کوه ها را شهری نکنيد (۳)
ساعت ٦:۱٧ ‎ق.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

(بخش های نخست و دوم این یادداشت ، در روزهای 7 و 8 شهریور در این وبلاگ آمده بود .)

 

یک کار ( یا اعلام انجام کار ) مربوط به کوهستان در دوره ی ملک مدنی ، اعلام تشکیل " ستاد عالی کوهستان " زیر نظر حوزه ی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری بود .  روابط عمومی شهرداری تهران گزارش کرده بود که این  ستاد ، « متشکل از شهرداران مناطق 1 ، 2 ، 4 ، 5 ، 13 ، 14 ، 15 ، 20 ، 22 و مسوولان فدراسیون کوه نوردی » تشکیل شده و قرار است که با برپایی میزگرد ، و انتشار کتاب و جزوه ... و جلب مشارکت تشکل های محیط زیستی ، توجه مردم را به اهمیت حیاتی کوه های تهران در تامین سلامتی شهروندان جلب کند ( همشهری 16/8/1381 ) . در همین خبر آمده بود که ملک مدنی ، میرغنی فعال را ( که در آن زمان ، مسوول کمیته ی پناهگاه های فدراسیون کوه نوردی بود )  به عنوان کوهدار شهرداری تهران منصوب کرده است .  از این " ستاد عالی " و کارهای  این کوهدار ، چه در دوره ی کوتاه شهرداری ملک مدنی و چه پس از آن ، خبری در دسترس نداریم.

 

خط محدوده ی شمالی تهران

 

در نشست آذر ماه 81 کمیسیون ماده ی پنج ، با حضور و تایید نمایندگان سازمان حفاظت محیط زیست ، میراث فرهنگی ، وزارت کشور ، وزارت مسکن و شهرسازی ، وزارت نیرو ، و شهرداری ، مقرر گردید خط محدوده ی شمالی تهران ... بر ترازهای مربوطه تعیین و تثبیت گردد ( همشهری 2/11/81 ) . در این خبر آمده بود که « زمین های شمال خط مورد نظر به کاربری فضای سبز ، و اراضی جنوبی به کاربری های فرهنگی ، تفریحی ، تاسیسات و تجهیزات شهری و پارکینگ تخصیص یافته و با تخلفات و تصرفات غیرمجاز ساختمانی به شدت برخورد می شود . » با وجود این مصوبه و این همه سازمان و وزارتخانه ی پرقدرت ، معلوم نیست که کجای کار می لنگد که پس از چند سال ، بازهم صحبت  از ساخت و سازهای غیر مجاز در بالای خط ارتفاعی تعیین شده می شود ، و این که  شهرداری  به طور « ضربتی » با ساخت و سازهای غیرمجاز در دامنه ی البرز برخورد خواهد کرد ( همشهری 8/11/1384) . ظن قوی این است که نهادهایی دست به ساخت و ساز انبوه در نقاط غیرمجاز می زنند که حتی مجموعه ی سازمان ها و وزارتخانه های یادشده در خبر بالا هم نمی توانند مانع شان گردند ... ماهی از سر گنده گردد نی ز دم . خبر همشهری 8/11/84 برمی گشت به سخنانی که قالیباف شهردار تهران ، در پاسخ به مسوول " گروه دیده بان کوهستان " در همایش مدیران شهرداری با سازمان های غیردولتی (6/11/84) ، بر زبان رانده بود . قالیباف همچنین گفته بود که طرحی به نام " طرح کوهساران " « 35 روز قبل در شورای عالی شهرسازی کشور ... تصویب شده ... و بر اساس آن شهرداری نسبت به تخریب ساخت و سازها ی غیرمجاز [ در ارتفاعات تهران ] اقدام خواهد کرد . »

 

این سخنان قالیباف ، و اعلام این که در منطقه های 1 و2 تهران ، ساخت وساز از ارتفاع 1800 متر به بالا و در منطقه ی 5 از 1600 متر و در منطقه ی 22 از 1400 متر به بالا ، ممنوع است ، مورد استقبال سازمان های غیر دولتی قرار گرفت ؛ مهندس محسن بهرام غفاری ، رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران ، این اقدام را « از دو بعد تخصصی و قانونی ... بسیار مثبت » دانست ، و مهندس منوچهر شیبانی اصل ، رییس انجمن صنفی مهندسان عمران شهر تهران « این عزم و اقدام شهرداری را [کمک به پدید آمدن ] نظم و انسجام در ساخت و ساز شهر ... و با توجه به لرزه خیزی تهران ، ضروری » خواند ( همشهری 22/8/85) . مهندس کاظم نصرتی ، رییس جامعه ی جنگل بانی ایران ، جلوگیری از ساخت و ساز در ارتفاعات تهران را کمک به تهویه ی شهر و حفظ توده های جنگلی و محیط زیست تهران ارزیابی کرد (همشهری 27/8/85). انجمن کوه نوردان تهران  در نامه ای به شهردار از این تصمیم حمایت کرد و گفت که باید هزینه ی تخریب هم از متجاوزان گرفته شود و به هیچ وجه با دریافت جریمه اجازه ی ادامه ی کار را به آنان نداد. دکتر اسماعیل کهرم ، مدرس محیط زیست و از فعالان این زمینه ، منطقه های مرتفع تهران را برای زیست انسان نامناسب دانست و گفت که  ارتفاع حدود 1600 متر به بالا ، منطقه ی شکل گیری سفره های آب زیر رمینی است و نباید در آن ها ساخت و ساز صورت گیرد ( همشهری 22/9/85 ) .

با تمام این حرف ها ، اگرچه به نظر می رسد که روند ساختمان سازی در دامنه های کوهستانی تهران کندتر شده است  وحتی شهرداری توانسته علیرغم فشارهای یک نهاد پرقدرت ،  جلوی ساخت یک برج 23 طبقه را در ارتفاع بالای 1800 متر منطقه ی یک بگیرد (همشهری 16/8/85 ) ، اما در هیچ جا شاهد خراب کردن واحدهای غیرمجاز نبوده ایم . جالب این که در موردهایی که گویا سنبه بسیار پرزور است ، به جای پافشاری بر اجرای قانون ، صورت مساله را پاک کرده اند ؛ مهندس چمران ، رییس شورای شهر تهران ، در مورد ساخت و سازهای دانشگاه آزاد در ارتفاعات منطقه ی 5 گفت : « با تصمیم شورای شهر ،  این دانشگاه خارج از محدوده و در حریم تلقی و ایجاد آن به عنوان یک منطقه ی کلان فرهنگی در نظر گرفته شده است که دارای مقررات و ضوابط خاص خواهد بود » (همشهری 27/1/86 ) .

 

باز هم طرح برای رودخانه ها ،

و سخن آخر در مورد دارآباد

در صفحه ی اول همشهری 15 /8/85 تیتر خورد : « طرح جدید شهرداری برای حفظ حریم رودخانه های تهران » ؛ در این خبر آمده بود که شهردار تهران گفته است قصد دارند برای حفاظت از رودخانه های شنال تهران ، حاشیه ی رودخانه ها را به تصرف شهرداری درآورند . قالیباف ، همچنین گفته بود که حدود نود درصد عملیات زیباسازی دره ی  دارآباد انجام گرفته است ... . ای کاش به جای طرح های جدیدی که هرچندگاه یک بار اعلام می شوند ، یک طرح را پی می گرفتند و کامل اجرا می کردند .

به نظر می رسد که شهرداری تهران چون نمی تواند حریف متجاوزان به حریم های رودخانه و مسیل در محدوده ی شهر بشود  و نمی تواند این قسمت ها را احیا کند ، کار" سامان دهی " خود را به ارتفاعات کشانده است ، و  نوع ویژه ای از عملیات شهری ( گیرم با ساخت و ساز کم تر ) را برای کوه ها و رودهای شهر سازمان دهی کرده است . واقعیت این است که متاسفانه در نظام مدیرتی کشور ما ، عمران و آبادی اساسا با ساخت و ساز و صرف بودجه های سنگین ، مترادف است و " حفاظت " آن چه که داریم ، یا پاک سازی عرصه های شهری و طبیعی از زواید ، به طور کلی در این نظام جایگاه درخوری ندارد . به همین ترتیب ، برای کوه های نزدیک به شهرها هم اگر طرحی داده می شود ، معمولا در آن باید چیزی  ساخته شود .

دکتر محمد منصور فلامکی در کتاب باززنده سازی بناها وشهرهای تاریخی می گوید : « در اکثر شهرهای قدیمی – که با توجه به ویژگی های پستی و بلندی فضای طبیعی ساخته شده و در طراحی آن ها ، دید داشتن به عناصر طبیعی جغرافیایی ویژه در نظر بوده ، نقاط و مسیرهایی وجود دارند که بایدبازشناسی شوند و در طراحی کالبدی با مقیاس واحدهای معماری – شهری جدید... و یا در بازسناسی بخشی از شهر قدیم مورد دقت قرار گیرند» (چاپ پنجم ، ص 195 ) .

نه تنها در باززنده سازی شهرهای قدیم ، بلکه همچنین در شناساندن ویژگی های ممتاز هر شهری لازم است که عناصر ( المان ) های جغرافیایی ویژه ، مورد دقت قرار گیرد . تهران شهری است با قدمت بسیار ، و در انتخاب آن به عنوان پایتخت ، وجود رشته کوه توچال سهم بسیاری داشته است ؛ آقا محمدخان قاجار ، این رشته کوه را مانع طبیعی خوبی در برابر هجوم دشمنان می دانست . توچال همچنین برای تهران  همان اهمیت هویتی و چشم اندازی را دارد که برای بسیاری از دیگر شهر های  بزرگ ، رودخانه یا دریا دارد . بنابراین ، نه تنها حفاظت توچال وظیفه ی ما است ، بلکه در درون شهر هم باید طراحی شهری به گونه ای باشد که بیشترین چشم اندازها را از این کوهستان زیبا و پر برکت داشته باشیم .

 

 

در مورد طرح دره ی دارآباد ( و مشابه های آن ، اگر قرار است در کوه پایه های دیگر هم اجرا گردد ) ، لازم است به چند نکته توجه شود :

 

* ساخت پیاده راه از یک تراز ارتفاعی ( حدود 2500 متر ) بالاتر نرود .

* کناره ی پیاده راه ها با خشکه چینی سامان دهی شود و از کاربرد ملاط سیمان یا سنگ کاری به شیوه ی شهری خودداری شود .

* از ایجاد هرگونه ساختمان و دکه و آلاچیق و تجهیزات جدید خودداری شود .

* به هیچ وجه طرح های مشارکتی متداول ( راه اندازی بساط قهوه خانه و رستوران و مانند این ها ) در این مسیرها اجرا نگردد و فقط آن چه که موجود است ، اصلاح شود و ارتقای کیفی یابد .

* از برق کشی در امتداد مسیرها که زمینه ی زمین خواری و تصرف های خزنده را فراهم می کند ، خودداری شود .

* در یک کلام باید وضع طبیعی منطقه حفظ شود ، و هرگونه عملیات در کوهستان ، در خدمت  حفظ محیط زیست وترمیم بخش های آسیب دیده اجرا شود .