در ارزش يابی صعودهای دولتی و خصوصی (۲)
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ امرداد ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

با صعود دو هشت هزار متری در تابستان امسال ( کاظم فریدیان ، ک۲ و مهدی اعتمادفر ، گاشربروم یک ) شمار هشت هزارمتری هایی که ایرانیان صعود کرده اند – از ماناسلو در سال ۱۳۵۵ – به ده قله رسید . از این ده تا ، کار هفت مورد به دست تیم های اعزامی دولتی ، به سرانجام رسیده است و به جز این دو مورد آخری ، برودپیک هم به دست "بخش خصوصی" صعود شده است ( مهدی اعتماد فر ، ۱۳۸۳ ) . اگر صعود هومن آپرین – ایرانی مقیم آمریکا – را هم  به اورست در سال ۱۳۶۹ به حساب آوریم ، چهارمورد از نخستین صعودهای ایرانی به هشت هزارمتری ها را بخش خصوصی و شش مورد را بخش دولتی به انجام رسانده اند که نسبت بسیار خوبی برای کوه نوردی غیردولتی کشور است .

در مورد قله های هفت هزارمتری ( اگر تعداد قله های صعود شده و رکوردهای انفرادی ، و نه تعداد نفرات صعود کننده را در نظر بگیریم )  وضع را شاید بتوانیم بیشتر به نفع کوه نوردی غیر دولتی بدانیم ؛ تنها ایرانی که تا به امروز توانسته است تمام قله های بالای هفت هزارمتر شوروی پیشین را صعود کند ، مهدی اعتمادفر است که این کار را شخصی انجام داده است . برنامه های پرشمار کوه نوردانی مانند حسین نظر ، مسعود آقابالایی ، پرویز مشهدی ، و ... در قراقوروم ، هیمالیا ، قفقاز و دیگر جاها نیز تا جایی که من آگاهی دارم ، به تمامی خصوصی بوده است .

بخش خصوصی کوه نوردی  ایران ، در کارنامه ی خود چند صعود با ارزش هم دارد که بخش دولتی نظیر آن را ندارد : صعود به قله ی دشوار مونت لوگان ( ۶۰۵۰ متر در مرز آلاسکا و کانادا ) در سال ۱۳۷۹ و صعود دیواره ی عظیم سله سی و چندین قله ی فنی در آمریکای شمالی به دست غدیر یزدانی ، دو صعود به آکونکاگوا ( ۶۹۶۰ متر ، بلندترین قله ی نیم کره ی غربی ) به دست عباس جعفری و سعید طوسی ، صعود آرش سفلا و یزدان عقاقیری به قله ی دنالی ( یا  مک کاینلی ، ۶۱۹۴ متر ، بلندترین قله ی آمریکای شمالی ) .

اما ، چرا صعودهای غیر دولتی مهم اند ؟ به نظر من ، به این دلیل که توانایی " استقلال " که یک ارزش در مجموعه ارزش های انسانی و اجتماعی به شمار می رود را در کوه نوردی که یک عرصه ی فرهنگی است ، به نمایش می گذارد . مهم است که انسان ها بتوانند توانایی خود را فارغ از وابستگی به دولت ها – به ویژه دولت هایی که خود را قیم و نه خدمت گزار مردم می دانند – نشان دهند . انسان مستقل و توانا و دانا است که می تواند جایگاه  پرشان  خود را در مقام شهروند ( و نه رعیت ) در جامعه تعریف کند . روشن است که نباید این ارزش گذاری بر صعودهای مستقل ، حمل بر بی ارزش دانستن صعودهای دولتی شود ، چراکه برای مثال در مواردی می توان حمایت دولت را از یک برنامه ، وظیفه ی آن و شرکت در آن برنامه را حق کوه نورد شایسته ی مملکت دانست . ولی در کشوری مانند ایران ، و با سامانه ی تصمیم گیری جانبدارانه که پیش از این در بسیاری موارد شاهد آن بوده ایم ، پذیرفته شدن در تیم های " ملی " کوه نوردی نه صرفا به استناد شایستگی های فنی ، بلکه همچنین با دخالت دادن معیارهای " گزینشی " خاص این سامانه ، صورت گرفته است . به این دلیل شاید پاره ای کسان که در این تیم ها بوده اند ، در خلوت خود هم چندان مفتخر به این حضورها نبوده باشند . از این گذشته ، ارزش صعودهای مستقل یا غیر دولتی در این هم هست که در آن ها  از ظرفیت هایی استفاده می شود که دولت آن را ندارد و لازم هم نیست که داشته باشد .مثلا برخورداری از کمک شرکت های تجاری یا دوستان . همچنین با اجرای یک صعود مستقل ، به سهم خود از مصرف کردن درآمدهای ملی که علی الاصول باید صرف بسترسازی برای رشد آحاد جامعه شود ، خودداری کرده ایم ( و می دانیم که هر برنامه ی دولتی ، بسیار بیشتر از مشابه خصوصی اش هزینه می برد ) .

اما ( و این خیلی مهم است که ) در عرصه ی هیمالیا نوردی ایران ، دولتی ها و خصوصی ها در یک چیز مشترک اند : در هیچ از یک از این همه کار که با صرف صدها میلیون تومان پول ، وقت بسیار ، و مرگ ۶-۵نفر به انجام رسیده است ، نوآوری دیده نمی شود ، و حتی کم ترین تلاشی هم برای اجرای یک کار نو و ارزشمند در سطح جهانی نشده است . در این زمینه ، فقط یکی دو بار حرف هایی از یکی دو برنامه روی غیردولتی شنیده ایم . جا دارد که کوه نوردی ایران ، از " پخته خواری " و بسنده کردن به تکرار مکررات دست بکشد