افسانه های سد سازی(دنباله)
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

* " سدسازی به خودکفایی کشور کمک می کند" ! ؛ شعار خودکفایی ، در حدود سه دهه است که ورد زبان مدیران ارشد کشور از جمله وزیران نیرو و سدسازان است . صرفنظر از این که اساسا طرح این شعار درست است یا نه ، و در جهان امروز  خودکفایی کشورها لازم و دست یافتنی است یا نه ، می توان گفت که نه تنها اتکای کشور به واردات کم نشده بلکه به ابعادی بی سابقه در تاریخ کشور رسیده است . چند دهه است که واردات کشور ، چند برابر صادرات غیرنفتی است و بخش کشاورزی که حدود سی درصد جمعیت کشور در آن شاغل هستند و حدود پانزده درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد ، فقط حدود 2.5 میلیارد دلار در سال صادرات دارد ، و بسیار بیشتر از این ، صرف واردات محصولات کشاورزی می شود . چنان که در بیشتر سال های گذشته ، ایران جزو بزرگ ترین واردکنندگان گندم جهان بوده است . در بالا گفتیم که تاثیر سدها در تولید کشاورزی ایران ، با توجه به سطح ناچیزی که  با شبکه های آب رسانی سدها آبیاری می شوند ( و دلیل سهم کشاورزی آبی در کل تولید ) ، کم تر از ده درصد است . با توجه به این نکته ها ، سدها اصلا کمکی به خوداتکایی اقتصاد کشور نداشته اند ، و برعکس با اتکایی که این صنعت به دانش وارداتی ، مصالح ساختمانی خاص ، ماشین ها و توربین های پیشرفته ، و از همه مهم تر به درآمدهای نفتی دارد ، می توان آن را یک فعالیت کاملا  ارزبر دانست .

نکته ی دیگر این که در دو سه سال اخیر ، با مطرح شدن بحث جذب سرمایه گذاران خارجی ، گرفتن کمک ( پول بهره ای ) مستقیم از شرکت های خارجی هم در دستور کار سد سازان قرار گرفته است . چند ماه پیش ، رسول زرگر معاون وزیر نیرو  گفت که « طرح احداث سد بختیاری به عنوان بلندترین سد بتونی دنیا در مرحله ی مذاکره است [و] پیش بینی شده که اعتبارات [و تکنولوژی] مورد نیاز این طرح از طریق جذب سرمایه ی سرمایه گذاران خارجی [آلمانی] تامین شود » (25) . در دولت خاتمی هم معاون وزیر نیرو (رضا اردکانیان که از چهره های شاخص آب و سد ایران است) گفته بود که « اگر ما از درآمد نفت هم برخوردار نبودیم ، حتی اگر شده زیر بار قرض برویم ، می بایست طرح های مهار آب را زودتر اجرا کنیم ... چون این طرح ها دیربازده هستند ... و شما در عمل نسل های آینده را از این سرمایه گذاری منتفع می کنید » (26) . آشفته گویی بیش از این از سوی یک شخصیت آکادمیک ، ناممکن به نظر می رسد . چرا که اولا نفت ، درآمد نیست و سرمایه ای است برگشت ناپذیر ، و درثانی سدها چنان عمری ندارند که « نسل ها » از آن بهره مند شوند ،  و ثالثا هیچ پول قرضی بدون بهره نیست و این بهره  ( به اضافه ی هزینه ی زیست محیطی ) باید در برآورد هزینه های سدسازی به حساب آید .  مهندس صابرپور ، مدیر کل منابع طبیعی خوزستان گفته است : « در ایران ، سالانه در هر هکتار 20 تا 25 تن فرسایش خاک داریم ؛ 10 تا 12 از این مقدار ، وارد سدها می شود . با این روند ، سد دز تا 20 سال دیگر قابلیت آب گیری خواه داشت ، و اگر طرح های آبخیزداری اجرا شود ، تا 50 سال دیگر می توانیم سد دز را آب گیری کنیم » (27) . با توجه به این که هیچ نشانی از این که وضع آبخیزهای ایران در آینده ی قابل پیش بینی بهتر شود ، باید از آقای اردکانیان پرسید که به نظر ایشان چند نسل از ایرانیان خواهند توانست در مقابل سوخته شدن سرمایه های خدادادی شان ( نفت و گاز ) از سدها بهره مند شوند ؟!