عطر خوش آب ، در تالاب ها(6)
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 

                                         عکس میان‌گذر دریاچه ارومیه از روزنامه ایران

طرح احداث "کنارگذر" تالاب انزلی ، بخشی از طرح کمربندی شهر انزلی است که عملیات آن از سال 1377 آغاز و برای ساخت آن پایه های عظیمی در میانه ی آب و نیزارهای تالاب کوبیده شد . با مخالفت سازمان حفاظت محیط زیست ، این طرح در سال 1379 متوقف شد ، اما می دانیم که در پروژه های ساخت و ساز کشوری ، پروژه بگیران بزرگ و حامیان دولتی آنان مانند اداره های راه ، استانداری ها ، ... و نیز شهرداری ها و بعضی نمایندگان مجلس ، دست بردار نیستند و از هر فرصتی برای ادامه دادن پروژه ی مورد نظر خود از راحت ترین راه و حتی به قیمت تخریب محیط زیست و میراث فرهنگی ، استفاده می کنند . به طور معمول ، مقام های عالی رتبه ی اجرایی نیز به منظور هرچه پرتر کردن کارنامه ی خود و دادن آمار ، موافق پیاده کردن طرح های پر سروصدا و هزینه بر هستند . این گرایش در میان دولت های محافظه کار ، اصلاح طلب ، و اصول گرا ... مشترک است ؛ همان گونه که طرح میان گذر دریاچه ی اورمیه در تمام سال های پس از انقلاب ادامه یافت ، در سال 1383 دولت اصلاح طلب  آقای خاتمی دستور تسریع در ساخت کنارگذر انزلی را داد (15) و در سال 1386 در دولت آقای احمدی نژاد  با وجود آن که مخالفت سازمان محیط زیست همچنان برقرار بود ، ناگهان در یک تعطیلی چند روزه در اواخر مرداد ماه ، سیل کامیون هایی که خاک و سنگ به تالاب می ریختند تا کنارگذر بسازند ، به راه افتاد و هزاران تن دیگر خاک وارد این تالاب نگون بخت شد .اگرچه یک بار دیگر سازمان محیط زیست پروژه را متوقف کرد ، اما سرنوشت تالاب همچنان در هاله ای از ابهام است ، و دوستداران محیط زیست در بیم و امید به سر می برند .

                            
                                                  عملیات اجرایی کنارگذر انزلی در داخل تالاب بین‌المللی انزلی
آن چه که در میانه ی کشمکش ها بر سر احداث کمربندی انزلی ، تقریبا ناگفته مانده ، این است که آیا به راستی ساخت چنین راهی یک ضرورت گریزناپذیر برای شهر است ؟! آیا ساخت چنین راه هایی در شهرهای دیگر ، واقعا مشکل ترافیک را حل کرده و در مجموع ( با توجه به هزینه های ساخت و نگهداری ، هزینه هایی که صرف سوخت می شود ، و هزینه های زیست محیطی ) کمکی به اقتصاد ملی کرده است ؟ در مورد شهر انزلی ، مهیار سکری معاون پیشین محیط طبیعی اداره ی کل محیط زیست گیلان گفته است : « شهر انزلی به این دلیل شلوغ است که به عنوان یک شهر توریستی مورد توجه نود درصد گردش گران گیلان است . پس طبیعی است که [در آینده] همه ی این گردش گران بدون توجه به کمربندی ... به داخل شهر ... و به سوی تالاب حرکت خواهند کرد ... . تا تالاب در شهر انزلی قرار دارد ، حجم و بار ترافیکی داخل شهر کاسته نخواهد شد » (16) .

به هر صورت آشکار است که در ایران ، شیوه های دیگر حل مشکل ترافیک مانند اصلاح روش رانندگی ، ارتقای سامانه ی شدآمد همگانی ، و هزینه دار کردن استفاده از خودروی شخصی مورد توجه " اولیای امور" که سخت تحت تاثیر ساخت و سازگرایان هستند ، نیست . طرفداران ساخت و ساز ، همه جور " استدلال " برای پیش بردن کار خود در چنته دارند و از هر موقعیتی هم که پیش می آید ، برای توجیه پروژه های خود استفاده می کنند . هادی حق شناس نماینده ی انزلی در مجلس ، به تازگی گفته است که « اداره ی محیط زیست گیلان ارگانی غیرمردمی است و مانع طرح های حیاتی برای شهر انزلی می شود »  و « بحرانی که [ پس از بارش برف سنگین ] انزلی را دربرگرفت ، به دلیل نبود کنارگذر و نداشتن راه ارتباطی با شهرهای اطراف » بوده است ! (17) جای پرسش است که با این احتجاج ، بحران شهرهای برف و سرمازده ی دیگر که کمربندی داشته اند ، به چه دلیل بوده است ؟! آیا اگر هم ساخت این کمربندی "حیاتی" باشد که مطمئنا نیست ، گزینه ی دیگری برای این پروژه وجود ندارد؟