با گرامی داشت ياد جان باختگان بم
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                                           (عکس از میراث خبر)

به کوچه و خیابان های دوره ی کودکی خود بنگرید ؛ اگر فقط سی ساله باشید ، شاید حداکثر سی درصد از بافت مسکونی آن روزگار باقی مانده باشد . هفتاد درصد دیگر ، به نیش کلنگ بساز و بفروش ها – وبهتر بگوییم : فرهنگ بساز و بفروشی حاکم بر مملکت – نابود شده و به جای آن بناهایی بیگانه با آن چه که ما به یاد داریم ، برافراشته شده اند . این میل به تخریب که میلی است "ملی" و کوچک و بزرگ ایرانی ها به آن مبتلا هستند  و بزرگ ترین آسیب ها را به میراث فرهنگی ما زده است ، می توانست یک اثر مفید هم داشته باشد و آن این که دست کم ساختمان هایی ساخته شوند که در برابر زمین لرزه مقاوم باشند . اما ، دریغ و درد که نبود نظارت محکم و بی اغماض بر کار ساخت وساز از یک سو ، و روحیه ی سهل انگارانه و باری به هرجهت همگانی از سوی دیگر ، مانع از آن شد که اکنون زیر سقف خانه هامان احساس امنیت کنیم . من که هرشب با حس ترس آلود این که ممکن است در نیمه های شب ، فرزندان یا همسر و خودم زیر آوار بمانیم و زجرکش شویم ، به بستر می روم ! راستی که این غیرمسوولانه ترین شیوه ی مردن است (!) چه مسبب آن  خودمان باشیم یا دیگران.

در سال1341 بویین زهرا با خاک یکسان شد ، در سال 1356 شهر تاریخی طبس نابود شد ، در سال 1369 رودبار و لوشان و... تا حدود نود درصد ویران شدند ، و در پنجم دی سال 1382 شهر کم نظیر بم صاف شد . در هر یک از این زمین لرزه ها  ، چند ده هزار نفر- و درموردهای کم دامنه ترمانند زمین لرزه های اردبیل و همدان ، صدها نفر جان باخته اند . آیا در کشوری که تاریخ اش مشحون از زلزله های بزرگ و کوچک است ، می توان گفت که این پدیده ی زمین شناختی پیش بینی ناشدنی است و به این دلیل نمی توانستیم کاری کنیم؟! در کشوری که مدیران آن مدعی درانداختن طرحی نو در جهان هستند و هر روز از پیشرفت های ملی که به دست "دانشمندان خودی" رقم زده شده ، داد سخن می دهند ، دشوار بود که اصول شناخته شده ی ساختمان سازی رعایت شود ؟! چند هشدار و چند لرزش عظیم و چند هزار کشته و چند میلیلرد دلار خسارت لازم است تا به خود آییم ؟!

این را که می گویم سهل انگاری و بی مسوولیتی ، عارضه ای است که همه ی ما گرفتار آنیم ، می توان با به یاد آوردن بناهایی که در بم فرو ریختند تایید کرد : در آن جا فقط ساختمان های سنتی خشتی ویران نشد ، بلکه بسیاری از خانه های نوساز اسکلت آهنی و بتونی ( از آن هایی که در همه جای کشور ساخته می شوند) هم خراب شدند ، و از قضا انجام کارهای جستجو و نجات در زیر آوارهای این گونه بناها دشوارتر از خانه های سنتی بود . تا این جای کار می توان گفت که نه مهندسان و معماران تحصیل کرده ای که زیر "پایان کار" های ساختمانی را امضا می کنند ، در کار خود موازین اخلاقی و مقررات قانونی را رعایت کرده اند ، و نه مردم عادی یا مصرف کنندگان ساختمان ها حداقل به اندازه ی ارزشی که برای سنگ نمای خانه قایل هستند ، به استحکام آن اهمیت داده اند . اما ، از این بدتر ، آن که بیشتر ساختمان های نوساز دولتی حتی آن هایی که قاعدتا باید بسیار محکم باشند – مانند برج فرودگاه ، زندان ، ساختمان دادگستری ، شهرداری ، ساختمان هلال احمر ، آتش نشانی ، ترمینال ، چند مرکز نظامی و انتظامی ، بانک ، ... – هم در بم ویران شد یا به شدت آسیب دید . این یعنی آن که مدیریت کلان کشور  که قدرت قانون گزاری و تعقیب قانونی را در دست دارد ، امکانات مالی خوب دارد ، و از آیین نامه ی حاکم بر ساختمان سازی که پس از زمین لرزه ی رودبار سازندگان را مکلف به رعایت اصول ایمنی می کند ، آگاه بوده نیز دربند استحکام سازی بناها در برابر زلزله نبوده است !

زمین لرزه ، پدیده ای طبیعی است  و به این دلیل نه می توان آن را مفصر دانست و نه آن را محکوم کرد ؛ آن چه که محکوم شدنی است ، رفتار ما در ساختمان سازی و کوتاهی مان در مقاوم سازی بناهای قدیمی و باارزش است . این رفتار و این کوتاهی ها ، گذشته از خسارت های جانی و مالی جبران نشدنی که به خودمان و به کشورمان وارد می کند ، سبب آسیب عظیم بر محیط زیست و میراث فرهنگی مان می شود . وظیفه ی ما است که هر روز به زمین لرزه بیندیشیم ، در مورد آن هشدار دهیم ، و کسانی را که با انگیزه ی سودجویی جنایت کارانه بر گسل های کوه پایه ها و جاهای دیگر ساختمان می سازند ، افشا کنیم .