در ارزش يابی صعودهای دولتی و خصوص
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در کوه نوردی هم مانند اقتصاد ، می توان قایل به دو بخش اصلی خصوصی و دولتی شد ؛ یک بخش که با اتکا به اموال عمومی ( بودجه ی ملی ) اجرا می شود ، و بخش دیگر که به هزینه ی شخصی ( یا با حمایت مالی اشخاص خصوصی )  اداره می شود . در ایران ، به پیروی از وضع عمومی اقتصاد و شرایط اجتماعی ، ورزش ها در کل و کوه نوردی به طور خاص ، عمدتا دولتی بوده اند . البته ، بلافاصاله بگویم که این دولتی بودن کوه نوردی ، فقط در حیطه ی هیمالیا نوردی که حوزه ی پر سر و صدای این ورزش است ، و نیز از حیث شمار صعود کنندگان وجه غالب را دارد – و نیز از جنبه ی  مدیریت دستگاه رسمی کوه نوردی که مانند دیگر دستگاه های رسمی ، گویا ارث پدری دولتی ها است ! در حیطه ی کوه نوردی عمومی ، در سنگ نوردی ، در دیواره نوردی ، در صعود های زمستانی ، در باشگاه داری و در رشته های جانببی کوه نوردی مانند غار پیمایی ، کفه ی خصوصی بسیار سنگین تر از کفه ی دولتی است . در واقع ، می توان گفت که کوه نوردی ، در مجموع حتی   از هدف های خصوصی سازی که این روزها خیلی طرفدار یافته ، تا حدودی جلوتر است .

اما اگر بخواهیم فقط صعودهای " بزرگ " یا به بیان دیگر صعودهای هیمالیایی را در نظر بگیریم ، بی هیچ تردیدی می توانیم بگوییم که تعداد قله های  ۸۰۰۰ متری صعود شده به دست ایرانیان دولتی و شمار کسانی که درگیر برنامه های ۷ و ۸ هزارمتری بوده اند ،  بیشتر از شخصیت های خصوصی درگیر در این گونه از کوه نوردی بوده است و از لحاظ کمی ، دولتی ها جلوتراند. با این حال ، شاید جالب توجه باشد که ادعا کنیم در این زمینه  اختلاف کیفی چندانی بین کوه نوردی دولتی ها و غیر دولتی نیست .

در این زمینه ، بعدا بیشتر گفتگو خواهیم کرد .