غار نخجیر دیگر با تونل کندوان تفاوتی ندارد!
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: گردشگری

 

یک راهنمای کوهستان و طبیعت گفت: تورهای طبیعت در سال‌های اخیر مناطق طبیعی را مدیریت می‌کنند، یعنی هر جایی که تجمع گردشگرنماها و زباله‌ها بیشتر باشد، مسؤولان به ایجاد امکانات در آن منطقه فکر می‌کنند. این موضوع موجب شده است تا سرعت تخریب مناطق از ساخت‌وسازها بیشتر باشد.

عباس خوشخو در گفت‌وگو با خبرنگار بخش گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این‌که متأسفانه طرح مدیریتی برای جاذبه‌های طبیعی کشور نداریم، اظهار داشت: هنوز برای تورهای طبیعت، نظام جامع مدیریتی اعمال نمی‌شود و حتا استانداردی برای بهره‌وری و استفاده از جاذبه‌ها نداریم و بیشتر جاذبه‌ها در محیط‌های طبیعی فاقد حریم مشخصی‌ هستند.

به اعتقاد او، وقتی مناطق طبیعی حریم داشته باشند به ویژگی‌های حرمت جاذبه می‌توان رسید که در رفتار انسانی نشان داده می‌شود؛ اما اکنون مشاهده می‌شود که برخی گردشگران حرمت جاذبه‌ها را زیر پا می‌گذارند.

این راهنمای کوهستان و طبیعت ادامه داد: بیشتر جاذبه‌های ما در کنار رودخانه‌ها، دریا و سواحل توسط گردشگرنماها تخریب می‌شوند. ما در طبیعت بیشتر شاهد حضور گردشگرنماها هستیم که تاکنون چگونگی برخورد با جاذبه را آموزش ندیده‌اند و طبیعت را فضایی برای تخلیه‌ی تمام ناهنجاری‌های محیط شهری می‌دانند.

وی با بیان این‌که اصول آموزش درباره‌ی برخورد با طبیعت برای سنین کم‌تر تدوین نشده است، گفت: نظام مدیریتی جوامع و مناطق طبیعی، جدا از ابعاد جاذبه که بهره‌وری آن‌را شامل می‌شود، به آموزش جامعه نیز توجه دارد، این آموزش جامعه‌ی محلی، مهمان یا گردشگری را که به هر دلیلی می‌خواهد از طبیعت استفاده کند، شامل می‌شود؛ اما رئوس آن تاکنون تدوین نشده است. ادامه ی متن را حتما مطالعه کنید

 


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: گردشگری

 

یک راهنمای کوهستان و طبیعت گفت: تورهای طبیعت در سال‌های اخیر مناطق طبیعی را مدیریت می‌کنند، یعنی هر جایی که تجمع گردشگرنماها و زباله‌ها بیشتر باشد، مسؤولان به ایجاد امکانات در آن منطقه فکر می‌کنند. این موضوع موجب شده است تا سرعت تخریب مناطق از ساخت‌وسازها بیشتر باشد.

عباس خوشخو در گفت‌وگو با خبرنگار بخش گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این‌که متأسفانه طرح مدیریتی برای جاذبه‌های طبیعی کشور نداریم، اظهار داشت: هنوز برای تورهای طبیعت، نظام جامع مدیریتی اعمال نمی‌شود و حتا استانداردی برای بهره‌وری و استفاده از جاذبه‌ها نداریم و بیشتر جاذبه‌ها در محیط‌های طبیعی فاقد حریم مشخصی‌ هستند.

به اعتقاد او، وقتی مناطق طبیعی حریم داشته باشند به ویژگی‌های حرمت جاذبه می‌توان رسید که در رفتار انسانی نشان داده می‌شود؛ اما اکنون مشاهده می‌شود که برخی گردشگران حرمت جاذبه‌ها را زیر پا می‌گذارند.

این راهنمای کوهستان و طبیعت ادامه داد: بیشتر جاذبه‌های ما در کنار رودخانه‌ها، دریا و سواحل توسط گردشگرنماها تخریب می‌شوند. ما در طبیعت بیشتر شاهد حضور گردشگرنماها هستیم که تاکنون چگونگی برخورد با جاذبه را آموزش ندیده‌اند و طبیعت را فضایی برای تخلیه‌ی تمام ناهنجاری‌های محیط شهری می‌دانند.

وی با بیان این‌که اصول آموزش درباره‌ی برخورد با طبیعت برای سنین کم‌تر تدوین نشده است، گفت: نظام مدیریتی جوامع و مناطق طبیعی، جدا از ابعاد جاذبه که بهره‌وری آن‌را شامل می‌شود، به آموزش جامعه نیز توجه دارد، این آموزش جامعه‌ی محلی، مهمان یا گردشگری را که به هر دلیلی می‌خواهد از طبیعت استفاده کند، شامل می‌شود؛ اما رئوس آن تاکنون تدوین نشده است.

به گفته‌ی او، اساس کار برای حفاظت و بهره‌وری از طبیعت در آموزش مردم است، کاری که هزینه‌ی زیادی صرف می‌کند. این آموزش‌ها باید از سنین پیش از دبستان برای افرادی که در آینده امور این کشور را به‌دست می‌گیرند، آغاز شوند.

خوشخو بیان کرد: زیرساخت‌ها در طبیعت هنوز آماده نشده‌اند؛ گاهی این زیرساخت‌ها ایجاد می‌شوند، ولی چون فرهنگ استفاده از آن رشد نکرده است، هزینه‌ی نگهداری آن بیشتر می‌شود.

او در ادامه تورهای طبیعت را به سه دسته تقسیم کرد و گفت: گروه نخست، تورهایی هستند که با رویکرد آموزش ارکان طبیعت و اکوتوریسم و براساس توسعه‌ی پایدار به مناطق طبیعی سفر می‌کنند. گروه دوم تورهایی‌اند که ازسوی تورگردان‌ها و مؤسسه‌هایی‌ که کار آموزشی نمی‌کنند و در قالب این تورها مناطق طبیعی را معرفی می‌کنند، برگزار می‌شوند و یکی از عوامل تخریب مناطق طبیعی محسوب می‌شوند. اکنون این کار به مسابقه‌ای میان مؤسسه‌های طبیعت‌گردی و گردشگری تبدیل شده است.

وی ادامه داد: متأسفانه تعداد تورهای طبیعت که با عنوان «نخستین‌بار» معرفی می‌شوند، افزایش یافته است. درحالی‌که طبق دستور 21 کنفرانس ریو در سال 1992میلادی، این مناطق اکوسیستم شکننده‌ای دارند و هنوز آموزش رفتاری برای برخورد با آن‌ها تنظیم نشده است. متأسفانه تورگردان‌ها به این موضوع توجه ندارند، چون مناطق را بی‌رویه معرفی می‌کنند.

این راهنمای کوهستان اظهار کرد: بسیاری چرای بی‌رویه‌ی دام در طبیعت و حتا کوهنوردان را عامل تخریب طبیعت می‌دانند. درحالی‌که طبیعت‌گردان با آموزش پایه‌ی کوهنوردی به این کار وارد می‌شوند و این مناطق را فضای ورزشی خود می‌دانند و در اردوهای خود یاد می‌گیرند که با این مناطق چگونه برخورد کنند تا کم‌ترین آسیب به آن‌ها وارد شود.

او گروه سوم گردشگران را افرادی دانست که فقط با رویکرد تجاری این کار را انجام می‌دهند و اصلا برای آن‌ها مهم نیست، این منطقه طبیعی یا پارک ‌شهری است و آلودگی‌ها را به اکوسیستم شکننده‌ی آن وارد می‌کنند و با نگاه خودخواهانه در طبیعت وارد می‌شوند تا به خود چیزی اضافه کنند نه این‌که تورها یا طبیعت، پایدار و ماندگار شوند.

این مدرس فدراسیون کوهنوردی با اشاره به وضعیت مناطق حفاظت‌شده در ایران، گفت: خوشبختانه بسیاری از مناطق طبیعی جذاب تحت حفاظت سازمان حفاظت از محیط زیست قرار دارند که شاید این مناطق را بکر بدانند؛ اما اکنون این مناطق طبیعی دیگر بکر نیستند، چون با پیش‌روی جوامع شهری و ساخت‌وسازهایی که چگونگی صدور مجوز آن‌ها مشخص نیست، عرصه برای حیات وحش تنگ‌تر شده است.

وی با تأکید بر این‌که برای استفاده از طبیعت ایران به ملاحظاتی نیاز است که به‌صورت ضوابط در تورها باید اجرا شوند، اظهار داشت: براساس اطلاعاتی که از مناطق حفاظت‌شده وجود دارند، اکنون 19 پارک ملی، 16 اثر ملی طبیعی، 32 پناهگاه و 88 منطقه‌ی حفاظت‌شده در کشور قرار دارند که بسیاری از آن‌ها دارای اکوسیستم شکننده‌ای هستند. برای تدوین استاندارد باید توان این مناطق شناسایی و ظرفیت آن‌ها ارزیابی شود، چون تا انتظارات خود را از این مناطق ندانیم، استانداردی را نمی‌توان طراحی کرد.

به گفته‌ی او، درحال حاضر فقط توان اکولوژیک کم‌تر از 20 منطقه‌ی حفاظت‌شده مشخص شده است و کارشناسان محیط زیست باید ظرفیت این مناطق را تعیین کنند؛ برای نمونه، تنگه‌ی ساواشی که ده پانزده سال پیش اثری از حضور انسان در آن دیده نمی‌شود و ردپای تاریخ در آن یافت می‌شد، اکنون تنها چیزی که از این تنگه به‌دلیل نبود مطالعه و ارزیابی نکردن ظرفیت منطقه دیده می‌شود، بازدیدکنندگان بیش از ظرفیت تنگه است، به‌طوری که پوشش گیاهی این منطقه فرصت بازیابی پیدا نمی‌کند.

خوشخو بیان کرد: اکنون در ایران، طبیعت و جاذبه‌ها را به گردشگرنماهای آموزش‌ندیده سپرده‌ایم؛ در نتیجه،‌ طرح‌های ما باید به‌دنبال این گردشگران بروند و ببینند که گردشگر کدام منطقه را انتخاب می‌کند و زباله می‌ریزد تا برای درمان این درد هزینه شود. این درحالی است که همیشه هزینه‌های پیشگیری کم‌تر می‌شوند.

این فعال اکوتوریسم افزود: مطالعات جانبی به‌صورت راهبردی و عملیاتی که توان مناطق را مشخص کند، نداریم. بنابراین برگزارکنندگان تورهای طبیعت نمی‌دانند برای یک تور چند نفر را باید بپذیرند. در این شرایط، ممکن است که تعداد زیادی از گردشگران از مبادی مختلف و بیش از ظرفیت به منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ای مانند پارک ملی کویر در یک روز وارد شوند یا تنگه‌ی ساواشی که تبعات اجتماعی آن متوجه‌ی روستای اطراف آن می‌شود. مسؤولان محلی نیز در این شرایط امکان دارد از روی خیرخواهی تصمیم‌هایی را بگیرند که مناطق طبیعی را تخریب کند.

وی اظهار کرد: «ریجاب» در استان‌ کرمانشاه یکی از مناطق بکر روستایی است که منابع آبی زیبایی دارد و مردم نیز از این جاذبه‌های آبی استفاده می‌کنند؛ اما در عین حال، مجوز پرورش ماهی در این منطقه داده شده، این درحالی است که بخش گردشگری برای رفاه بازدیدکنندگان در این منطقه، فضاهایی را ایجاد کرده‌ و ازسویی مسؤولان دیگر مجوز پرورش ماهی صادر می‌کنند که این اقدام، آب آلوده‌ای را در منطقه جاری کرده است. در دو طرف تنگه نیز از ارتفاع 15 متری سکوهای شیرجه‌ی تاریخی وجود دارند که مسؤولان استانی برای جلوگیری از بروز خطر، اطراف این سکوها را سنگ‌چین کرده‌اند. در صورتی که با مطالعه، این جاذبه‌ی تاریخی می‌توانست هویت پیدا کند و گردشگرانی که به این منطقه می‌آیند، از این هویت دوهزار ساله غافل نمانند.

به اعتقاد این راهنمای کوهستان و طبیعت، مسأله‌ی آموزش در طبیعت‌گردی فراتر از وظیفه‌ی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است و سازمان‌های دیگر نیز باید دخیل شوند. نبود تمرکز موجب شده است که بازدهی در این بخش دیرتر حاصل شود؛ اما اگر در آموزش و سامان‌دهی گردشگری طبیعت تمرکز ایجاد شود،‌ در این بخش شاهد شکوفایی خواهیم بود.

خوشخو با تأکید بر لزوم تشکیل کنفدراسیونی به نام out door activities در ایران براساس تفاهم‌نامه‌ای که سازمان‌های تربیت بدنی، میراث فرهنگی و گردشگری و کمیته‌ی ملی طبیعت‌گردی امضا کرده‌اند، بیان کرد: فدراسیون‌های سازمان تربیت بدنی نیروهای تجربی را آموزش می‌دهند و تشکیل این کنفدراسیون ضرورت دارد. این اتفاق در کشورهای دیگر مانند نپال رخ داده است، چون تمام فدراسیون‌های ورزشی به‌نوعی با طبیعت و جاذبه‌های بکر در ارتباط‌اند.

به گفته‌ی او، وقتی شاخص سلامت پایین باشد، مسؤولان و طراحان گردشگری به این نتیجه می‌رسند که راه دسترسی گردشگران را به مناطق طبیعی آسان‌تر و راه‌های ماشینی در دل طبیعت ایجاد کنند. درحالی‌که این اتفاق در هیچ کشور توسعه‌یافته‌یی رخ نداده است. آن‌ها تلاش کرده‌اند، مناطق طبیعی را به‌صورت بکر حفظ کند؛ ولی ما در ایران به‌جای ارتقای سطح توانمندی گردشگری، راه دسترسی به جاذبه‌هایی را مانند غارها سهل می‌کنیم.

خوشخو برای نمونه به غار «کتله‌خور» زنجان اشاره کرد و افزود: این غار در ابتدا دهلیز بود که بازدیدکنندگان باید به‌صورت سینه‌خیز در آن حرکت می‌کردند؛ اما اکنون برای حضور بیشتر گردشگران راه‌های ورودی غار چنان تغییر کرده‌اند که یک ماشین نیسان به‌راحتی داخل غار می‌شود، چون ما گردشگر را تنبل دیده‌ایم. «چال» یا غار «نخجیر» نیز اکنون دارای پیاده‌رو است و دیگر با تونل کندوان تفاوتی ندارد.

وی اظهار کرد: در کشورهای دیگر راهنمای خاص جاذبه‌هایی چون غار،‌ کوه و دیگر مناطق طبیعی تربیت شده‌اند و تجهیزات غارنوردی با توجه به ظرفیت غار در اختیار بازدیدکنندگان قرار می‌گیرند و تورهای خاص این مناطق راه‌اندازی می‌شوند؛ اما در ایران برای این‌که به‌سادگی به ارقام بیشتری از بازدیدکنندگان دست یابیم و ظرفیت بازدید را افزایش دهیم، ممکن است که جاذبه را تخریب کنیم؛ چال نخجیر از جمله‌ی این نمونه‌هاست که زمانی منبع آب بود، اما با بهره‌برداری یک طرفه‌ای که از آن شده است، به‌نظر می‌رسد هر مسؤولی که به این غار پا گذاشته، تکه‌ای از هویت آن‌را جدا کرده است. با نورپردازی که شده، این غار به تونل تبدیل شده است و گردشگران بدون این‌که احساسی داشته باشند به غار وارد می‌شوند. حتا امکان دارد که جاذبه‌ی آن‌را نبینند. این درحالی است که در کمیته‌ی غارنوردی فدراسیون کوهنوردی برای ایمن‌سازی غارها، استاندارد خاصی وجود دارد.

این راهنمای کوهستان بیان کرد: تمام مسیرهای دسترسی به «قلعه بابک» به پله تبدیل شده‌اند و ما برای این‌که به اعداد جهانی در تعداد گردشگران دست یابیم و بیان کنیم که روزانه چندهزار نفر بازدیدکننده داریم، این جاذبه را تغییر داده‌ایم. درحالی‌که باید برای این مناطق راهنمایان تور خاص تربیت شوند تا گردشگر را به همان روش گذشته به قلعه برسانند. متأسفانه این طرح‌ها عملیاتی نشده‌اند و این روند به تخریب جاذبه‌های طبیعی و تاریخی کشور منجر می‌شود.

او با اشاره به وضعیت روستاهای جذابی مانند کندوان، اشتبین و میمند، گفت: جوامع محلی اصلا منتظر آسفالت شدن جاده‌ها نیستند، بلکه می‌خواهند منطقه‌ی آن‌ها، امنیت اجتماعی داشته باشد. جامعه‌ی روستایی خود، آموزش دیده است که تولیدکننده و جزوی از اکوسیستم باشد؛ اما ما مصنوعات شهری را به آن مناطق می‌بریم.

وی بیان کرد: امیدواریم رویکردهایی که در سال‌های اخیر در بخش اکوتوریسم شاهد بودیم، سریع‌تر عملیاتی شوند، نه این‌که در درازمدت این طرح‌ها خاک بخورند و جوامع محلی از گردشگری نیز منتفع نشوند.

خوشخو تأکید کرد: مسؤولانی که برای مناطق طبیعی فکر می‌کنند باید از جایگاه خود پایین آیند و مطابق با شرایط مناطق، طرح‌ها را اجرا کنند. اگر سرعت در ساخت‌وسازها بدون مطالعه افزایش یابد، قطعا به چرخه‌ی تخریب طبیعت دامن زده‌ایم.

به گفته‌ی او، برخی تورگردانان هنوز در انتقال مفاهیم و آموخته‌ها مشکل دارند و پیام‌های آموزشی به‌خوبی به حیات وحش، جوامع محلی، برگزارکنندگان تورها و گردشگران منتقل نشده‌اند. ما با این شرایط در ابتدای راه قرار داریم.

این راهنمای اکوتوریسم ادامه داد: اگر به ذره‌ذره‌ی خاک ایران به‌عنوان جاذبه‌ای ارزشمند توجه کنیم و برای آن حرمت قایل شویم و طرح‌های مدیریتی و اجرایی را براساس دستورالعمل‌های خاص بهره‌وری از این حریم تدوین کنیم، قدم‌های خوبی برداشته می‌شوند که استمرار می‌توانند داشته باشند.

وی با اشاره به طرح جامع مطالعاتی گردشگری که ازسوی مشاور خارجی در سال 1351 تهیه شده بود، افزود: این طرح بیش از 30 سال است که در کشور اجرا می‌شود؛ اما از آن زمان در سازمان‌های بین‌المللی اتفاق‌هایی رخ داده و مطالعات توسعه‌یی دیگری صورت گرفته‌اند و اکوتوریسم نیز به این حوزه وارد شده است. نمی‌دانم با وجود چنین مطالعات جامعی، چرا هنوز باید تخریب آثار طبیعی مانند «سرو سیرچ» را با قدمت سه‌هزار سال شاهد باشیم؟!

این مدرس فدراسیون کوهنوردی ادامه داد: گاهی با مکان‌یابی غلط برای دفن زباله منطقه‌ای را با آسیب بزرگی مواجه می‌کنیم؛ برای نمونه، در بندر تاریخی «سیراف» با انتخاب نادرست، تمام زباله‌های منطقه و مواد غیرقابل بازیافت را به دریا و طبیعت راهی و ساحل را زشت کرده‌اند.

وی با بیان این‌که طرح‌های مطالعاتی خوبی برای اکوتوریسم وجود دارند که تاکنون عملیاتی نشده یا اگر شده‌اند، در سطح درون‌سازمانی بوده و برای آموزش به کتاب‌های درسی وارد نشده‌اند،‌ تأکید کرد: آموزش در زمینه‌ی طبیعت‌گردی و محافظت از آن به همت جمعی نیاز دارد؛ اما چون چنین آموزش و تمرکزی وجود ندارد، طبیعت هر روز خراب‌تر می‌شود. وقتی این روال طی نشده است، از مردم نمی‌توان انتظار داشت که از اکوتوریسم با هدف توسعه‌ی پایدار و نحوه‌ی برخورد با طبیعت، آگاه باشند.

خوشخو گفت: برای آموزش در مهدهای کودک هنوز طرح مصوبی وجود ندارد. شاید آموزش‌هایی که کودکان برای برخورد با طبیعت نیاز دارند با گروه‌های سنی دیگر متفاوت باشد، چون هریک برخوردشان با طبیعت فرق می‌کند.

این راهنمای کوهستان و طبیعت در ادامه با بیان این‌که مسؤولان گردشگری کشور بارها درباره‌ی بازار رقیب سخن گفته‌اند، درحالی‌که استفاده از این واژه برای ما خیلی زود است، به جمله‌ای از چارلی چاپلین مبنی بر این‌که «در این دنیا جا برای همه کس است، به جای این‌که بخواهیم جای کسی را بگیریم، بگردیم و جای خود را بیابیم‌» اشاره و بیان کرد: مدیریت کلان باید جای گردشگر، مؤسسه‌های آموزشی و توانمندی تورگردان‌ها را در اکوتوریسم تعیین کند. دلیلی ندارد در این مرحله که جایگاه این بخش‌ها به‌درستی مشخص نشده است، درگیر رقابت شویم.

خوشخو با تأکید بر این‌که اکوتوریسم موضوعی گسترده است و به حضور تمام سازمان‌ها نیاز دارد، اضافه کرد: اگر قرار است که این کار فقط به یک سازمان محول شود، پس این سازمان باید پاسخ‌گوی تمام کارهایی که انجام نشده‌اند، باشد و چون این کارها از توان یک سازمان بیشتر است، بنابراین باید حوزه‌ها و وظایف تقسیم شوند و مدیریت کلان باید آن‌ها را سامان‌دهی کند.