... وکوه ها گرم تر می شوند (۲)
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

به نظر می رسد که فقط در ایران نیست که رویدادها – حتی از نوع فاجعه بار- بهانه ای می شود برای نشست و برخاست های خودنمایانه ی سیاستمداران ؛ در آمریکا و واتیکان هم برای نشان دادن فاجعه های زیست محیطی ، مراسم پر ریخت و پاشی برگزار می کنند که خود کمکی است به گرم تر شدن زمین ! درحالی که برای جلوگیری از گرمایش زمین ، انسان ها باید کم تر مصرف کنند ، کم تر به سفر – به ویژه سفرهای هوایی – بروند ، و از هرگونه مراسم تجملاتی پرهیز کنند ... اما ، سیاستمداران و کوچک ابدال های آنان ، سوزان شدن زمین را نیز دستاویز جلوه فروشی قرار داده اند .

« ستم مساوی ، عدل است !» ؛ برپایه ی این ضرب المثل خودمانی ، می توانیم چندان هم ناخرسند نباشیم که دومین مقام اجرایی کشور ، به تازگی امر محیط زیست و کنترل جمعیت را « توطئه ی غربی ها » خوانده است . در غرب ( به ویژه در آمریکا )  هم ، مقام های اجرایی برای نگاه داشتن سرمایه سالاران در پست سر خود ، هنوز استدلال ها و نشانه های های آشکار را در این مورد که « پیشرفت و توسعه» به سبک امروزین ، زمین را به نابودی می کشاند ، کافی نمی دانند و به گفته های پاره ای اقلیم شناسان استناد می کنند که در تشخیص تغییرات اقلیمی باید دوره های طولانی – دست کم چندصدساله – را در نظر گرفت ، و نه دوره های کوتاه چند دهه ی اخیر را که گرم شدن غیر عادی زمین را نشان می دهند . گویا باید برای جلوگیری از اثر تخریبی گازهای گلخانه ای که زمین را گرم کرده و قطب ها را کوچک ساخته و کلاهک های برفین و دلکش کوه ها را به باد داده اند ، باید دویست – سیصد سال دیگر صبر کنیم تا آقایان به الگوی قابل استناد زمین شناختی دست یابند !

ما کوه نوردان اما ، در همین عمر کوتاه خود تغییراتی را به چشم دیده ایم که اگر با همین شدت ادامه یابند ، در زمان عمر یک نسل دیگر ، دست کم در ایران  چیزی به نام یخچال یا برفچال بر جای نخواهند گذاشت . در شهریور سال 1360 که دیواره ی یخی دره ی یخار دماوند را به همراه استاد بابایی و دیگران صعود می کردیم ، آن را دیواره ای عمودی از یخ درمیان دهلیزهای بزرگی از یخ و برف دیدیم ؛ اسلایدهای دوست ام سهند عقدایی که در سال ۱۳۸۵ به صعود این "دیواره" ی یخی دست زده بود ، مرا متاثر کرد که این یخ پاره ی کوچک و کم شیب کجا و آن هیولا کجا ؟! در پوستر روز جهانی کوهستان امسال ، تصویر یخچال علم کوه در مرداد 1360 را با عکس همین جا در سال ۱۳۸۴ کنار هم آورده ایم ، با قیاس این دو به سادگی می توان دریافت که این یخچال که شاید تنها نمونه ی یخچال دره ای در منطقه ی خاورمیانه و افریقای شمالی باشد ، آخرین سال های عمر خود را سپری می کند . در هر کوهستان دیگر ایران هم می توانیم کوتاه تر شدن دوره ی زمستانی و کم دوام تر شدن پوشش های برفی را در مقایسه با 15-10 سال پیش ببینیم . شاید کوچک بودن پهنه های برف و یخی ایران ، مانع نمایان شدن خطر زوال آن ها در نظر ساده انگار ما باشد ، و به این دلیل بد نیست که آمارهایی از منطقه ی بزرگ هیمالیا بیاوریم .

یک پژوهش دراز مدت که به دست فرهنگستان علوم چین انجام شده ، نشان میدهد که در 24 سال گذشته در 46928 یخچال این کشور ، 5.5 درصد عقب نشینی پدید آمده که برابر است با بیش از 3000 کیلومتر مربع یخ . این مطالعه ، پیش بینی می کند که اگر تغییر اقلیم با همین نرخ ادامه یابد ، تا سال 2050 دوسوم یخچال های چین و تا سال 2100 تقریبا تمامی آن ها ناپدید خواهند شد . در هیمالیای هند ، یخچال گانگوتری از سال 1780 تا 2001 حدود دو کیلومتر عقب نشینی کرده است . در کشور بوتان ، عقب نشینی یخچال مطابق مقایسه ای که میان نقشه های مربوط به سال 1963 با عکس های ماهواره ای 1993 صورت گرفته ، تقریبا هشت درصد بوده است .در بوتان ، پاره ای یخچال های کوچک به کلی ناپدید شده اند . از 1962 تا 2000 عقب نشینی یخچال ایمجا در نپال 41 متر در هر سال بوده است که این رقم برای فاصله ی 2000 تا 2006 معادل 74 متر در هر سال بوده است . در مواردی ، با عقب نشینی یخچال ها دریاچه های یخچالی پدید آمده اند . مطالعه ی این گونه دریاچه ها در نپال ، نتیجه های تکان دهنده ای را نشان می دهد .