افسانه‌ی پيروزي برطبيعت
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ٩ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

مسنر در جايي مي‌گويد كه ما با رسيدن به قله‌ها ، نه بر آن‌ها كه بر خود غلبه مي‌كنيم. كاربرد واژه‌ي « فتح » (‌‌conquer ) كه بسياري اوقات براي رساندن مفهوم صعود به قله‌ها به كار مي‌رود، ريشه‌ در زماني دارد كه هيات‌هاي بزرگ غالباً به سرپرستي نظاميان و با هدف شناسايي سرزمين‌ها ، نقشه‌برداري و نمايش قدرت به كوه‌هاي دوردست مي‌رفتند.

امروزه ، كوه‌نوردان بزرگ در گفتگوهاي خود ، بيشتر از دوستي با كوهستان و تلاش براي هماهنگي با طبيعت سخن مي‌گويند.

مقاله‌اي كه در زير مي‌خوانيد به موضوع « غلبه بر طبيعت » پرداخته است.

 

 

 

افسانه پيروزي برطبيعت

نويسنده :  جرج جرداق

ترجمه :  محمدمهدي شريعتمداري

همشهري ضميمه دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۵

 

گفت: به سخنانت در يكي از برنامه هاي راديويي، كه درباره ناتواني انسان در برابر طبيعت و قانونمند ي هاي آن بود، گوش فرادادم. اگر چنين باشد، چرا اغلب مردم و بعضي از صاحبان قلم مي گويند كه انسان بر طبيعت چيره شده است ؟
گفتم: انسان توان آن را ندارد كه حتي ذره اي از خاك جاي گرفته بر پيكره طبيعت را مغلوب خود سازد، همچنان كه نمي تواند، به اندازه بند انگشتي از خاك و آسمان آن را حتي براي يك لحظه مقهور قدرت خويش كند. واقعيت غير از آن است كه مي شنوي و مي خواني و مي گويي.تو بايد بداني، هرگاه كه انسان، به فرض محال، بتواند بر طبيعت چيره شود ، اين بدان معنا خواهد بود كه ستارگان با يكديگر برخورد كرده اند و خورشيد فروريخته و ناپديد شده است و كوه ها به آتشفشان هايي گداخته و روان بدل شده است و ويژگي هاي همه عوالم و عالميان دگرگون و قواعد و قوانين آن نسخ شده است و ناگزير، جهان هستي به اراده خالق متعال متلاشي شده و به پايان رسيده است. او، در حالي كه دچار سرگيجه شده بود، به من گفت: آيا همه اين حوادث هولناك، صرفاً به دنبال غلبه انسان بر طبيعت در بعضي از مسايل ساده رخ مي دهد؟!
گفتم: در طبيعت، امور ساده و غيرساده مفهومي ندارد، زيرا آنچه اين عناصر را به رغم نيروي فراوان و اندازه سترگش كنترل مي كند و آنها را در جايگاه خود نگه مي دارد، قوانيني است بي چون و چرا و مرتبط با هم كه سرانجام همه آنها از قانوني واحد، همه گير، قاطع و تغيير ناپذير تبعيت مي كند كه تخطي از آن در هر صورتي ناممكن است.
گفت: بنابراين درباره آن همه دستاوردهاي درخشان علمي كه گفته مي شود، نشانگر چيرگي انسان بر طبيعت در زمينه هاي گوناگون است، چه مي گويي؟
گفتم: باز هم به سخن از «غلبه انسان بر طبيعت» برگشتيم. همه آنچه مي بينيم و تو به آن اشاره اي داشتي، چيزي نيست جز برهاني قاطع و دليلي روشن و جامع بر اين كه طبيعت، تنها قدرت قادر است و انسان در اين راه، هيچ توش و تواني ندارد.
گفت: توضيحي بيشتر بده.
گفتم: اگر بر ساحل دريا نشسته باشي، آيا مي تواني سنگي خرد كه وزن آن از يك گرم هم كمتر است، برداري و آن را روي آب شناور نگه داري؟
- هرگز! نه من و نه ديگران نمي توانيم سنگريزه اي را بر موج شناور نگه داريم.
- بسيار خوب. آيا مي تواني همين سنگريزه را برگيري و به هوا پرتاب كني تا در فضا به پرواز درآيد؟
- البته. نه
- با اين همه، انسان مي تواند يك كشتي را با وزن صدهزار تن روي آب نگه دارد و توده آهنين غول پيكر و سنگيني را در هوا به پرواز درآورد.در نگاه نخست، از شناوركردن سنگريزه اي خرد بر سطح آب يا به پروازدرآوردن آن در هوا ناتوان بودي، چرا كه در پي چيرگي بر طبيعت و تلاش در خارج از دايره ناموس هستي بوده اي، بي آن كه تن به شرايط و حاكميت اراده آن بدهي.در حالت دوم، تو مي تواني پيكري را كه صدهزار تن وزن دارد، روي آب شناور كني و حجم ها يا وزن هاي سترگي از فلزات را در هوا به پرواز درآوري، زيرا قانونمندي هاي طبيعت را بررسي كرده اي و دانسته اي، آنچه طبيعت مي خواهد جز آن است كه تو بي مشورت و رضايت آن اراده مي كني. لذا و ناگزير ناموس هستي را به رسميت شناخته، شرايط آن را اجرا كرده اي و تن به اراده آن داده اي. و همين، تو را توان آن داد كه بر پايه همان قوانين ثابت و تغييرناپذير، آهن را بر آب شناور كني و در هوا به پرواز درآوري.وانگهي، انسان تنها پس از آن توان انجام اين همه را يافت كه نوابغ بشر دهها هزار سال را در رصد هستي و بررسي احوال و اسرار آن گذرانده اند، تا آن كه ارشميدس يوناني، قانوني پايدار از قوانين تغييرناپذير طبيعت را يافت و سه هزار سال پس از آن پاسكال دانشمند و فيلسوف فرانسوي نيز قانون لايتغير ديگري كشف كرد.پس از كشف اين دو قانون و ساير قوانين فرعي مرتبط از سوي بشر، انسان بر اساس همه آنها گام برداشت، يعني تن به اراده طبيعت داد تا به او اجازه دهد كه اجسام سنگين را روي سطح آب نگه دارد يا در فضا به پرواز درآورد. در چنين حالتي بايد گفت كه «غلبه» انسان بر طبيعت، چيزي نيست جز اجراي دستورات و تسليم مطلق در برابر اراده اش!!