ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

 

كندن پوست پلنگ براي دوختن پالتو!

  گزارش بازديد از معدن سنگ كلاردشت

در روز 1/9/84 پيرو درخواست تعدادي از اهالي كلاردشت كه مخالف فعاليت معدن سنگ گرانيت در بالادست منطقه هستند، دو تن از كارشناسان اداره‌ي منابع طبيعي نوشهر (مهندس رمجي و مهندس عسگريان) به منظور ارزيابي تاثير اين معدن كاري بر جنگل و مرتع و حوزه‌ي آبخيز سردآبرود، به محل معدن آمدند. همچنين مهندس فضليان از اداره‌ي صنايع و معادن استان (ساري) به منظور تشخيص تجاوز احتمالي معدن از محدوده‌ي تعيين شده، به منطقه آمد.

معدن گرانيت كلاردشت كه به معدن ديوچال معروف است، در حال حاضر در دره‌ي خوشاكش و مرتعي به نام لت كمر به برداشت سنگ مشغول است ـ كه البته از اسفند 83 با ممانعت مردم منطقه از رفت و آمد كاميون‌هاي حامل سنگ، در عمل تعطيل است. خوشاكش دره‌ي تنگي است كه از اكاپل (محلي در جنوب غربي روستاي رودبارك) به سوي دامنه‌هاي شمالي كوه ديوچال (4185متر) مي‌رود. يكي از سرشاخه‌هاي رودخانه‌ي حفاظت شده‌ي سردآبرود، به نام رودخانه‌ي شهر زمين در اين دره جاري است. جاده‌ي اختصاصي معدن، دامنه‌ي پرشيب سمت راست دره را بريده است و سبب خالي شدن زيردامنه‌ها، و در نتيجه ريزش مداوم خاك بالادست شده است. در طول جاده، مي‌توان در همه جا درختان، بوته‌ها و تكه‌هاي خاك را ديد كه به پايين لغزيده‌اند يا در لبه‌ي خط برش جاده معلق‌اند. در خارج از مسير اصلي جاده هم، چند چا آثار «تيغ‌انداختن» بولدوزر به چشم مي‌خورد كه احتمالاً نتيجه گمانه‌زني‌هاي قبلي براي يافتن رگه‌هاي سنگ يا چيز ديگر است.

پس از طي 5-4 كيلومتر از اكاپل، به كارگاه معدن مي‌رسيم، در اين نقطه، دره بازتر مي‌شود و مي‌توان «قيف» عظيمي را مشاهده كرد كه سرگشاد آن خط الراس كوه ديوچال است و مجراي باريك آن، دره‌ي خوشاكش. معدن در گلوگاه اين قيف قرار دارد. شيب كلي منطقه در حدود 45 درجه، و شيب صخره‌ي گرانيتي مورد بهره‌برداري، 60 تا 80 درجه به نظر مي‌رسد.

اگرچه فعاليت شركت سنگ تزئيني كلاردشت، در حال حاضر در ديوچال متمركز است، اما حدفاصل رودبارك (بالاتر از مركز پرورش آزادماهي شركت شيلات) تا اكاپل، در عمل به انبار سنگ شركت بدل شده ودر چند نقطه، قطعه‌هاي عظيم سنگ‌هاي بريده شده، در كنار رودخانه‌ي سردآبرود انبار شده و پوشش گياهي منطقه به شدت آسيب ديده است. به علاوه، شركت متروي تهران (بهره‌بردار اوليه‌ي معدن) كه امتياز بهره‌برداري را به شركت سنگ تزئيني واگذار كرده، در سال‌هاي گذشته جمعاً حدود 20 كيلومتر جاده تا وندارين و از آنجا باز هم به سمت بالا در دو سو (دره‌هاي برير و خرم دشت) احداث كرده كه نتيجه آن، آسيب‌ديدگي حريم رودخانه، رانش كوه، فرسايش خاك، و تسهيل دسترسي خارج از ظرفيت به جنگل‌ها و مراتع منطقه بوده است.

مهندس رمجي مي‌گويد من كه 24 سال سابقه‌ي خدمت در منابع طبيعي مازندران دارم، تاكنون نديده‌ام كه در استان مازندران محدوده‌اي چنين گسترده در اختيار يك معدن قرار گيرد، و حداكثر محدوده‌هاي واگذار شده، 15-10 هكتار بوده است. معيري و ابوالقاسمي، از فرهنگيان بازنشسته‌ي كلاردشت مي‌گويند كه اينجا فقط بخشي از حوزه‌اي است كه شركت مترو و جانشين آن، شركت سنگ تزئيني (وابسته به سازمان تامين اجتماعي)، در آن فعاليت كرده‌اند. اين بهره‌برداران، در طول كيلومترها امتداد شاخه‌ي اصلي سردآبرود، هر كجا كه خواسته‌اند جاده زده‌اند و گمانه‌زني كرده‌اند. بيگلريان و نقوي از فعالان «انجمن حفظ محيط زيست كلاردشت» مي‌گويند كه شيب‌هاي بالاي معدن، از نظر زمين‌شناسي، يخچالي هستند و بستر سستي دارند؛ كنده شدن زير اين شيب‌ها، خطر زمين لغزه و سيل را به شدت افزايش داده است. محمدي از «گروه ديده‌بان كوهستان» اشاره مي‌كند كه منطقه‌ي فعاليت معدن در گلوگاه قيف مشرف بر كلاردشت قرار دارد و نابودسازي پوشش گياهي، خطر جاري شدن سيل را همچون شبحي برفراز كلاردشت قرار داده است. او همچنين به سيل ويران‌گري كه در دهه‌ي شصت در منطقه جاري شد و خسارت‌هاي سنگيني وارد ساخت، اشاره مي‌كند و مي‌گويد كه اصلاً معدن كاري «باز» در چنين شيب‌هايي منطقي به نظر نمي‌رسد.

مهندس رمجي مي‌گويد كه طبق قانون، بهره‌بردار بايد تخريب‌هايي را كه براي گمانه‌زني انجام داده مرمت كند و پس از تعطيلي معدن هم «باطله‌ها» را خارج كند و تا حد امكان منطقه را به وضع طبيعي برگرداند. مهندس عسگريان مي‌گويد كه انبوه لاشه سنگ‌هاي اين معدن، بستر رودخانه را تخريب كرده است. به علاوه، از ابتداي حضور شركت مترو در منطقه، آنها با وجود درخواست‌ها و اخطارهاي مكرر اداره‌ي منابع طبيعي، محدوده ي كار خود را براي ما مشخص نكرده‌اند. به ويژه، پس از واگذاري معدن از سوي شركت مترو به شركت سنگ تزئيني، ابعاد اقدام‌هاي تخريبي و خودسرانه افزايش يافته است. معيري مي‌گويد كه آنها با وجود مخالفت سازمان حافظت محيط زيست و اداره شيلات، نه تنها با جاده‌سازي و انبار كردن سنگ‌هاي عظيم در حريم رودخانه‌ي حفاظت شده‌ي سردآبرود، به طبيعت و كارتكثير آزادماهيان آسيب رسانده‌اند، بلكه با وارد كردن تجهيزات توليد شن و ماسه، تصميم به تكميل برنامه‌ي مرده‌سازي اين رودخانه گرفته‌اند. ابوالقاسمي از نامناسب بودن جاده‌ي قديمي كه از وسط روستاها و شهر كلاردشت مي‌گذرد، براي حمل سنگ‌هاي بيست تني گفت، و اين كه شركت مترو از سال 1369 در توافقي با شوراي اسلامي رودبارك، ملزم به ساخت جاده‌ي كمربندي اختصاصي براي معدن بوده است، اما هيچ‌گاه به اين تعهد عمل نكرده است.

بيگلريان خطاب به صميمي (مسئول كارگاه معدن) گفت كه شما بارها در اينجا دست به انفجار زده‌ايد، در حالي كه ملزم به استفاده از سيم برش براي برداشت سنگ هستيد. صميمي در پاسخ گفت كه ما در سال گذشته فقط دو سه بار انفجار داشته‌ايم كه كار ما مطابق قانون بوده و صورت «مواد ناريه»ي مصرفي را هم داده‌ايم. مهندس فضليان گفت كه مجلس از سال 76 استفاده از مواد منفجره را براي برداشت سنگ ممنوع كرده است، اما براي گرانيت استثنا قايل شده‌اند، چون اين سنگ بسيار سخت است و ما تكنولوژي لازم را براي برداشت آن نداريم. محمدي گفت كه اگر ما تكنولوژي اين كار را نداريم، نبايد در چنين منطقه‌ي باارزشي با انفجار و وسايل ابتدايي به چنين تخريب‌هايي دست بزنيم. حتي ماشين آلات بهره‌بردار آن قدر قديمي است كه پيوسته روغن‌ريزي دارند و به علاوه، گازوئيل مصرفي ماشين‌ها همه جا ريخته است كه اين موجب آلودگي پايدار آب و خاك منطقه مي‌شود. معدن واقعي اين منطقه، ارزش طبيعي و كوه‌نوردي و گردش‌گري آن است كه مي‌تواند براي نسل‌ها درآمد و اشتغال پايدار ايجاد كند.

معيري به سخن حجت‌الاسلام ميرتبار امام جمعه‌ي كلاردشت اشاره كرد كه گفته است مطابق آيات قرآن مجيد، «كوه‌ها ميخ‌هاي زمين هستند» و نگهدارنده‌ي آن، و منشا بركت براي منطقه، و نبايد بهره برداري‌ها موجب آسيب‌ جبران‌ناپذير كوهستان گردد. مهندس فضليان گفت كه بهره‌بردار براي اكتشاف و گمانه‌زني در هر نقطه بايد از اداره‌ي معادن اجازه بگيرد، و در مرحله‌ي بعدي براي برداشت هم بايد مجوز بگيرد، در هر مرحله نيز مجوز اداره‌ي معادن پس از استعلام از اداره‌ي منابع طبيعي و نيز سازمان حفاظت محيط زيست، صادر مي‌گردد. معدن كلاردشت براي اين محدوده (ديوچال) مجوز قانوني دارد، اما اگر از اين محدوده تجاوز كرده باشد، اداره‌ي معادن مي‌تواند مجوز بهره‌برداري را لغو كند. او اضافه كرد كه امروز با جي پي اس حدود محل بهره‌برداري را مشخص كرده‌ام و گزارش خود را به مسئولان بالاتر مي‌دهم، و شما هم مي‌توانيد خودتان نقاط تخريب شده ي ديگر را با جي پي اس مشخص كنيد و گزارشي به اداره‌ي معادن استان بدهيد.

مهندس رمجي گفت كه اداره‌ي منابع طبيعي نوشهر چندبار به شركت مترو و شركت سنگ تزئيني اخطار كرده و مطالبه‌ي ضرر و زيان هم از آنها داشته‌ است، و در ضمن براي برداشت شن و ماسه هم بايد از سازمان آب استعلام مي‌كردند كه چنين نكرده‌اند.

در پايان، قرار شد كه كارشناسان منابع طبيعي و اداره‌ي صنايع و معادن، گزارش‌هاي خود را به مسئولان بالاتر خود بدهند تا در نهايت به دادگاه كلاردشت ارايه شود.

 

در ساعت 5 بعدازظهر به ديدن سليمان‌پور رئيس شوراي اسلامي شهر كلاردشت رفتيم. او از تخريب طبيعت منطقه سخت گله داشت و گفت كه شورا به پشتوانه‌ي حركت مردم در مخالفت با نابودسازي كوه و جنگل و رودخانه‌ي كلاردشت، اكنون با دلگرمي و قاطعيت بيشتري در مقابل شركت بهره‌بردار سنگ ايستاده است. همچنين گفت كه حمايت مطبوعات و سازمان‌هاي غيردولتي طرفدار محيط زيست مي‌تواند در به كرسي نشاندن حرف ما كه همانا حفظ محيط زيست و جاذبه‌هاي طبيعي كلاردشت است، بسيار موثر باشد.

محمدي پيشنهاد كرد كه نمايندگان شوراي كلاردشت ديداري با رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري داشته باشند و از ايشان درخواست كنند كه براي حفظ جاذبه‌هاي گردشي و تاريخي كلاردشت كه مي‌تواند درآمدي به مراتب بيشتر از برداشت سنگ براي كشور داشته باشد، براي متوقف ساختن فعاليت معدن اقدام كند. او گفت كه منطقه‌ي علم‌كوه در بالادست كلاردشت، به دليل داشتن چهره‌ي خاص زمين‌شناختي و چشم‌اندازهاي كم‌نظير، در تمامي ايران منحصر به فرد است و از سال 1381 عنوان «اثر طبيعي ملي» دارد؛ پوشش جنگلي و مرتعي مشابه حوزه‌ي كلاردشت فقط در نيم درصد از مساحت ايران قابل مشاهده است. به اين دليل، فعاليت‌هايي مانند معدن كاري اگر هم در كوتاه مدت سودآور باشد، در درازمدت براي كشور زيان‌آور است، چرا كه يك سرمايه‌ي طبيعي را نابود مي‌سازد. اكنون، گردش‌گراني كه وارد منطقه مي‌شوند، با مشاهده‌ي تخريب‌هاي گسترده‌ي كوه و جنگل و مرتع در امتداد راه دسترسي به اين «اثر ملي» و ديدن دپوي سنگ‌هاي بريده شده در كنار رودخانه، و دره‌هايي كه تا كيلومترها پس از رودبارك جاده‌كشي و تخريب شده، با خود چه تصويري را از منطقه خواهند برد؟ برداشت سنگ از كلاردشت، همچون كندن پوست پلنگ براي دوختن پالتو است!

 

 

 

 

           موضوع معدن سنگ كلاردشت در رسانه‌ها

خبرهاي مربوط به مخالفت‌ اهالي و شوراي شهر كلاردشت با فعاليت معدن سنگ، و حكم شعبه‌ي سوم دادگاه عمومي كلاردشت مبني بر توقف فعاليت اين معدن، در پاره‌اي رسانه‌ها انعكاس يافت؛   از جمله روزنامه‌ي كيهان در روز 26/8/84، خبرگزاري ميراث خبر در روز 28/8/  ، روزنامه‌هاي ايران و حسبان در روز 29/8/84، و روزنامه‌ي شرق در روز 13/9/  خبرها و گزارش‌هايي در اين مورد داشتند.

شركت سنگ تزئيني كلاردشت، در پاسخ به اين مطالب، توضيحي داده است كه در زير، آن را (به نقل از روزنامه‌ي حسبان 2/9/84) مي‌بينيد:

 

ادعاي شوراي شهر كلاردشت كذب محض است

 

 شركت سنگ تزئيني كلاردشت در پي چاپ مطلبي با عنوان «فعاليت‌هاي معدن كاوي در كلاردشت را متوقف كنيد» طي نامه‌اي به روزنامه خواستار اظهار چند نكته و توضيح در اين باره شدند. متن نامه به شرح زير است؛

 

 

درخصوص مطالب چاپ شده در صفحات يك و شش آن روزنامه به شماره‌ي 317 يكشنبه مورخ 29/8/84 با عنوان فعاليت‌هاي معدن كاوي در كلاردشت را متوقف كنيد، جهت رد اخبار منتشره و اظهارات اعضاي شوراي شهر كلاردشت موارد ذيل جهت تنوير اذهان خوانندگان محترم توضيحاتي به شرح زير تقديم مي‌شود، خواهشمند است دستور فرمائيد طبق قانون مطبوعات نسبت به چاپ توضيحات در همان صفحات و با همان حروف اقدام كنيد.

معادن سنگ كلاردشت در سال 1371 با اخذ پروانه بهره بردراي از وزارت معادن و فلزات و طي تمامي مراحل قانوني، به منظور تامين سنگ موردنياز ايستگاه‌هاي در دست احداث متروي تهران تجهيز و تحت نظارت كارشناسان معادن و فلزات، محيط زيست و منابع طبيعي استان مازندران آغاز به كار كرد. در سال 1378 اين مجموعه از طرف دولت (شركت مترو) از بابت 5/2 ميليارد ريال بدهي به سازمان تامين اجتماعي واگذار و به رغم حق قانوني شركت در توسعه‌ي معدن در محدوده واگذار شده، هيچ گسترش جغرافيايي در محدوده انجام نگرفت و تمامي فعاليت معدني شركت به معدن گرانيت صورتي ديوچال منحصر شد. در سال 1381 پروانه‌ي بهره‌برداري معادن سنگ كلاردشت از طرف سازمان صنايع و معادن مازندران پس از طي تمامي مراحل قانوني به مدت 15 سال ديگر تمديد شد. لازم به ذكر است تمامي عمليات معدن كاري اين شركت تحت نظارت كارشناسان محترم سازمان صنايع و معادن استان مازندران انجام مي‌گيرد، و براساس مستندات و تقديرنامه‌هاي گرفته شده (چندين بار بهره‌بردار نمونه شدن در سطح استان)، فعاليت‌هاي صورت گرفته براساس اصول و قوانين معدن كاري بوده و برخلاف ادعاي اعضاي شوراي شهر هيچ‌گونه تخريبي به منطقه وارد نشده است. همچنين در اين مدت تلاش شده با ايجاد ارتباط و همكاري مستمر و استفاده از نظرات كارشناسان محترم محيط زيست و منابع طبيعي، نكات زيست محيطي به طور كامل رعايت شود. به نحوي كه تا اين تاريخ هيچ‌گونه گزارشي دال بر عدم رعايت مسائل زيست محيطي به اين شركت انعكاس پيدا نكرده است.

با توجه به افزايش بي‌رويه‌ي قيمت شن و ماسه و به دنبال تاييد تمامي مسئولان در منطقه و برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته، شركت جهت استفاده بهينه از ضايعات معدني از جمله توليد شن و ماسه‌ي گرانيتي از سنگ‌هاي پرت و هوا زده‌ي معدن و پس از اخذ جواز تاسيس كارگاه توليد شن و ماسه از سوي سازمان صنايع و معادن مازندران، مدير معدن شركت در تلاش‌هاي حضوري با مسئولان منطقه از جمله رياست محترم اداره محيط زيست چالوس، موضوع محل استقرار از دستگاه‌هاي شن و ماسه را با ايشان در ميان گذارده و مقرر مي‌شود محل نصب دستگاه‌ها با نظر كارشناسان محيط زيست انتخاب شود.

متاسفانه به تحريك افرادي كاملاً شناخته شده با غرايض [ اغراض]كاملاً سياسي و اقتصادي، تهيه‌ي طومارها و جمع‌آوري امضا به عنوان تخريب محيط زيست و نابودي طبيعت و اتهامات ديگر آغاز مي‌شود، نكته جالب و قابل توجه اين است كه در ميان مصاحبه‌كنندگان و امضاءكنندگان طومارهاي طرفدار محيط زيست و شاكيان اين شركت، نام برخي افراد به چشم مي‌خورد كه با تجاوز به منابع طبيعي و تصرف غيرقانوني آن بيشترين لطمه را به محيط زيست و منابع طبيعي زده و در حال حاضر در حال رفت و آمد به دادگاه كلاردشت به دليل شكايت سازمان منابع طبيعي و تشكيل پرونده تخلف هستند.

در پي افزايش فشارها فرماندار محترم چالوس به رغم تاييدات قبلي دستور توقف عمليات اجرايي و راه‌اندازي دستگاه‌هاي شن و ماسه را تا بررسي موضوع در جلسه‌اي مشترك با حضور مسئولان ذي‌ربط صادر مي‌كنند و حتي تعهد مي‌كند در صورت عدم راه‌اندازي كارگاه توليد شن و ماسه در محدوده‌ي معدن، محل مناسب ديگري در شهرستان چالوس به اين شركت واگذار شود.

از آن تاريخ تاكنون به رغم تمامي تلاشي كه جهت حل مشكل به عمل آمده، نه تنها دستگاه‌هاي توليد شن و ماسه در محوطه‌ي انبار بلا استفاده مانده ودر حال از بين رفتن است، بلكه به دلايلي كه براي هيچ مسئول دلسوز قانون مداري پذيرفته نيست. با تهديد و فشار عملاً كارگاه معادن كلاردشت به تعطيلي كشيده شده است، به طوري كه تنش به وجود آمده به يكي از مشكلات جدي سياسي ـ اقتصادي و امنيتي منطقه تبديل شده است. ضمناً در تكميل اطلاعات، موارد ذيل نيز به استحضار تمامي خوانندگان محترم آن روزنامه مي‌رسد:

   1-  تاكنون هيچ‌گونه حكمي مبني بر توقف فعاليت به اين شركت ابلاغ نشده است.

    2-  تعهدات دو شخصيت اعم از حقيقي يا حقوقي (دولت يا مترو و شوراي اسلامي رودبارك) درخصوص احداث جاده‌ي كمربندي آن هم در سال 1368، بدون حضور و قبول طرف سوم (شركت سنگ تزئيني كلاردشت)، به شخص ثالث تسري پيدا نمي‌كند لذا بهتر است اعضاي شوراي شهر كلاردشت در هنگام بيان چنين اظهاراتي به نكات حقوقي توجه فرموده تا سخنانشان باعث تحريك ديگران نشود.

   3-   در حال حاضر بيش از 40 نفر از اهالي منطقه به طور مستقيم در معدن اشتغال دارند و بيش از 20 نفر نيز به طور غيرمستقيم با معدن همكاري مي‌كنند كه با احتساب تعداد افراد تحت تكلف ايشان بيش از 300 نفر از اهالي منطقه از محل فعاليت معدن ارتزاق مي‌كنند.

     4-   پرداخت بيش از 5/3 ميليارد ريال ماليات عملكرد و تكليفي، عوارض بازسازي و حقوق دولتي و بيمه‌ي پيمان به سازمان‌ها و ارگان‌هاي مربوطه از شروع فعاليت معدن در سال 1379 تاكنون نمايانگر است كه اين شركت به تمامي تعهدات وتكاليف قانوني خود عمل كرده است. ضمناً اين شركت در حد مقدورات و خارج از تكاليف قانوني در ارائه‌ي خدمات عمومي از جمله كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي در سطح منطقه و استان، كمك به بازگشايي جاده‌ي مهم و مراسلاتي كرج – چالوس توسط نيروهاي حفار شركت و در شرايط بسيار سخت و خطرناك كه پس از وقوع زلزله مدت‌ها به دليل ريزش در بخشي از نقاط بسته شده بود و بخشي از شمال كشور را با مشكلات عديده‌اي مواجه كرده بود و خدمات ديگر همواره پيشگام بوده است.

     5-  برخلاف اظهارات رئيس شوراي شهر كلاردشت مجوز احداث كارگاه شن و ماسه در معدن براساس توليد شن و ماسه گرانيتي از ضايعات سنگ‌هاي گرانيتي و هوازده معدن بوده و هيچ‌گونه برداشتي از شن و ماسه بستر رودخانه حفاظت شده‌ي سردآبرود صورت نمي‌گيرد. با توجه به دبي و عرض رودخانه‌ي مزبور در محدوده‌ي معدن كه گاهاً به حدود سه متر مي‌رسد، در هيچ قسمت از رودخانه اجازه‌ي برداشت جهت خوراك كارگاه شن و ماسه را نمي‌دهد.

     6-   تمامي عمليات معدني شركت در محدوده‌ي معدن ديوچال كه فاقد هرگونه پوشش گياهي است صورت مي‌گيرد، مضافاً آن كه تمامي سرويس‌هاي ماشين آلات، تعويض روغن‌ها و تعمير ماشين‌آلات در محل سوله تعميرگاه معدن انجام مي‌گيرد.

اضافه مي‌نمايد تنها شاخه‌ي رودي كه در نزديكي معدن وجود دارد سرشاخه‌ي لت كمر است كه اين رود نيز فاصله‌اي در حدود دو كيلومتر با محل فعاليت اين شركت (معدن ديوچال) دارد و با توجه به دبي كمي كه از اين سرشاخه به رودخانه مي‌ريزد احتمال بروز سيل كلا منتفي است.

      7-  تعداد كاميون‌هاي حامل سنگ‌هاي به فروش رفته اين شركت در طول شبانه‌روز و آن هم به غير از تعطيلات رسمي كه از روستاي مزبور تردد مي‌كنند از پنج دستگاه تجاوز نمي‌كند و طبيعي است كه اين موضوع نمي‌تواند از عوامل آلاينده‌ي زيست محيطي و يا مخل آسايش افراد باشد. مطمئناً تمامي خوانندگان روزنامه تصديق مي‌فرمايند كه چطور رئيس وديگر عضو شوراي شهر بعد از حدود 15 سال فعاليت معدن آن هم در زماني كه بيشترين همكاري و تعامل از طرف شركت با كارشناسان و مسئولان منطقه صورت مي‌گيرد، ناگهان به ياد تعطيلي فعاليت معدن افتاده‌اند؟

در خاتمه يادآور مي‌شود آنچه مسلم و عيان است دست‌هاي آشكار و پنهاني اكنون و در اين شرايط حساس اقتصادي و آغازين دولت جديد كمر به نابودي توليدات داخلي و ورشكستگي اقتصاد كشور و بيكار كردن كارگران مراكز توليدي بسته‌اند كه دير يا زود بازيگران پشت صحنه‌ي غائله آفرين‌هاي اين چنيني معرفي و چهره‌ي واقعي آنان افشا خواهد شد.

 

توضيح اين كه روزنامه‌ي حسبان اميدوار است روند معدن كاوي نه در كلاردشت و نه در هيچ مكاني از محيط زيست ايران اسلامي باعث تخريب منابع زيست محيطي نشود و باز هم اميدوار است كارشناسان محيط زيست و منابع طبيعي استان با روزنامه‌ي حسبان درباره‌ي صحت و سقم مسائل طرح شده همكاري تنگاتنگي داشته باشند.

 

 

 

درباره ي معدن سنگ کلاردشت

و درباره ي پاسخ شرکت سنگ تزئيني به شوراي شهرکلاردشت

                                                                                              عباس محمدي

به تازگي خبرهايي در مطبوعات و پايگاه هاي خبرگزاري منتشر شده است که حاکي از مخالفت اهالي کلاردشت وشوراي شهر آنجا, با فعاليت معدن سنگ منطقه است. علت هاي اصلي که براي اين مخالت ها بر شمرده شده ,عبارت بوده اند از : 1- لطمه اي که برداشت سنگ واحداث جاده هاي دسترسي به محيط زيست منطقه (جنگل,مرتع,حريم رودخانه ...) وارد کرده است. 2- بي تناسبي معدن کاري وتبعات آن (نابودي چشم اندازهاي طبيعي, رفت و آمد کاميون هاي سنگين...) با ارزش هاي بي نظير منطقه از حيث گردش گري و کوه نوردي. 3- پايبند نبودن شرکت بهره بردار به توافق هاي اوليه اي که بر پايه ي آن , مي بايست جاده اي کمربندي براي رفت و آمد کاميون هاي سنگ احداث شود تا آن ها از وسط روستاها وشهرها عبور نکنند.

شرکت سنگ تزئيني کلاردشت که از سال 1378 معدن گرانيت منطقه را از شرکت متروي تهران (بابت بدهي اين شرکت) تحويل گرفته است. در پاسخ به خبرهاي درج شده در مطبوعات, مطلبي نوشته است که بخشي از آن در روزنامه ي ايران (9/9/84) ومتن کامل آن در روزنامه ي حسبان (و احتمالاً در مطبوعات  ديگر) درج شده است. هم چنين متن مفصل تري در پاسخ به نامه ي جمعي از اهالي کلاردشت به دفتر رسيدگي به شکايات مردمي رياست جمهوري, نوشته اند که براي نمايندگان اهالي پست شده است.

آن چه که در پاسخ شرکت سنگ تزئيني جلب توجه مي کند, در درجه ي نخست, شانه خالي کردن از پاسخ به انتقاد اصلي يعني تخريب غير قابل جبران محيط زيست منطقه است که طبق اصل پنجاهم قانون اساسي وقوانين ديگر ممنوع است. در بسياري از مناطق ايران, انواع سنگ ساختماني قابل برداشت است, و اصولاً کاربرد سنگ در ساختمان ها آن قدر ضروري نيست که توجيه کننده ي زيان وارده به منطقه ا ي با خصوصيات منحصر به فرد کلاردشت باشد. اين منطقه فقط از راه جلب گردش گر مي تواند صدها برابر معدن سنگ, براي کشور درآمد پايدار فراهم کند. گذشته از اين, محل معدن در منطقه اي پرشيب و کوهستاني قرار دارد و تخريب آن دامنه ها, خطر رانش گسترده ي خاک و خطر زمين لغزه در پي بارندگي هاي شديد يا زلزله را صد چندان مي کند.

پوشش هاي درختي شبيه آن چه که در چند نقطه ي کلاردشت باقي مانده است, چيزي در حدود نيم درصد از خاک ايران را در بر مي گيرد, و به طور کلي سطح جنگل هاي ايران مطابق آمار سازمان هاي معتبر جهاني, در سي سال گذشته حدود هفتاد درصد کاهش يافته است(روزنامه ي همشهري 9/9/84) که اين امر, توجه هر چه بيشتر به اراضي جنگلي باقي مانده را ضروري مي سازد. فعاليت هاي معدن کاوي در کلاردشت ,در 15 سال گذشته, سطح قابل توجهي را از ميان برده يا در معرض فرسايش و نابودي قرارداده است. بديهي است که گسترش دامنه ي فعاليت معدن – چه با توسعه ي حوزه ي برداشت و نصب دستگاه هاي توليد ماسه و چه با توسعه ي شبکه ي راه هاي دسترسي - نابودي تتمه ي جنگل هاي منطقه را تسريع خواهد کرد. با توجه به اين نکته ها, مي توان گفت که حفظ محيط زيست کلاردشت, هم براي اهالي - به لحاظ پايدار ماندن جاذبه هاي منطقه - و هم براي کشور, به لحاظ حيثيتي و آينده نگري نهايت اهميت را دارد.

در زير, به پاسخ شرکت سنگ تزئيني کلاردشت مي پردازيم:

 -  شرکت مدعي است که «هيچ گونه تخريبي به منطقه وارد نشده است». در اين مورد,  نيازي به کارشناسي هاي پيچيده نيست, هر چشم بينايي مي تواند اثر تخريبي و فرسايشي   ده ها کيلومتر جاده سازي غير اصولي معدن کاوان را در امتداد دره ي اصلي سردابرود و نيز شاخه هاي آن در خوشاکش, برير, وتنگ گلو را ببيند. برش غير فني شيب هاي تند سبب رانش هاي عظيم شده است, به طوري که سطح اين جاده ها پيوسته با انبوهي از  سنگ هاي ريزشي و خاک در معرض خطر است و اين ريزش ها جنگل ومرتع را موريانه وار از ميان برده وآب رودخانه ي حفاظت شده ي سردابرود را به کرات و براي مدت هاي طولاني گل آلود ساخته است.هم چنين هر کس مي تواند اثر تخريبي گمانه زني هاي دلبخواه معدن کاوان را در نقاط مختلف منطقه ببيند که سالها است بدون ترميم رها شده اند. در اين مورد عکس هاي متعددي در دست است.

 

  -  مي گويند« تا اين تاريخ هيچ گونه گزارشي دال بر عدم رعايت مسايل زيست محيطي به اين شرکت انعکاس پيدا نکرده است.» دست کم از بهمن ماه گذشته, چندين نامه از اداره ي کل منابع طبيعي نوشهر, اداره ي حفاظت محيط زيست نوشهر, و مرکز تکثير و پرورش ازاد ماهيان شهيد باهنر کلاردشت(وابسته به شرکت شيلات) در مورد اثرات مخرب فعاليت هاي معدن در دسترس داريم و قطعاً نامه ها و گزارش هاي ديگري هم موجود است که مي توان از سازمان هاي يادشده دريافت کرد.

  -  ذکر مواردي از قبيل انتخاب شدن به عنوان بهره بردار نمونه, يا کمک به شهرداري در احداث پل, احياي تعاوني کاميون داران, و کمک به ارگان ها و سازمان هاي ديگر, ارتباطي با مسايل عنوان شده از سوي شوراي شهر و دل سوزان محيط زيست ندارد. شرکت با مطرح کردن اين موضوعات حتي طرح اين مطلب که سنگ هاي برداشت شده, در پروژه هاي بزرگ مانند حرم حضرت امام (ره) مصرف مي شود (در نامه به مديرکل هماهنگي و رسيدگي به شکايات مردمي رياست جمهوري) سعي دارد به کار خود جنبه ي «ملي» دهد و توجيهي براي عمليات خود فراهم سازد. اما, تکميل حرم مطهر و ديگر پروژه هاي کشور , بدون سنگ گرانيت _ به ويژه گرانيت کلاردشت _ نيز ممکن است. در واقع اگر که فقط موضوع طولاني و کوهستاني بودن جاده هاي منتهي به معدن کلاردشت و ميزان سوخت مصرفي کاميون ها براي حمل اين سنگ ها  (با توجه به ممنوعيت عبور کاميون ها از جاده ي کرج -  چالوس و محدوديت وزني براي کاميون ها در عبور از جاده ي کناره ي شمال) در نظر گرفته شود, شايد توجيه اقتصادي برداشت سنگ از کلاردشت, منتفي باشد.

 

  -  گفته اند که تصميم به نصب ماشين آلات توليد شن و ماسه«جهت استفاده ي بهينه از ضايعات معدني» وسنگ هاي پرت يا هوازده گرفته شده است. روشن است که راه اندازي کارگاه شن وماسه,  رفت و آمد کاميون هاي سنگين را از ميان خيابان هاي شهر و روستا افزايش مي دهد, و ازآن مهم تر اين که لاابالي گري در برداشت سنگ – که هم اکنون نيز با تکنولوژي عقب افتاده و ريخت و پاش بسيار انجام مي شود  - افزايش خواهد يافت. به عبارت ديگر, نصب ماشين آلات توليد شن و ماسه, توجيهي خواهد بود براي استمار شيوه ي برداشت توام با انفجار, و نابود کردن ده ها تن سنگ براي برداشت يک  تن. آن چه که شرکت , «سنگ پرت» مي نامد, نتيجه ي بهره برداري به شيوه ي ابتدايي است, و آن چه که «سنگ هوازده» مي خوانند, بخشي از عوارض طبيعي کوهستان است.

 

 -  ادعا کرده اند که حرکت مردم در مخالفت با ادامه ي کار معدن, «به تحريک افرادي کاملاً شناخته شده با غرايض [اغراض] کاملاً سياسي واقتصادي »صورت گرفته است. اولاً چه اشکالي دارد که افراد مخالف معدن «کاملاً شناخته شده» هستند؟ مگر قراربوده که آنان مخفي باشند؟! آنان اشخاصي دل سوز به حال محيط زيست هستند و سود دراز مدت منطقه و کشور را به سود بادآورده و کوتاه مدت عده اي خاص ترجيح مي دهند. دوم اين که زدن برچسب « سياسي» به اين افراد , براي فرار از پاسخ گويي روشن و قراردان خود در هاله اي از تقدس کاذب انجام مي شود , و در هر صورت افترايي است که قابل پي گيري قانوني است.

 

ديگر اين که گفته اند بعضي از معترضان, خود پرونده هايي در ارتباط با تجاوز به منابع طبيعي دارند. نيازي به تذکر اين نکته ي بديهي نيست که تخلف هيچ کس توجيه کننده ي تخلف ديگري نيست, مضاف براين که هيچ عمل تخريبي منفردي به اندازه ي فعاليت هاي معدن کلاردشت به محيط زيست منطقه آسيب نرسانده است.

 

در مورد «اطلاعات تکميلي»ديگر که شرکت به مطبوعات داده , به همان ترتيب که در مطلب خودشان آمده است, توضيحاتي لازم به نظرمي رسد:

  -  دستور توقف موقت فعاليت معدن توسط شعبه ي سوم دادگاه عمومي کلاردشت به تاريخ 23/8/84 صادر شده است.

   -  شرکت سنگ تزئيني ادعا ميکند که تعهدات شرکت مترو در خصوص احداث جاده ي کمربندي , بدون حضور و قبول ايشان به شخص ثالث تسري پيدا نمي کند.دراين مورد ,به آقايان يادآور ميشود که طبق قانون و رويه ي عرفي , شرکت سنگ تزئيني, با تحويل گرفتن بهره برداري معدن از مترو, خود به خود مسئول تعهدات شرکت واگذارنده در خصوص موضوع مورد تحويل (معدن) مي شود, و اين  يک اصل بديهي است. شايد آقايان تصور کرده اند که در منطقه فقط وارث منافع و حقوق شرکت مترو هستند ونه متعهد تعهدات آن.          

     به علاوه, اين حق قانوني شوراي شهر و شهرداري است که از تردد کاميون هاي سنگين ( چه به تعداد کم يا زياد ) از داخل شهر جلوگيري کند. اين که اداره هاي  محيط زيست و منابع طبيعي اجازه ي احداث کمربندي را بدهند يا نه, و اين که احداث جاده براي شرکت سنگ تزئيني صرفه ي اقتصادي ندارد , تاثيري در اصل موضوع نخواهد داشت.

     -  اشتغال 40 نفر از اهالي محل در معدن نمي تواند توجيهي براي تخريب محيط زيست و نابودي زير ساخت طبيعي مناسب براي گردش گري باشد که خود موجب لطمه خوردن کلي به اشتغال در منطقه مي شود. به علاوه, شوراي شهر و شهرداري منطقه گفته اند که مي توانند پس از تعطيلي معدن, تسهيلاتي براي اشتغال کارکنان آن فراهم سازند.

  -  اشاره به خوش حسابي شرکت در پرداخت ماليات وحق بيمه (يعني انجام وظيفه), وکمک به بازگشايي جاده ي چالوس و ديگر سخنان مشابه, فقط اطاله ي کلام و خارج از موضوع مورد بحث است.

 -  در مورد برداشت شن وماسه , در بالا توضيح داده شد.

-  مدعي هستند که « تمامي عمليات معدني در محدودهي ديوچال انجام مي شود که فاقد هر گونه پوشش گياهي است» و «تمامي سرويسهاي ماشين آلات و تعويض روغن ها  وتعمير ماشين آلات در محل سوله ي تعميرگاه معدن انجام مي شود.» اين ديگر , انکار روشني آفتاب است! منطقه ي کلاردشت با داشتن بارش و رطوبت مناسب, از نعمت پوشش گياهي خوب برخوردار است. دره ي ديوچال نيز از پايين تا بالا (نزديک خط الراس تقريباً4000متري) داراي پوشش گياهي غني بوده است. البته عمليات معدن کاوي, بخشي از دره را به برهوت بدل ساخته است که همين, علت اصلي اعتراض هاي مردم است. در مورد ريخت و پاش روغن موتور و گازوئيل, علاقمندان را به بازديد از کارگاه معدن در ديوچال, محوطه ي داخل و اطراف سوله ي تعميرگاه که در فاصله ي کمي از رودخانه ي سردابرود قراردارد دعوت مي کنيم. عکس هاي متعددي از لکه هاي بزرگ روغن و گازوئيل در نقاط ياد شده, موجود است. به علاوه , عبور و مرور کاميون هاي فرسوده و از رده خارج, مقدار زيادي مواد نفتي را در مسير مي ريزد که با بارش باران وارد رودخانه مي شود.

    -  شرکت در بند هفتم اظهارات خود نوشته است:«خوانندگان تصديق مي فرمايند که چه طور شوراي شهر بعد از حدود 15 سال فعاليت معدن... ناگهان به ياد تعطيلي آن افتاده است.» اماخود هيچ توضيحي نمي دهند که چرا چنين شده واصلاً طرح اين سوال براي چيست؟  اسناد کلاردشت در 15 سال گذشته موجود است. سازمان هاي دولتي مانند اداره ي منابع طبيعي و سازمان محيط زيست هم اعتراض هايي داشته اند, اما حرفشان به جايي نرسيده است,  اکنون با حضور آگاهانه ي مردم,  کار مي رود که به سرانجامي خوش برسد.

در پايان, نوشته اند که « بازيگران پشت صحنه ي غائله آفريني هاي اين چنين معرفي و چهره ي واقعي آنان افشا خواهدشد.» اين مطلب, در تضاد با ادعاي خودشان در کمي بالاتر است که گفته اند مخالفت ها با معدن «به تحريک افراد کاملاًشناخته شده»  انجام مي شود.در هر حال, اين«بازيگران» به نام و نشاني شناخته هستند و نه به دنبال غائله آفريني – بلکه در پي حفظ محيط زيست هستند که مطابق قانون اساسي,« در جمهوري اسلامي وظيفه ي هر کس » است.