آقای قاليباف ُ از شما شکايت داريم !
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

شهرداری تهران ، به جان خیابان ها افتاده است . این سنت به جا مانده از زمان آقای بوذرجمهری ، که در طرح های " اصلاح " خیابان ها ، درختان حاشیه را می برند ( و او این کار را  با بخشی از خیابان ولیعصر کنونی کرد ) ، دوره به دوره در سازمان شهرداری به ارث رسیده و اکنون میراث دار بزرگ آن ، آقای قالیباف شده است . البته کار شهردار کنونی ، به مراتب "بزرگ" تر از کار بوذرجمهری در شصت هفتاد سال پیش است ، چرا که قالیباف به درختان حاشیه  بسنده نمی کند و کمربند هایی را که قرار بوده حافظ حریم شهر باشند نیز در امان نگذاشته است .  به نظر نمی رسد که هیچ یک از شهرداران تهران به اندازه ی قالیباف ، درخت قطع کرده باشند ؛ در کارنامه ی او ، تجاوز به جنگل دست کاشت لویزان ، خیابان کشی های گسترده در پارک جنگلی چیتگر ، نابودسازی چندین کیلومتر از فضای سبز وسط جاده ی کمربندی تهران ( بزرگ راه آزادگان ) ، بریدن انبوهی از درختان پارک جنگلی سرخه حصار ، ... و تعرض بی سابقه به فضای سبز دو خیابان خاطره انگیز تهران  یعنی خیابان های آزادی و چمران – تا حد بی هویت کردن  و از شکل انداختن کلی آن ها ، به چشم می خورد . در این جا قصد داریم فقط به دو مورد آخر بپردازیم که این روزها ، گویا به شکل ضربتی در دست اجرا است .

خیابان آزادی ، با دو باند عریض تندرو ، دو باند کم عرض کندرو ، دو باغچه ی حاشیه ای که جدا کننده ی باندهای تندرو و کندرو بوده ، دو پیاده روی پهن ،  و یک رفوژ در وسط ، هویتی تعریف شده داشت و می توانست در صورت مدیریت درست ترافیک و کنترل تعداد خودروهای ورودی به آن ، یک گذرگاه شهری باشکوه و ماندنی باشد . ورودی این خیابان از سمت فرودگاه بین المللی شهر ، با یک میدان دل گشا که یکی از دل انگیز ترین یادمان های معاصر شهر در آن بنا شده ، زینت یافته است . درختان حاشیه ی میدان و خیابان آزادی ، مانند  خیابان های به یادماندنی و سنتی ایران ، نقشی مهم در به سازی منظر و تلطیف آفتاب بی امان و ایجاد حس نزدیکی به طبیعت ، داشته است . اکنون ببینید که نابود سازی باغچه های دو طرف با آن همه درخت مسن برای ساخت دوربرگردان ( که در دوره ی شهردار قبلی انجام شد ) ، برداشتن رفوژ سبز وسط ، و پهن کردن خیابان در چند نقطه – مثلا از سر نواب تا انقلاب – گه با تجاوز به فضای پیش بینی شده برای درختان انجام شده است ... چه جهنمی از اسفالت و ماشین و هیاهو فراهم کرده است . در جایی مانند تقاطع بهبودی ، این روزها که شهرداری رفوژ را هم به سطح سواره رو اضافه کرده ، خیابان آزادی را با 16-15 ردیف خودرو که به غلط ترین شیوه ها در حرکت اند ، می توان تشبیه به دریاچه ای کثیف و متلاطم کرد که آدمی راجرات عبور از آن نیست . آری از این خیابان که فقط یک قلم خاطره ی آن ، راه پیمایی های دوران انقلاب و خستگی در کردن در حاشیه ی پر درخت آن در آن روزها است ، چیز زیادی باقی نمانده است و آن اندک باقی مانده هم می رود که در طرح های "عمرانی" شهردار کنونی نابود شود .

در بزرگراه چمران هم همین سناریو در حال اجرا و تکمیل است ؛ این خیابان ، تنها پارک وی یا "باغ راه" تهران بوده است . ویژگی این گونه خیابان ها ، داشتن حاشیه های عریض درخت کاری شده در عین چندبانده بودن گذرگاه است . شوربختانه ، اما این بزرگراه خوش پرداخت هم قربانی دیدگاه تخریب گر و بی اعتنا به اصالت های شهر شده است . ساخت دوربرگردان های متعدد به قیمت نابودی فضاهای سبز وسط و حاشیه ( که با گذشت اندک زمانی از ساخت آن ها ، بی تاثیر بودن شان در روان سازی ترافیک مشخص شد ) ، و تعریض هایی که به ویژه این روزها شدت گرفته است ، درختان 40-30 ساله ی کاج و سرو نقره ای و درختچه های قدیمی گل توری را از میان برده و بستر خیابان را به مسیل عریض و روان فرسایی برای سیل خودروهای بدسوز و بدرو بدل ساخته است . در حال حاضر ، از حوالی تقاطع همت تا نیایش  در این بزرگ راه ، درختان  و درختچه های قدیمی و زیبا قطع شده یا منتظر قطع شدن هستند تا یکی دو باند به گذرگاه اضافه شود . آیا برنامه ریزان شهرداری نمی دانند که با این کارها مشکل ترافیک حل نمی شود و فقط میل به استفاده از خودروی شخصی در شهر دامن زده می شود؟! آیا آنان نمی بینند که کوتاه زمانی پس از اتمام این گونه پروژه ها همگان همان زمان – یا بیشتر – را صرف عبور از این گذرگاه ها می کنند که که پیش تر می کردند ؟! چرا... ! آنان می دانند اما باید بودجه ها به نحوی هزینه شوند ، و آن چه که در این میان در نزد پروژه بگیران به پشیزی نمی ارزد ، حفظ اصالت های شهر و محیط زیست آن است ، اگرچه ادعاها در این زمینه ، گوش فلک را پر کرده باشد .

                                           *********************************

پیشنهاد می کنم سازمان های غیر دولتی طرفدار محیط زیست و توسعه ی پایدار ، و نیز محیط زیست نویسان ، ترتیب یک اعتراض گسترده و مشترک به کارهای اخیر شهرداری را بدهند . شروع کار می تواند صدور یک نامه ی سرگشاده باشد .

عباس محمدی