کوه‌بان۲
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

 

به نام خدا

 

کوه بان

 

نشريه ی گروه ديده بان کوهستان                                                                                          

 

شماره‌ي 2 -  اسفند 1384

 

انجمن كوه‌نوردان ايران

 

گروه ديده بان کوهستان

 

تهران  صندوق پستي 5511-19395

 

 

فهرست

اشاره

کاشتن يا نگه داشتن...

طومار اهالي کلاردشت به رئيس جمهور

گزارش بازديد از معدن سنگ کلاردشت

ادعاي شوراي شهر کلاردشت...

درباره ي معدن سنگ کلاردشت

سيل تخريب در انتظار کلاردشت

انجمن حمايت از محيط زيست کلاردشت

کوهستان خَبر و تله کابين

تجمع در مقابل سازمان ميراث فرهنگي کرمان

نامه هاي ديده بان کوهستان در مورد تله کابين

تله کابين رامسر و طبيعت گردي ماشيني

روز جهاني کوهستان

گردش گري در کوهستان

گردش گري و اقتصاد

بستر فعاليت هاي کوه نوردي

تجربه ي دو ديدار از درياچه ي اُوان

توچال؛ شاهدي بر آلودگي هوا و تغيير اقليم

چند خبر و ...

 

 

 

اشاره

 

طبيعت به شکل طبيعی ارزشمند است يا به صورت « تجهيز شده»؟

مديراني كه برای عرصه‌هاي آزاد كشور تصميم‌گيري مي‌كنند، بايد در اين مورد خوب بيانديشند.

 در اين طرح‌ها و ديگر برنامه‌هاي تله‌كابين‌سازي و «طبيعت‌گردي» ايراني، براي استفاده از جاذبه‌هاي طبيعي، حد بسيار بالايي از دست كاري در طبيعت مجاز فرض شده است؛ زمين موردنياز در اين طرح‌ها،از «منابع طبيعي» و حتي به تازگي، از منطقه‌هاي حفاظت شده و پارك‌هاي ملي كه مطابق تعريف، دخالت انسان در تغيير چهره‌ي طبيعي آنها بايد در كمترين حد ممكن باشد، تامين مي‌شود.4.

واسطه‌گري، اتكا به واردات كالا از خارج، روحيه‌ي بساز و بفروشي كه نه تنها بر بازار ايران بلكه بر فضاي تصميم‌گيري مديران دولتي هم حاكم شده، و آموزه‌هاي اقتصادي چند نسل گذشته‌ي ما كه «سود، در ملك است»، به اين منجر شده است كه در ترويج طبيعت گردي هم به فكر تملك شخصيِ اندك عرصه‌هاي طبيعي باقي مانده كه درواقع متعلق به همه‌ي مردم و نسل‌هاي آينده است، اقدام كنند. سود ساختن رستوران و هتل و برپا كردن دكه‌هاي فروش پفك و نوشابه با بطري دورانداختني، و اجاره دادن آنها ... بي‌هيچ تعهدي در حفظ محيط زيست و بازيافت زباله كجا، و حمايت از جامعه‌هاي محلي و سود تدريجي حاصل از شيوه‌هاي گردش‌گري پايدار كجا؟! نظام بانكي كشور هم برپايه‌ي دادن وام به فعاليت‌هاي زودبازده ـ با وثيقه‌ي ملكي ـ شكل گرفته است. همچنين، تخصيص اعتبارهاي استاني و محلي، با محاسبه‌ي قابليت «جذب بودجه» در مناطق انجام مي‌شود. براي جذب بودجه، يعني گرفتن «سهم نفت»، ارايه‌ي طرح‌هاي هزينه بر كه برگشت سرمايه‌ي سريع دارند، بسيار كارساز است. مجموع اين عامل‌ها،نگره‌اي را در جامعه‌ي ما شكل داده كه مبتني است بر بهره‌كشي بي‌رحمانه از طبيعت، و بادآورده به شمار آوردن ارزش‌هاي طبيعي.

اصلاح اين چرخه‌ي معيوب و جلوگيري از ميلياردها تومان سود حاصل از انواع رانت كه به جيب اشخاص معيني مي‌رود، كار ما نيست... آن چه كه ما دوستداران يك لاقباي محيط‌هاي طبيعي مي‌توانيم بكنيم، دفاع از آخرين «جزيره»هاي طبيعي باقي مانده در كشور، و مبارزه با چوب زدن بر اموال همگاني است كه بخش مهمي از آن شامل منابع طبيعي مي‌شود. تلاش براي حاكم كردن قوانين مربوط به منابع طبيعي و محيط‌ زيست بر همه‌ي اركان جامعه، و تذكر به مقام‌هاي مسئول براي اجراي وظيفه‌هاي قانوني‌شان در حفظ عرصه‌هاي ملي، آشناسازي مردم با حقوق زيست محيطي‌شان، بخشي از كارهايي است كه ما مي‌توانيم انجام دهيم.

صحبت از «كشته شدن چند حيوان» (آن‌گونه كه فرماندار بافت گفته است) نيست؛ تمامي طبيعت را نشانه‌ گرفته‌اند، و تمام قوانين و اخلاقيات زيست محيطي را زيرپا گذاشته‌اند .                      


 

 

1) روزنامه‌ي حسبان 22/9/84

2) ميراث خبر 11/10/84

3) ايرنا 11/10/84

4) مطابق طبقه‌بندي اتحاديه‌ي جهاني حفاظت  ( IUCN )  در پارك ملي «هرگونه بهره‌برداري يا سكونت زيان‌آور كه موجوديت منطقه را به مخاطره مي‌اندازد» بايد حذف شود، چرا كه اين مناطق «براي حفظ و يكپارچگي يك يا چند اكوسيستم براي نسل‌هاي حاضر و آتي» كنار گذاشته مي‌شوند. (نگاه كنيد به « راهنماي آماده‌سازي پارك‌هاي ملي و مناطق حفاظت شده براي توريسم » ، ترجمه: هنريك مجنونيان، انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست ، 1377، ص 92 و 93). طبق تعريف‌هاي سازمان حفاظت محيط زيست، پارك ملي محدوده‌اي است كه «به منظور حفظ هميشگي وضع زندگي و طبيعي آن ... تحت حفاظت قرار مي‌گيرد.» (اطلس محيط زيست ايران ، انتشارات سازمان نقشه‌برداري كشور،1380، ص27 .) 

 

به مناسبت هفته منابع طبيعی

 

کاشتن يا نگه داشتن  ؛  مسئله اين است !

ما، مردمي هستيم اهل مراسم؛ در مناسبت‌هاي گوناگون، مراسمي مفصل و پر سر و صدا برگزار مي‌كنيم (براي مثال: مراسم «سريالي» پس از درگذشت يك شخص!) اما در پرداختن به جوهر موضوع، و در گام‌برداري سنجيده براي دست‌يابي به هدف مشخص، چندان پي‌گير و اصولي نيستيم.

 
 

در يكي دو سال گذشته، استاندار استان گلستان و مديران طرح گردش‌گري آشوراده، ساخت هتل و تاسيسات ديگر را در اين «ذخيره‌گاه زيست كره» گامي در جهت «ارتقاي سطح معيشت مردم استان گلستان» اعلام كرده‌اند با استدلالي شبيه به اين، فرماندار بافت، احداث تله كابين در «پارك ملي» خبر را طرحي مي‌داند كه به «احياي زندگي اهالي منطقه منجر خواهد شد.»۲ او همچنين گفته است: «نمي‌توانيم براي اين كه چند حيوان از بين نرود، دست روي دست بگذاريم و شاهد فقر روزافزون مردم و مهاجرت آنان باشيم.» نمايند‌ه‌ي آستارا در مجلس نيز گفته است كه تله كابين گردنه‌ي حيران «نقش مهمي در توسعه‌ي اين بخش اشتغال زا [گردش گري] 

خواهد   داشت.»۳

چرا «دل‌سوزان» ايجاد اشتغال و توسعه‌ي گردش‌گري، به احياي بافت‌هاي باارزش و سنتي روستاها، ساخت مكان‌هاي اقامتي و پذيرايي با مصالح بومي (و كاربست فن‌آوري نوين)، حمايت از صنايع دستي محلي، مرمت و بازسازي آثار تاريخي پرشماري كه در كوه و دشت‌هاي كشور رها شده‌اند، ترويج شيوه‌هاي طبيعت‌گردي سازگار با محيط زيست مانند پياده‌روي يا كوه‌پيمايي در امتداد راه‌هاي قديمي، اقامت در چادرگاه، راندن قايق های بی موتور،  پرنده بينی ،  عكاسي از حيات وحش، و مانند اينها روي نمي‌آورند؟ يك پاسخ بي‌رودربايستي اين است كه وارد كردن يك خط تله كابين از خارج و واگذاري آن به فلان نهاد و سازمان، سود بي‌دردسر و سريع‌الوصولي دارد كه آن كارهاي آرام و زمان بر ندارند. به علاوه، گرفتن زمين مفت از محل عرصه‌هاي ملي، و انجام عمليات ساخت و ساز چنان سود نجومي‌اي دارد كه در شرايط اقتصادي ايران، هيچ فعاليت ديگري ندارد.

روزهاي مناسبتي را تا حد هفته كش مي‌دهيم (براي مثال: هفته‌ي منابع طبيعي از 15 تا 21 اسفند) اما به جاي آن كه اين روزها و هفته‌ها، يادآور وظيفه‌هاي اصلي ما باشد، خود به برنامه و هدفي بدل مي‌شوند.

كارهاي «نمادين» مانند كاشتن درخت در يكي از روزهاي هفته‌ي منابع طبيعي، كار بي‌فايده‌اي نيست ـ اما همه‌ي كار و حتي گام اول در حفظ اين منابع نيست. سال‌ها است كه پاره‌اي از مقامات و گروه‌هايي از مردم عادي در 15 اسفند يا يكي از جمعه‌هاي نزديك به اين روز، نهال‌هايي بر خاكي مي‌نشانند و بعد ـ لابد با وجداني راحت كه وظيفه‌ي شهروندي خود را به جا آورده‌اند ـ پي كار خود مي‌روند، و در روزها و هفته‌هاي ديگر حتي به ياد نمي‌آورند كه آن نهال در كجا نشانده شده و چه بر سرش آمد. در 15-10 سالي كه از تاسيس سازمان‌هاي غيردولتي مي‌گذرد، آنها را هم تا حد زيادي گرفتار در همين گونه مراسم و بزرگداشت‌ها ديده‌ايم: اين سازمان‌ها كم‌تر به دنبال پياده كردن برنامه‌هاي اصولي و درازمدت، يا كار پي‌گيرانه‌ي آموزشي و افشاگرانه، و بيش‌تر شركت‌كننده در برنامه‌هاي مناسبتي بوده‌اند.

بد نيست كه يك بار، به مناسبت روز درخت‌كاري، سازمان‌هاي دولتي مسئول در زمينه‌ي منابع طبيعي و محيط زيست، و نيز سازمان‌هاي غيردولتي گزارشي بدهند از: 1- تعداد تقريبي درختاني كه در يك منطقه‌ي خاص، مثلاً پنج سال پيش، در روز درخت‌كاري كاشته‌اند. 2- درصد درختاني كه پس از پنج سال در آن منطقه زنده مانده‌اند. 3- قطر تنه و ارتفاعي كه آن درختان پيدا كرده‌اند. 4- تاثير آن درختان بر محيط زيست منطقه و سازگاري درختان با محيط با توجه به بومي يا بيگانه بودن گونه‌ي درخت كاشته شده ... و البته مي‌توان عامل‌هاي ديگري را نيز در اين بررسي در نظر گرفت.

پيشنهاد ديگر اين كه سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي، گزارشي تهيه كنند از تعداد و سن درختان قطع شده در منطقه، مقايسه‌ي آن با درختان كاشته شده، و ارزيابي محدوده‌هاي طبيعي و باغ‌ها و ديگر فضاهاي سبز كه در طرح‌هاي توسعه تخريب شده‌اند. آن چه كه با يك نگاه ساده به محيط زيست شهري و طبيعي كشور مي‌توان دريافت، اين است كه درختان كهن‌سال، جنگل‌ها، مرتع‌ها، و زمين‌هاي كشاورزي با شدت و بي‌رحمانه نابود مي‌شوند و در مقابل نهال‌هايي ضعيف و غالباً غيربومي در زمين‌هايي نامناسب كاشته مي‌شوند كه بيشتر آنها نيز كوتاه زماني پس از كاشت، خشك مي‌شوند يا به زماني بس دراز نياز دارند تا به اندازه‌ي درختان قطع شده برسند.

در تهران، باغ‌هاي قديمي شميران و كن و طرشت با درختاني كه هر يكي به اندازه‌ي ده‌ها نهال حجم سبز داشتند، و گستره‌ي قابل توجهي از جنگل‌هاي مصنوعي سوهانك و تپه‌هاي گيشا و لويزان و تعداد بي‌شماري از درختان قطور بزرگ راه‌ها و ديگر گذرگاه‌ها كه آب و زمان بسياري برده بودند تا به چنان وضعي برسند، در برنامه‌هاي ساختمان‌سازي و راه‌سازي قطع شده‌اند. با از ميان رفتن عرصه‌هاي طبيعي و زمين‌هاي كشاورزي نزديك تهران، در لواسان، رودبار قصران، سرخه‌حصار، جاجرود، دماوند، كرج، لار، كن، سولقان و ... به دست دل بستگان به «زمين» (به معناي ملك) كه دشمنان زمين (به معناي مادر طبيعت) هستند، بستر مناسب و قديمي براي كاشت و داشت درختان از ميان رفته و برنامه‌هاي درخت كاري جديد به بدترين زمين‌هاي موات منتقل شده است. مي‌توان برنامه‌ي درخت كاري در دو سوي آزاد راه تهران ـ قم را مثال آورد كه با صرف هزينه و وقت و آب بسيار انجام شد، اما اكنون پس از گذشت چندين سال تقريباً تمامي آن درختان خشك شده‌اند. تجاوز به درختستان‌ها و جنگل‌ها را مي‌توان در اطراف ديگر شهرهاي بزرگ كشور، و حتي شهرها و روستاهاي كوچك (به ويژه در استان‌هاي مازندران و گيلان) هم ديد. در نوار باريك حاشيه‌ي درياي خزر كه تنها جنگل‌هاي واقعي و چشم‌گير كشور را دربرمي‌گيرد، هر چشم غيرحساس هم مي‌تواند فاجعه‌ي عظيم جنگل‌زدايي و تبديل باغ‌ها و كشتزارها را به ساختمان و جاده‌هاي فرسايش‌زا ببيند.

دست نخورده‌ترين و طبيعي‌ترين عرصه‌هاي كشور، منطقه‌هاي زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست بوده‌اند (پارك‌هاي ملي، منطقه‌هاي حفاظت شده، ...) كه فقط در حدود هفت درصد از سطح كشور را مي‌پوشانند؛ از اين هفت درصد سهم بسيار كوچكي شامل عرصه‌هاي پر درخت مي‌شود. اما حتي اين منطقه‌ها هم از موج درخت‌زدايي در امان نبوده‌اند: در پارك ملي گلستان، در منطقه‌ي حفاظت شده‌ي ارسباران، منطقه‌ي حفاظت شده‌ي البرز مركزي، كناره‌هاي رودخانه‌ي حفاظت شده‌ي سرد ابرود، و ... طرح‌هاي راه‌سازي و معدن كاري، و نيز تجاوز اشخاص و نهادها به نقاط پردرخت چشم‌گير است، و مي‌توان ده‌ها گزارش و عكس از اين تجاوزها ارايه داد.

با توجه به نكته‌هاي بالا، با در نظر داشتن اين اصل ساده‌ي كشاورزي كه «داشت» مهم‌تر از كاشت است، با توجه به اين كه تا به امروز تمامي زمين‌هاي مستعد كشاورزي در ايران مورد بهره‌برداري قرار گرفته و ديگر امكان افزودن به اين سطح وجود ندارد، و با توجه به اين كه اگر عرصه‌هاي جنگلي و نيز باغ‌ها و پارك‌هاي موجود به زيرساخت و ساز بروند، بازسازي دوباره‌ي آنها ناممكن و غيراقتصادي خواهد بود و ايجاد درختستان‌هاي جديد ـ اگر ممكن باشد ـ به عرصه‌هاي با خاك نامرغوب و آب ناكافي منتقل خواهد شد و بازدهي مناسب نخواهد داشت ... مسئولان دولتي بايد بيش از آن كه در زمينه‌ي درخت كاري تبليغ و هزينه كنند، به نگه‌داري درختان موجود بپردازند.

سازمان‌هاي غيردولتي هم بايد مبارزه براي حفط درختان (و به طور كلي محيط زيست) را به يك چالش موثر بدل سازند و كار خود را محدود به اجراي كارهاي نمايشي و شركت در همايش‌ها نسازند. و لازم است كه تك تك ما با دقت و حساسيت، عرصه‌هاي جنگلي و باغ‌ها و درختان خيابان‌ها و ديگر فضاهاي سبز را زيرنظر داشته باشيم و با متجاوزان به آنها برخورد كنيم. همچنين بهتر است كه به جاي (يا در كنار) انجام كارهاي «نمادين» مانند شركت در برنامه‌هاي درخت‌كاري در منطقه‌هايي كه نمي‌دانيم در آنها درختان ما باقي خواهند ماند يا نه، در محله‌ي خودمان نهال‌هايي در خيابان و كوچه و حياط، يا گياهان رونده‌اي در كنار ديوارها بكاريم و خوب از آنها مراقبت كنيم.