توچال ، آبروی تهران
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

« البرز آبروی تهران را خریده و زشتی آن را کم رنگ کرده است .» این جمله ای است از ایران شناس بزرگ ، دکتر پرویز رجبی که در شماره ی پاییز و زمستان 86 مجله ی معماری و شهرسازی  آمده و من آن را در روزنامه ی اعتماد ملی 13 تیر 1387 خواندم . استاد ، در این یادداشت همچنین گفته است که « چگونه می توان صدها مسجد و گلدسته ی زیبای ایران را دید و سپس در مسابقه ی ساختن زشت ترین مسجدهای جهان اسلام شرکت کرد؟ امروز تهران زشت ترین پایتخت جهان اتست و بر دامنه ی این زشتی روز به روز افزوده می شود . میدان وسیع هفت تیر ، میدان های ولی عصر ، انقلاب ، و تجریش نمونه های بارزی هستند از هنر بی سلیقگی و بی اعتنایی به زیبایی چشم انداز عمومی شهر ... . »

استاد دیگری ( که شاید اجازه نداشته باشم نامش را در این جا بیاورم ) چندی پیش در یک گفتگوی دوستانه ، سخن زیبایی گفت ؛ او پس از اشاره ی من به « روح بساز و بفروشی » حاکم بر شهرداری ها و فرمانداری ها و استانداری ها و ... که پیوسته و هدفمند به تخریب طبیعت ، فضای سبز ، فضاهای خاطره ی جمعی ، و آثار تاریخی مشغول اند و به جای این ها مشتی ساختمان بی هویت ، جاده ی بی ارزش و مانند این ها برپا می کنند ، گفت که مدیران ما با روحیه ی کاسبان میدان تره بار به اداره ی مملکت مشغول اند . این آقایان ، بیش از هر چیز ، غرفه داری را بلدند و کل کشور را عرصه ای برای اجاره دادن غرفه ها فرض گرفته اند . چنین است که هر گوشه ای از مملکت ، و هر کار « نان و آب دار» را به کسانی از خودی ها واگذار کرده اند ، و اینان هم – هر یک متناسب با ضریب نفوذی که در نهادها و اداره ها دارند ، سهمی از پول نفت را برمی دارند و چیزی (فرقی نمی کند که بنایی با ارزش و قدیمی باشد یا تعدادی درخت کهن سال ، و یا جنگل و مرتعی سرسبز) نابود می کنند تا پروزه ای را کلتگ بزنند و در فرصتی کوتاه، سودی کلان به جیب بزنند .

(ادامه دارد)