درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| عطر خوش آب ، در تالاب ها(۵) | |
| ساعت ٩:٢٢ ب.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی |
|
گذشته از آن که چند برابر شدن تعداد سیل های ویرانگر و مرگبار در یکی دو دهه ی اخیر، با وجود چند برابر شدن تعداد سدهای کشور ، در عمل بطلان نظر سد سازان را مبنی بر تاثیر مثبت سدها در مهار سیل نشان می دهد ، همچنین باید افزود که موضوع کنترل سیل ، با سد سازی طرح وارونه ی یک موضوع است . در واقع ، اگر سدی ساخته می شود ، برای طولانی تر شدن عمر مفید آن باید با حفاظت حوزه ی آبخیز ، از وقوع سیل جلوگیری کرد و نه آن که سدی ساخت تا جلوی سیل را بگیرد. به بیان دیگر ، اگر قرار باشد سد جلوی سیل را بگیرد ، آن را قربانی ندانم کاری های خودمان ساخته ایم ، و سرمایه ی کلان صرف شده برای ساخت آن را به باد داده ایم . 2- جاده سازی ؛ نمونه ی بارز و جبران ناشدنی اثر تخریبی راه سازی بر تالاب های کشور ، میانگذر دریاچه ی اورمیه (ارومیه) است . اقدام به ساخت این جاده به سال 1358 برمی گردد (14) که می توان آن را آزمونکده ای برای پیاده کردن شیوه های پر آزمون و خطای راه سازی هم دانست ! نخستین اثر این کار این بوده است که بزرگ ترین "پارک ملی" ایران ( به مساحت تقریبی چهارصد و هشتاد هزار هکتار ) دو نیم شده است . دریاچه ی اورمیه ، نه تنها بزرگ ترین تالاب ایران و از حیث حجم آب و دربرداشتن چندین جزیره ی نامسکون ، دارای موقعیت بی همتا در کشور بوده ، بلکه در میان تمامی منطقه هایی که با یکی از عنوان های چهارگانه ، در ایران حفاظت می شوند نیز پس از دو منطقه ی توران و کویر مرکزی ، سومین منطقه ی بزرگ است . آبی بودن این پهنه ، می توانست موقعیت ممتازی باشد که آن را از ساخت و ساز در امان بدارد ، اما افسوس که تب دست زدن به کارهای "بزرگ " و شیفته ی بودن به "مهار" طبیعت ، مهندسان و مدیران ما را واداشت که برخلاف تمامی اصول جهانی ناظر بر مدیریت پارک های ملی ، و حتی برخلاف ماده ی 8 آیین نامه ی اجرایی قانون حفاظت و به سازی محیط زیست که هرگونه عملی را که موجب تغییر اکوسیستم پارک های ملی باشد ، ممنوع کرده است ، میلیون ها تن خاک را از کوهی در نزدیکی دریاچه بکنند و در آب بریزند تا دو سوی دریاچه را به هم متصل کنند. ساختن جاده به این روش ، سبب به هم خوردن تعادل حجم آب در دو سوی میانگذر – حتی پیش از تکمیل شدن- گردید و در نتیجه ی آن ، و البته با تاثیر عوامل دیگر، جاده ی تکمیل ناشده شروع به زیر آب رفتن کرد . اکنون سال ها است که پیمانکاران خارجی هم برای به پایان رساندن پروژه دعوت شده اند و سرانجام ، این "طرح ملی" تکمیل خواهد شد . اما چندین سال است که خودروها از میانگذر ، با سوار شدن بر لنج در یک بخش ، استفاده می کنند . این لنج ها ، مقدار زیادی گازوییل و روغن موتور به دریاچه وارد کرده اند که آشکارا در محل توقف آن ها دیده می شود . همچنین انبوهی از زباله توسط مسافران و دکه داران در دو سوی میانگذر ریخته شده است . روشن است که این آلوده سازی ها تا آینده ی قابل پیش بینی ادامه خواهد یافت و آلودگی صوتی خودروها و برهم خوردن چشم انداز طبیعی دریاچه ، برای همیشه ماندگار خواهد بود . دیگر نمونه ی معروف جاده سازی در تالاب های ایران ، طرح کنارگذر تالاب انزلی است . |

