سهميه بندی بنزين و گردش گری وطنی
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۳٠ تیر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

پس از سهمیه بندی شدن بنزین خیلی ها پرسیده اند که تکلیف "صنعت" گردش گری چه می شود ؟ برای مثال ، در سرمقاله ی روزنامه ی اعتماد ملی ۲۵/۴/ در این زمینه ابراز نگرانی شده بود . اما ، این "صنعت" هم شبیه صنعت خودرو سازی مان است که با وجود « فروش سالانه ی 15 هزار میلیارد تومانی و فراوان – به نحوی که هیچ وقت عرضه اش کفاف تقاضا را نمی کند -  همیشه بدهی دارد » ( مجله ی ترابران ، اردیبهشت ۸۶ ) .  به بیان دیگر ، همان گونه که صنعت بیمار خودروسازی فقط با اتکا به یارانه های نفتی و حمایت های تعرفه ای و حمایت ها ی دیگری همچون اعطای مجوزجمع آوری پول مردم با عنوان پیش فروش ...  توانسته به حیات انگل وار خود ادامه دهد ، به اصطلاح "صنعت" گردش گری هم به قیمت سوزاندن سرمایه های طبیعی و تخریب محیط زیست ، رونق کم فروغی داشته است . جابه جا شدن حدود ۴۰ میلیون نفر در تعطیلات نوروز ، یا هجوم ۳۰-۲۰ میلیون نفر به استان های کوچک شمالی در تابستان ، کمکی به اقتصاد ملی نمی کند . زیرا در این گردش ها ، هزینه ی بنزینی که با فروش نفت خام خریداری شده و نیز هزینه ی آلوده سازی و تخریب منابع طبیعی کشور به حساب نمی آید .

در هفته ی گذشته ، چند روزی به منطقه ی " رودبار جنات " در نزدیکی رامسر رفته بودم . جاده ی زیبا و پر پیچ و خمی ، از جاده ی کناره به سمت جنوب (کوهستان ) می رود که در بالاترین بخش ها به لیماک ده می رسد . با وجود آن که این منطقه هنوز مانند ییلاق جواهرده ، معروف (و بی هویت) نشده اما در جای جای مسیر می توان آثار گردش گری وطنی را با توده های رها شده ی زباله و بقایای آتش افروزی ها دید . خودروهایی که هر جا دل صاحبان شان خواسته ، وارد جنگل و چمنزار شده اند ، ویلاهایی که در زمین های کشاورزی و مراتع و حتی دل جنگل بنا شده ، و بولدوزرهایی که همه جا مشغول بریدن کوه برای تعرض جاده و " ایمن سازی " هستند ، از دیگر نشانگان گردش گری ایرانی هستند . این گونه گردش گری همان به که کمتر شود .