فرهنگ خودی و زندگی جهانی ( پايان )
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

مطابق ماده ی ۵  اساسنامه ی فدراسیون های ورزشی مصوب ۹/۳/۷۸ هیات وزیران ، مجمع عمومی فدراسیون ها مرکب است از رییس سازمان تربیت بدنی یا نماینده ی او ، روسای هیات های ورزشی استان ها ، روسای انجمن ها و هیات های ورزشی کارگران و نیروهای مسلح و دانش آموزان و دانشجویان به انتخاب وزارتخانه یا سازمان مربوطه ، دبیر کل کمیته ی ملی المپیک یا نماینده ی وی ، رییس فدراسیون ، سه نفر نماینده ی ورزشکاران ، یک نفر به انتخاب کانون داوران ، یک نفر به انتخاب کانون مربیان ، و دو نفر به انتخاب اتحادیه ی باشگاه ها .

 با توجه به این که رییس تربیت بدنی از سوی رییس جمهور منصوب می شود ، روسای هیات ها حکم خود را از  رییس فدراسیون می گیرند ، انجمن های کارگری و دانش اموزی و دانشجویی و نظامی به کلی دولتی هستند ، و حتی به تجویز تبصره ی یک ماده ی ۵ ، تا زمان تشکیل نشدن کانون ها و اتحادیه های داوران و مربیان و ... سازمان تربیت بدنی می تواند نمایندگان آن ها را معرفی کند ( و تازه ، در ایران تمام این تشکل ها مجوز فعالیت خود را باید از دولت بگیرند ، و هر آینه که دولت بخواهد می تواند آن ها را تعطیل کند ) ، در چنین اوضاع ، اطلاق عنوان « انتخابات » به فرایند نصب رییسان فدراسیون های ورزشی فقط بازی با واژگان و مفهوم ها است .

فدراسیون فوتبال ، به علت آن که این ورزش در جهان جایگاه خاص دارد و بیش از هر ورزش دیگری قدرت و طرفدار دارد ، بیشتر زیر ذره بین است . از این رو ، دخالت گسترده و بی پروای دولت کنونی در مسایل آن بیشتر جلب توجه کرد و کار به جایی رسید که حضور تیم جوانان فوتبال در بازی های آسیایی قطر ، ممنوع اعلام شد و فقط با پادرمیانی رییس جمهور ایران و امیر قطر و البته قول موکد ایران به اصلاح اساسنامه ی فدراسیون فوتبال ، این تیم توانست در بازی های آسیایی شرکت کند . اکنون ، چند ماهی است که تیمی با صلاحدید فیفا مشغول تدوین اساسنامه ی جدید و حل معضلات پیش آمده است .

در فدراسیون کوه نوردی ، آقاجانی پس از « انتخابات » سال ۱۳۸۰ در حدود یک سال و نیم هم به صورت اضافه ، رییس ( یا سرپرست ؟‌)‌ ماند . اکنون  هوایی که در مهر ماه ۸۵ به عنوان سرپرست برای شش  ماه منصوب شده ،  همچنان در این مقام مانده است . اگر هم مجمع عمومی فدراسیون کوه نوردی به شکل گذشته دعوت شود ، هیچ تغییر ماهیتی در شیوه ی مدیریتی این دستگاه پدید نخواهد آمد ؛ گذشته از دولتی بودن اکثریت قاطع اعضای مجمع ، غیر دولتی ها نیز تشکیلات خود ( کانون داوران ، کانون مربیان ... ) را سازمان نداده اند .

اگر آقایان ، به راستی به انتخابات اعتقاد دارند ، یا به تعهدهایی که در چند سال گذشته به کمیته ی جهانی المپیک داده اند ( مبنی بر غیر دولتی کردن اداره ی فدراسیون های ورزشی )  پایبند هستند ، دلیلی ندارد که از « خط دادن » داخلی ها به مسئولان خارجی ورزش هراس داشته باشند . کار درست ، چه به خارجی ها گزارش شود و چه نشود ، درست است . کار نادرست هم در هر شرایطی نادرست است . یا باید با جهانیان زندگی کنیم و برای این کار به عمومی ترین الزامات زندگی جهانی تمکین کنیم ، و یا با « فرهنگ » خودمان بسازیم و مثلا به جای شرکت در مسابقه ها و رویدادهای جهانی ، به بازی های محلی و ملی بسنده کنیم .