محیط زیست از کجا آسیب می بیند ؟
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

بسیاری از ما ، حتی اگر به وجود مشکلات زیست محیطی معتقد  و کمی هم سبزاندیش باشیم ، به دو دلیل می پنداریم که نقشی در پدید آمدن بحران های فاجعه آمیز زیست محیطی نداریم ؛ نخست این که آدمی به طور طبیعی خود را مفید ( یا دست کم ، بی زیان ) به حال دیگران و دیگر چیزها می داند ! و دوم این که با خود می گوییم این بحران ها آن قدر بزرگ هستند که از من با این توان و تاثیر اندک ،رد پایی در ماجرا نمی تواند باشد . واقعیت اما چیز دیگری است : اگر صاحبان صنایع بزرگ ، به تصرف بهترین منطقه های طبیعی برای راه اندازی کارخانه می پردازند ، مصرف کننده ی کالاهای تولیدی آنان ، ما آدم های ساده هستیم . اگر نفت کش های غول پیکر ، اقیانوس ها را آلوده می کنند ، برای روشن کردن و گرم ساختن خانه ها و محل های کار ما پهنه های آبی را درمی نوردند . اگر مدیران دولتی ، کوه ها را می شکافند و جنگل ها را خاک می کنند تا بزرگ راه بسازند ، به خاطر فشاری است که تک تک ما با استفاده از خودروهای شخصی مان به سامانه ی ترابری کشور وارد می کنیم . اگر کیسه ها و ظرف های دور انداختنی ، کوه و دشت ها را پوشانده ، علت را باید در راحت طلبی خودمان جسنجو کنیم . و اگر تخریب گران بزرگ ، آسوده به کار خود مشغول اند ، به دلیل سکوت و بی اعتنایی ما است . 

 چند مثال

  * فریدون از نوجوانی عاشق طبیعت بوده و اکنون پنج سالی است که کوه نوردی را شروع کرده است . در طول سه چهار سالی که در دانشگاه بوده ، با گروه کوه نوردی دانشکده و از طریق مربیان و سرپرستان گروه ، با نشریه های کوه نوردی داخلی و خارجی آشنا شده است . با دیدن انواع وسایل و پوشاک در این مجله ها و کتاب ها ، متقاعد شده است که یک کوه نورد جدی باید ست کاملی از ابزارها ، جند جفت کفش مختلف ، و مجموعه ای از " لایه های سه گانه " ی پوشاک را داشته باشد . فریدون ، با فشار آوردن بر پدر خود و با قرض و قوله ، انبوهی از وسایل را می خرد . چند هفته بعد که شوق اش فروکش می کند ، تازه به محاسبه می نشیند که دو سوم این وسایل برای اجرای برنامه هایی که او دوست دارد  ضروری نیستند ( ابزارهای دیواره نوردی و صعودهای زمستانی ) ، می توانست چند قلم از آن ها را که ممکن است در سال یکی دو بار لازم شوند از دوستان قرض بگیرد ( چادر و کیسه خواب سه فصل )، یک قلم گران قیمت را تا با نوع متوسط آن به مهارت های لازم دست نیابد ، نمی بایست تهیه می کرد ( کتانی صعود اصطکاکی ) . فریدون ، فریب آگهی های پر زرق و برق را خورده است ؛ بسا کسان دیگر که در خرید وسایل خانه ، خودرو ، لباس ، و چیزهای دیگر ، به جای تشخیص درست "حداقل لازم" به دنبال " حداکثر شیک " می روند و از این رهگذر هم به اقتصاد خود آسیب می زنند و هم آب به آسیاب صنایع مخرب محیط زیست می ریزند . 

  * مریم کارمند سازمان حفاظت محیط زیست است . او درباره ی صرفه جویی در مصرف انرژی و کمکی که از این راه می توان به جلوگیری از تولید گازهای گلخانه ای و جلوگیری از گرم شدن زمین کرد، بسیار شنیده است . اما ، چون می بیند که تقریبا همه ی کارمندان ساده و عالی رتبه و حتی استادان محیط زیست که به اداره رفت و آمد دارند نسبت به گرمای زیاد اتاق ها و راهروها در زمستان ، یا خنکی بیش از حد آن ها در تابستان ، حساسیتی نشان نمی دهند ، او هم ترجیح می دهد که در این مورد چیزی نگوید . مریم می تواند با پایین آوردن دمای اتاق در زمستان ( و استفاده از پوشاک مناسب ) یا جلوگیری از سرد شدن اتاق در تابستان ، برای دیگران الگوسازی کند . هم رنگ شدن با جماعت و تسلیم شدن به شرایط موجود ، زیبنده ی انسان مدنی نیست .  

 * محمود مشتری خوب یک شعبه ی بزرگ بانک است . اگرچه او عضو یک سازمان غیردولتی محیط زیستی است و در بعضی از فعالیت های داوطلبانه ی این سازمان مشارکت می کند ، اما هیچ گاه در شعبه با کارمندان درباره ی مسایلی مانند " رویکرد سبز " در محیط کار صحبت نکرده است . او می پندارد که شاید این گونه صحبت ها ، با شان جدی و اعتبار تجاری اش در بانک هماهنگ نباشد . رضا می تواند به رییس شعبه بگوید که لزومی ندارد تمام چراغ های سقفی روشن ، و از سوی دیگر تمام پرده کرکره ها کشیده باشد ؛ می توان با استفاده از نور طبیعی ، مقدار زیادی در مصرف برق صرفه جویی کرد و هزینه های جاری شعبه را پایین آورد .   * پیام برای یک شرکت برگزار کننده ی مراسم همایش کار می کند . او به اصل استفاده ی کم تر از کالاهای یک بار مصرف و استفاده نکردن از کالاهای نالازم معتقد است . همچنین می داند که هر شرکت کننده ی جدی در همایش ها ، کاغذ و خودکار با خود می آورد . با این حال ، به خود جرات نمی دهد که به رییس شرکت بگوید دادن یک کیف پلاستیکی محتوی مقدار زیادی کاغذ و خودکاری که بد می نویسد و چند روز دیگر اصلا نمی نویسد ، به شرکت کنندگان در همایش ها ، هیچ ضرورتی ندارد .  شاید دادن این گونه کیف ها ، و دادن نهار مفصل و نوشابه در لیوان های دورانداختنی ، به یک رسم همایش ها بدل شده باشد اما می توان با بعضی رسم های نادرست مبارزه کرد . پیام می تواند به رییس شرکت پیشنهاد دهد که اندکی از هزینه ی ورود به همایش ها را کم کنند و در عوض ، نوشت افزار را در بخش ورودی سالن ، در ازای دریافت پول به شرکت کنندگان بدهند . به این ترتیب ، فقط کسانی که واقعا به قلم و کاغذ و پوشه نیاز دارند ، آن را می گیرند . و/ یا می توان از محل صرفه جویی در هزینه ی نوشت افزار، به جای لیوان های پلاستیکی از لیوان های بلوری ( و نیروی کار اضافه برای شستشو ) استفاده کرد . 

 * علی در یک برنامه ی کوه نوردی ، از کتار پناهگاهی در ارتفاع حدود 4000 متر می گذرد . او در نزدیک این پناهگاه که هیچ نگهبان یا مامور نظافت ندارد ، تلی از زباله می بیند و با این پندار که " آب که از سر گذشت ، چه یک نی ، چه صد نی " قوطی خالی کنسرو خود را روی تل می اندازد .  علی با این کار، از دست شدن محیط این نقطه ی کوهستانی را پذیرفته و خود را به جریان موجود تسلیم کرده است . او می تواند با پایین بردن قوطی خود و یکی دو قوطی دیگر ( و ترغیب دیگران به کارهای مشابه ) ، سیر قهقرایی محیط را معکوس کند . 

 * خانواده ی بزرگ جمشیدی ( شامل پدربزرگ و مادربزرگ ، چهار فرزند و شش نوه ، و چند نفر دیگر از نزدیکان ) می خواهند به مشهد بروند . آنان با شش خودروی شخصی راه می افتند . جمشیدی ها و دوستان می توانند با برنامه ریزی از پیش ، بلیط قطار تهیه کنند و ضمن صرفه جویی در هزینه ی بنزین و استهلاک خودرو ، و کم کردن خطر تصادف ، و رها شدن از مشکل رانندگی و پارک کردن در شهر شلوغ مشهد ، از لذت هم صحبتی با یکدیگر در قطار بهره مند شوند . در ضمن ، آنان با این شیوه ، دی اکسید بسیار کم تری را وارد جو خواهند کرد . 

 نتیجه گیری : محیط زیست را فقط " آنان" آلوده و تخریب نمی کنند ، این کار به دست همه ی " ما " و در همین نزدیکی ها انجام می شود . با رفتار مسوولانه تر خود ، و با تذکر و آموزش به دیگران ، این روند پرشتاب را کندتر کنیم .