کوه ها را شهری نکنيد
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 نگاهی به طرح سامان دهی رود دره ی دارآباد

 

دره ی درآباد ، شرقی ترین دره ی مهم در دامنه های جنوبی توچال است که برای مردم تهران کاربری کوه پیمایی در روزهای تعطیل و اوقات فراغت دارد . ویژگی چشم گیر و باارزش این دره آن است که تا کنون در امتداد مسیر کوه پیمایی همگانی آن  واحدهای مسکونی و پذیرایی ، جز در یک نقطه در ابتدای دره به نام سربند غلاک ، ساخته نشده است . مالک یا کاربر این واحد هم که سابقه ی زیادی در حضور در این منطقه دارد ، ظاهرا شخصی است علاقه مند به محیط زیست – به طوری که درخت کاری کم و بیش گسترده ای در اطراف واحد خود ایجاد کرده و فضای دل نشینی پدید آورده است ( که البته جای اصلاح و ارتقا دارد ) .   این در حالی است که درهر   یک از  دیگر دره های اصلی  جنوب توچال مانند کلک چال ، پس قلعه ، درکه ، و ولنجک ، بسیار ساختمان های مسکونی ، یا مربوط به پذیرایی و خدمات دیگر به چشم می خورد . فراوانی این بناها و دکه ها ، گاه چنان آزار دهنده می نماید که انسان – به ویژه در روزهای تعطیل ، با توجه به جمعیت زیاد – هیچ احساس نمی کند که به دامان طبیعت آمده ، بلکه به نظرش می رسد که فقط در شهر به سفری درون شهری پرداخته است .

از سال ۱۳۸۵ شهرداری تهران در دره ی دارآباد شروع به اجرای طرحی  با عنوان " سامان دهی رود دره ی دارآباد " کرده است که دلایل اعلام شده ی آن ، تسهیل رفت و آمد کوه پیمایان و ایمن سازی مسیرپیاده روی است . در این طرح ، تا کنون چند کیلومتر از کناره ی  مسیر دیوارچین شده ( با سنگ سبز و سیمان ) و در یکی دو نقطه هم سکویی هایی ( باز با سنگ سبز و سیمان ) ساخته شده تا مردم بتوانند روی آن ها بنشینند یا بساط بگسترند . می توان با کمی اغماض گفت که تا این جای کار ، چندان آسیبی به کلیت طبیعی دره وارد نشده است و حتی شاید مشخص و محصورشدن راه با دیوارچینی ، کمکی باشد به جلوگیری از فرسایش دامنه ها بر اثر میان بر زدن ها و ایجاد راه های فرعی پرشمار . گو این که تا همین جا هم به نظر من ، می شد با " خشکه چینی " دیوارها ، هم در هزینه ها صرفه جویی بسیار کرد ( با خودداری از مصرف سیمان و ماسه ) و هم کاری کرد هماهنگ تر با سنت های باغ و راه سازی در کوه پایه ها . به ویژه آن که در نظر داشته باشیم که ملاط های سیمان تهیه شده توسط پیمان کاران امروزی ، غالبا پس از فقط دو سه سال ، در سرما و یخ بندان از بین می رود .

اما ، یک نگرانی بزرگ وجود دارد و آن این که شهرداری در اجرای این طرح ، قصد " مشارکت " دادن بخش خصوصی در مثلا " نگهداری و احیای دره ی دارآباد " را داشته باشد . و می دانیم که ای گونه مشارکت دادن ها ، در قاموس امروزه ی مدیران ما به معنای فراخواندن مشتی رستوران دار و دکه دار برای علم کردن بساط جگرک فروشی و کبابی و فروش پفک و مانند این ها است . تا همین الان هم کشیده شدن تیر چراغ برق در چند صد متر ابتدای مسیر" سامان دهی شده " گذشته از غیر طبیعی کردن راه کوهستانی ، نشان بد شگونی است از این که خیال هایی در سر مجریان طرح است برای " آباد کردن " منطقه و بهره برداری های اقتصادی به سبک متداول در ایران .

 

عباس محمدی

(ادامه دارد )