر هر کس روشن تر از آن باشد که جر وبحثی پیش آید ؛ هر بازی مقرراتی دارد ، و آنان که وارد بازی می شوند با پذیرش بی قید و شرط آن قانون ها ( که حاکم بر خود بازی و سازمان های درگیر در بازی ) است ، فعالیت خواهند کرد . با این حال ، در فوتبال که پر طرفدارترین ورزش کشور است ، چندین ماه است که شاهد درگیری فدراسیون ایران با کنفدراسیون جهانی هستیم . بر پایه ی مقرراتی که از حدود ده سال پیش در سازمان های جهانی ورزش تصویب شده ،ارگان رسمی حاکم بر هر رشته ی ورزشی ،  باید منتخب ورزشکاران ( که در باشگاه ها ، اتحادیه ها ، و انجمن های مربوط متشکل شده اند ) باشد . به عبارت دیگر ، نقش دولت ها در  تصمیم گیری در مورد مسایل ورزشی بسیار کاهش یافته است ، و آن ها باید بیشتر نقش بستر ساز و تسهیل گر داشته باشند . به همین دلیل ، عزل و نصب رییسان فدراسیون ها از سوی دولت ( سازمان تربیت بدنی و دیگر دستگاه های دولتی ) خلاف مقررات جهانی است . به تازگی هم ، کنفدراسیون فوتبال آسیا گفته است که اگر ایران می خواهد میزبان جام ملت های آسیا در سال ۲۰۱۱ باشد ، باید ورود زنان را به ورزشگاه ها ی فوتبال آزاد کند .

( ادامه دارد . )