فرهنگ خودي و زندگی جهانی (۲ )
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

اما علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی ، در پاسخ به این پرسش که آیا کنفدراسیون فوتبال آسیا برای پذیرش درخواست ایران در مورد میزبانی جام ملت های آسیا در سال ۲۰۱۱ ، آزاد بودن ورود زنان به ورزشگاه ها را به عنوان یکی از شرط های خود اعلام کرده ، گفت : « هر ملتی در چارچوب فرهنگ خود عمل می کند ... و اگر داخلی ها شیطنت نکنند و به خارج از کشور خط ندهند ، قصدمان تعامل با کنفدراسیون آسیا است ... » ( روزنامه ی دنیای اقتصاد ۲۴/۲/۸۶ ) .

« تعامل » در گنجینه ی واژگان مدیران ما ، معادل مصالحه یا بهتر بگوییم ساخت و پاخت است که شیوه ای است متداول در حل و فصل مشکلاتی که باید روشن و مشخص به نفع یک طرف ماجرا به نتیجه رسد . برای مثال ، تقریبا در تمام موردهایی که سازمان محیط زیست یا میراث فرهنگی در برابر سازمان های دولتی دیگر شاکی شده ، قضایا با « تعامل » ختم به خیر شده است . یک نمونه ی آن را همین امروز در روزنامه ی شرق خواندم که سازمان میراث فرهنگی از بنیاد مسکن  به خاطر خراب کردن دیوار یک مدرسه ی قدیمی در  روستای  تاریخی ابیانه ، شکایت کرده و دادگاه هم به نفع میراث رای داده ، اما میراث ، بنیاد مسکن را بخشیده و از پی گیری موضوع خودداری کرده است (‌ ! )

« تعامل با کنفدراسیون آسیا » هم یعنی این که یک جوری داستان را ماست مالی کنند . نیازی به توضیح نیست که بیشتر مقام های کنفدراسیون آسیا اطلاعات دقیقی از اوضاع و احوال داخل مملکت ما ندارند و داده های خود را از کانال مقام های دولتی ما می گیرند . کافی است ( یا دست کم تا پیش از ماجرای اخیر فدراسیون فوتبال ، کافی بوده ) که مثلا مقام های رسمی بگویند انتخابات فدراسیون انجام شد ، تا آن بندگان بی خبر از دنیا بپذیرند که دمکراسی یا غیر دولتی کردن فدراسیون به سرانجام رسیده است ! مسئولان کنفدراسیون به سختی می توانند بپذیرند که صاحبان حق رای در مجمع عمومی فدراسیون های ایرانی ، غالبا تشکیلات های دولتی هستند .

( ادامه دارد . )