درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| بيابانهاي كوهستاني يا كوهستانهاي بياباني | |
| ساعت ۱٢:٢٩ ب.ظ روز ۱ تیر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
خبرگزاري ميراث فرهنگي – گردشگري ورزشي ـ 27 خرداد (17 جون) روز جهاني بيابانزدايي است. بيشتر بيابانهاي جهان در دشتها و ارتفاعات كم قرار دارند، اما در جهان دسته ديگري بيابان هم داريم كه «بيابان كوهستاني» (alpine desert) خوانده ميشوند. در ميان تعدادي از رشته كوههاي جهان، گسترههاي بزرگي با بارش ناچيز يا بارش بسيار نامتعادل (با توزيع نايكنواخت در طول سال) وجود دارند كه ضمن داشتن ارتفاع زياد از سطح دريا، بر خلاف بيشتر منطقههاي كوهستاني ديگر، بياباني هستند. نمونه طبيعي بزرگ و معروف آن، بيابان آتاكاما در كوههاي آند شيلي است كه به تعبيري، سختترين جاي جهان براي زيست است و البته، نيروي زيست و «چشمبندي»هاي شگفتيساز انتخاب طبيعي و سازگاري، حتي اين جهنم را كه گاه چند سال متوالي رنگ باران و برف را نميبيند و اختلاف دماي شب و روز آن به دهها درجه ميرسد، نيز از زيستمند خالي نگذاشته است. در آتاكاما ميتوان گونههاي جانوري كوچك و بزرگ و گياهاني را يافت كه با تخصصها و نبوغ ژنتيكي پر راز و رمزي، بيابان را سرشار از زندگي ساختهاند. امروزه حتي يك انسان ميان سال كنجكاو ميتواند با يادآوري ديدههاي خود در چند دهه پيش، و مقايسه آن با وضع كنوني، عمق فاجعه را دريابد. اما، بيابانهاي كوهستاني ديگري داريم كه مصداق اين شعار محيط زيستیهاست كه ميگويد: «جنگلها پيش از انسان و بيابانها پس از او به وجود آمدند.» اين بيابانها، حاصل دستكاري گسترده و بيتفكر انسان در محيط طبيعي است؛ چراندن مفرط دام، كندن درختان و بوتهها براي سوخت، دگرگون كردن ريختشناسي زمين با جادهسازي و معدنكاري كه زمينهساز زمين لغزه (Landslide) و فرسايش ميشود، سدسازي بيحساب كه سبب تغيير رژيم آبياري طبيعي پايين دست ميشود و برداشت آبهاي زيرزميني كه دسترسي ريشه گياهان را به لايههاي مرطوب دشوارتر ميكند، از عاملهاي بيابانزدايي هستند. بيابانهايي كه دستساز انسانند بر خلاف بيابانهاي طبيعي، از نظر زيستي فقير و از لحاظ چشمانداز، بيتنوع و مخروبه مانند هستند. چرا كه در اين بيابانها، حيات سازگاريافته قديم سخت آسيب ديده و فرصتي براي شكلگيري صورت نويي از حيات هم نبوده است. بسياري از كوهها و كوهپايههاي ايران، بياباني شده يا در حال بياباني شدن هستند. جلوههاي بارز اين بياباني شدن را ميتوان در جنوب شرقي ايران ديد: شاهدهاي تاريخي مانند «شهر سوخته» سيستان و آثار تمدني تازه يافت جيرفت بيانگر آن هستند كه استفاده مفرط از منابع طبيعي و خشك يا كمآب شدن رودهايي كه از كوهها سرچشمه ميگيرند، ميتواند به زوال كامل تمدنهاي پررونق منجر شود. شايد تصور شود كه چند هزار سالي كه از آخرين مراحل سرزندگي اين تمدنها ميگذرد، دورهاي بس طولاني است كه در آن تغييرات طبيعي و زمينشناختي موجب بيابانزايي شده و نه دخالتهاي انساني. اما، بايد دانست كه 6- 5 هزار سال، در برابر تغييرهاي اقليمي طبيعت كه غالبا در دورههاي ميليون ساله رخ ميدهند، چيزي نيست. به علاوه، افزايش تصاعدي دستكاري انسان در طبيعت، كار را به جايي رسانده كه براي مشاهده تاثير انسان در بيابانزايي، نيازي به مطالعههاي باستانشناختي و حتي مطالعه تاريخ چند سده پيش نيست؛ امروزه حتي يك انسان ميان سال كنجكاو ميتواند با يادآوري ديدههاي خود در چند دهه پيش و مقايسه آن با وضع كنوني، عمق فاجعه را دريابد. در همان جنوب شرق ايران، كوههاي نيمه جنگلي 30 ـ 20 سال پيش ـ مثلا در جبال بارز ـ به شدت فرسوده شدهاند و آباديهاي كوهپايهاي آن، بسيار خشك و زمينهاي مرتعي و كشاورزي غالبا به بيابان بدل شدهاند. هراسانگيز اين كه حتي موردهايي از « بيابانسازي» نه در بازه زماني چند دهه، بلكه در زمان يكي دو هفته (!) هم در آن جا ديده شده است؛ در كوهپايههاي لالهزار كه بهترين چشماندازهاي پرگل و گياه كرمان را داشت، سال گذشته ديده شد كه ناگهان يك دشت وسيع به ريگزار بدل شده است. تحقيق كوهنوردان طبيعت دوست منطقه (از جمله رسول زندي) نشان داد كه دهها كاميون خاك منطقه با بولدوزر كنده شده تا به پستهزارهاي سيرجان برده شود. داستان، فقط محدود به جنوب شرقي ايران نيست؛ در فارس هم كه كوههاي دنا و ديگر كوهها موجب روان بودن رودهاي بسيار و شكلگيري تالابهاي بزرگ و غني بودهاند، بهرهكشي مفرط از منابع طبيعي، چشمانداز عمومي را نه تنها در دشتها بلكه حتي در كوهپايههاي دنا، كم و بيش بياباني كرده است. شخمزدن زمين در لابهلاي بلوط اين كوهستان و ديمكاري، هر گونه زادآوري درختان را متوقف ساخته و به جز يكي دو ماه ابتداي بهار كه گندمزارهاي كمبازده سبزاند، زمين در حدفاصل درختان (كه آنها هم به سرعت در حال كم شدن هستند) منظره بياباني دارد. در زردكوه (استان چهارمحال و بختياري) برفگيرترين استان كشور و حتي پس از گيلان و مازندران، پربارشترين استان است، نمودارهاي گوناگوني از بيابانزايي را ميتوان ديد. چراي گسترده و سنتي دامها كه در چند دهه گذشته، ذرهاي هم به سمت صنعتي شدن تغيير جهت نداده، چمنزارهاي دلانگيز و آبخيزهاي با بركت كوهستان را چنان فرسوده كرده كه حتي نميتوان آنها را مرتع درجه سه ناميد. در اين منطقه كه استعداد رانش و زمين لغزه بسيار بالا است (به دليل فشار تكتونيك شبه جزيره عربستان به حاشيه غربي ايران)، كم شدن پوشش گياهي، زمينه را براي فرود ريختن گسترده دامنهها و بياباني شدن كه آشكارا به چشم ميخورد، به شدت افزايش داده است. عامل جديد در تخريب منطقه طرحهاي بزرگ انتقال آب و راهسازي است كه با برش بيملاحظه دامنهها و دگرگونسازي مسير رودخانهها و سيلها اجرا ميشوند. در مسير معمولي صعود زردكوه، از چلگرد به سوي كوهرنگ، در چند سال اخير، جادهسازيهاي غيراصولي موجب رانش خاك، لختشدن زمين در بسياري جاها و بروز جلوههاي بياباني شده است. عباس محمدي |

