شهری برای هيچ کس ( ۲ )
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

نبود تعریف برای بخش های گوناگون شهر

 

مدیران شهری ما ، با وجود الزام به پای بندی به « طرح جامع » و « طرح هادی » و محدوده ی شهری و مانند این ها ، در عمل دنباله روی موج های بساز و بفروشی ، یا تب های تورمی که هر چندگاه یک بار قیمت زمین و ساختمان را بی دلیل منطقی بالا می برد ، هستند . و چه بسیار مواقع که خود ، به منظورایجاد درآمد برای شهرداری ، مشوق و شریک در برنامه های تخریب پیاپی محله ها و گذرگاه های شهر می شوند . درست این است که اگر خیابان ، مجموعه ی ساختمان ، یا فضای سبز ( در حاشیه ی گذرگاه ها  یا  در زمین های جداگانه ) با طرحی مشخص ساخته شد ، این ها – به ویژه از نظر نما – از تغییرهای پی در پی در امان باشند تا شهر شکل و هویت پایدار به خود بگیرد . ثبات در طراحی شهری ، سازندگان را ملزم به رعایت استانداردهای ایمنی و زیبایی شناختی می کند ، از هجوم جمعیت اضافه و نامتناسب با مساحت محدوده جلوگیری می کند ، و احساس آرامش و تعلق خاطر به محل را برای ساکنان به ارمغان می آورد .

محدوده ای که به عنوان مسکونی تعریف شده است ، نباید با ساخت بناهای مربوط به وزارتخانه ها ، شهرداری ، مراکز درمانی ، مراکز خرید ، و مانند این ها هویت زیستگاهی خود را که نخستین ویژگی آن ، خلوتی نسبی و « آشیان » بودن برای گروهی خاص است ، از دست بدهد . در آشیان ، می توان زندگی کرد و مهر ورزید ، اما در مجموعه های درهمی که در دو سه دهه ی اخیر شکل گرفته ویک روز می بینی که در کنار ساختمان مسکونی ات مثلا یک مرکز پاتولوژی سبز شده است ، هیچ احساس ریشه دار و هیچ میراث ماندگار پا نمی گیرد .

شاید بگویند که با رشد جمعیت بالایی که ما داشته ایم ، چاره ای جز تخریب های سریع و تجدید بنا ، برای استفاده ی بیشتر از زمین ، نداریم . اما ، باید گفت که  عادت به تخریب آثار گذشتگان و ریخت و پاش های این چنین ، مختص شهرهای بزرگ نیست و در شهرهای با رشد جمعیت کم یا حتی در روستاها که بسیاری شان رشد جمعیت منفی دارند هم دیده می شود . می توان گفت که سلیقه ی همگانی ما ، به دلایلی ، به سوی دشمنی با آثار کهنه تنزل کرده است . تا جایی که بر اثر عوارض این گرایش بیمارگونه ، ما یک ساختمان ۳۰-۲۵ ساله را « کلنگی »  می خوانیم .

در زیر ، به چند نمونه از کارهای عمرانی که هم اینک در شهر تهران در حال اجرا است ، و مصداق بی برنامگی و ناپایبندی به ارزش های میراثی است ، اشاره می کنم ؛ از این نمونه ها بسیار می توان برشمرد ، چه در تهران و چه در دیگر شهرها و روستاهای کشور .