سهميه بندی بنزين يا جوک ؟!
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

بارها و بارها دیده ایم که طرح ها و سخنان خوب ، در این مملکت به جوک بدل می شوند ( من تا حد امکان از کاربرد واژگان بیگانه می پرهیزم ، اما در این جا نمی دانم برای "جوک " چه برابر نهادی بگذارم! ) . شعارهایی که همچون نقل و نبات بر زبان ها و در رسانه های رسمی و خصوصی جاری می شوند ، وعده های بی پایه ای که داده می شوند ، ادعاهایی چون گذر از مرزهای دانش و قدرت جهان ، و خود فریبی هایی که گویا ما بسیار باهوش هستیم و دنیا وام دار ما است ... ، هر یک از بن مایه ای شاید درست سرچشمه می گیرند ، اما به مرور زمان بر اثراستفاده های نابجا و عوامل دیگر ، چنان از خمیره ی نخست خود فاصله گرفته اند که تبدیل به جوک شده اند .

سهمیه بندی بنزین هم می رود که به همین سرنوشت دچار شود ؛ سهمیه برای دولتی ها ، سهمیه برای مشاغل خاص ، سهمیه برای بازرگانان ، سهمیه برای خبرنگاران ، سهمیه برای گردش گران ، امکان پیش خور کردن سهمیه ی ماه های آینده ، بحث برای آزادسازی فروش بنزین ، آزاد شدن آن در جزیره ی کیش ، باز شدن راه هایی برای خرید بنزین آزاد در بعضی جایگاه ها در نیمه های شب ، وفور بنزین های گالنی در بعضی شهرستان ها ، و ... همه ی این ها ، بسیار زودتر از آن چه که فکرش را می کردیم ، وضع خیابان ها را شبیه به روزهای پیش از سهمیه بندی کرده است . بیشتر مردم هم می گویند که به زودی بنزین ، با قیمت بالا آزاد خواهد شد .

به نظر می رسد که همچنان ، هیچ اراده ای در سطوح بالای مدیریتی کشور وجود ندارد که استفاده از خودروی شخصی را هزینه بر و محدود کند ، و سهمیه بندی بنزین شاید فقط یک آزمون و خطای  دیگر باشد مانند خیلی بازی های دیگر که خورده ایم .