۵ مهر ، روز جهانی گردش گری
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ٥ مهر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

گردش گری ، چه هنگام می تواند به نفع اقتصاد ملی باشد ؟ آیا 60 میلیون نفر سفر که به گفته ی حمید بقایی قایئم مقام سازمان میراث فرهنگی و گردش گری ، در سه ماهه ی نخست سال جاری در کشور انجام شده (1) با توجه به این که به استناد همین منبع ، در این سفرها 55 درصد اقامت ها در خانه ی اقوام و آشنایان  و 45 درصد رفت و آمدها با وسیله ی نقلیه ی شخصی صورت گرفته است ، سودی برای کشور داشته است ؟ رفتن از تهران به اهواز در نوروز با پیکان و دیگر خودروهای "ملی" که در هر 100 کیلومتر 12-10 لیتر بنزین می سوزانند ، و لنگر انداختن در خانه ی پسرعمه و دختر خاله ... از جهت هدررفت سوختی که به بهای فروش سرمایه های ملی به دست آمده ، و از جهت آن که کمکی به رونق کار هتل داران  و افزایش انگیزه برای ساخت هتل های جدید و ارتقای هتل های قدیمی نمی کند ، بیشتر تحمیل هزینه بر گرده ی اقتصاد ملی است تا چیزی که بتوان بر آن عنوان پر طمطراق گردش گری ( توریسم ) را اطلاق کرد .

گردش گری ، اگر با حضور مسافران خارجی که می توانند از یک منبع بیرونی چیزی را به کیسه ی مملکت وارد کنند ، همراه نباشد ، و اگر با رعایت حداقلی از آداب دانی در زمینه ی حفظ محیط زیست و ابراز حساسیت نسبت به تخریب میراث فرهنگی نباشد ، فقط یک "جیب به جیب کردن " موجودی ملی  و از آن بدتر فرسوده ساختن عرصه های طبیعی و تاریخی کشور است . به این علت و به دلیل آن که چند برابر ارز حاصل از ورود گردش گران خارجی ، ارز توسط گردش گران ایرانی  به خارج از کشور می رود ، مدیران این عرصه و هر دل سوز کشورباید فکری برای این تراز به شدت منفی بکنند .

در زیر به چند مشکل که گریبانگیر گردش گری ایران است ، اشاره می شود :

1- اعتقادات

 در ایران ، ایدیولوژی نقش و حضوری بس پررنگ در زندگی اجتماعی دارد ؛ این امر محدودیت هایی را در زمینه ی جذب گردش گران بیگانه ، به ویژه گردش گران غربی که نوعا علایقی متفاوت و مغایر با ما دارند ، پیش می آورد . در این جا فقط اشاره می کنیم به نوع پوشش که در کشور ما مقررات سختی بر آن حاکم است .

2- سیاست خارجی

درست یا نادرست ، بخش عمده ی  جهان  به ویژه آن بخش که  داراتر است و گردش گرانی پول خرج کن دارد ، به دلیل ناسازگاری هایی که ما با سیاست غالب بر جهان داریم ، با کشور ما مشکل دارد و تمایل اش به دیدن کشور ما تناسبی با انبوه جاذبه های این سرزمین ندارد .

3- سیاست داخلی

مدیران ارشد کشور ، تقریبا هیچ پایبندی راهبردی به امر حفاظت جاذبه های تاریخی و طبیعی کشور ندارند و به علت اتکا به درآمد کم و بیش فراوان نفت ، ضرورتی برای تلاش در جهت فراهم آوردن راه های درآمد دیگر نمی بینند . در این جا ، کافی است که جایی را خراب کنید و به جای آن چیزی نو بسازید و با رانت به دست آمده صفا کنید ؛ در این میانه ، آن چه که دست و پاگیر امر " توسعه " است ، همانا حفظ مشتی ساختمان یا محوطه ی کهنه است که نگهداشتن شان برای دولت فقط مسوولیت دارد . چنین است که بساز و بفروش ها  بر کشور حاکم اند ، و بولدوزرها اسباب اکتشاف های باستانی – چنان که تیغ یک بولدوزر ، تابوتی عیلامی را در « ارجان » پیدا می کند (2) و تیغه ای دیگر ، گورهای باستانی را در تپه های باستانی حاشیه ی رودخانه ی تار (3) .

4- گم کردن سوراخ دعا

گاه که مدیران کشور یا گروه هایی از بخش خصوصی  به فکر توسعه ی بخش گردش گری می افتند، دست به چنان تغییراتی در کلیت محدوده های تاریخی یا طبیعی می زنند که فقط با سلیقه ی زیر متوسط خودمان، آن محدوده همچنان واجد ویژگی های یک "جاذبه "  خواهد بود . تجهیز کوه ها به تله کابین و جاده و پناهگاه  ؛ تبدیل کاروانسراهای چند صد ساله به " قهوه خانه های سنتی" با انبوه وسایل امروزین ؛ کشاندن دسته های چند صد نفری به نقطه های بکر ؛ مرمت های غیر اصولی آثار تاریخی ؛ و مانند این ها ، نمونه هایی از بی راهه رفتن در عرصه ی صنعت گردش گری است . در ایران ، اگر یک  گردش گر وارد شود ، در اکثر مواقع ، برای دیدن آثار تاریخی و جلوه های طبیعی است ، نه رفتن به هتل های پنج ستاره و مانند این ها . به این دلیل ، ما باید به جای تلاش برای ساختن تاسیسات ، بیشتر به فکر حفاظت داشته هامان باشیم .

 

پی نوشت

1) روزنامه ی ایران 1/7/86

2) همشهری 21/5/86

3) همشهری      5/9/85