گروتسک در موضوع محيط زيست
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

  گروتسک در هنر ، سبکی است که مشخصه های آن ناهمگنی اشکال و بی تناسبی ابعاد و ناهماهنگی اجزا است . شبیه این ویژگی ها ی غیرعادی را بسیاری اوقات می توانیم  در شیوه ی برخورد مدیران کشورمان ، و به شرح اولی در رفتار همگانی مردم و  در سبک روزنامه نگاری وطنی  در ارتباط  با موضوع محیط زیست ، ببینیم !

یک نمونه ی تازه ، این که در صفحه ی اول  روزنامه ی همشهری ۱۹/۶/۸۶دو مطلب در مورد قطع درخت آمده است که از لحاظ ماهیتی ، به کلی با یکدیگر ناسازگار است ؛ یک خبر مربوط است به تعریض بزرگ راه چمران در تهران ، و دیگری مربوط است به تلاش عده ای در شاهرود و استان گلستان برای کشیدن یک جاده در " جنگل ابر " . روزنامه ی محبوب ما که گرایش محیط زیستی دارد ، طرح جاده سازی در جنگل ابر را که غیر ضروری و آشکارا در جهت منافع زمین فروش ها و تخریب کننده ی اندک جنگل های باقی مانده ی کشور است ، " بحران تازه در محیط زیست " تیتر زده است . در یادداشت مربوط به این تیتر آمده است که علیرغم مخالفت سازمان جنگل ها و مراتع ، و با وجود 10 جاده که استان های سمنان و گلستان را به هم وصل و نیاز ارتباطی این دو منطقه را رفع می کند ، باز هم محافلی در صدد احداث جاده در جنگل یادشده هستند .

اما ، در مورد قطع درختان بالای چهل سال دو سوی بزرگ راه چمران که به منظور باز کردن راه باز هم بیشتری برای خودروهایی که راه نفس ما را تنگ کرده اند انجام می شود ، همشهری از موضع دفاع برآمده است و  " نوید" داده است که عملیات مخربی که تا تقاطع همت انجام شده ، از این نقطه تا خیابان ولیعصر هم اجرا خواهد شد . غم وجود آدمی را می گیرد ، وقتی که می بینیم ساخت این همه بزرگ راه  و این همه طبع آزمایی مدیران شهری در تعریض و دوربرگردان سازی و "  اصلاح هندسی " فقط به شلوغ تر شدن شهر و مصرف بیشتر سوخت ( سرمایه ی ملی ) و افزایش بیماری و مرگ های ناشی از آلودگی هوا منجر می شود و مشکل ترافیک همچنان برجا است ،  اما با این حال این کارها همچنان ادامه می یابد . چه حکمتی در این است که پس از گذشت نزدیک به سی سال از تعیین " محدوده ی طرح ترافیک " ، در حالی که جمعیت تهران و تعداد خودروهای شهر چند برابر شده است ، این محدوده افزایش نیافته است ؟! چرا به جای تلاش برای هزینه دار کردن استفاده از خودروی شخصی و ایجاد محدودیت برای آن ، که راهی موثر و بی هزینه برای حل مشکل ترافیک است ، به راه های پر هزینه ای مانند بزرگ راه سازی روی می آورند ؟

در همشهری ۱۸/۵/۸۵ آمده بود که در مرکز پایتخت کره ی جنوبی ، شهرداری یک بزرگ راه را که  سال ها پیش در مسیر رودخانه ای فصلی ساخته شده بود ، خراب کردند و دوباره رودخانه را احیا کردند . هوانگ شهردار سئول گفته بود که : « این ایده نخستین بار در ۱۹۹۹ مطرح شد . ما چیز عجیبی را تجربه کردیم . سه تونل در شهر وجود داشت و یکی باید بسته می شد . در کمال تعجب دریافتیم که از حجم خودروها کاسته شده است . ما دریافتیم مورد اخیر یکی از مصادیق "پارادوکس براس" است که می گوید با کم کردن فضا در شهر در واقع می توان جریان ترافیک را روان تر ساخت ، و با افزایش ظرفیت شبکه ی راه ها عملکرد کل شبکه ی ترافیکی ضعیف تر می شود . »

همشهری۱۹/۶/ نوشته است که به جای هر درخت قطع شده در طرح تعریض بزرگ راه چمران ، دو درخت غرس خواهد شد . پیش از هر چیز باید گفت که این بزرگ راه با مجموعه ی درختان خود ، یک هویت کالبدی داشته و تخریب آن ، مخدوش کردن کلیتی است که با عنوان "باغ راه " یا پارک وی شناخته می شده است . دیگر این که مگر امکان دارد که به جای درختان 40 ساله ، درختی کاشت ، و چند تا نهال می تواند جای یکی از آن درختان کهن را بگیرد ؟ و از این ها گذشته ، درختی که به این محل سرویس می دهد ، حی اگر در جایی دیگر جبران شود ، چه سودی برای این نقطه خواهد داشت ؟! کاملا آشکار است که سرانه ی فضای سبز در این منطقه ی تهران ( و بسیاری دیگر از مناطق ) در دو سه دهه ی اخیر به علت از بین رفتن باغ ها و حیاط ها و افزایش جمعیت ، بسیار کم شده است . اما معمولا شهرداری از افزایش این سرانه سخن می گوید . اگر آمارها را صحیح هم بدانیم ، باید گفت که بیشتر ،  فضاهای سبز حاشیه ی تهران افزایش یافته است که این نمی تواند سودی به مردم ساکن در بطن شهر برساند .

در تهران ، زور شهرداری و فشار محافل طرفدار فروش و افزایش استفاده از خودروی شخصی  درختان را از پا می اندازد ، و در جنگل ابر ، زور وزارت راه و زمین فروشان و زمین خواران ...  . و برخورد دوگانه ی یک روزنامه با این دو موضوع ، پرده ای گروتسک را فراروی ما می نهد .