مشت بر سندان نمی کوبیم !
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

در پاسخ به دوستانی که می گویند « از این همه گلو پاره کردن برای محیط زیست چه سود ... آقایان که هر کار بخواهند می کنند ... » ، می توان گفت که اگر همین حرف ها و کارهای ما نبود ، وضع بسا بدتر از امروز بود . ما ، چونان سربازانی هستیم که تمام تلاش خود را می کنیم ، اما در برابر کسانی قرار گرفته ایم که بسیار قوی تر از ما و تا دندان مسلح به انواع سلاح های مخرب هستند . در این حال ، ما سربازان مجبور به عقب نشینی (یک عقب نشینی شرافتمندانه ) هستیم .

اما ، گاه شود که اثر ملموس تلاش های خود را می بینیم ، و انرژی می گیریم که باز هم ادامه دهیم . جریان سد سازی در ایران ، یک پروژه ی بزرگ بساز و بفروشی است با میلیاردها دلار گردش پول و لابی های قدرتمند و تصمیم ساز . و ما ( و چند تشکل کوچک دیگر ) یکی دو سالی است که دست و پایی می زنیم تا زیانمندی این جریان را برای مملکت بیان کنیم . تا همین اواخر ، سد سازی را بی برو برگرد مفید به حال اقتصاد و مردم و آینده ی کشور قلمداد می شد . اما ، به تازگی می توان نشانه هایی از تاثیر دم ما بر آهن سرد مدیران ارشد که همیشه ذوق زده ی بریدن نوار افتتاح سد و کلید زدن نیروگاه های آبی هستند ، دید . آقای احمدی نژاد در سفر چندی پیش هیات دولت به گیلان گفت که سد سازی در گیلان مفید نیست و باید " بند "های سنتی  احیا شوند یا سد های کوچک ساخته شوند . فتاح ، وزیر نیرو  هم  به تازگی گفته است : « بخش آب کشور قبل از موضوع بودجه و اعتبارات ، نیازمند نوآوری ... و نقد عملکرد گذشته ... است » ( همشهری 9/8/87 ) .

امید آن که چنین اظهارها ، به اصلاح دیدگاه های ساخت و ساز گرا ( و نه گرویدن به انواع دیگری از پروژه گیری ها مانند " بند " سازی یا ساختن « سد های زیر زمینی » که در وزارت نیرو طرح شده ) بیانجامد .