این ، طبیعت گردی نیست ! (بخش آخر)
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

استفاده از ظرف های یک بار مصرف ؛ استفاده از این گونه ظرف ها ، از شهر و رستورانی که پذیرایی وعده ی اول در آن جا صورت گرفت ، آغاز شد . بشقاب و لیوان و قاشق و چنگال و حتی رومیزی (!) یک بارمصرف ، در همان وعده ی اول سبب دورریز بیش از هزار قطعه ی پلاستیکی شد . در چند روز بعد ، این دورریزها به چندین هزار رسید .

 

آزادی در ورود به هرجا ؛ در این برنامه ( مانند تمامی دیگر برنامه های طبیعت گردی ایرانی ) هر بازدید کننده  خود را مجاز می دانست که بر هر نقطه از جنگل پا بگذارد و مسوولان برنامه هم هیچ گاه توضیح ندادند که بازدیدکنندگان برای آن که کم ترین آسیب به پوشش گیاهی وارد شود ، باید فقط در راه های موجود حرکت کنند و از بیراهه رفتن و پهن کردن بساط در نقاط دیگر و روشن کردن آتش خودداری کنند .


کمبود گفتارهای آموزشی ؛ به جز در بخش های دیدار از آرامگاه های بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی ، توضیحات آموزشی که راهنمایان به مشتریان می دادند ، بسیار ناچیز بود . به ویژه در مورد زندگی در طبیعت و شناخت محیط زیست ، تقریبا هیچ آموزشی داده نشد . همچنین در مورد تخریب و آلوده سازی محیط زیست که آثار آن در همه جا دیده می شد ( جاده سازی های چپ اندر قیچی ، خط لوله ی گاز ، خط انتقال نیرو ، فرسایش خاک ، پراکنش زباله ) هیچ حرفی زده نشد .  یک علت این امر می تواند حضور جمعیت زیاد باشد که امکان گفتگوی راهنمایان را با بازدیدکنندگان بسیار کم می کند . بروشور رنگی و گران قیمت تور هم اطلاعات آموزشی ناچیزی داشت .

 

استفاده نکردن از نیروی بومی ؛ در این برنامه ی خاص فرصتی پیش نیامد که ببینم تا چه حد از افراد بومی به عنوان راهنما ، نیروی اجرایی ، فروشنده ی محصولات کشاورزی و ... استفاده شده ، اما در یک نگاه سطحی به نظر می آمد که اهالی روستای ابر حضور موثری در این جریان ندارند و بیشتر از ساکنان شهر شاهرود استفاده شده است .  

 

پیشنهادها

 

1) دستگاه های دولتی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، کمیته ی ملی طبیعت گردی ، و سازمان حفاظت محیط زیست ، در مرحله ی کنونی به جای تبلیغ و ترویج گسترده ی طبیعت گردی ( و به طور کلی گردش گری ) بکوشند که با یک برنامه ریزی  درازمدت ( دست کم پنج ساله ) قشرهای گوناگون جامعه را از طریق مدرسه ها و دانشگاه ها ، رادیو و تلویزیون ، مطبوعات و دیگر رسانه ها ، خوب با مسایل مربوط به حفاظت میراث فرهنگی و محیط زیست آشنا کنند . گردش گری به شکلی که امروزه در ایران پیش می رود به دلیل فشار سنگینی که بر منابع طبیعی کشور وارد می سازد ، به دلیل اتکای بیش از حدی که به درآمد حاصل از فروش منابع زیرزمینی ( نفت و گاز ) دارد ، و به دلیل وارد نشدن گردش گران خارجی به کشور ، در واقع موجد هیچ درآمد ملی موثری نیست و حداکثر« از این جیب به آن جیب کردن» درآمدهای ملی است .

2) گذراندن دوره های آشنایی با اصول حفاظت میراث فرهنگی و محیط زیست ، برای تورگردان ها اجباری شود ، و از ورود گروه های آزاد به منطقه های حساس جلوگیری شود . ورود به این گونه منطقه ها باید هزینه بر باشد ( با تعیین ورودیه ، الزام به ثبت نام در تورهای مجاز ، و ... ) تا بتوان "ظرفیت برد" منطقه را رعایت و بخشی از دستمزد نیروی محیط بان و نگهبان را تامین کرد .

3) برای منطقه های با جاذبه ی بالا و پربیننده ، طرح های مدیریتی تعریف شود ؛ این طرح ها باید با مشارکت سازمان های غیردولتی و غیرانتفاعی ( و نه شرکت ها و سازمان هایی که منافع شان در ساخت و ساز و توسعه ی ناپایدار است ) و جامعه های محلی آموزش دیده تهیه شوند .  

4) با برگزاری کارگاه های آموزشی و دعوت از کارشناسان خارجی و ترجمه ی مطالب خارجی ، از تجربه های سودمند جهانی در زمینه ی گردش گری استفاده شود .

5) تورگردان ها ، احساس مسوولیت بیشتری در حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی داشته باشند و تعداد شرکت کنندگان در برنامه هایی را که در منطقه های کم وبیش بکر اجرا می شود ، به حداکثر حدود بیست نفر محدود کنند . برنامه های موسیقی ، برنامه های همایش گونه ، و برنامه های خانوادگی بزرگ با گرایش طبیعت گردی را باید در حاشیه ی شهر یا در روستاهای نزدیک به مناطق طبیعی ( در قالب "توریسم روستایی" ) اجرا کرد و نه در دل طبیعت .

 

پی نوشت

 

1)       به نقل از کتاب  اکوتوریسم  نوشته ی مگان اپلروود ، ترجمه ی نگار قدیمی ، نشر افکار ، تهران 1386 ، ص 13

2)       در صفحه ی 30 کتاب  راهنمای آماده سازی پارک های ملی و مناطق حفاظت شده برای توریسم  ، از : برنامه ی زیست محیطی ملل متحد و ... ، ترجمه ی هنریک مجنونیان ، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست 1377 ، آمده است : « ظرفیت برد ، سطح استفاده از یک منطقه برای بازدید است به طوری که با کم ترین تاثیر روی منابع بتواند بشترین رضایت را برای بازدیدکنندگان به ارمغان آورد . مفهوم فوق بدین معنی است که برای بازدیدکنندگان باید محدودیتی وجود داشته باشد ... عوامل عمده در برآورد و تخمین ظرفیت برد عبارت اند از : الف – عوامل زیست محیطی ، ب – عوامل اجتماعی ، ج – عوامل مدیریت » .

 

 

* رییس هیات مدیره و مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران  info@alpineclub.ir