زیبای محتضر، عروس کلاردشت
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ٥ آذر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
عباس محمدی:در ایران، به لطف(!) الگوی توسعه ناپایدار که بر کشور حاکم شده است، کم نقطه‌هایی نداریم که در آنها نتوان انواع مصیبت‌های زیست‌محیطی را دید؛ ریخت و پاش زباله، فرسایش خاک، تجاوز به مراتع و جنگل‌ها و حتی مناطق حفاظت شده، جاده‌سازی‌ها و سد‌سازی‌های غیراصولی، آلودگی هوا و آب و... همه جا در چشم‌انداز ما هست. اما، منطقه‌هایی هم هستند که دیدن مشکلات بزرگ زیست‌محیطی در آنها، سوگ‌آور است. مناطقی مانند کلاردشت را در ایران زیاد نداریم که تخریب آن برایمان دردناک نباشد و دلخوش باشیم که اگر این منطقه هم به تاراج ساخت و سازگرایان و سودجویان‌سیری‌ناپذیر رفت، چند جایی دیگر شبیه به آن داریم.
 کلاردشت جایی است که در آن مهم‌ترین منطقه کوهستانی کشور (به لحاظ پرشماری قله‌های بلند، و ویژگی‌های بی‌همتای زمین ریخت‌شناسی) با منظری بس باشکوه در پس زمینه‌ای از دشت قابل کشت و دامنه‌های جنگل پوش تا دوردست‌های آسمان بلند، قد برافراشته است. فریدون مشیری، تصویرپردازی درخشان و نوستالژیکی از کلاردشت دارد، که بسیاری از پرده‌های توصیف شده در این سخن‌سرایی امروزه وجود خارجی ندارند یا فقط نشانه‌های کمرنگی از شکوه گذشته را دارند: چون جام جلوه می‌کند این دشت بیکران/ در حلقه دو بازوی این کوه سرگران/ جان داروی طراوت، لب پر زنان در آن.../ آیا کدام جنگل، این‌گونه سبز و نغز
بالیده تا سپهر؟/ آیا کدام کوه/ با این شکوه/ بر شده تا آستان مهر؟/ نرمای مه، ترنم باران، نوای آب/ پروانه نسیم، پریزاد آفتاب/ هر سو زند به پهنه این کشتزار گشت/ زیبای جاودانه، عروس کلاردشت.
منطقه کلاردشت، از قدیم‌الایام همواره برای شکار مورد توجه بوده بطوری‌که اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود، از یک سفر پر مخاطره سلطنتی (ناصرالدین شاه) در کوه‌های این منطقه یاد کرده است. اما از دهه 1310 کلاردشت برای گردشگری نوین مورد توجه قرار گرفت که ساختمان نیمه‌تمام هتل سبک آلمانی در حسن کیف و کاخ رضا شاهی در «اجابیت» نشانه‌های به جا مانده از آن روزگار است. در مطالعات طرح جامع کلاردشت که به سال 1345 تدوین شد، این منطقه به عنوان یک منطقه گردشگری تعریف شده است.

چه بر سر بهشت گمشده ایران آوردیم؟
اما در دو سه دهه اخیر، نابودی بسیاری از جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی و تاریخی این منطقه شامل: تخریب بخش‌های قابل توجهی از جنگل‌های طبیعی و دست کاشت، به زیر ساخت بردن تمامی زمین‌های گندمکاری، دیوارکشی‌های زشت و بی‌شمار بر دشت و تپه ماهورها، نابودسازی خانه‌های زیبای سنتی و بافت اصیل روستاها، ساختمان‌سازی در هر نقطه دلخواه با نماهای بی‌هویت، جاده‌سازی در هر گوشه و کنار به قصد زمین‌خواری و زمین‌فروشی، معدن‌کاوی و خراب کردن بی‌رحمانه کوه، زباله‌پراکنی در تمامی پهنه دشت و بستر رودخانه الماسگون سردابرود و در دو سوی جاده جنگلی و سابقا رویایی عباس‌آباد، نابود‌سازی تپه تاریخی اکد در جریان معدن کاوی برای سنگ گرانیت... بسیاری از جلوه‌های ممتاز گردشگری کلاردشت را از میان برده یا خدشه‌دار کرده است.
گذشته از کلیات روشنی ( مانند اصل پنجاهم قانون اساسی) که حفظ محیط زیست و میراث طبیعی کلاردشت ( و هر جای دیگر کشور ) را الزامی می‌کند، الزام‌های قانونی ویژه‌ای هم هست که اگر تمکین به قانون در میان مدیران و تصمیم‌سازان منطقه نهادینه بود، نمی‌بایست امروزه وضع کلاردشت را چنین فاجعه‌بار ببینیم. از جمله، اینکه رودخانه سردابرود که شاهرگ زندگانی بخش کلاردشت است، از چند دهه پیش با عنوان «حفاظت شده» تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست است. همچنین، توده کوهستانی علم‌کوه و تخت‌سلیمان با عنوان «اثر طبیعی ملی» از سال 1381 جزء مناطق چهارگانه حفاظت شده به شمار می‌رود. اما افسوس که این عنوان‌ها فقط نام‌هایی هستند که نشانی از مدیریت همخوان با مضمون خود ندارند!
برای کسی که بخواهد گزارشی از تخلف‌های زیست‌محیطی در کلاردشت بنویسد، به هیچ وجه سوژه کم نیست(!) اما در زیر، به چند مورد خاص که بیشتر مربوط به محدوده رودبارک است و به تازگی بر مشکلات منطقه اضافه شده یا مشکلات قبلی را تشدید کرده است اشاره می‌کنم. باشد که مسوولان محیط زیست، شهرداری، شورای شهر و منابع طبیعی کلاردشت ( حسب مورد و متناسب با وظیفه خود ) آنها را مورد رسیدگی قرار دهند. در عین حال لازم به ذکر است که تمامی این موارد، قابلیت پیگیری قانونی در مراجع قضایی یا سازمان بازرسی کل کشور نیز دارد.
در منطقه «لرگ» ( رودبارک، نرسیده به قرارگاه کوه‌نوردی)، جنگل کاری مصنوعی را که در آن درختان نراد حدودا 40 ساله وجود داشت، دیوارکشی کرده و درختان آن را ریشه‌کن کرده‌اند این در حالی است که مطابق ماده 2 آیین‌نامه اجرایی قانون واگذاری و احیای اراضی مصوب 25/6/58 واگذاری جنگل‌ها و بیشه‌های طبیعی، مراتع و نهالستان‌های عمومی، پارک‌های جنگلی و جنگل‌های دست کاشت مطلقا ممنوع است.
در منطقه «کاسرخیل» رودبارک نیز یک قطعه بزرگ از زمین‌های جنگل کاری شده منابع طبیعی را تصرف کرده و درختان 40 ساله نراد آن را از ریشه درآورده و سوزانده‌اند! در این منطقه، سیم‌های خارداری را که برای مشخص کردن منابع طبیعی نصب شده بود، کنده و ده‌ها متر بالاتر برده‌اند!
در «زورنماسنگ» ( نرسیده به دروازه مترو ) عرصه منابع طبیعی با پوشش درختان جنگلی و بیشه‌ای را که پنج هزار متر مستثنیات ( گویا متعلق به یکی از اعضای خاندان پهلوی ) داشته، به گستره 60 هزار متر مربع تصرف کرده و دیوارکشی کرده‌اند. این منطقه کاملا کوهستانی است و ساخت و ساز در آن از جنبه ایمنی کاملا نادرست است. به علاوه، آن گونه که از مضمون ماده 37 قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها برمی‌آید، واگذاری عرصه‌های جنگلی حتی برای مصارف دولتی و عام‌المنفعه، فقط در اراضی جنگلی جلگه‌ای مجاز است. حال چگونه می‌شود که اشخاصی روی شیب‌های جنگل‌پوش کوهستانی برای مصارف شخصی ساختمان می‌سازند، این پرسشی است که باید مقام‌های مجوز‌دهنده و ناظر به آن پاسخ دهند !
یک نهاد(!) زمین دیگری را در نزدیکی دروازه مترو، در حریم رودخانه سردابرود، تصرف کرده و تمامی پوشش گیاهی آن را نابود کرده و آن را برای چادر زدن اجاره می‌دهد. شکی نیست که این کار، مقدمه ساخت و ساز در آن زمین است. قطعه زمین دیگری در نزدیکی همین زمین را سازمانی دولتی تصرف و تا لبه رودخانه فنس‌کشی کرده است. ساخت‌وساز در حریم رودخانه‌ها، مغایر ماده 2 قانون توزیع عادلانه آب مصوب 16/12/1361 است.
شخص یا اشخاصی، در یکی دو سال گذشته اقدام به بریدن درختان توسکای کهنسال در یک توده جنگلی مجاور رودخانه (در نزدیکی هتل سمن) نموده و در آن ساختمان‌سازی کرده‌اند. بقایای این توده جنگلی موجود است اما خطر قطع شدن آن را تهدید می‌کند.
در دره «راشک» ( شمال قرارگاه کوه‌نوردی (ساخت و سازهایی با تجاوز آشکار به رودخانه و حریم مسیل انجام شده و بیم آن می‌رود که این ساخت و سازها گسترش یابد. در ضمن این دره به تخلیه‌گاه نخاله‌های ساختمانی بدل شده است.
شرکتی که مرتبا در روزنامه‌ها آگهی فروش زمین می‌دهد، حدود 60 هکتار از دامنه‌های پرشیب را در منطقه «ماشکوه» تا راشک جنگل‌تراشی و جاده‌کشی کرده و قصد ساخت و ساز در آن جا را دارد.
یک سازمان دولتی، در نزدیکی قرارگاه کوهنوردی زمین بزرگی را تا لبه رودخانه دیوارکشی کرده است.
در نزدیکی چشمه و منبع آب کلاردشت ساختمان‌هایی بنا شده و بیم آن می‌رود که این ساخت و سازها ادامه یابد و سبب آلودگی آب آشامیدنی منطقه شود.
در نزدیکی تپه باستانی «اکد» ( تپه‌ای که متاسفانه در سال‌های گذشته در جریان عملیات معدن سنگ کلاردشت زیر و رو شده ) خانه‌هایی ساخته شده که لوله فاضلاب آنها مستقیم وارد رودخانه سردابرود می‌شود. همین وضع در چندین ساختمان که در «ونداربن» بنا شده نیز به چشم می‌خورد. گذشته از اینها فاضلاب تمامی ساختمان‌های کلاردشت حتی آنهایی که در نزدیکی رودخانه ساخته شده‌اند، وارد چاه‌های جذبی می‌شود که با توجه به درشت دانه بودن خاک منطقه، نفوذ آلودگی‌ها به رودخانه محرز است. در واقع در کلاردشت، ساختمان‌ها پیاپی ساخته می‌شوند بی‌آنکه هیچ فکری برای دفع پساب آنها شده باشد. این در حالی است که آلوده‌سازی آب‌ها، طبق ماده 688 قانون مجازات اسلامی و ماده 2 آیین‌نامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب 16/3/73 ممنوع است.
در حوالی «چشمه امیر» فردی که مدعی وارث بودن از یک مالک است، از چند سال گذشته تاکنون آهسته آهسته بیشه و حریم رودخانه را به ملک مورد ادعای خود اضافه کرده و هیچ مقامی هم جلوی او را نمی‌گیرد!
به تازگی یکی از نهادهای نظامی کانکس‌هایی را در نزدیکی تونل نیمه‌کاره ونداربن قرار داده و گویا قصد دارد آنها را به مناطق دست نخورده خرم دشت یا حصارچال ببرد و قرارگاه برپا کند. این کار قطعا موجب تخریب و آلودگی زیست‌محیطی و صوتی در بخش‌های بالایی کلاردشت که تاکنون کمتر آسیب دیده‌اند خواهد شد و زمینه‌ای خواهد شد برای ادامه ساخت و سازها که تا به امروز هم تمامی دره‌های اصلی کلاردشت را در بر گرفته است.
اینها فقط چند نمونه از تجاوز به اموال عمومی و تخریب منابع طبیعی و محیط زیست کلاردشت است؛ اگر جلوی این تجاوزها گرفته شود و با بده و بستان‌های متداول یا گرفتن جریمه، جوازهای ساختمان و پایان کار و خدماتی مانند آب و برق و تلفن داده نشود، می‌توان به حفظ بقایای طبیعت کلاردشت امیدوار بود. حفظ این طبیعت، نه فقط از دیدگاه حفاظت گرایانی که ممکن است در نظر طرفداران «توسعه و عمران» بیش از حد احساساتی باشند، بلکه از نظر حفظ سلامت ساکنان منطقه و همچنین از جنبه اقتصادی بسیار مهم است.
پیامدهای تخریب طبیعت
تخریب جنگل و مرتع، خطر بروز سیل و زمین‌لغزه و گل آلود شدن سردابرود را افزایش می‌دهد که تا به امروز هم موارد قابل توجهی از این بلایا در کلاردشت دیده شده است. آلوده شدن سردابرود، مرکز تکثیر آزادماهیان کلاردشت (وابسته به سازمان شیلات) را که یکی از مهم‌ترین مراکز تولید بچه ماهیان آزاد برای دریای خزر است، به خطر می‌اندازد.
ساخت و سازهای بی‌حساب، چشم‌اندازهای زیبای کلاردشت را که عامل اصلی جذب گردشگر است مخدوش می‌کند؛ چنانکه هم‌اینک دیوارکشی‌های فراوان روی تپه‌ها و تمامی دشت، منظره بسیار ناخوشایندی را پدید آورده، کشاورزی و باغداری را به کلی مختل کرده و سبب شده که گردشگران خارجی از این وضع انتقاد کنند. بی‌توجهی به محدود بودن منابع آب و دادن پروانه ساختمان روی ارتفاعات، مشکلات بسیاری را برای اهالی بومی منطقه به وجود خواهد آورد.
ساختمان‌سازی در کلاردشت معمولا به این صورت انجام می‌شود که اشخاص، ابتدا ساختمان را در جای مورد نظر خود ( زمین کشاورزی، مرتع، جنگل، یا حریم رودخانه و... ) بنا می‌کنند و سپس برای گرفتن پایان کار به شهرداری مراجعه می‌کنند. شهرداری و اداره‌های دیگر هم با گرفتن جریمه پایان کار می‌دهند یا موافقت خود را اعلام می‌دارند. در صورتی که اگر ساختمان‌های غیرمجاز تخریب و سازندگان ملزم به پرداخت جریمه و بازگرداندن منطقه به وضع اولیه شوند، تجاوزهایی چنین گسترده دیده نخواهد شد.
لذا ضروری است روند توسعه ناپایدار کلاردشت هرچه زودتر متوقف شود؛ در این زمینه فرمانداری، شهرداری، شورای شهر و اداره‌های محیط زیست، منابع طبیعی و میراث فرهنگی منطقه مسوولیت دارند.
همچنین لازم است که سازمان بازرسی کل کشور با بررسی چگونگی واگذاری عرصه‌های منابع طبیعی به افراد، نهادها و سازمان‌ها و اداره‌های دولتی، جلوی انحطاط ثروت‌های ملی را در کلاردشت بگیرد. در این میان، مردم و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند با گزارش‌های خود از موارد تخریب و تجاوز، نقش موثری در حساس‌سازی افکار عمومی و وادار کردن مسوولان به ایفای وظیفه قانونی خود داشته باشند.