احداث سازه يا اصلاح مغزها ؟!
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

دکتر خسرو صادق نیت ، متخصص طب کار ، گفته است :

در طی روز ، در کشور ما 70 تا 80 نفر براثر تصادف [رانندگی] جان خود را از دست می دهند و این مثل این است که هر دو روز یک هواپیما سقوط کند . علاوه بر مرگ و میر ، معلولیت های ناشی از تصادفات را هم نباید نادیده گرفت . این درحالی است که ما برای اصلاح یک خطر جاده ای ممکن است چندین میلیارد تومان هزینه کنیم و یک پیچ خطرناک را از بین ببریم ، ولی هزینه ی دو تا از این پیچ های خطرناک اگر در امر آموزش رانندگان به کار گرفته شود ، درصد خیلی بالاتری از تصادفات را کاهش می دهیم  ( روزنامه ی همشهری 4/11/86 ) .

در این گفته ، به نکته ی مهمی اشاره شده و آن این که ما بیشتر به ساخت وساز و خرج کردن پول علاقمندیم تا به یادگیری و یاد دادن . این سامانه ی اندیشگی ، در میان مدیران ارشد کشور هم جا افتاده و در ترکیب با سودجویی بیمارگونه که به بهترین وجهی با ساخت و ساز به هدف می رسد ، بدل به معجون " بساز و بفروش " شده که روح حاکم بر برنامه های توسعه و عمران ما است . این معجون مست کننده ، دیکته می کند که برای حل هر مشکلی باید بودجه ی کلانی گرفت ، اعتباری جذب نمود ، جایی را خراب کرد ( که مهم نیست بخش مهمی از طبیعت باشد ، یا قسمتی از فضای سبز شهری ، یا یک محوطه ی تاریخی ، ) و چیزی احداث کرد . در این میان ، حفظ یا ارتقای وضع آن چه که داریم ، اصلا در نظر گرفته نمی شود .

در سال گذشته هم سردار احمدی مقدم ، فرمانده ی نیروی انتظامی گفته بود :

ایجاد ده ها کیلومتر اتوبان با هزینه های سرسام آور ، مشکلات ترافیکی تهران را رفع نمی کند ... تهران نیازمند طرح های محدود کننده ی استفاده از خودروی شخصی است ... ( روزنامه ی آینده نو 27/9/85) .

با این حال ، شهر همچنان و با شدت گرفتار تعریض خیابان ها و احداث راه های جدید است که نتیجه ی هر معبر جدید را که گشوده می شود ،با پدید آمدن یک کانون ترافیک و آلودگی جدید می بینیم . چه موقع این نگرش عوض خواهد شد و به جای تلاش برای ساخت و ساز جدید ، بر آموزش  و اصلاح رفتارها تاکید خواهد شد ؟