کوه‌بان۳- بخش پايانی
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

بيانيه در اعتراض به آلودگي آب سد قشلاق

 

در فروردين ماه 1385، جمعي از مردم سنندج، در اعتراض به آلوده شدن چندباره‌ي آب سد قشلاق بر اثر واژگون شدن تانكرهاي حاوي مواد شيميايي، بيانيه‌اي صادر كردند. خلاصه‌اي از اين بيانيه را در زير مي‌بينيد:

 

محيط زيست و منابع طبيعي آن كه بخش بزرگي از نياز‌هاي اساسي جامعه‌ي بشري را تامين مي‌كند، همواره در كانون توجه انسان‌ها قرار داشته و حفاظت از آن، امري همگاني قلمداد شده است. تعامل محيط زيست و انسان، و رابطه‌ي متقابل آن با توسعه‌ي پايدار و رفاه اجتماعي، بر اهميت اين مساله افزوده است.

هجوم پياپي رويدادهاي طبيعي و غيرطبيعي به منابع حياتي، و بي‌تفاوتي دولت‌ها در جهت جلوگيري از اين حوادث، ضربات سنگين و جبران‌ناپذيري را به منابع زيستي وارد ساخته و عدم آگاهي مردم، بر شدت امر افزوده است.

نمونه‌ي بارز در اين مورد، واژگوني چند تانكر حامل مواد شيميايي به رودخانه‌ي ورودي سد قشلاق سنندج است، تانكر حامل مواد شيميايي MTBE در اسفند 1381، اسيد سولفوريك در بهمن ماه 1382، كوليچ اويل در نيمه‌ي اول اسفندماه 1384، و گاز مايع در نيمه دوم اسفندماه 84 ... علي‌رغم وجود شبكه‌هاي ارتباطي گسترده، تاكنون واكنشي از سوي سازمان‌هاي زيست محيطي و مردم، در اين مورد صورت نگرفته است.

جهت حصول اطمينان از رفع هر نوع آلودگي آب سد قشلاق، خواسته‌هاي ذيل ]را طرح مي‌كنيم[:

l     دعوت از كارشناسان مجرب به منظور آزمايش مجدد آب سد و اطلاع‌رساني شفاف در اين زمينه

l     افزايش وسايل حفاظتي در امتداد جاده براي جلوگيري از وقوع حوادث مشابه

l  جلوگيري از آمد و رفت تانكرهاي حامل مواد نفتي و شيميايي و يا تامين فني اين امر در محور جاده‌ي ديواندره ـ سنندج

l     انجام تحقيقات علمي در مورد بيماري‌هاي در حال افزايش و مشكوك در بيمارستان‌هاي سنندج

l     احداث سيستم‌هاي تصفيه‌خانه‌ي فاضلاب روستايي در حاشيه‌ي سد قشلاق

l  مديريت دفن مواد زايد و آموزش تفكيك زباله از مبدا در روستاهاي حاشيه‌ي سد قشلاق به وسيله‌ي NGOها، با حمايت نهادهاي ذي‌ربط.

از ميان مطبوعات

 

نامه به رييس جمهور در مورد تله كابين گنج‌نامه

نامه‌اي با امضاي «پيش‌كسوتان، مربيان، قهرمانان، و گروه‌هاي كوه‌نوردي و طبيعت‌ دوستان» در مورد طرح تله‌كابين گنج‌نامه (الوند همدان) خطاب به آقاي احمدي‌نژاد نوشته شده كه خلاصه‌اي از آن را در زير مي‌بينيد:

    منطقه‌ي سرافراز و زيباي الوند، با سابقه‌ي تاريخي و سنتي خود، در جنوب شهر همدان، همواره مورد توجه تمامي ايرانيان، و مخزن نعمت‌هاي فراوان زيست محيطي و منابع طبيعي بوده است.

به علاوه، اين منطقه زادگاه ورزش كوه‌نوردي است كه متاسفانه با شروع عمليات نصب تله‌كابين، شاهد تخريب فراوان در اين منطقه هستيم.

در حال حاضر مساله‌ي بهداشت محيط، فاضلاب و زباله‌هاي توليدي همين تعداد مراجعين به منطقه قابل كنترل نيست ... و بهتر است فكري به حال آن كرد. بنابراين تقاضا دارد، هنوز كه تا حدودي ابتداي كار است، موضوع نصب تله‌كابين و فوايد و زيان‌هاي آن توسط صاحب‌نظران شهر و كارشناسان خبره‌ي دانشگاهي و كوه‌نوردي و منابع طبيعي و ميراث فرهنگي و محيط زيست مورد بررسي قرار گيرد و تنها به نظر سودجويانه‌ي سرمايه‌گذاران اكتفا نشود ... ضمن آن كه احداث تله‌كابين در محلي ديگر ]خارج از محور تاريخي گنج‌نامه[ هم ممكن است، و مضافاً اين كه دستگاه موردنظر، دستگاهي است قديمي و فرسوده و از رده خارج .... .

ناگفته نماند كه چهار سال قبل، كارشناسان شركت مشاور بافت شهر نصب تله‌كابين را در منطقه‌ي موردنظر فعلي مردود دانستند و عمليات بنا به دستور آقاي زبردست استاندارد محترم همدان متوقف گرديد. در ضمن، سازمان ميراث فرهنگي دلايل مشروح مخالفت خود را با اين طرح در رسانه‌ها (از جمله روزنامه‌ي جام جم 11/2/85) اعلام نموده است.

 

احداث تله‌كابين، ثبت جهاني گنج‌نامه را مبهم مي‌كند

معاون حفظ و احياي سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري همدان تاكيد كرد: ساخت تله‌كابين در اطراف كتيبه‌هاي گنج‌نامه‌ي همدان، ثبت آن را در فهرست ميراث جهاني يونسكو كه پيشنهاد آن در سازمان در حال بررسي است، با مشكل روبرو مي‌كند.

بهرام توتونچي افزود: يونسكو به خصوصياتي مانند طبيعت بكر و حفظ هويت گذشته، براي ثبت جهاني آثار توجه دارد و احداث تاسيساتي مانند تله كابين، دگرگوني اساسي را در ساختار طبيعي، و افزايش تعداد گردش‌گران را در منطقه سبب مي‌شود كه اين مسايل در ثبت جهاني آثار مشكل ايجاد مي‌كند.

او در ارتباط با دليل پافشاري سرمايه‌گذار طرح احداث تله‌كابين بر عبور از از اين مسير اظهار داشت: سال‌ها پيش، مسئولان يكي از كشورهاي اروپايي در حال جمع‌آوري يك دستگاه تله‌كابين بودند كه سرمايه‌گذار فوق، با همكاري مقامات استان همدان، تله كابين را تنها با پرداخت هزينه‌ي جمع‌آوري آن خريد و به ايران آورد. از سوي ديگر، چون تله كابين براي منطقه‌اي كوهستاني در آن كشور طراحي شده بود، براساس طرح دستگاه، به دنبال محلي در دره‌هاي همدان بودند كه گنج‌نامه را برگزيدند.

وي درباره‌ي دلايل مخالفت‌هاي موجود با اين طرح، تصريح كرد: اگر تله‌كابين فقط براي انتقال باشد، مطلوب است؛ اما اگر به عنوان يك زيرساخت گردش‌گري به آن نگاه كنيم، تاثيرات مخرب آن با انتقال حدود شش هزار نفر در روز بسيار بد خواهد بود. به عنوان نمونه با ايجاد امكانات اقامتي و سرويس‌هاي بهداشتي براي تعداد زياد گردش‌گران، حتي اگر آنها با آخرين سيستم‌هاي مدرن تصفيه‌ي فاضلاب نيز تجهيز شوند، به صورت قطع در بلند مدت ضربه‌هاي جبران‌ناپذيري را به طبيعت كوهستان و بهداشت آن محيط وارد مي‌كنند.

او در ادامه با اشاره به اين كه آن منطقه با وجود جاذبه‌هاي تاريخي و طبيعي بسيار، از گردش‌گر اشباع شده است، ادامه داد: اگر ما بخواهيم در كنار پتانسيل قوي موجود كه تعداد زياد گردش‌گران را سبب شده است، تله كابين را كه خود يك جاذبه‌ي جديد است، ايجاد كنيم طبق پيش‌بيني‌ها بايد در منطقه جواب گوي حدود هشت هزار نفر در روز و به طور ميانگين ورود دو هزار خودرو باشيم كه با توجه به بن‌بست بودن انتهاي مسير، وضعيت ارتباطي جاده‌ها بسيار مخاطره‌آميز خواهد شد.

وي درباره‌ي طرح جايگزين، به طرح شركت مشاوران بافت شهر اشاره كرد و افزود: ايجاد تاسيسات تله كابين در انتهاي دره‌ي حيدريه يا دره‌ي امام‌زاده كوه، علاوه بر اين كه از ايجاد بن‌بست در مسير گردش‌گران پيش‌گيري مي‌كند، ايجاد محورهاي پرتنوع گردش‌گري را در دامنه‌ي الوند سبب مي‌شود. (همشهري 2/2/1385)

 

اقدامات تخريبي راه‌سازي براي تله كابين گنج‌نامه توجيه‌پذير نيست

فرهاد فرزانه رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري همدان با تاكيد بر اين كه تا وقتي طرح مصوب و كارشناسي براي ساخت تله كابين اجرا نشود، فعاليت شركت مجري تله كابين غيرقانوني خواهد بود، گفت: اقدامات تخريبي ماشين‌هاي راه‌سازي شركت‌ تله‌كابين گنج‌نامه در دامنه‌ي كوه الوند توجه‌پذير نيست. وي افزود: اگر اين طرح در دره‌ي ديگري اجرا مي‌شد كه محدوديت طبيعي و تاريخي نداشت، ما هم بر اجراي آن تاكيد مي‌كرديم. (همشهري 14/2/85)

 

بهتر است قرارداد آزادراه شمال فسخ شود

 

مركز پژوهش‌هاي مجلس پيشنهاد كرده است كه به منظور جلوگيري از زيان بيشتر و استيفاي حقوق دولت (و ملت)، قرارداد مشاركت در احداث آزاد راه تهران ـ شمال فسخ شود و وزارت راه و ترابري مانند ساير طرح‌هاي عمراني، مسئوليت اين پروژه را خود با انتخاب پيمان‌كاران داخلي يا خارجي برعهده گيرد.

دفتر مطالعات زيربنايي مركز پژوهش‌ها در گزارش خود آورده است كه در قرارداد احداث آزادراه تهران ـ شمال كه در دوم تيرماه 1375 به تصويب دولت وقت رسيد، طول مدت اجرا هفت سال، و كل هزينه‌ي اجرا معادل 154 ميليارد تومان برآورد شد و مقرر گرديد كه 30 درصد هزينه از طريق دريافت عوارض از وسايط نقليه به هنگام بهره‌برداري در طول 15 سال، و 70 درصد ديگر آن با واگذاري 5/62 ميليون مترمربع از اراضي ملي به بنياد مستضعفان و جانبازان تامين شود. اما تصرف اراضي و فروش آن با مشكلاتي نظير مخالفت‌هاي اجرايي (در ارتباط با محيط زيست) و نيز بروز تنش‌هايي در منطقه همراه بود كه اين امر، تامين منابع مالي از طريق فروش اراضي متعهد شده را با مشكل مواجه كرد.

در تصميم نامه‌ي نمايندگان دولت و پيمان‌كار، مورخ 3/3/82 هزينه‌ي احداث آزادراه، به قيمت اول سال 1382 معادل 462 ميليارد تومان برآورد شد ... و تغييراتي در قرارداد اوليه داده شد.

در اجراي طرح‌ها و پروژه‌هاي عمراني، معمولاً هزينه‌هاي عملياتي پيمان‌كار، بيش از اعتبارات پرداختي دستگاه اجرايي است و هميشه پيمان‌كار اجرايي از دولت طلبكار است، اما در ماجراي احداث آزادراه تهران ـ شمال، دولت از طرف مشاركت طلبكار شده و طرف مشاركت تعهدات خود را متناسب با آورده‌هاي دولت، انجام نداده است.

برآوردها حكايت از آن دارد كه پيشرفت عمليات اجرايي طرح آزادراه تهران ـ شمال تنها 7 درصد بوده و پس از هشت سال از آغاز عمليات احداث آزاد راه مذكور، هزينه‌ي احداث آن از 154 ميليارد تومان در قرارداد اوليه‌ي مشاركت، به 1100 ميليارد تومان براساس فهرست بهاي سال 1384 رسيده و پايان عمليات آن در قانون بودجه‌ي سال 1384، سال 1398 برآورد شده است. (نقل از: مجله‌ي ترابران، شماره‌ي 60، فروردين 1385)

 

 

كوه‌بان: در حالي كه هزينه‌ي برآورده شده‌ي طرح، به بيش از هفت برابر برآورد اوليه، و مدت اجرا به حدود چهار برابر رسيده است، جاي پرسش است كه چه برخوردي با تصميم‌گيرندگاني كه بدون مطالعه كافي و دقيق، طرح را شروع كرده‌اند، خواهد شد؟ و خسارت وارده به دارايي كشور، و خسارت سنگين و برآورد نشده‌ي زيست محيطي را كه از همين ابتداي كار در اين مسير كوهستاني «حفاظت شده» به صورت رانش‌هاي گسترده‌ي دامنه‌ها و جنگل‌زدايي به چشم مي‌خورد، چه كسي جبران خواهد كرد؟! آيا اگر واقعاً مساله‌ي ترابري، انگيزه‌ي شروع اين طرح بوده (و نه بازارسازي براي فروش خودرو يا زمين‌هاي ملي) بهتر نبود كه به جاي آزادراه، خط آهن كشيده مي‌شد؟ آيا واقعاً شايسته است كه آخرين تكه‌هاي جنگل در نمك آبرود و كلاردشت يا منابع طبيعي حريم تهران (چيتگر، جاجرود) فروخته شود تا جاده‌اي ساخته شود كه نتيجه‌اي جز تشديد فشار بر منابع طبيعي و محيط زيست باريكه‌ي شمال كشور ندارد؟

 

 

 

 

از ميان نامه‌ها

 

جناب آقاي مهندس اسكندري

وزير محترم جهاد كشاورزي

با سلام؛

نامه‌ي شماره 1675/84 مورخ 26/10/84 رييس هيات مديره‌ي انجمن كوه‌نوردان ايران (همراه ضمايم) درخصوص به ثبت رسيدن كوه دماوند به عنوان پارك ملي كه تصوير آن به پيوست ارسال مي‌گردد، به استحضار رياست محترم جمهوري رسيد، پي نوشت فرمودند: «باسمه‌تعالي، جناب اسكندي با هماهنگي خانم جوادي اعلام نظر كنيد.»

                       غلامحسين الهام

رييس دفتر رياست جمهوري

 

 

 

جناب آقاي كيومرث بابازاده

رياست محترم هيات مديره‌ي انجمن كوه‌نوردان ايران

 

سلام عليكم؛

احتراماً در پاسخ به نامه‌ي شماره 1691-84 مورخه‌ي 11/11/84 درخصوص ثبت قله‌ي دماوند در فهرست آثار ملي به استحضار مي‌رساند: متاسفانه اين دفتر يك واحد ستادي است و براي امور اجرايي اختيارات و اعتبار ندارد، لذا پرونده‌ي ثبتي هر اثري بايستي توسط واحدهاي اجرايي استاني تهيه و به اين دفتر تحويل شود تا نسبت به رسيدگي محتويات پرونده و ثبت اثر اقدام نمايد.

اميدوار است با پي‌گيري‌هاي شايسته‌اي كه مجموعه‌اي تحت مديريت جنابعالي داشته و انشاءا... خواهد داشت، روزي شاهد ثبت و ضابطه‌مند شدن حريم قله‌ي با شكوه دماوند به عنوان يك سمبل استواري و ملي باشيم.

ضمناً چنانچه اعضاي محترم آن انجمن بتوانند اطلاعاتي از اقصي نقاط كشور كه از آنجا قله‌ي دماوند قابل رويت است، به اين دفتر ارايه نمايند، كمك بزرگي به اين دفتر كرده‌اند.

ناصر پازوكی

مدير كل دفتر ثبت آثار تاريخي، فرهنگي و طبيعي

                               سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري

 

 

 

كوه‌بان: با توجه به بند آخر نامه‌ي بالا، از همه‌ي دوستان كوه‌نورد درخواست مي‌كنيم عكس و اطلاعات خود را در مورد نقاط دوردستي كه از آنجاها دماوند را ديده‌اند، به نشاني انجمن (گروه ديده‌بان كوهستان) بفرستند تا در اين مورد پرونده‌اي فراهم و به سازمان ميراث فرهنگي فرستاده شود.

 

 

 

 

    جناب آقاي بزرگ‌نيا

    مدير كل محترم ميراث فرهنگي مازندران

 

     با سلام؛

دوستداران ميراث طبيعي و تاريخي كشور، از سال 1383 درصدد بوده‌اند تا به منظور جلب توجه همگان به ارزش‌هاي محيط زيستي و فرهنگي كوه دماوند، يك روز از سال را به عنوان «روز ملي دماوند» در تقويم رسمي كشور بگنجانند. در اين زمينه، مطالبي در رسانه‌ها منتشر و مكاتبه‌هايي با مسئولان انجام شده است كه به پيوست، تصوير پاره‌اي از آنها را ملاحظه مي‌فرماييد.

با توجه به آن كه كوه دماوند در استان مازندران قرار دارد، خواهشمنديم پيشنهاد ثبت روز سيزدهم تيرماه (مقارن با جشن تيرگان) را به عنوان روز ملي دماوند، با مقام‌هاي مربوط در ميان بگذاريد. همچنين پيشنهاد مي‌شود، پرونده‌اي جهت ثبت دماوند در فهرست آثار ملي تهيه و به «دفتر ثبت آثار تاريخي، فرهنگي و طبيعي» سازمان ميراث فرهنگي ارسال فرماييد.

انجمن كوه‌نوردان ايران آمادگي هرگونه همكاري با شما را در اين زمينه دارد.

 

با تقديم احترام

عباس محمدي

مدير گروه ديده‌بان كوهستان

(24/3/1385)

 

 

 

جناب آقاي محمدي

مدير محترم گروه ديده‌بان كوهستان

با تشكر از ارسال خبرنامه و مقاله‌ي شما با عنوان «سازمان‌هاي غيردولتي و دادخواهي زيست محيطي» كه مطلب بسيار جالب و تخصصي در زمينه‌ي حقوق عمومي نسبت به مسايل زيست محيطي بود، از تلاش‌هاي تشكل شما در زمينه‌ي غذادهي به حيوانات ]در فصل زمستان[ قدرداني مي‌كنيم. انجمن حمايت از حيوانات آماده است براي انجام يك برنامه‌ريزي منظم و مداوم در مورد غذادهي به حيات وحش جلسات مشتركي با شما داشته باشد.

دكتر سيد جاويد آل داود

رييس انجمن حمايت از حيوانات

 

 

 

مديريت محترم نشريه‌ي كوه‌بان

 

ضمن تشكر فراوان از فعاليت‌هاي مستمر نويسندگان نشريه‌ي كوه‌بان كه عشق آنان به طبيعت پاك از خلال نوشته‌‌هاي آنان مشهود است، يادآور مي‌شود كه مطابق آن‌چه كه در روزنامه‌ها خواندم، مدت اتمام طرح آزادراه تهران ـ شمال 10 سال بوده كه در حال حاضر 9 سال آن سپري شده و فقط 5 درصد كار تحقق يافته است. و باز راجع به اين موضوع، در جرايد خواندم كه تصميم گرفته شده به عنوان هزينه‌ي كار، هكتارها زمين به مقاطعه كار واگذار شود. اگر زمين‌هاي مزبور فروخته شود و باز هم ساخت آزاد راه دچار توقف و ركود شود، چه كسي مسئول خواهد بود؟

                                علي‌اصغر غني‌پور ـ تهران

 

 

 

جناب آقاي مرادي

مديركل محترم دفتر حوزه‌ي رياست سازمان حفاظت محيط زيست

درخصوص نامه‌ي مورخ 22/1/85 انجمن كوه‌نوردان ايران در مورد خبر روزنامه‌ي همشهري 22/1/85 مبني بر «كلنگ احداث بزرگراه

 5/7 كيلومتري آسيا كه از دامنه‌هاي كوه‌هاي شمال شهر...» به استحضار مي‌رساند، اقدام صورت گرفته مشمول انجام مطالعات ارزيابي زيست محيطي نبوده ولي توجيه زيست محيطي و فني موضوع از طريق كميسيون ماده‌ي 5 شهر تهران قابل پي‌گيري خواهد بود.

 

حسن اصيليان

    مدير كل دفتر ارزيابي زيست محيطي

  سازمان حفاظت محيط زيست

 

 

شهردار محترم منطقه‌ي 5 تهران

با سلام؛

احتراماً، به پيوست تصوير نامه‌ي مورخ 22/1/85 انجمن كوه‌نوردان ايران درخصوص احداث بزرگراه آسيا واقع در محدوده‌ي استحفاظي آن شهرداري محترم ارسال مي‌گردد.

نظر به بررسي و بازديد كارشناسان اين اداره در تاريخ 25/2/85 از محل اجراي طرح موصوف مبين تخريب فضاي سبز شهري، خواهشمند است ضمن نظارت بيشتر بر نحوه‌ي عملكرد پيمانكار مربوطه به منظور جلوگيري از تخريب اشجار پيرامون طرح، مقرر فرمايند نسبت به ارائه‌ي مستندات و مجوزهاي قانوني طرح مزبور از مراجع ذيربط به اين اداره تسريعاً اقدام گردد.

                             شينا انصاري

                                            معاون اداره‌ي كل محيط زيست استان تهران  

 

 

 

كوه‌بان: در نامه‌ي ياد شده، اشاره كرده بوديم كه تمامي تجربه‌هاي راه‌سازي چند سال اخير در مناطق كوهستاني كشور، با تخريب بي‌ملاحظه‌ي دامنه‌ها و وارد كردن آسيب‌هاي جبران‌ناپذير در شعاع گسترده‌اي از مسير همراه بوده است و از آنجا كه مطابق متن خبر همشهري، «بزرگراه آسيا» در حريم كوهستان و حريم چند رودخانه و مسيل ساخته خواهد شد، آيا پيش‌بيني‌هاي لازم در زمينه‌ي خطراتي كه ممكن است بر اثر زلزله، سيل و زمين لغزه پيش آيد، انجام گرفته است و آيا صلاحيت پيمان‌كار براي اجراي طرح در مسير كوه‌پايه‌اي مورد بررسي دقيق قرار گرفته است؟

 

 

 

جناب آقاي مهندس عبدي‌نژاد

مدير كل محترم مشاركت‌هاي مردمي سازمان جنگل‌ها و مراتع

با سلام و دعاي خير؛

تصوير نامه‌ي شماره 1833/85 مورخ 11/2/85 انجمن كوه‌نوردان ايران داير به هشدار نسبت به تخريب پوشش گياهي كوهستان توچال تهران و درخواست احياي طرح قرق دامنه‌هاي جنوبي توچال تهران به منظور استحضار و اقدام لازم ايفاد مي‌گردد.

خواهشمند است دستور فرماييد از نتيجه‌ي اقدام انجام شده، اين دفتر را مطلع فرمايند.

 

علي سلاجقه

مديركل دفتر مشاركت‌هاي مردمي سازمان حفاظت محيط زيست

 

     فعاليت‌هاي گروه ديده‌بان كوهستان  در بهار   1385   

 

 نيمه دوم فروردين؛ تماس با اعضاي انجمن در شهرستان‌ها و پيشنهاد اجراي برنامه‌هاي پاك‌سازي مسيرهاي كوهستاني، و گفتگو با كوه‌پيمايان در مورد حفاظت كوه‌ها به مناسبت 2 ارديبهشت، روز زمين پاك. اين پيشنهاد با استقبال مواجه شد و دوستان، برنامه‌هاي خوبي اجرا كردند. در ماكو اعضاي گروه كوه‌نوردي سبد داغي و همكاران دفتر نمايندگي در آن شهرستان، به پاك‌سازي بخش‌هايي از مسير صعود قله‌ي ديك داغ پرداختند. در مازندران، با پي‌گيري اعضاي انجمن در آمل و دفتر نمايندگي رامسر، چندين پارك شهري و پارك جنگلي و چند مسير كوهستاني در شهرهاي آمل، بابل، قائم‌شهر، ساري، بهشهر، نور، نوشهر، كلاردشت، تنكابن و رامسر پاك‌سازي شد و در چند شهر، با نصب پلاكارد و توزيع بروشور توجه مردم به مسايل محيط زيستي جلب گرديد.

   در تهران در روزهاي تعطيل 25 و 28 فروردين و 1 و 8 ارديبهشت، در مسير تله كابين توچال، متني كه در آن به مشكلات زيست محيطي مسير اشاره شده بود، براي امضا به كوه‌پيمايان داده شد و طومار تهيه شده به مديران شركت تله كابين داده شد و از آنان خواسته شد كه براي پاك‌سازي منطقه و جلوگيري از تخريب بيشتر آن، با انجمن كوه‌نوردان همكاري كنند. در اين زمينه مكاتبه‌هايي نيز با سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل‌ها و مراتع انجام شد. همچنين در دو روز، گزارش راديويي از اين فعاليت، از راديو ورزش پخش شد.

   در مشهد و كرمان نيز برنامه‌هاي پاك‌سازي به مناسبت روز زمين پاك اجرا شد.

 

5 ارديبهشت؛ خريد 450 متر توري و ارسال به كرمان براي حصاركشي در اطراف نهال‌هاي كاشته شده در منطقه‌ي لاله‌زار.

 

11 ارديبهشت؛ نشست در اداره‌ي منابع طبيعي چالوس، در مورد موضوع دفع زباله‌هاي كلاردشت و عباس آباد در جنگل عباس‌آباد، و نيز موضوع معدن سنگ ديوچال.

 

 14 ارديبهشت؛ شركت در نشست بررسي مشكلات زيست محيطي طالقان در «شهرك».

 

 18 ارديبهشت؛ گفتگو با يكي از اعضاي شوراي شهر كلاردشت و چند نفر از فعالان زيست محيطي آنجا در مورد پي‌گيري پرونده‌ي معدن سنگ ديوچال و نشست 5 خرداد.

 

   در همين روز؛ نشست در رامسر با اعضاي دفتر انجمن در اين شهر، و گفتگو در مورد مشكلات زيست محيطي كوه‌هاي منطقه.

 

 22 ارديبهشت؛ نشست با حبيبي، مدير اجرايي و سعادتمندي مدير روابط عمومي شركت تله كابين توچال و گفتگو در مورد اجراي برنامه‌هاي آموزش زيست محيطي براي كارآموزان باشگاه ورزشي توچال.

 

   در همين روز؛ ديدار با چند نفر از كوه‌نوردان و راهنمايان و اعضاي شوراي شهر رينه، و گفتگو براي برگزاري مراسم روز دماوند در اين شهر. تبادل‌نظر با اعضاي شورا در مورد فعاليت معدن پوكه در قرقه.

 

29 ارديبهشت؛ ديدار با چند نفر از اهالي پلور، و گفتگو در مورد «طرح نگاهباني دماوند»

 

 30 ارديبهشت؛ نشست با ناصر پازوكي طرودي از مسئولان دفتر ثبت آثار تاريخي، طبيعي و فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، و گفتگو در مورد ثبت دماوند در فهرست آثار ملي.

 

۱ خرداد؛  نشست در پاسگاه محيط باني رودبارك (كلاردشت) به مناسبت هفته‌ي تنوع زيستي.

۲ خرداد؛  ضبط برنامه براي تلويزيون، با موضوع كوه‌نوردي و محيط كوهستان، با همكاري يكي از تهيه‌كنندگان.

 ۳ خرداد؛   شركت در همايش و راه‌پيمايي زيست محيطي در كلاردشت، در حمايت از خواست مردم منطقه براي تعطيل شدن معدن سنگ ديوچال. براي اجراي اين همايش ده‌ها تماس تلفني با اعضاي انجمن و سازمان‌هاي زيست محيطي در شهرهاي مختلف گرفته شد. همچنين براي پوشش خبري آن، با چند خبرنگار تماس گرفته شد. طوماري در مخالفت با تخريب محيط زيست كلاردشت تهيه شد كه به امضاي ده‌ها نماينده‌ي سازمان‌هاي غيردولتي زيست محيطي رسيد.

 ۱۲خرداد؛  حضور در منطقه‌ي پلور و گفتگو با گردش‌گران در مورد حفاظت از گياهان منطقه، به ويژه گل‌هاي شقايق (طرح نگاهباني دماوند).

 ۱۳ و ۱۴ خرداد؛  ضبط برنامه براي تلويزيون در منطقه‌ي دريوك نمارستاق، با موضوع چگونگي اجراي گشت‌هاي كوه‌پيمايي و ضرورت توجه به مسايل زيست محيطي.

 ۱۶ خرداد؛   مراجعه به مدير كل جنگل‌ها و مراتع، محيط زيست و ميراث فرهنگي مازندران و گفتگو در مورد برگزاري مراسم روز دماوند.

 ۱۶ خرداد؛   حضور در جاده‌ي پلور ـ رينه (مانند چند جمعه‌ي قبل)؛ گفتگو با مردم در مورد حفظ پوشش گياهي و گل‌ها (طرح نگاهباني دماوند)

   در همين روز؛ حضور در مسير تله كابين توچال، پاك‌سازي، گفتگو با حبيبي مدير اجرايي شركت تله‌كابين (اين كار، در چند جمعه‌ي پيش از اين هم انجام شده است).

 ۲ خرداد؛  نشست با جمعي از نمايندگان سازمان‌هاي زيست محيطي و كوه‌نوردي در دفتر شبكه‌ي سازمان‌هاي غيردولتي تهران، و تقسيم كار براي برگزاري روز دماوند.

 

 نوشتن حدود 15 مقاله و گزارش مربوط به محيط‌هاي كوهستاني كه در پايگاه خبرگزاري ميراث خبر، روزنامه‌ي اعتماد ملي، روزنامه‌ي همشهري، مجله‌ي كوه، بشير (نشريه‌ي استان‌هاي شمالي) درج شده است.

 

 راه‌اندازي و بلاگ ديده‌بان كوهستان از ارديبهشت ماه؛ به نشاني:

www.mountainwatch.persianblg.com

   و قرار دادن مطالب گاهنامه‌هاي كوه‌بان و يادداشت‌هاي روزانه در آن. در دو ماه ارديبهشت و خرداد، حدود 1200 بازديد از اين و بلاگ صورت گرفته است.

 

 برگزاري نشست‌هاي هفتگي گروه ديده‌بان كوهستان در روزهاي يكشنبه، در دفتر انجمن.

 

 چندين بار مراجعه به سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان ميراث فرهنگي، دفتر رياست جمهوري و ... براي پي‌گيري نامه‌ها و چندين بار مراجعه به دفتر شبكه‌ي تشكل‌هاي زيست محيطي تهران و سازمان‌هاي غيردولتي ديگر.

 

 چندين مورد مراجعه به مسئولان سازمان بازيافت شهرداري تهران، و گفتگو با اعضاي جبهه‌ي سبز ايران، به منظور تهيه‌ي طرحي براي بازيافت زباله‌هاي كلاردشت.

۱ تير۸۵ ؛ نشست در اداره‌ي كل جنگل‌ها و مراتع مازندران (ساري) به همراه مديران كل محيط زيست و ميراث فرهنگي مازندران و گفتگو براي ثبت «روز ملي دماوند» و ارايه‌ي پيشنهادهاي كتبي انجمن براي حفاظت دماوند.

 

در زير، نام تعدادي از همكاران گروه ديده‌بان كوهستان (عضو انجمن و غيرعضو) را مي‌بينيد:

حسينعلي مهجوري (آمل)، پرويز مشهدي و ملاحسيني (تنكابن)، گروه كوه‌نوردي پرنيخ (قائم‌شهر) ستوده (رامسر)، كيوان بيگلريان (كلاردشت)، رسول زندي (كرمان)، احمد محمودي (ماكو)، نجارپيشه (زاهدان)، فرشيد فاريابي (اروميه)، خسرو يزداني (گرگان)، شهريار يميني‌فر (تبريز)، باشگاه آزادگان (مشهد)، حسين عقاپور (پلور)، حسن و رضا فرامرزپور (رينه)، مصطفي تخيري (كرج) ... و از تهران: رضا ميرزايي، موسي عرب ورامين، كيواندخت امين، دكتر ميقاني، امين ميقاني، انوشه سلمان‌پور، رضا صدري، محمد تهراني، افسر شانديز، هادي حفيظ كاشاني، رضا شيشه‌چي، حسين عبيري، كيومرث بابازاده و ... عباس محمدي.

سپاس بر اين دوستان و ديگر كساني كه با ديده‌باني كوهستان و شركت در فعاليت‌هابا ما همكاري داشته‌اند.

 

 

همگي سبز باشيد!

 

 

 

 

 

 

 The Bulletin of the Mountain Watch Group

  No.3, June 2006

  Editor : Abbas Mohammadi

 

  In this issue:

 

*            Damavand; A Mountain with the Oldest Ascents in Mountaineering History; In this article,Davoud Mohammadifar the author of The History of Iranian mountaineering, refers to the old Persian literature like poems of Ferdousi, and Nasir Khosrow's Travel Account, indicating climbs on Alborz and Mt. Damavand. Mohammadifar refers also to the travel accounts of The Western geographers, archeologists, and politicians who had expeditions to Mt.Damavand in last centuries. He concludes that, Mt.Damavand, has some of the oldest records in climbing, and one can say even, it has a unique position among the mountains of the world.

 

*            Mt.Damavand, the Natural Symbol of Iran; Abbas Mohammadi argues that Mt.Damavand is the most magnificient landscape of Iran, and deserves preservation as a "national park" and natural heritage. He also enumerates the factors like overgrazing, mining, and pollution that threaten the natural beauty of this prominent mountain.

 

*            Dedicated to the passed away of Mt.Damavand; a short analysis of the motives that drive mountaineers to the mountains, and an account of fatalities in Damavand.

 

*            The Alborz in the Works and Myths; Hossein Ali Mahjouri, in this article, shows that many writers, poets, and musiciens, have created works under the influence of Mt.Damavand.

 

*            Proposal for preservation of Mt.Damavand; The Mountain Watch has had many sessions with the government managers in order to register Mt.Damavand as a national park. In this note, some proposals in this regard, are mentioned.

 

*            Bibliography of Mt.Damavand.

 

*            Demonstration in Kelardasht, Opposing Mining; a report of the gathering in Kelardasht city, where is the starting point to Alam Kouh mountains.

 

 

*           More news and reports from the mountains of Iran... .