ترافيک ، عامل زوال سرمايه ی اجتماعی
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

شدآمد ( ترافیک ) فلج کننده ی شهری مانند تهران ، سبب اتلاف حدود نیمی از وقت روزانه ی هر ساکن این شهر است .( البته پس از سهمیه بندی بنزین ، چند روزی  وضع کمی بهتر شد اما گویا دوباره می رود که اوضاع مانند گذشته شود . ) ممکن است به نظر آید که این رقم گزافه است ، اما اگر « وقت » هر کس را آن زمانی بدانیم که صرف خواب ، کار برای معاش ( که در مورد بیشتر اشخاص کار همراه با عشق نیست ) ، خورد و خوراک ، و دیگر لازمه های ناگزیر نمی شود – بلکه آن مقدار زمانی بدانیم که صرف کام گرفتن از زندگی و کارهای آفریننده ( آموزش ، نوآوری ، خواندن ، نوشتن ، نقاشی ، نوازندگی ... ) می شود ، آن گاه در می یابیم که به راستی بیش از نیمی از وقت مفید ساکنان  شهرهایی مانند تهران ، فقط در شدآمد خیابان ها می سوزد . اگر به آمارهاهایی که سازمان های جهانی ( یا داخلی ) می دهند و بر مبنای آن ها ساعت " کار مفید " هر شاغل ایرانیا حدود نیم ساعت در روز است ، توجه داشته باشیم ، آن گاه می توانیم بگوییم زمانی که هر تهرانی در خیابان ها تلف می کند ( ۲ تا ۵ ساعت در روز برای هر فرد شاغل ) چندین برابر زمان کار مفید او است .

آسیب دیگر شدآمد سنگین تهران این است که به این علت ، رابطه های عاطفی و اجتماعی دچار زوال شده اند . در این شهر ( و شهرهای مشابه ) دیدارهای خانوادگی و دوستانه بسیار سخت شده ، و مراوده های اجتماعی – شامل فعالیت های خیریه ، کار در سازمان های مردم نهاد ( غیر دولتی ) کار حزبی و اتحادیه ای – دارد به سمت صفر فرو می رود . به عبارت دیگر ، هم وابستگی های اجتماعی سنتی سست می شود و هم " سرمایه ی اجتماعی " که افزایش آن در گروی تقویت جامعه ی مدنی (  سازمان های صنفی و سیاسی مستقل از دولت ) است ، چنان که باید شکل نمی گیرد . چرا که کم تر کسی فرصت می کند در چنین شهری برای شرکت در یک نشست داوطلبانه به سفر بپردازد .

اگر بسیاری از رفتارهای اجتماعی باشندگان شهرهای بزرگ ما ، تطابقی با معیارهای شهرنشینی کشورهای پیشرفته ندارد ، حتما یک علت آن ضعف نهادهای مدنی است . در این نهادها است که فرد تبدیل به شهروند می شود ، و برای مثال می آموزد که در برابر جامعه مسوولیت دارد و باید با کم تر استفاده کردن از خودروی شخصی یا صرفه جویی در مصرف سوخت ، نقش خود را در کم کردن آلودگی هوا ایفا کند .