تصمیم گیری ها در سدسازی شفاف نیست
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

روزنامه ی اعتماد:

ایران در میان ١۴۶ کشور جهان رتبه ١٣٢ را در رابطه با حفاظت از محیط زیست به دست آورده است. همین ارزیابی جهانی به اندازه کافی نشان دهنده وضعیت محیط زیست در ایران است.

فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر آب با اشاره به اینکه ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی اش به حفظ محیط زیست به طور صریح اشاره شده است، به اصل های ۴٨ و ۵٠ قانون اساسی استناد می کند و می گوید؛ با نگاه دقیق تری به روند مدیریت منابع آب کشور اختلافات میان قانون اساسی و مدیریت عرضه آب و مدیریت سازه یی را خواهیم دید.

وی با اشاره به اینکه در ایران به مطالعات جامع منابع و مصارف آبخیزها پرداخته نشده است، معتقد است؛ شاید اگر این مطالعات انجام می شد نیمی از سدها ساخته نمی شدند. همچنان فرآیند تصمیم گیری در سدسازی در ایران شفاف نیست. در جایی که ما ٢٠٠ طرح در حال اجرا و ۱۸۴ سد در حال بهره برداری داریم، آیا صحیح نیست یکی از آنها راستی آزمایی شده و دیده شود آیا به اهدافش رسیده است یا خیر؟ این سوال ماست. اگر اشتباه است بفرمایید اشتباه است. شرکت های دولتی به دلیل برخورداری از منافع مشاوره و اجرا و نظارت سدهاست که درآمدهای غیرواقعی را به سدها نسبت می دهند. واقعیت دارد که اغلب کانال های آبیاری اراضی سدهایی که به نام سد کشاورزی ساخته و تصویب شده اند هنوز ساخته نشده و در چنین موقعیتی، آیا این حرف نادرستی است که می گوییم اجازه دهید ساخت چنین پروژه هایی تمام شود، بعد شما ساخت سد جدیدی را آغاز کنید.

وی از سدهایی می گوید که بالاتر از آورد رودخانه ساخته شده اند. سد پیشین، ساوه و گاومیشان از جمله سدهایی است که مشکل فرار آب دارند، سد کرخه و لار با آن هزینه های عجیب و غریب در پرکردن شکاف های آنها، سدهایی که محل مصرفی برای آنها پیدا نشده است مانند آق بلاغ، حنا و چاق آخور (این تالاب بین المللی) که هرگز معلوم نشد اراضی آبدهی اش کجاست؟ سد جیرفت و حنا اراضی پایین دست را که قبلاً آبی بود زهدار کرد. تالاب جازموریان و جنگل مهر پویه میبد که هیچ به درآمد مردم اضافه نکرد، سد بار نیشابور به رغم رد شدن طرح پیشنهادی آن در مهاب قدس روی مادر چاهی ساخته شد تا اراضی را آبیاری کند که همان قنات بی سر و صدا و خیلی قدیمی سال های سال به بهترین شکل و به صورتی کارا و پایدار از عهده آن برآمده بود.

وی همچنین سدسازی را یک فعالیت بیابان زا می داند؛ از سد البرز با پنج میلیون متر مکعب تا سد کرخه با ٣٢٠میلیون متر مکعب تبخیر در سال، سدهای فعلی در ایران سالانه پنج میلیارد متر مکعب آب را تبخیر می کنند. این مغایر اصل مبارزه با بیابان زایی است. اصل ٢١ بر مدیریت اکوسیستم های شکننده مبارزه با بیابان زایی و تخصیص منابع کافی به آن و به کارگیری راهبردهای الزامی و شناسایی عوامل بیابان زایی تاکید ورزیده است. سدسازی کاربری اراضی را تغییر می دهد، این یعنی بیابان زایی؛ رودها خاموش می شوند و بستر آنها به بیابان یا گندآب رویی از فاضلاب تبدیل می شود. نابودی زیستگاه های گونه یی (گیاهی و جانوری) ساخت سدها را به یک پیمان مناقصه شبیه ساخته است که با توسعه پایدار سازگار نیست.

سپرده شدن مشاوره سد البرز به یکی از شرکت های مشاور غیرخوشنام در سطح بین المللی آن هم پس از رد شدن طرح در مهاب قدس چه معنایی می تواند داشته باشد؟ با بررسی عکس های ماهواره یی، ناراست بودن آبیاری ۵۴ هزار هکتار زمین های کشاورزی در ماه های خشک سال (مردادماه)، آشکارا پیداست؛ زمین هایی که در همین ماه ها توسط آب بندها آبیاری می شوند و خود این زمین ها آبی است، یا بهتر بگوییم شالیزار (غرقابی) است. نادیده گرفتن مردمان بابلرود که با بسته شدن این سد به وضعیت اسفباری خواهند رسید و تمامی روستاهای مخزن سد، آنها را از تولیدکننده به حاشیه نشین شهرهای مجاور چون قائمشهر مبدل خواهد کرد.