گزارش میراث خبر از اسپهبد خورشید
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

غار اسپهبدخورشید توجه بیشتر سازمان میراث‌فرهنگی را می‌طلبد

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ به گفته کارشناسان؛ استقرار بخش‌هایی از نیروی نظامی و کارخانه شن و ماسه در فاصله بسیار کمی از غار اسپهبد خورشید در مازندران تخریب و ریزش دیواره‌ها و سقف این غار تاریخی دوهزار ساله را سرعت بخشیده است. 
دوره های نظامی، آموزشی در منطقه دو آب مازندران و وجود میدان تیر در فاصله چهار کیلومتری غار تاریخی اسپهبد، این غار تاریخی را درمعرض تهدید جدی قرار داده است؛ این درحالی است که کارخانه شن و ماسه "خطیر کوه" نیز که هر روزه اقدام به بارگیری مقادیر متنابهی شن و ماسه از معادن وجود در حاشیه غار اسپهبد می‌کند، خطر رانش زمین را این منطقه را شدت داده است. 

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ به گفته کارشناسان؛ استقرار بخش‌هایی از نیروی نظامی و کارخانه شن و ماسه در فاصله بسیار کمی از غار اسپهبد خورشید در مازندران تخریب و ریزش دیواره‌ها و سقف این غار تاریخی دوهزار ساله را سرعت بخشیده است. 
دوره های نظامی، آموزشی در منطقه دو آب مازندران و وجود میدان تیر در فاصله چهار کیلومتری غار تاریخی اسپهبد، این غار تاریخی را درمعرض تهدید جدی قرار داده است؛ این درحالی است که کارخانه شن و ماسه "خطیر کوه" نیز که هر روزه اقدام به بارگیری مقادیر متنابهی شن و ماسه از معادن وجود در حاشیه غار اسپهبد می‌کند، خطر رانش زمین را این منطقه را شدت داده است. 
علی ماهفروزی، کارشناس ارشد باستان‌شناسی میراث فرهنگی استان مازندران با ابراز نگرانی از ادامه دوره‌های آموزشی- نظامی و عملیات خاک‌برداری توسط عوامل کارخانه شن و ماسه گفت:« به دلیل آهکی بودن غار اسپهبد امکان ریزش دیواره‌ها و طاق این غار بسیار فراوان است. لذا انجام هرگونه عملیات تیراندازی در فاصله بسیار اندکی از غار به ایجاد آلودگی‌ها و ارتعاشات صوتی در این محوطه و ریزش دیواره‌های آهکی غار منجر شده است.» 
وی در ادامه افزود:« عملیات خاکبرداری توسط عوامل کارخانه شن و ماسه به مرور زمان می‌تواند منجر به رانش زمین شود، چراکه لایه‌های آهکی این غار تاریخی با کوچکترین فشاری تخریب می‌شوند.» 
سامان سورتیجی دیگر کارشناس ارشد باستان‌شناسی میراث فرهنگی استان مازندران نیز در این باره گفت:« در سال 78 به همراه گروهی از باستان‌شناسان برای انجام مطالعات و بررسی‌های باستان‌شناسی در غار اسپهبد خورشید، متوجه صدای تیراندازی و ترکش گلوله‌های آرپیچی شدیم، صعود ما به دلیل ارتعاشات صوتی ناشی از تیراندازی در محوطه کوهستانی متوقف شد و ناچار شدیم مسیر صعود را از بخش شرقی غار به سمت مقابل طاق غار تغییر دهیم، این درحالی است که صدای گلوله و تیراندازی در محوطه کوهستانی منجر به تخریب ملات ساخت و سازهای بخش فوقانی غار می‌شد.» 
این باستان‌شناس ادامه داد:« لایه‌های آهکی غار در مقابل ارتعاشات صوتی مقاوم نیستند و این مساله سلامت و حیاط این غار تاریخی را در معرض نابودی قرار می‌دهد.» 
درحالیکه کارشناسان به نقد عملکرد اداره میراث فرهنگی مازندران در عدم ممانعت از ادامه این فعالیت‌ها می‌پردازند، اما مسوولان این اداره معتقدند پیگیری‌های لازم برای جلوگیری از تخریب احتمالی غار آغاز شده است.
 سهیلا رجایی مدیر اداره میراث فرهنگی استان مازندران در این باره گفت:« با وجود آن که پایگاه آموزشی دوآب در فاصله چند کیلومتری غار اسپهبد واقع شده اما به منظور جلوگیری از هر نوع تخریب احتمالی، ما اقداماتی را در راستای تغییر مکان این پایگاه آموزشی از اطراف این غار انجام خواهیم داد.» 
مسعود آذرنوش، نماینده سازمان میراث فرهنگی در کمیته غارشناسی کشور نیز از پگیری سازمان برای نجات بخشی از غار خبر داد. آذرنوش گفت:« ما به دنبال آن هستیم که بدانیم این پایگاه و کارخانه شن و ماسه از چه زمانی در اطراف غار استقرار یافته است. بعد از پاسخ به این سوالات اقدامات ما برای جلوگیری از تخریب و حفظ غار می‌شود.» 
غار اسپهبد خورشید نخستین بار توسط هیات غارشناسان ایران در سال 1335 کشف شد. این غار تاریخی به صورت تالار ساده و دایره شکل است طول آن 75/19 متر و پهنای آن 35/14 و به بلندی 15 متر است. درحال حاضر قشر عظیمی از خاک و شن آثار ساختمان‌های داخل غار را در زیر خود پوشانده است.  
 نگاهی به غار خورشید
این غار در ارتفاعات کوه البرز و تنگه تلاقی رود دوآب به فاصله 5/1 کیلومتر از جاده سوادکوه به تهران واقع شده است. در سال 1335 توسط غارنشینان ایرانی بازشناسی شد. غار به شکل تالار و دایره‌ای شکل است که 75/19 متر درازا و 35/14 متر پهنا و 15 متر بلندی دارد. طاق این غار با 80 متر پهنا و 80 متر بلندی جز طاق‌های معروف جهان به شمار می‌رود و در داخل طاق‌نماها غار، قلعه برج، آتشکده، آب انبار، حمام، تنور وجود دارد که به سبکی بسیار زیبا و با سنگ و ساروج ساخته شده است. از نکات حیرت‌انگیز این غار ورودی آن به داخل غار است که از بالا دست روستای کمرپشت مسیر سنگی را به صورت جوی آب درآورده و آب را از داخل سنگ‌ها با مسافت زیاد به غار می‌آوردند، هنوز هم آثار ورودی آب مشخص است. شگفت‌انگیزتر از آن طرح خروجی فاضلاب این غار است که از غار به صورت زیرزمینی وارد رودخانه می‌شود. به گفته زنده یاد پرفسور"آریا پارت شروین باوند"، این غار دری داشت سنگی به وزن هفتصد تن که با خاصیت مکانیکی باز و بسته می‌شد به طوری که 500 نفر از بیرون و 50 نفر از درون این در را باز و بسته می‌کردند. اما به گفته پرفسور "دیوید بیلوار" ایران شناس دانشگاه کمبریج، این غار دری سنگی داشت که با آب آسیاب باز و بسته می‌شد. این در زیر خاک مدفون شده است. طوری که راه خروجی غار را بسته نگه داشته است. 
دیوید بیلوار گفته است: آرزو دارم این غار را از نزدیک ببینم. آن چه که پرفسور بیلوار به آن اشاره می‌کند دری است در "قلهک" تنگه "سرخ آباد" کنار خانه سرای شکاری پرفسور باوند نه در این غار. تایید موارد گفته شده نیاز به کاوش باستان‌شناس است.
طبیعت منحصربه فرد منطقه و زیبایی فوق‌العاده این غار هر بیننده را به شگفتی وا می‌دارد. اگر توجهی اندک به این غار شود بهترین مکان برایت جذب توریست می‌شود.
لازم به ذکر است که این غار موضوع پایان نامه‌ کارشناسی ارشد آقای علی یوسفی ارافه‌ای دانشجوی باستان‌شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران است.
   
تاریخ غروب غار خورشید
بعد از سال 142 هجری شمسی وقتی عرب‌ها برای فتح مازندران وارد آن شدند به پای این غار رسیدند. اسپهبد خورشید فرمانروای مازندران در جبهه‌ای دیگر خارج از این غار در دیلمستان با عرب‌ها مشغول نبرد بود. عرب‌هایی که در پایین غار اردو زده بودند به هیچ وجه قادر نبودند وارد این غار شوند. به مدت سه ماه در پایین غار بودند و به فکر چاره. بانو نی‌کلا زن اسپهبد خورشید در نبود همسرش فرمانروای این دژ بود. سپاه عرب به سرچشمه آب که در بالاست غار قرار داشت رفتند. به گفته اهالی در آب زهر ریختند اما به گفته تاریخ آب را آلوده به میکروب طاعون کردند. با آلوده شدن آب حدود 400 نفر از ساکنین غار به بیماری طاعون دچار شدند. کسی جرات خاک‌سپاری آن‌ها را نداشت . بانو نی کلا مردگان را به خاک سپرد خود به طاعون دچار شد. نی‌کلا که خود را هلاک شده می‌دید و دختران خود را اسیر شده هنگامی که ماه در شب 14 به بالا برآمد به بالای برج آتشکده رفت و با تمام توانش اسپهبد را سه بار صدا زد: خورشید، خورشید، خورشید(در باور مردم در شب 14 هرماه هنگامی که ماه کامل می‌‌شود از داخل این غار صدای این زن که می‌گفت: خورشید، خورشید، خورشید) شنیده می‌شود. در این هنگام اسپهبد خورشید در دیلمان به نعره‌ای سخت از خواب بیدار شد و فریاد کشید که دژ سقوط کرد اطرافیان پرسیدند کدام دژ؟ دژ بانو پرسیدند: که آیا خواب دیدی؟ او پاسخ داد: نه، اما صدای بانو را شنیدم که مرا می خواند، خورشید، خورشید، خورشید. صبح روز بعد اسپهبد به طرف دژ حرکت کرد. پیکی از راه رسید در نیمه‌های راه در مسیر چالوس فعلی به او خبر داد که دژ سقوط کرد ... اسپهبد با شنیدن این خبر بر فراز تپه‌ای رفت و دست‌هایش را به سوی خورشید آسمانی بالا برد. مشغول نجوا شد. از نگین انگشتر خود که زهر هلاهل در آن بود خورد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. کسی را معلوم نگشت که خورشید زمینی با خورشید آسمانی چه نجوا کرد. شاید خواسته بود که تحقیر نشود.
آری پیک گفته بود بانو نی‌کلا از بیماری طاعون همراه با 400 تن مرد و دژ سقوط کرد. دو دخترش شه‌کلا ومه‌کلا و چهار دختر سردار وندادوند، «بهتری، «زری» و «زیمری» و «پری» و اکثر نوامیس تبرستان به ارسارت عرب‌ها درآمدند. از این غار در متون تاریخی چون تاریخ تبرستان به نام طاق عایشه گرگیلی دژ نام برده شده است. 
این دژ در روزگار باستان‌ گنج خانه شاهان ایران به ویژه منوچهر بود. مازیار آهنگ این دژ کرد و یکی از مردان خویش را بالا فرستاد. ریسمان‌ها بیاویخت مازیار را بالا کشید در آن‌جا شکاف‌ها و گودال‌ها پر از ساز و برگ و سیم و زر یافتند... در باب وجه تسمیه آن برخی واژه طاق را برگرفته از واژه ترکی داغ=تاغ می‌دانند که به معنای کوه است. بعدها در دوره اسلامی عایشه کرکیل دژ نام گرفت. در باب وجه تسمیه آن گفته‌اند: زنی به نام عایشه در این دژ متحصن شده بود و جمعی از دزدان و راهزنان را به دور خود جمع کرده بود و کرکیل (غارت) می‌کردند از این جهت آن را عایشه کرکیل دژ گفته‌اند. چنانکه در نزدیکی این غار بقایای قلعه‌ای قرار دارد که به قلعه باجیگران معروف است. در زبان مردم منطقه سوادکوه این غار به نام لاپ کمر معروف است.
 لاپ: شکاف، بریدگی، چون در دل کوه، طاق غار به صورت شکاف و بریدگی است.