آيا کمک رسانی به حيات وحش لازم است ؟ (۲)
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱٩ دی ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
عکس عکس ها از وبلاگ گروه کوه نوردی نمونه

ادوارد ویلسون ، بزرگ ترین زیست شناس معاصر، در نظریه ی جغرافیای زیستی جزایر خود که با همکاری رابرت مک آرتور وضع کرده ، با دقتی ریاضی وار نشان داده است که با ده بار کاهش مساحت یک زیستگاه ، تعداد گونه ها به نصف کاهش می یابد . همچنین، ویلسون و دیگران ثابت کرده اند که هر چه اندازه ی متوسط یک جمعیت کوچک تر باشد ، آن جمعیت سریع تر به نقطه ی صفر رانده می شود ( نگاه کنید به فصل یازدهم کتاب تنوع حیات او ) . در ایران ، در بیشتر زیستگاه ها ، با هر دوپدیده ی یادشده روبرو هستیم ؛ هم ابعاد زیستگاه ها در سی سال اخیر بسیار کوچک شده اند ، و هم تعداد افراد هر گونه بسی کم تر شده است . به علاوه ، کیفیت زیستگاه ها – یک پارچگی ، در امان بودن از انسان و دام ، پوشش گیاهی مناسب ، و ... – هم سخت افت کرده است . پس  کم شدن تنوع زیستی و انقراض ، هر دو به دلیل دخالت عامل انسانی ، محیط زیست ما را به انحطاط کشانده و وضع روز به روز وخیم تر هم می شود . در این حال ، فقط دخالت مثبت انسان می تواند اوضاع را بهتر ، یا دست کم در حالت موجود تثبیت کند . صورت های بسیار موثر این "دخالت مثبت" جلوگیری از تجاوز بیشتر به زیستگاه ، افزودن منطقه های ضربه گیر به اطراف زیستگاه ، مطالعه در رفتار گونه ها و مانند این ها است . اما ، در مواردی ممکن است یک رشته عملیات اورژانسی هم لازم باشد ، مثلا دادن کمک تغذیه به گونه ها در زیستگاه .

ریختن علوفه و دانه برای علف خواران و پرندگان وحشی ، یک کار نمایشی یا رمانتیک نیست و روی آن مطالعه ی علمی شده است . در زیستگاهی مانند ورجین (در کوه های شمال تهران) ، کل و بز یا قوچ و میش دیگر در زمستان ها  امکان مهاجرت به دشت های چند ده کیلومتر پایین دست که هیچ ، حتی امکان آمدن به کنار رودخانه ی جاجرود برای استفاده از چمن های حاشیه ی آب را هم ندارند ، چرا که تمامی حریم رودخانه را نیز زمین خواران تصرف کرده اند . " گدار رفتن " سردسته ی گله های این جانوران ، که درشرایط بزرگ بودن زیستگاه ، نشانه ی تشخیص درست غریزی آن ها در فرارسیدن فصل سرد ، و به مثابه سوت قطار برای راه افتادن بود ، اینک زنگ خطری است برای محیط بانان که این گله های کوچک باقی مانده ممکن است کمی پایین تر گرفتار شکارچی ها و افراد ناآگاه شوند یا در جاده ها با خودرو ها تصادف کنند . علوفه پراکنی در زیستگاه ، از مهاجرت به سوی تله های مرگبار جلوگیری می کند ، و البته کمک موثری است به تغذیه ی حیوان علف خوار و گوشتخوارانی که بقایشان در گرو وجود آن علف خوار است . اگر این دخالت مثبت آدمی نبود ، چه بسا که نسل علف خواران بزرگ در منطقه ی حفاظت شده ی ورجین و جاهای مشابه ، چند سال پیش از میان رفته بود .

در مقیاس های کوچک تر یا نیمه شهری می توان به دانه ریختن برای کبوترچاهی  در اطراف زیارتگاه ها اشاره کرد که تا حد زیادی به حفظ نسل آن ها و بعضی گونه های دیگر مانند قمری خانگی ، یاکریم ، گنجشک ، سار، کلاغ ، زاغ ، دم جنبانک ، بلبل خرما - و به یمن بقای آن ها ، به حفظ گونه هایی از پرندگان شکاری در حوزه ی شهری و روستایی کمک کرده است . در مقیاس های بزرگ ، می توان اشاره کرد که در بعضی زیستگاه ها و حومه های شهری کانادا ، با فرارسیدن زمستان ، مردم و مقام های مسوول ، با دادن غذا به " موس " ها (گوزن های شمالی) این جانوران را که در شرایط تغییرات  محیطی و جوی دیگر نمی توانند مانند گذشته زمستان را از سربگذرانند ، به زیر چتر حمایتی خود می گیرند . توضیح این که محققان دریافته اند که موس ها که در گذشته ، علف ها و خزه های کوتاه روی سنگ ها را با کنار زدن برف زمستانی ، می خوردند ، در سال های اخیر در این کار با مشکل روبرو شده اند . علت این است که گرم شدن زمین سبب شده که حتی در روزهای زمستانی ، مقدار بی سابقه ای از برف های رویی ذوب شود و به پایین  رود . این آب ها با رسیدن به سطح سنگ یا خاک ، یخ می زند و در نتیجه موس ها نمی توانند با کنار زدن برف ها به علف دست یابند . پس از جر و بحث هایی در این زمینه که تغذیه ی مصنوعی موس ها در زمستان ، آن ها را بدعادت خواهد کرد ، بررسی های محققان به این نتیجه رسید که این عمل مضر نیست و درهرحال می تواند کمکی باشد به بقای جانور .

نکته ی مهم این است که علوفه پراکنی و ریختن دانه برای کبک و ... باید در محل هایی انجام شود که حداقلی از شرایط حفاظتی را داشته باشد و از دسترس " شکار دزد " ها در امان باشد ، وگرنه ممکن است که این کار به نوعی تله گذاری بدل شود . بنابراین ، توصیه این است که سازمان های غیردولتی و داوطلبان دیگر ، تغذیه ی مصنوعی را با هماهنگی محیط بانان انجام دهند .

گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران ، در 4-3 سال گذشته از کوه نوردان و دیگر گروه های دوستدار طبیعت دعوت کرده است تا با تهیه ی علوفه و دانه ، و ضمن هماهنگی با پاسگاه های محیط بانی ، در منطقه هایی که بارش سنگین برف مشکل جدی برای حیات وحش پیش می آورد ، به کمک این مخلوقا ت زیبا بروند. تجربه ی علوفه پراکنی ما ، توانسته اندکی به محیط بانان سخت کوش پاسگاه زردبند دل گرمی بدهد که کسانی هستند که قدر زحمت های آنان را بدانند . همچنین توانسته  به خود ما ثابت کند که می توانیم کارهایی موثر ( و نه فقط نمادین) انجام دهیم ، و دیگر این که توانسته فرصتی برایمان فراهم کند تا از رهگذر آن به آموزش های زیست محیطی برای گروه هایی از مردم بپردازیم . این برنامه ها در چندین روز تعطیل  در منطقه ی ورجین، و چند مورد مشابه آن نیز در دیگر استان ها اجرا شده است . سازمان های غیردولتی جبهه ی سبز ایران ، انجمن حمایت از حیوانات ، و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ، از همکاران ما در این برنامه ها بوده اند .