درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| ثروتی بهنام جنگل | |
| ساعت ۱٢:٤٤ ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی |
|
گردآوری: حسینعلی مهجوری پیشگفتار کرهی زمین به عنوان یک سیاره و جزیی از منظومهی شمسی مراحل تکوینی مختلفی را طی نموده است. مهم ترین مرحله در شرایطی فراهم شد که بر روی زمین دو عنصر اکسیژن و هیدروژن با هم ترکیب شدند و آب را که منشاء حیات میباشد بهوجود آوردند. با بهوجود آمدن آب و متعاقب آن با ظهور گیاهان، شرایط زیست برای سایر جانداران فراهم شد. در دورههای زمینشناسی که حیات در آن وجود داشته گروهی از گیاهان و جانوران با فراهم شدن شرایط لازم به تکامل رسیده، و با از بین رفتن آن شرایط رو به انقراض رفته و یا جمعیت آنها کم شده است. امروزه فسیلهای باقی مانده از این موجودات، گواه این مدعا است. در اینجا بخوانید این روند با پیدایش انسان در کرهی زمین، به عنوان « اشرف مخلوقات » و موجود ذیشعور دستخوش تغییراتی شد. انسان در ابتدا برای بقا، خود را با محیط تطبیق میداد و از مواهب الهی نیز همچون سایر جانداران، با شکل طبیعی استفاده می کرد. تا اینکه بهتدریج با تحولات اجتماعی و اقتصادی و ایجاد کانونهای جمعیتی و گرد هم آمدن، و با ایجاد حاشیه ی امنیتی و پیدا کردن شناخت بیشتر از محیط، تسلط خود را بر محیط دیکته نمود. جمعیت انسانی رو به افزایش گذاشت و این جمعیت ناچار شد برای رفع مشکلات و تامین خوراک به تولید محصولات کشاورزی به صورت متمرکز در حاشیه و آبرفت رودخانههای بزرگ بپردازد. همچنین در جهت تامین پروتیین خود که ابتدا تمام آن از طریق شکار به دست میآمد، بهتدریج به فکر اهلی کردن حیوانات مفید افتاد که این دو مورد در واقع شروع تعرض انسان به طبیعت بوده است. انسان، برای تولید بیشتر محصولات کشاورزی و ایجاد چراگاههای مناسب، پوشش جنگلی اطراف خود را به آتش میکشید، این روند با پیدایش تمدن و شکلهای پیچیدهی زندگی انسانی، شتاب بیشتری یافت. ولی از آنجا که رشد جمعیت، به لحاظ مرگ و میر طبیعی و سایر عوامل بازدارنده بسیار پایین بود، لذا در یک تعادل نسبی امکان بازسازی طبیعت وجود داشت. به عبارت دیگر، اقتصاد مبنایی معیشتی داشت، یعنی جستجو برای تامین حداقل غذا و سایر نیازهای اولیه برای ادامهی حیات، و استفاده از منابع طبیعی در حد قابل جبران. تا اینکه انسان با کمک دانش و فن از مرحلهی اقتصاد معیشتی گذشته و وارد مرحلهی جدیدی از اقتصاد شد که درآن استفاده از منابع طبیعی در خدمت اهدافی درآمد که در نهایت به مصرف و رفاه بیشتر و اندوختن سرمایه انجامید. در این وضعیت، منابع طیبعی خصوصاً جنگلها که عالیترین پوشش گیاهی میباشد، از نظر کمی و کیفی رو به کاهش رفت.
عکس از : earthwatchers.org تعریف جنگل جنگل منطقهی وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاتی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحت تاثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند. حداقل سطحی که برای تشکیل جنگل از نظر علمی لازم است بسته به نوع گونهی درختی، شرایط محیطی و غیره تغییر میکند. این مساحت در شرایط معمولی حداقل 3/0 هکتار (3 هزار متر مربع) است. واژهی «جنگل» از ریشهی سانسکریت است و به اکثر زبانهای اروپایی وارد شده است. طبق آخرین تعریف فائو (سال 2000) جنگل عبارت است از هرناحیهای که شرایط زیر را داشته باشد :
* میزان تاج پوشش آن در واحد سطح بیشتر از 10 درصد باشد. * مساحت آن بیشتر از نیم هکتار باشد. * درختان قادر باشند به ارتقاع حداقل 5 متر برسند. پیدایش جنگلها جایگزینی گیاهان بر روی خاک فاقد پوشش گیاهی، و تکامل تدریجی آنها به سوی یک گروه گیاهی، روندی بسیار پیچیده است. وجود جنگلها در کرهی زمین به صورت کنونی، حاصل یک روند تکاملی بسیار طولانی بوده است؛ زندگی گیاهی بر روی کرهی زمین در حدود سه میلیارد سال پیش پدید آمد. مرحلهی بسیار برجسته و چشمگیر در تکامل گیاهان، روی آوردن آنها به خشکی بوده که در حدود 400 میلیون سال پیش اتفاق افتاده است. پساز این دوران، در حدود چهل میلیون سال بعد گیاهانی با ریشه و ساقهی حقیقی ظاهر شدند. در حدود 330 میلیون سال پیش، در ادامهی تکامل گیاهان، نهانزادان آوندی به صورت درختان بسیار بلند، جنگلهای وسیعی را تشکیل دادند که ذخایر ذغال سنگ امروزهی جهان بقایای آن است. در دورههای مختلف زمینشناسی، روند تکامل گیاهان ادامه داشته بهطوری که اولین بازدانگان در دورهی کربنیفر فوقانی دیده شدند و اوج بازدانگان در دورهی ژوراسیک بوده است. پساز این دوران، در پایان دورهی کرتاسه گیاهان گلدار گسترش پیدا کردند و بسیاری از بازدانگان نیز منقرض شدند و در مقابل، گیاهان نهاندانه ظاهر شدند. اگر آب و هوا خشکتر شود جنگل جای خود را به مرتع یا استپ میدهد ، و اگر آب و هوا سردتر شود، توندرا (گیاهان پا کوتاه علفی با طول رویش و زایش کوتاه مدت) جایگزین جنگل میگردد. بدین ترتیب هر تغییری در آب و هوا ، پوشش گیاهی را نیز تغییر میدهد.
انواع جنگل جنگل بسته به نوع پیدایش آن و خصوصیات ساختاری، به جنگل بکر، جنگل طبیعی، جنگل مصنوعی ( یا دست کاشت ) طبقه بندی میشود.
جنگل بکر یا جنگل طبیعی دست نخورده جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمده است و ترکیب گونههای درختی و درختچهای و علفی آنطوری است که وضعیت کاملاً طبیعی را نشان میدهد. چوب و سایر فرآوردههای تولید شده در جنگل بکر در همان سیستم طبیعی تجزیه شده و به خود جنگل برمیگردد. به عبارت دیگر از جنگل بکر هیچگونه موادی ( زنده یا غیرزنده ) به خارج از آن برده نمیشود. رویش چوبی جنگلهای بکر که به حالت تعادل رسیده باشند عملاً صفر است، یعنی همانقدر که چوب و سایر مواد آلی تولید میشود همانقدر هم تجزیه میشود و یا میپوسد. در جنگل بکر بین تولیدکنندگان ( گیاهان )، مصرف کنندگان ( جانوران ) و تجزیه کنندگان ( جانوران ریز ) یک اشتراک حیاتی متقابل و پایدار برقرار است. جنگلهای بکر از تنوع زیستی بالایی برخوردارند و دارای اطلاعات ژنتیکی ارزشمندی هستند که تا به امروز بسیاری از این اطلاعات کشف نشده است. امروزه ارزش جنگلهای بکر بسیار زیاد است هرچند که متاسفانه روند تخریب کمی و کیفی آنها در دنیا رو به افزایش است. سعی بر این است که جنگلهای بکر باقیمانده بر روی کرهی زمین را حفظ و از آنها به عنوان ذخیرهگاههای اطلاعات ژنتیکی و تنوع زیستی استفاده کنند. امروزه تبدیل جنگلهای بکر به جنگلهای صنعتی قابل توجیه نیست و صرف نگهداری آنها حتی از نظر اقتصادی نیز قابل توجیه است.
جنگلطبیعی جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمده است ولی انسان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در آن دخالت ( بهرهبرداری ) کرده است. جنگلهای بکر دست خورده و بهرهبرداری شده تبدیل به جنگلهای طبیعی میشوند. به عبارت دیگر جنگلهای طبیعی، جنگل بکر دست خورده هستند. ترکیب درختان و سن آنها و تنوع گونههای گیاهی و جانوری در یک جنگل طبیعی با جنگل بکر متفاوت است و عموماً جنگل طبیعی از نظر زیستمحیطی فقیرتر از جنگل بکر است. با وجود این، جنگل های طبیعی قادراند چشماندازهای طبیعی هر منطقه را حفظ کرده و در اکثر موارد از جنگلهای مصنوعی یا دستکاشت غنیتر و پایدارتر باشند. جنگلهای مصنوعی یا دستکاشت جنگلی است که به دست انسان و با هدف مشخصی ایجاد شده است و هدف از ایجاد آن تولید چوب، ایجاد چشمانداز، حفظ آب و خاک، ایجاد منطقههای تفریحی و غیره است. جنگل مصنوعی معمولاً بهصورت نهال کاری به وجود می آید، هرچند این جنگلها را میتوان با کشت بذر نیز بهوجود آورد. تجربه نشان داده است جنگلهای مصنوعی که با این روش بهوجود آمدهاند پایدار و نزدیکتر به جنگلهای طبیعی هستند. جنگل مصنوعی که با قلمه ایجاد شده، قلمستان نامیده میشود ( مانند قلمستانهای صنوبر در بسیاری از نقاط کشور ). البته باید متذکر شد که قلمستانها در اکثر نقاط دنیا از نظر حقوقی جزو جنگلها محسوب نمی شوند. امروزه ایجاد جنگلهای مصنوعی در دنیا از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که به افزایش نیاز چوبی در جهان پاسخ میدهد. چنانچه جنگلهایی در زمینهای زراعی و بایر و با هدف تولید چوب ایجاد شده باشد، به آن « زراعت چوب » اطلاق میشود. حجم زراعت چوب در زمینهای غیرجنگلی در تمام دنیا در حال افزایش است. علاوه بر سه نوع جنگلی که تعاریف آن ذکر شد، در کشور ما از اصطلاح « بیشه » هم استفاده میشود. ما بیشه را معمولاً برای آن پوشش های گیاهی به کار میبریم که در اطراف رودخانه و شیار درهها، در مناطق خشک ظاهر میشوند. این واژه به تجمع درختچهها نیز اطلاق میشود. اهمیت اقتصادی و زیستمحیطی جنگل بیشاز 80 درصد ارزشهای اقتصادی جنگل مربوط به حفظ آب و خاک و دیگر ارزش های زیستمحیطی است. به استناد گزارشهای فائو، بررسیهای انجام شده در خصوص ارزش های اقتصادی جنگل و مرتع بیانگر آن است که علوفهی تولیدی ، تنها یکچهارم ارزش عرصههای مرتعی را تشکیل میدهد. و سهچهارم آن ارزشهای اکولوژیکی و زیستمحیطی است. بدیهی است چون خدمات منابع طبیعی تجدید شونده ( جنگل و مراتع ) بهطور کامل در بازارهای تجاری جذب نمیشود یا به نحو شایستهای برحسب اعداد و ارقام قابل مقایسه با خدمات اقتصادی و سرمایههای مصنوعی بیان نمیشود، اغلب در تصمیمگیریها اهمیت بسیار کمی به آنها داده میشود. این غفلت در نهایت موجب تخریب منابع طبیعی کشور و تهدید حیات همهی ما خواهد بود.
جنگلهای ایران - جنگلهای خشک جنگلهای خشک ایران در دو ناحیهی رویشی ایران- توران و خلیج- عمانی واقع شده اند. ناحیهی رویشی ایران – تورانی این ناحیه وسیعترین ناحیهی رویشی کشور است و دامنههای جنوبی البرز، شمال شرق، شرق، قسمتی از جنوب شرقی و مناطق مرکزی کشور را شامل میشود. حدود 70 درصد فلور ایران در این ناحیه رویش دارد. ناحیهی مذکور به دو بخش کوهستانی و جلگهای تقسیم شده است. بخش کوهستانی که میزان بارندگی آن حداکثر به 400 میلیمتر میرسد، وسیعترین جنگلهای سوزنی برگ ایران یعنی جنگلهای ارس را در خود جای داده است. جنگلهای هزار مسجد خراسان و چهارباغ شاهرود در دامنهی جنوبی البرز از انبوهترین جنگلهای ارس کشور محسوب میشوند که درختانی به ارتفاع حدود 20 متر را میتوان در آن مشاهده نمود. دو گونهی دیگری که سیما و ساختار اصلی جنگل های خشک کوهستانی کشور را تشکیل میدهند عبارتاند از بنه و بادامک که هر دو گونه دارای میوهی خوراکی است و توسط ساکنان منطقه جمعآوری و علاوه بر خود مصرفی، به بازارهای داخلی عرضه و در مواردی نیز به خارج از کشور صادر میشود. در این ناحیه، زالزالک و گلابی وحشی از دیگر درختان با میوهی خوراکی هستند . مهمترین جنگلهای بنه و بادام کشور در کوههای بارز در استان کرمان، و حوضهی آبریز دریاچهی بختگان در استان فارس رویش دارد، این در حالی است که جنگلهای تفتان در استان سیستان و بلوچستان و جنوب استان خراسان را نیز نباید از نظر دور داشت. در شمال استان خراسان و در امتداد رشته کوه کپت داغ یکی از گونههای نادر جنگلی ایران و حتی جهان، یعنی پسته می روید. در حال حاضر انبوهترین توده های جنگلی پسته در مناطق چهچهه و خواجه و پلگرد خراسان رویش دارد، ضمن اینکه از جنگلهای پسته قازانقایه در استان گلستان نیز باید یاد نمود. امروزه پستهی باغی و پرورشی ایران از شهرت جهانی برخوردار است، و دنیا موطن اصلی پسته را کشور ایران میدانند؛ این امر مدیون توده های طبیعی جنگل پسته است. سطح جنگلهای پسته حدود 30 هزار هکتار برآورد میشود. در بخش جلگهای ناحیهی رویشی ایران - تورانی، جنگلهای بیابانی کشور رویش دارد. این بخش از میزان بارندگی کمتری برخوردار است که حداکثر بارش سالیانهی آن به حدود 200 میلیمتر میرسد. این جنگلها که روزگاری ابن بطوطه، ناصرخسرو و مارکوپولو از انبوهی و تناوری درختان آن یاد نمودهاند، اکنون درختچه زارهایی پراکنده هستند که گاه میتوان تکپایههای درختان قطور و قد برافراشته مانند تاغ را در آن دید. انواع گز، تاغ، و درختچههای اسکنبیل و قیچ از مهمترین گونههای جنگلهای خشک جلگهای محسوب میشوند. زنده یاد مهندس کریم ساعی- بانی جنگلبانی نوین ایران از این نوع پوشش گیاهی بهعنوان جنگلهای بیابانی یاد نمود و دکتر محمد حسین جزیرهای آن را جنگل های بیابان آسا طبقهبندی نمود و زنده یاد دکتر کریم جوانشیر این پوشش گیاهی را جنگل های خشک بیابانی نامید. سطح جنگلهای خشک ناحیهی رویشی ایران - تورانی قریب به 2 میلیون هکتار برآورد شده است. تعداد گونههای چوبی این ناحیه نیز بالغ بر 370 گونه است.
- جنگلهای نیمه مرطوب و نیمه خشک ناحیهی رویشی زاگرس ناحیهی رویشی زاگرسی که جنگلهای نیمه خشک کشور را در خود جای داده است، در امتداد رشته کوه زاگرس از شمال شهرستان ارومیه در استان آذربایجان غربی تا حوالی شهرستان فیروزآباد در استان فارس واقع شده است و در این مسیر طولانی تمام یا بخشی از ده استان کشور قرار دارد. حدود این ناحیه، با دامنهی گسترش انواع بلوط بسط مییابد. درمواردی، حضور توده های بلوط جدا افتاده از جنگلهای پیوستهی کنونی زاگرس گویای این واقعیت است که این نوع جنگل در گذشته بیشاز ده استان را در برمیگرفته است. ناحیهی رویشی زاگرس وسیعترین منطقهی جنگلی کشور را با بیشاز 5 میلیون هکتار وسعت، معادل حدود 40 درصد کل جنگلهای کشور در خود جای داده است. جنگلهای زاگرس مجموعهای کم نظیر از انواع بلوط است که برخی کارشناسان تا 29 گونه و زیر گونهی بلوط را در آن شناسایی و معرفی کردهاند. اگرچه تردیدهایی در اعداد اینگونه بلوط در جنگلهای زاگرس وجود دارد، اما پوشش غالب این جنگلها را سه گونهی « بلوط ایرانی »، « دارمازو » و « ویول » تشکیل میدهند. پوشش غالب و گونههای اصلی این جنگلها نیز از انواع بلوط است و گیاهان خانوادهی گلسرخیان نیز در این جنگلها به اوج تکامل خود رسیده و از نظر تنوع گونه و زیر گونه بسیار غنی هستند، بهطوریکه این خانواده دارای نزدیک به60 گونه و زیرگونه در جنگلهای زاگرس است. جنگلهای زاگرس بالغ بر 170 گونهی درختی و درختچهای دارد که مهمترین آنها عبارتاند از : بلوط ایرانی، دارمازو، ویول، بنه، زبان گنجشک، کیکم، انواع گلابی، انواع زالزالک، انواع بادام، انواع شیرخشت، محلب، خیار، گردو، انواع بید، انجیر، پلاخور، ارس یا سرو کوهی، انواع ارجنک، داغداغان. اگرچه این جنگلها با سابقهی بسیار طولانی در بهرهبرداریهای سنتی دچار تخریب و آسیبهای فراوان شده و غالباً به صورت جنگلهای تنک درآمده است، اما در برخی مناطق پوششهای تاجی بالاتر از 80 درصد هنوز باقی مانده است و همچنین درختان بلوطی که تا 20 متر و گاه بیشتر ارتفاع دارند و قطر برابر سینهی این درختان به بیشاز یک و نیم متر نیز میرسد. این جنگلها که هنوز تودههایی از آن با موجودی چوب بیشاز یکصد متر مکعب در هکتار باقی مانده است. متاسفانه موجودی چوب متوسط آنها بیشاز 15 متر مکعب در هکتار برآورد نمیشود.
مهمترین ارزشهای جنگلهای زاگرس عبارت است از : حفاظت از آب و خاک حدود 30 درصد از کل آبهای جاری کشور در قالب 7 رشته رودخانهی درجهی یک، از این ناحیهی رویشی سرچشمه می گیرند و با عبور از میان جنگلهای زاگرس به دشتهای حاصلخیز کشور راه مییابند. این میزان آب که از بارش سالیانه 400 تا 1000 میلیمتر در ناحیهی رویشی زاگرس حاصل میشود، نقش شگرف و تعیین کنندهای در اقتصاد ملی ایفا میکند. بیشتر سدهای بزرگ کشور در مسیر رودخانههای سرچشمه گرفته از این ناحیه احداث شده و یا در حال احداث یا در دست طراحی و مطالعه است. حفظ این سرمایههای عظیم و بهرهبرداری بهینه از این نعمت خدادادی در گرو حفظ و نگهداری جنگلهای زاگرس است. بنابراین حفاظت از آب و خاک مهمترین عملکرد و ویژگی جنگلی زاگرس به شمار می آید.
ایجاد و آفرینش ارزشهای زیستمحیطی دامنههای زاگرس محل شکلگیری بسیاری از تمدنهای کهن ایرانی است و در حال حاضر نیز یکی از مناطق با تراکم زیاد جمعیت در کشور تلقی میشود. جنگلهای زاگرس که در گذشته حدود 11 میلیون هکتار وسعت داشته، بر محیط زیست منطقه ی وسیعی تاثیر داشته و شرایط خاصی برای زیست انسانی و طبیعی فراهم کرده است.
محصولات فرعی چوب بهعنوان محصول اصلی جنگل شناخته شده و سایر تولیدات جنگل در اصطلاح موسوم به «محصولات فرعی» است، اما این محصولات در جنگلهای زاگرس از اهمیت ویژهای برخوردار است. بسیاری از گونههای جنگلی دارای میوهها و صمغهای خوردنی و دارویی است که در مقیاس وسیع مورد بهرهبرداری جنگل نشینان قرار میگیرد. سقز از مهمترین محصولات فرعی جنگل منطقه است که از درختان بنه بهره برداری می شود و بخش بزرگی از آن به خارج از کشور صادر میشود.
جنگلهای شمال ذخایر ارزشمند و کمنظیر در جهان جنگلهای حوزهی رویشی خزری که به نام جنگلهای شمال نامیده میشود، به صورت نواری باریک به طول 800 کیلومتر و عرض متوسط 25 کیلومتر، در نیم رخ شمالی رشته کوه البرز قرار دارد. این جنگلها تنها منطقهی ایران محسوب میشود که میتوان از چوب آن به شکل تجاری برداشت کرد. انبوهی و نزدیکی به دریا، وجود شهرها و روستاهای پرشمار، این جنگلها را به محیطی جذاب برای گردشگری تبدیل کرده است. جنگلهای خزری مطابق برخی فرضیات متعلق به دوران سوم زمینشناسی است. این در حالی است که مشابه این جنگلها در اروپا، اغلب بر اثر یخبندان های دوران چهارم از بین رفته است. جنگلهای خزری از کهنترین جنگلهای مناطق معتدل جهان است و بعضی از درختان این منطقه ، نظیر لرگ و انجیلی در اروپا فقط بهصورت فسیل یافت میشود. از نظر دیرین شناسی گیاهی، جنگلهای شمالی موزهای از گیاهان دوران سوم زمین شناسی و شناسنامهی نیاکان جنگلهای اروپا است. ویژگی دیگر جنگلهای شمالی تنوع و غنای گونه های گیاهی است، بهطوری که از حدود هشت هزار گونهی گیاهی ایران، درحدود 1800 گونه ( 22 درصد ) در جنگلهای شمالی وجود دارد. از گیاهان موجود، 500 گونه انحصاری این منطقه هستند که گونههای درختی شمشاد، انجیلی، سفید پلت و لرگ از آن جمله هستند. نزدیک به 160 گونهی چوبی در شمال میروید، درحالی که در تمام اروپا فقط 40 گونه گیاه چوبی وجود دارد. در جنگلهای طبیعی مانند جنگلهای شمال، تنوع زیستی بالا است و همین باعث پایداری اکوسیستم می شود.
جنگلهای شمال بهطور کلی پهن برگ هستند و امتداد ارتفاعی آنها از ساحل دریا تا « دارمرز » 40 الی 50 کیلومتر است که به همین دلیل از نظر بومشناسی در دنیا کمنظیر محسوب میشود. تنوع جانوری هم در جنگلهای شمال زیاد است. جنگلها همچنان که از اجزای مختلف تشکیل شده است، ارزشهای گوناگونی هم دارد که برداشت چوب، تنها یکی از موارد استفاده از جنگلهاست. اهمیت جنگل به عنوان یک اکوسیستم جهان ما مجموعهای از اکوسیستمهاست. هر اکوسیستم امکان زیستن را برای مجموعه ای از موجودات فراهم میکند، و یکی از مهمترین اکوسیستمهای فعلی جهان، جنگل است. در جنگل «زنجیرههای غذایی» گوناگونی وجود دارند، و در یک جنگل تکامل یافته یا اکوسیستم « به اوج رسیده » همهی زنجیرههای گوناگون وضعی مستقل دارند. از نظر تئوری، اکوسیستم به اوج رسیده می تواند نیروی زندگی خود را هزاران سال حفظ کند. نقش جنگل در مبارزه با آلودگی هوا گیاهان به چند صورت در تصفیهی هوا موثراند : 1- گیاهان با عمل کربنگیری، میزان دیاکسیدکربن هوا را تا حدودی ثابت نگه می دارند، بهطوری که در مقابل 264 گرم گاز کربنیکی که در هنگام کربن گیری جذب میکند، 191 گرم اکسیژن آزاد مینماید. هر هکتار جنگل در سال 5/2 تن اکسیژن که برای مصرف ده نفر در سال کافی است آزاد میکند.60 درصد اکسیژن مصرفی جهان را فضایسبز خشکیها و مابقی را فیتوپلانکتونهای اقیانوسها و دریاها، آزاد میکنند. 2- مواد سمی مانند ایندرید سولفورواسید، فلوریدریک و یا ترکیبات ارسینیک و غیره توسط روزنههای برگ درختان جذب می گردند و در نتیجه، غلظت آنها در هوا و تاثیرات نامطلوبشان بر روی موجودات زنده کم میشود. 3- درختان، اشعهی رادیواکتیو هوا و برخی از امواج کیهانی را که از فضا به زمین میرسد، جذب میکنند و مانع خطرات آن برروی انسان میگردند. 4- درختان جلوی بادهای شدید را میگیرند و مانند یک فیلتر ذرات ریز معلق و باکتریها را جذب میکنند. هر هکتار جنگل میتواند تا 68 تن گرد و غبار را رسوب دهد. نقش جنگل در مبارزه با آلودگی آب در یک منطقهی جنگلی با 1000 میلیمتر باران سالانه، در هر کیلومتر مربع نزدیک به یک میلیون متر مکعب باران میبارد که حدود 50 درصد آن در برخورد با تاج درختان و تبخیر دوباره، به هوا برمیگردد، یا بر سطح زمین جاری میشود و به رودها و دریاها میریزد. 20 درصد بارش به وسیلهی گیاهان جذب میشود و 30 درصد باقی میماند. یعنی 300 هزار متر مکعب، وارد زمین میشود که بعد از تصفیه بهصورت آب صاف و خالص از طریق چشمهسارها یا سفرههای زیرزمینی در اختیار انسان قرار میگیرد. درختان و گیاهان میتوانند با ریشههای خود مقدار زیادی از مواد موجود در آب را جذب کنند. بررسیهای انجام شده در لهستان نشان میدهد که درخت بید میتواند 33 تا40 درصد مواد محلول در آب را جذب کند. نقش جنگل در مبارزه با فرسایش خاک و جذب آب تردیدی وجود ندارد که نتیجهی نهایی فرسایش خاک یک سرزمین، نابودی تمدن و ملت آنجا است. همان پدیدهای که بسیاری از تمدنهای کهن را از میان برده است. هر ملتی میتواند از مواد خام چشم بپوشد و بدون آن ادامهی حیات دهد، اما یک چیز بههیچ وجه قابل چشمپوشی نیست و آن خاک حاصلخیز و پوشش گیاهی است. قسمت وسیعی از کشور ما که اکنون از نواحی خشک و نیمه خشک تشکیل شده به شهادت تاریخ، روزگاری سرسبز و آباد بوده است ولی در اثر غفلت گذشتگان سیر قهقرائی پیموده تا بدانجا که ارزش اقتصادی قسمتی از خاک این کشور از دست رفته است (12 میلیون هکتار از خاک کشور را تپههای شنی عاری از هرگونه پوشش گیاهی تشکیل میدهد که 6 میلیون هکتار آن همیشه در حرکت است ). تاریخ، به باغات وسیع اطراف کرمان، سبزوار و خوزستان و همچنین به جنگلهای ارس، پسته، بادام و سماق که دامنههای خشک فعلی شیبهای البرز جنوبی را می پوشانیده اشاره نموده است که به مرور از بین رفته و امروزه فقط آثار ناچیزی ازآنها به چشم میخورد. کوهستانهایی که پوشیده از گیاه هستند، هنگام نزول برف و باران نه تنها قسمت اعظم آب حاصل از آنها در خاک پوک و اسفنجی شکل جنگل فرو میرود، بلکه آن میزان هم که میخواهد در سطح خاک جریان پیدا کند، در اثر برخورد با درختان و بوتهها به رشتههای باریک تقسیم میگردد و در نتیجه قدرت تخریبی آن سلب شده و بهآرامی جریان مییابد یا بهتدریج جذب زمین میگردد. برعکس در شیبهای بدون درخت و علف، چون مانعی در مقابل حرکت آب حاصله از باران و ذوب برف در میان نیست، و علاوه برآن خاک نیز سخت و خشک می باشد، لذا رشتههای کوچک و باریک آب به همدیگر پیوسته و قوت و شدت پیدا کرده و به شکل سیل به طرف جلگهها سرازیر و موجب فرسایش خاک میشوند. با حفظ جنگل میتوان از خسارتهای زیر جلوگیری نمود : 1- از بین رفتن خاک حاصلخیز که طی هزاران سال، از سنگهای مادر بهوجود آمده است . 2- شکلگیری تپههای روان در اثر تشدید فرسایش. 3- گلآلود شدن آبهای رودخانهها و در نتیجه آسیب دیدگی حیات آنها، و جمع شدن رسوب در تالابها و دریاچهی سدها. 4- سیلهای خانمان برانداز. ارزش تفرجی جنگل متخصصان پزشکی و روانشناسی به این نتیجه رسیدهاند که بهترین روش درمان عوارض زندگی ماشینی، استراحت در محیطهای آرام و دارای هوای سالم است. جنگلها از زیباترین چشماندازهایی هستند که میتواند آرامش را برای انسان به ارمغان بیاورند و نیاز طبیعی او را به محیطهای طبیعی برآورده سازند. جنگلهای مصنوعی و کمربندهای سبز در اطراف شهرها و منطقههای مسکونی نیز به تلطیف محیط زندگی، فراهمسازی امکان تفریح و کمکردن آلودگی صوتی کمک میکند. عوامل اصلی تخریب جنگلها تبدیل جنگل به زمینهای زراعی تبدیل جنگل به اراضی زراعی برای بهدست آوردن محصولات، از گذشتههای دور وجود داشته و این معضل همچنان با رشد جمعیت و نیاز به موادغذایی بیشتر وجود دارد. در کشورهای پیشرفته، تکنولوژی و تولید ماشینآلات کشاورزی، همزمان با آن انجام کارهای پژوهشی و تحقیقی برای بهدست آوردن ارقام پرمحصول، زمینه را برای افزایش تولید محصولات کشاورزی فراهم ساخته است. در حال حاضر در کشورهای پیشرفته عمده توجه به تولید بیشتر در واحد سطح معطوف شده است. اما پایین بودن تکنیک و فراهم نشدن سایر نهادههای کشاورزی در کشورهای توسعه نیافته که نرخ رشد جمعیت بالا هم دارند، تعرض به زمینهای طبیعی و به ویژه جنگلها را موجب میشود. تامین سوخت چوب درختان و درختچههای جنگلی از دیرباز بهعنوان هیزم و منبع تولید انرژی مورد استفادهی انسان بوده است. بهطوری که چرخ صنایع اولیه در اروپا با استفاده از چوب به گردش درآمده و سطح وسیعی از جنگلها بدین منظور قطع شد. بعداز این دوره ی مصرف، با کشف منابع سوختی جایگزین، مصرف چوب کمتر شده، ولی استفاده از هیزم برای تولید گرما در فصلهای سرد سال، و برای پخت و پز وجود داشت. استفادهی ابتدایی از چوب و هیزم و ذغال با وجود عرضهی سوختهای فسیلی، به دلیل رشدجمعیت وبالا بودن هزینهی سوخت فسیلی در مقایسه با هیزم که معمولاً مصرفکنندگان مستقیماً آنرا تهیه میکنند و پولی بابت آن نمیپردازند ، در کشورهای جهان سوم رو به افزایش است که این امر جنگلها را به قهقرا میکشاند . وجود دام در عرصههای جنگلی یکی از معضلات بزرگی که متوجه عرصههای جنگلی است و در واقع آنها را از داخل تهی میسازد و کیفیت آنرا کاهش می دهد، دامداری و چرای دام در داخل جنگلها است. دامداری سنتی ما، همگام با زمان تحول نیافته است. فقدان بهرهوری مطلوب، نبود دانش و تجهیزات فرآوری بهینه برای ایجاد ارزش افزودهی بیشتر، توسعه نیافتگی اقتصاد، عقبماندگی کنشهای اجتماعی، برخورد انفعالی افکار عمومی نسبت به منافع همگانی و ... سبب شده است این بخش از فعالیت اقتصادی روستایی از قافلهی تحول و روز آمدی جدا افتاده و عقب بماند. حضور دام در جنگل در گذشته آسیبهای کیفی و کمی زیادی به جنگل وارد آورده و ادامهی وضعیت موجود، خسارتهای جبران ناپذیری به موجودیت جنگل وارد خواهد کرد. افزایش جمعیت امروزه معضل رشد جمعیت بر هیچ جامعه و کشوری پوشیده نیست. برخلاف نظر تعداد قلیلی از اقتصاددانان « خوش بین » که معتقد هستند منابع موجود خیلی بیشتر از میزان مصرف جمعیت فعلی کرهی زمین است، با توجه به شواهد و قرائن دقیقاً عکس موضوع در مورد ظرفیت کرهی مسکون صادق است، یعنی با همین جمعیت موجود انسانی، خطر بزرگی حیات را تهدید میکند و با رشد جمعیت و رشد نیازها عرصههای منابع طبیعی مورد تعرض قرار میگیرند و در نهایت بر اثر دخالتهای نا بجا و غیرمعقول، تعادل اکولوژیک کرهی زمین به هم میریزد. آتش سوزی آتشسوزی یکی از اساسیترین عوامل تخریب جنگلها و منابع طبیعی است و همه ساله منجر به از بین رفتن بسیاری از عرصه های منابع طبیعی کشور میشود، و فعالیتهای انسانی اصلیترین عامل این آتشسوزیها است. ناگفته نماند « عوامل طبیعی » نیز گاه موجب ایجاد حریق در جنگلها و مراتع می شود و در این رابطه، به خصوص بین ماههای تیر تا شهریور هر سال بیشترین میزان آتشسوزیهای طبیعی رخ میدهد. چرا که در این ماهها زیر آشکوب (پوشش گیاهی سطحی) مناطق مذکور به خوبی رشد کرده و پساز خشک شدن بستر مناسبی برای آتشسوزی فراهم میکنند و در این میان تابش مستقیم نور خورشید یا یک رعد و برق و ... میتواند به راحتی سر منشا آتشسوزی بزرگی شود. برخی از افراد نیز به طور عمدی یا سهوی اقدام به آتشسوزی در جنگلها و مراتع کشور میکنند؛ شکارچیان، رانندگان و مسافران ... با روشن کردن آتشگاه موجب آتشسوزیهای بزرگ میشوند. به هر حال آتشسوزی پدیدهای است که به هر دلیل در کشور ما روز به روز در حال افزایش است و درصورت فراهم نشدن تجهیزات مناسب و جلوگیری نکردن از عوامل ایجاد آن، درآینده با مشکلات جبران ناپذیری روبه رو خواهیم شد. فرسایش خاک
در حالی که برای تشکیل 25 میلیمتر خاک 300 سال زمان لازم است، میزان فرسایش خاک در جنگلها بهخصوص جنگلهای شمال سالانه 15 تا25 تن در هکتار برآورد شده است که این میزان در مقایسه با رقم 5/2 تن در هکتار نُرم جهانی یک رکورد محسوب میشود!
بیشاز 100 میلیون هکتار از اراضی ایران تحت تاثیر پدیدهی بیابانزایی است که از این مساحت 75 میلیون هکتار تحت تاثیر فرسایش آبی، 20 میلیون هکتار تحت تاثیر فرسایش بادی و 5 میلیون هکتار تحت تاثیر سایر عوامل شیمیایی و فیزیکی بیابان زایی همچون کاهش حاصلخیزی خاک، شوریزایی و سایر تخریبهاست. از سوی دیگر براساس برآوردهای انجام شده، از 17 کارکرد مختلف اقتصادی جنگلهای شمال، 75 درصد کارکرد به ارزشهای زیستمحیطی و تنوع زیستی و 13 درصد به ارزشهای حفاظتی، مربوط میشود، و تنها حدود 7 درصد از درآمدهای بالقوه، حاصل از تولید مواد خام نظیر الوار، و بقیهی ارزشها مربوط به تنظیم جریان آب، ارزشهای فرهنگی و غیره است. بخشی از جنگلهای باقی ماندهی شمال کشور کیفیت مناسب را نداشته و وسعت زیادی از آن به مخروبه تبدیل شده. لذا چنانچه نسبت به حفاظت از این عرصههای طبیعی کشور و جلوگیری از فرسایش خاک در جنگلها اقدام عاجلی صورت نگیرد، این امر از عوامل اصلی بروز سیلهای ویرانگر که در واقع بلای انسان ساز است، خواهد شد. جنگلها ،کانون دفن زباله دفن زباله در مزبلههای جنگلی، چیزی نیست که تازگی داشته باشد و سالها است که در مناطق همچون جنگل های شهرهای تنکابن، رامسر، نوشهر، عباس آباد، و ... اینکار انجام میشود و به یک فاجعهی زیستمحیطی و بیماریزا تبدیل شده است. امروزه، همچنان بیشاز 70 درصد از زبالههای صنعتی، خانگی و کشاورزی استانها شمالی، در جنگل دفن یا رها میشود و این در حالی است که چانهزنی میان مسوولان منابع طبیعی و شهرداریها برای واگذاری بیشتر جنگلها جهت دفن زباله ادامه دارد زبالههایی که مملو از زایدهها و وسایل یکبار مصرف و پنبههای خونی و چرکابهی بیمارستانی و دیگر مواد خطرناک است و دامهای شیرده منطقه از این زبالهها تغذیه میکنند و مواد شیری این دام ها توسط روستاییان اطراف به مصرف میرسد و یا در شهرها توزیع میشود. از طرفی نفوذ شیرابه های ناشی از تخلیهی زباله از عوامل خسارتباری است که به جنگل های شمال کشور آسیب جدی وارد می کند. پایان منابع یوسف گرجی ، روزنامهی بشیر مازندران ، 11 شهریور 85 روزنامهی ایران ، جنگل ؛ کیمیای سبز ، خرداد 85 محمود دایی ، نشریهی هراز ، 5 آبان 83 سید مسعود منوری ، نشریهی سنبله ، ش 85 حبیب اله ثابتی ، جنگلهای ایران ، 1375 داسمس . ف ، زمین در خطر است ، ترجمهی محمود بهزاد ، 1375 سازمان جنگلها و مراتع کشور ، نشریهی پیک سبز ، خرداد 1378 سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور ، کتاب هشدار ، منابع طبی بستر حیات است ، 1386 |


