هراز ، اثری تاريخی ؟
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

دو سه هفته پیش ، رییس راهنمایی و رانندگی کشور گفت که جاده های هراز و چالوس دیگر پاسخ گوی نیازهای شدآمد (ترافیک) شمال کشور نیست ، و این راه ها باید به عنوان آثار تاریخی نگهداری شوند . ایشان ، خواستار آن شده بود که هر چه زودتر آزادراه تهران – شمال گشوده شود تا مشکل ناامنی و کم کشش بودن جاده های چالوس و هراز رفع شود .

در چند جمعه ی گذشته که در اجرای « طرح نگاهبانی دماوند » در جاده ی هراز ، تا پلور و از آن جا تا رینه ، رفت و آمد داشتیم ، با نگاه به جاده و اطراف آن  فکرمی کردم  که از این « اثر تاریخی » چه باقی مانده است : در ابتدای جاده ، یک طول چندین کیلومتری از جنگل کاری حاشیه ی پارک ملی سرخه حصار ( قدیمی ترین منطقه ی حفاظت شده ی ایران که به یک تعبیر ، با سابقه ترین منطقه ی حفاظت شده و شناسنامه دار جهان است ) برش خورده و درخت زدایی شده ؛ پس از محدوده ی سرخه حصار نیز تعریض های چندباره هیچ چیزی از ساختار قدیمی راه باقی نگذاشته و می توان تا شهر جاجرود ، تجاوزهای بی شمار به منطقه ی مثلا حفاظت شده ی جاچرود و پارک ملی خجیر را دید . بعد از آن می توان به عنوان نمونه ای دیگر ، اشاره کرد به شهر جدید پردیس که اگرچه جدید ساخته شده است ، اما در آن هیچ رویکرد زیست محیطی که این شهر را از دیگر شهرهای آشفته ی کشور متمایز کند ( مثلا با فضای سبز کافی ، نمای هم خوان با محیط ، یا یا عایق سازی دیوارها و پنجره ها ) به چشم نمی خورد .

 در آبعلی و چندین نقطه ی دیگر، کوه بری ، قطعه بندی و دیوارکشی تپه ها که به دست عموم زمین خواران و بساز بفروشان « عزیز » - و نیز شهرداری محترم – انجام شده ، فقط طرح بسیارکم رنگی ازجاده ی هرازی که تا حدود بیست سال پیش دیده بودیم ، باقی گذاشته است . دشت مشا ، یک سره به زیر ساخت و ساز رفته و نشانی از آن چمنزارها ی دل انگیز در آن یافت نمی شود . در گردنه ی امام زاده هاشم ، بنای تاریخی امام زاده و منظر باستانی آن که بیان گر اعتقادات کهن ( احتمالا مرتبط با دوران میتراییسم ) بود ، به کلی از میان رفته است و به جای آن انبوهی از مغازه ها و دکه های آلاینده و بدشکل سبز شده است .در پایین گردنه ، عملیات تونل سازی بی ملاحظه ، گستره ی چشم گیری از مراتع و نیز حریم رودخانه را به "خاکزار " بدل کرده است و از آن  « ساباط » ( کاروانسرای کوچک ) که قدمتی چند صد ساله داشت ، آثار کم رمقی باقی مانده که فقط به سختی به چشم آدم های خبره و آشنا به منطقه می آید .

می توان با ذکر بسیار موردهای دیگر از تخریب بی پایان چشم اندازهای طبیعی  و میراث فرهنگی دره ی هراز که یکی از گذرگاه های تمدنی مهم و پر غنای سرزمین ما است ( و نیز از تخریب های بی امان جاده ی چالوس ) ، این سیاهه را ادامه داد . اما چه سود از این سوگ نامه نویسی ها ؟! آقایانی که می گویند این جاده ها را باید به چشم آثار تاریخی نگاه کرد ، به احتمال زیاد تاریخ را به سخره گرفته اند ، و فقط نظر به این دارند که جاده ای دیگر بسازند و آزموده ای را باز بیازمایند .