سمبل کاری در حراست از ميراث فرهنگی شهر
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

داستان سربرآوردن یک شبه ی حصارهای کارگاه ساخت ایستگاه مترو در محوطه ی جلوی تاترشهر، و اعتراض اهالی هنر و دوستداران میراث فرهنگی به این تجاوز را در یکی دو هفته ی اخیر شنیده اید . این کار ، یک نمونه ی دیگر از کارهای "ضربتی" پرشمار شهرداری تهران در دوره ی مدیریت قالیباف بود که مشابه آن را در یورش های ناگهانی – و غالبا شبانه – به پارک جنگلی لویزان ، پارک جنگلی سرخه حصار ، درختان حاشیه ی خیابان آزادی ، و ... دیده ایم . این که در شهری با دویست سال پیشینه ی پایتخت بودن و صد سال سابقه ی داشتن شهرداری ، هنوز شهردار لازم می بیند دست به کارهای عمرانی ضربتی بزند و حتی  ستادی برای این کار درست کند ( سامانه ی 137 ) ، خود نشان از بیمار بودن نظام مدیریت شهری در کشور ما است . در این نظام ، برنامه ریزی  درازمدت که هیچ ، حتی در بسیاری موارد برنامه ریزی درست کوتاه مدت هم جایگاهی ندارد . مثال بارز در این مورد ، این که بزرگ راه حکیم همین دوسه سال پیش تکمیل شد و در تقاطع با بزرگ راه چمران ، پایه ها و رمپ های آن طوری ساخته شد که امکان تعریض چمران را نمی دهد . و حال می بینیم که شهرداری مشغول تعریض بزرگ راه چمران است !

با این وصف ، دیگر نمی توان توقع داشت که در کار طولانی ساخت مترو ، برنامه ریزی و جامع نگری وجود داشته باشد . چنین است که اینک می بینیم برای ساخت ایستگاه های مترو ، پارک ها ، میدان ها ،  زمین هایی که در طرح فضای سبز بوده ، و حتی محوطه ی آثار منحصر به فرد فرهنگی ، مورد تجاوز قرار می گیرند . اما ، درعین حال نکته ی دیگری هم در ماجرای پارک شهر توجه برانگیز است که اهمیت آن کم تر از موضوع بالا نیست ؛ مسوولان میراث فرهنگی ، مدیر تاتر شهر ، و هنرمندان و دوستداران تاترکه در این مورد ، هماهنگ و یک پارچه با  تجاوز مخالفت کردند ، پس از بیست متر آن طرف تر رفتن کارگاه مترو ، اظهار خوشحالی کردند و با خیال آن که به پیروزی دست یافته اند ، ساکت شدند . در واقع ، هیچ تغییری در محل ایستگاه صورت نگرفته است و گذشته از این که قطار تقریبا از زیر ساختمان تاتر شهر عبور خواهد کرد و لرزش های حاصل از این رفت و آمد ، ساختمان را تحت تاثیر خواهد گرفت ، منظر و حریم تاتر شهر باز هم مخدوش خواهد شد . اما ، مرام زندگی "باری به جهت" و گریز از درگیر ساختن خود به امور جدی ، مانع از آن شد که " دل سوزان فرهنگ" بیش از آن چند غرولند و یک تهدید به تجمع در جلوی تاتر شهر ، کار دیگری بکنند .

به ما یاد داده اند که جدی و پی گیر نباشیم و در هر امری ، سهل بگیریم ... که " سخت گیرد جهان بر مردمان سخت گیر" .