برف را عشق است !
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

از این برف ها ( با گرم شدن زمین ) در تهران  دیگر کم می بارد ؛ قدر آن را بدانید ، از پشت پنجره خوب به آن بنگرید ، به حیاط و کوچه بروید و بگذارید دانه های آن بر سر و روی تان بنشیند ، روی آن راه بروید و صدای دل نشین قرچ و قوروچ آن را بشنوید ، دست بچه ها را بگیرید و مانند آن ها دل به زیبایی بی بدل برف بدهید و شادمانی کنید ، با دست لخت برف بازی کنید ... و خجالت نکشید !

شما آدم های بزرگ و جدی و پرمشغله ! تمام آن کارهای "مهم" روزمره تان ، به لندازه ی دقیقه ای شادی خالص و کم خرج و بی زیان برف بازی نمی ارزد ! می توان ساده تر زندگی کرد ، ساده تر شادی کرد ، کم تر حرص مال دنیا راخورد ، کم تر مصرف کرد ، و کم تر به زمین آسیب رساند .

برف را عشق است ! تعطیلی را عشق است !