درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| کوهبان۳ | |
| ساعت ٩:٠۳ ق.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
نامهي شوراي شهر رينه به رييس جمهور در مورد دماوند جناب آقاي دكتر احمدينژاد رياست محترم جمهوري اسلامي ايران با سلام و احترام؛ همانطور كه حضرتعالي استحضار داريد، كوه دماوند نماد سرزمين ايران است و ديدن يك عكس آن، براي همهي ايرانيان و بسياري از ديگر مردمان جهان، يادآور تاريخ و طبيعت اين كشور باستاني است. اين كوهستان همچنين سرمنشاء خير و بركت براي حوزهي وسيعي از اطراف خود است: رودخانههاي و چشمههايي كه از آن سرچشمه ميگيرند روستاها و شهرهاي بسياري را سيرآب ميكنند، چمنزارهاي آن چراگاه دامهاي بسيار است، آب گرم و معدني آن زمينهساز درآمد براي اهالي منطقه است و هر ساله صدها هزار گردشگر و هزاران كوهپيما از داخل و خارج كشور، براي استفاده از مناظر و آب و هواي كمنظير دماوند به اين منطقه ميآيند. بديهي است كه استفادهي پايدار از نعمات خدادادي دماوند، مستلزم آيندهنگري، پرهيز از اجراي پروژههاي مخرب، و حفاظت از محيط زيست منطقه است. با كمال تاسف، طرحهاي بهرهبرداري از پوكهي معدني، به ويژه در منطقه قرقه موجب وارد آمدن آسيب جبران نشدني به مراتع دماوند، و فرسايش چشمگير خاك شده است. اين آسيبها علاوه بر آن كه جاذبهي طبيعي دماوند را به شدت خدشهدار كرده و در برابر چشمان هر ناظر داخلي و خارجي، نمودي از رفتار غيرمسئولانهي ما را با طبيعت منحصر به فرد كشور به نمايش گذارده، همچنين خطر رانش زمين و جاري شدن سيل را افزايش داده است. با عنايت به نكات ياد شده و با توجه به مخالفت اكثريت اهالي رينه و ديگر شهرها و روستاهاي دماوند با فعاليتهاي معدني، خواهشمند است دستور فرماييد برداشت پوكهي معدني كه كالايي است كم ارزش و جايگزينهاي صنعتي مناسبتري هم دارد، به ويژه در منطقهي قرقه متوقف شود. شوراي شهر رينه و دوستداران محيط زيست و طبيعت در سراسر كشور آمادگي دارند طرحهاي درآمدزاي مناسبتري را براي منطقه پيشنهاد دهند. با تشكر از توجه جنابعالي حاج علي صادقي راد رئيس شوراي شهر رينه پيشنهادهايي در مورد حفاظت دماوند در روز پنجشنبه 1/4/85 در نشستي كه نمايندگان انجمن (مهجوري و يزداني) و عبيري (مدير موسسهي كوهستان سبز) با عليپور مدير كل سازمان جنگلها و مراتع مازندران، و اشرفيپور مديركل محيط زيست استان، در دفتر سازمان جنگلها و مراتع در ساري داشتند، پيشنهادهائي زير از سوي گروه ديدهبان كوهستان، ارايه شد. - تعيين «روز ملي دماوند» (سيزدهم تيرماه) براي جلب توجه همگان به موضوع حفاظت اين كوه (و ديگر كوههاي ايران)، و به منظور مطالعه در ارزشهاي طبيعي، تاريخي و فرهنگي منطقهي دماوند. - برنامهريزي كوتاهمدت براي آموزش مردم محلي و افزايش حساسيت آنان به منظور حفظ دماوند كه ميراث طبيعي آنان است. آموزش دامداران به منظور ورود به موقع به مراتع دماوند تا زادآوري گياهان مختل نشود (ورود زودهنگام در بهار، مانع گل دادن و بذرافشاني گياهان ميشود.) و خروج به موقع در پاييز، تا خاك مرتع فرسوده نشود. توزيع چراغهاي گازي يا نفتي و سوخت ميان دامداران و آموزش آنان به منظور خودداري از سوزاندن بوتهها. - آموزش راهنمايان كوهنوردي، به منظور برخورد مناسب با گردشگردان و كوهپيمايان و تذكر موارد لازم به آنان (عبور از مسيرهاي پاكوب و خودداري از لكدگوب كردن نقاط مختلف، خودداري از ريخت و پاش زباله، ايفاي نقش ديدهباني كوهستان ...). - برنامهريزي بلند مدت براي حذف تدريجي چراي دام (مثلاً ظرف ده سال) در دماوند، و جايگزين ساختن روشهاي دامداري و پرورش ماهي صنعتي به جاي دامداري سنتي، يا جايگزين كردن پرورش زنبور عسل به جاي دامداري. - برنامهريزي براي متوقف ساختن رشد جمعيت كه موجب بيكاري و فقر، و افزايش فشار بر منابع طبيعي ميشود (با هماهنگي وزارت بهداشت). - تعيين محدودهي خدمات شهري و روستايي، و جلوگيري سختگيرانه از ساخت و ساز در زمينهاي كشاورزي و باغها و عرصههاي طبيعي (با هماهنگي شهرداريها و شوراهاي شهر و روستا). جلوگيري از راهسازي و معدن كاوي در كوه دماوند و حريم آن. - ايجاد مشاغل جديد با توسعهي گردشگري؛ به سازي حمامهاي آب گرم طبيعي و منطبق كردن آنها با استانداردهاي جهاني، مرمت و معرفي بناهاي تاريخي، ترويج معماري منطبق با سنتهاي ديرين (و البته با رعايت اصول مهندسي جديد)، آموزش مردم محلي براي استفاده از خانههاي خود براي جلب مسافر (ارايهي خدمات مناسب و بهداشتي)، ترويج تورهاي طبيعت گردي (كوهپيمايي، پرندهبيني، ماهيگيري ورزشي، پرواز ...) با رعايت مسايل زيست محيطي و در نظر داشتن ظرفيت منطقه. - اعطاي حكم «قرقبان افتخاري» يا «محيطبان افتخاري» به كوهنورداني كه در زمينهي حفاظت كوهستان آموزشديده يا فعاليت كردهاند؛ استفاده از نيروي مردمي براي مقابله با تخريب محيطهاي كوهستاني. انجمن كوهنوردان ايران ميتواند در موارد ياد شده در بالا، با سازمانهاي جنگلها و مراتع، محيط زيست و ميراث فرهنگي همكاري كند. تقديم به جانباختگان دماوند هر مرگ، پيغامي است زندگان را حسينعلي مهجوري وقتي سخن از مفاهيم گستردهاي چون مرگ و زندگي در ميان است، هر انديشهي نحيفي را تاب گام نهادن در اين عرصه نيست. همهي ما با زندگي دست به گريبانيم، و در اين جدال، هر مبارزي با نحوهي نگرش خود، به شيوهاي زندگي يا نوع مردن خود را تعريف ميكند. آري، قاعده آمدن است و رفتن و درنگي چند در اين ميان، بر پهنهي پرآشوب اين خاكدان و سپردن يادي از خويش به ذهن آشفتهي اين روزگار. هر ثانيه از زندگي مهم است، زندگي قابل پيشبيني نيست و كامل زندگي نكردن يك تراژدي است. ميتوان دو نوع برداشت از زندگي داشت: يكي اين كه به كارها و تلاشهايي دست زد كه داراي ريسك باشد و ماجراجويي هم چاشني آن باشد، ديگر اين كه هيچ خطر نكرد و همهي اصول ايمني را رعايت كرد. كوهنورد، با هر دو روش روبرو است، و اين كه تا چه اندازه در يكي از اين دو مسير گام بگذارد، به خود او بستگي دارد. عشق به زندگي، از مواهبي است كه در همهي موجودات وجود دارد، و همه تلاش ميكنند تا به نحوي از بلايا و خطراتي كه حياتشان را تهديد ميكند، بپرهيزند تا از زندگي بيشتر بهره بگيرند. موارد زيادي پيش ميآيد كه كوهنورد حس ميكند نبايد دست به كاري بزند، نبايد به راه ناآشنايي برود، نبايد بهمن و صاعقه را ناديده بگيرد يا كارهاي غيرمنطقي ديگري را انجام دهد ... ولي چنين ميكند! البته ، درهررشتهي ورزشي،حادثه و آسيبديدگي اجتنابناپذير است،اما كوهنوردي از ورزشهاي پرخطر است. براي دو دسته، حادثه بيشتر پيش ميايد: يك دسته افرادي كه خيلي با تجربهاند، و دستهي ديگر افراد بيتجربه يا كمتجربه. اولي بر اثر زياد دانستن و غرور و فريب تجربه را خوردن، و دومي به دليل نداشتن آگاهي. اما اتفاقاتي كه براي گروه اول رخ ميدهد، جاي تامل بسيار دارد. هنر واقعي در كوه، جان سالم به در بردن است، كسي ميتواند سالهاي متمادي كوهنوردي كند و همچنان سالم بماند كه خود را با كوه يكي احساس كند و درصدد تقابل با آن برنيايد. از سوي ديگر، در هر جا و هر آن، حادثه در كمين است، و نميتوان گفت كه هر كسي كه در كوه دچار حادثه شده آدم نالايق يا بيتوجهي بوده است. در پيشرفتهترين كشورها و براي مجربترين كوهنوردان دنيا نيز بروز حادثه اجتنابناپذير است. دركوه،خطرات چنان مارااحاطهكرده كه تقريباً هيچ تضميني براي زنده ماندن وجود ندارد.حوادث و خطرهايي كه گريبانگير كوهنوردان مجرب شده، نشان ميدهد كه آنچه تحت كنترل ما است، محدود ميباشد. اردوخاني، حراستي، عزيزي، نجاح، مناساكانيان، داودي، رابوكي، فرامرزپور، بنيهاشمي، يزداني، اوراز، خادم و ... نامهايي هستند كه هر ساله تعدادي به آنها اضافه ميشود و اين چيزي جز ورق زدن دفتر روزگار نيست؛ آنان تسليم دشمني شدهاند كه تا حد پرستش دوستاش داشتند.
جان باختگان دماوند بهمن 1353: سيد محمد جوادي از كوهنوردان دانشكدهي فني دانشگاه تهران، هنگام بازگشت از قلهي دماوند به يخچال دوبي سل سقوط ميكند. جسد او چند ماه بعد پيدا ميشود. تير 1356: تقي فخر فاطمي عضو گروه كوهنوردي مهرگان به همراه 3 نفر از دوستانش از مسير شمالي عازم قله دماوند ميشوند. در 200 متري قله حال تقي خراب ميشود و آنان در همانجا چادر ميزنند. اوايل شب بر اثر باد شديد چادرشان پاره ميشود. تقي را با كيسه خواب به بيرون چادر انتقال ميدهند، ولي بر اثر تاريكي و باد شديد تقي با كيسه خواب ليز خورده به داخل يخچال سيوله سقوط ميكند. چند روز بعد جسد تقي توسط بالگرد به تهران انتقال يافت. شهريور 1359: دو تن از كارمندان مؤسسهي اطلاعات در يك بعدازظهر، از بارگاه سوم عازم قلهي دماوند ميشوند و هنگام غروب به قله ميرسند. در برگشت، به علت مه و تاريكي و نشناختن مسير به سوي درهي يخار حركت ميكنند كه در اين حال محمدعلي دارايي سقوط ميكند و به علت ضربات وارده به سر فوت ميكند.همراه وي كه سالم مانده بود، به تهران برميگردد و در روزهاي بعد براي انتقال جسد (با همكاري ديگر كوهنوردان تهران) اقدام ميكنند. بهمن 1372: نجاتعلي حيدريان از اعضاي گروه كوهنوردي آناهيتاي كنگاور بر اثر سقوط در مسير قلهي دماوند جان خود را از دست ميدهد. فروردين 1376: فرامرز فرامرزپور و پسرش مرتضي فرامرزپور كه براي حمل وسايل به جا مانده از يك گروه كوهنورد از كشور چك، به پناهگاه سوم دماوند صعود كرده بودند، در حين بازگشت با كولاك سنگين و بارش برف مواجه شدند و بر اثر تحليل قوا و سرمازدگي شديد جان به جان آفرين تسليم كردند. جسد فرامرز بعد از 26 روز در 500 متري بارگاه سوم پيدا شد و جسد مرتضي فرامرزپور نيز چند روز پس از آن، در قسمت سرخه لت (زير كافر دره) توسط كوهنوردان پيدا شد. اسفند 1377: مهندس حسن ايزدي هنگام صعود زمستاني قلهي دماوند از مسير شمالي، به علت نداشتن پوشش مناسب، نداشتن آمادگي جسماني و مواجه شدن با كولاك در نزديكي پناهگاه تخت فريدون جان ميسپارد. فروردين 1378: مهندس بنيهاشمي به هنگام پايين آمدن از جبههي جنوبي دماوند (پس از صعود به قله) به علت كولاك و توفان سهمگين جان باخت. جسد او در حدود 100 متري پايين بارگاه سوم و در قسمت ضلع غربي پيدا شد. همنورد او در اين صعود جلال رابوكي بود كه از مهلكهي دماوند جان سالم به در برد. بنيهاشمي بيش از 45 بار صعود سرعتي به دماوند و تعداد زيادي صعودهاي ديگر و نيز ترجمهها و مقالههايي در زمينهي كوهنوردي داشت. فروردين 1381: جلال فروزان (رابوكي) از كوهنوردان بنام و صاحب سبك كه صعودهاي سرعتي و بينظيري در دماوند و بسيار صعودهاي ديگر در ايران و نيز چند صعود در هيماليا داشت، در سيام فروردين 1381 به هنگام صعود دماوند به همراه كوهنوردي به نام ناصر جناني، ناپديد شد. همراه او به هر طريقي بود خود را از مهلكهي توفان و كولاك نجات داد. بعد از 6 ماه، در مهرماه جنازهي جلال در درهي يخار پيدا شد و توسط كوهنوردان به تهران انتقال يافت. فروردين 1381: رضا رضايي كوهنورد شيرازي در صعود انفرادي دماوند از جبههي شمالي مفقود گرديد. بعد از 4 ماه جنازهي او در همين مسير پيدا شد. ارديبهشت 1383: يك گروه 5 نفره از كارمندان دانشكدهي علوم پزشكي دانشگاه رازي كرمانشاه از ناندل عازم صعود دماوند ميشوند. دو نفر از آنان (رضا همه خاني و سهراب هما) هر يك پس از طي مسافتي، به علت هواي خراب و شرايط نامساعد به ناندل بازميگردند. سه نفر ديگر (مجتبي دوستي، علي حسن اميريان و يحيي محمدي) با وجود مشاهدهي طوفان شديد كه موجب به هم خوردن تعادل، و غلطيدن سهراب هما به يك دره و از دست رفتن كلنگ و كولهپشتي او شده بود، از بازگشت به ناندل خودداري ميكنند. روز دوم هوا آفتابي و آرام بود، اما از سه كوهنورد خبري نشد. در روز سوم باز هوا طوفاني شد و سرانجام در روز چهارم دو كوهنورد باقي مانده در ناندل با مسئولان دانشگاه تماس ميگيرند و گروههاي جستجو و امداد (متشكل از كوهنوردان كرمانشاه و همدان) از روز هفتم فعاليت خود را در منطقه آغاز ميكنند. روز بعد در حدود ساعت 3 بعدازظهر پيكرسه كوهنورد در يكي از دهليزهاي شمالي قلهي منار ـ زير يال خور تاب سر ـ پيدا ميشود. ظاهراً آنان در هواي خراب راه را گم كرده و بي آن كه از وسايل همراه (كيسه خواب، چادر، ...) استفاده كنند، بر اثر تلاش بيش از حد، از پاي افتاده و در فاصله تقريبي 300-200 متر از يكديگر، جان باخته بودند. شهريور 1383: خانم كاتلين نامفي 68 ساله و استاد دانشگاه استانفورد آمريكا، در يكي از نخستين روزهاي شهريور هنگام بازگشت از قلهي دماوند دچار لغزش شد و سرش به سنگ خورد، او كه از همراهان خود جدا شده بود، از كمك گروههاي كوهنورد عبوري برخوردار ميشود. اما سرانجام به پايين برنميگردد و پس از يكي دو روز، جستجوگران جسد او را پيدا ميكنند. مهر 1383: ابراهيم آقا محمد، به همراه يك نفر ديگر از راه معدن ملار به پناهگاه تخت فريدون دماوند ميرود. روز بعد در حالي كه قصد رسيدن به قله از يال شمال شرقي را داشتند، از مسير منحرف ميشوند و آقا محمد از يخچال سيوله سر ميخورد و سقوط ميكند. نفر همراه، بالاي سر او ميرود و ميبيند كه ابراهيم جان خود را از دست داده است. آن شب را در كنار پيكر ابراهيم به صبح ميرساند و روز بعد به پايين ميآيد و پس از اطلاع، پيكر او به دست كوهنوردان به پايين آورده ميشود. بهمن 1383: ابوالقاسم (سياوش)، يزداني 29 ساله كه به همراه دو كوهنورد ديگر از شهر زيرآب (سواد كوه) عازم صعود به قله دماوند از جبههي جنوبي بود در منطقهي آبشار يخي از همراهان خود جدا ميشود و به تنهايي به سوي قله ميرود. پس از آن، ديگركسي او را نديد. آذرماه 1384: بهرام جعفري، راهنماي تورهاي كوهنوردي و عضو كميتهي پناهگاههاي فدراسيون كوهنوردي، در روز جمعه 3/9/84 هنگام بازگشت از قلهي دماوند، در حالي كه قصد داشت با سر خوردن پايين بيايد، كنترل خود را از دست داد و با سقوط از حوالي «آبشار يخي» تا نزديكي بارگاه 3، جان خود را از دست داد. با استفاده از مقالهي «جانباختگان كوهستان» در گاهنامهي 11 انجمن كوهنوردان ايران. كتابها و نقشههاي دماوند مجلههاي كوهستان عبدالواحد خنجي، در شمارههاي 6 تا 10 مجلههاي كوهستان (انتشارات فدراسيون كوهنوردي، 43-1342) مطالب جالب توجهي در مورد صعودهاي تاريخي و نخستين برنامههاي كوهنوردي دماوند، همچنين توضيحاتي دربارهي زمينشناسي دماوند و يك نقشه از اين كوه آورده است. اين مطالب، در بسياري از نوشتههاي بعدي مورد استفاده قرار گرفته است. در شمارهي 10 اين مجله، مطلبي هم به قلم جمالالدين ابطحي دربارهي «سابقهي تاريخي و افسانهاي و وجه تسميهي دماوند» آمده است. دماوند كوه محمدعلي ابراهيمي، در سال 1346 اين كتاب را در 52 صفحه تاليف كرده است. در اين كتاب، مطالبي دربارهي زمينشناسي، جغرافياي تاريخي، راههاي صعود، و گزارشهايي از نخستين صعودهاي دماوند (در سدههاي گذشته، و در دوران جديد) آمده است. دماوند فدراسيون كوهنوردي جمهوري اسلامي ايران، كتابي را (بدون تاريخ نشر) با عنوان دماوند منتشر كرده است كه حدود سي صفحهي آن گزارش يك صعود به مناسبت 15 خرداد است كه در سال 1361 انجام شده، و سي صفحهي ديگر آن، از همان كتاب دماوند كوه محمدعلي ابراهيمي برداشت شده است. دماوند و يالهايش اين كتاب در سال 1380 توسط انتشارات صدريه منتشر شده است. مولفان آن، علي مقيم و محمود نظريان (افغان) هستند. اين كتاب، دربرگيرندهي يك نقشه و مطالبي در مورد جغرافياي تاريخي لاريجان، تاريخچهي نخستين صعودهاي دماوند، آشنايي با مسيرهاي صعود و يالها و يخچالهاي دماوند و ... است. نقشهي كوه دماوند فدراسيون كوهنوردي با همكاري سازمان جغرافيايي ارتش، نقشهاي را با عنوان كوه دماوند در مقياس 1:100000 در سال 1353 منتشر كرده است كه داراي خطوط ميزان منحني است. تاريخ كوهنوردي ايران در اين كتاب كه داود محمديفر و محمدعلي ابراهيمي تاليف كردهاند (نشر سبزان، 1382 ـ تلفن 88716391 ـ 021). در فصل دوم، مطلبي با عنوان «دماوند، كهنترين كوه صعود شدهي تاريخ، ميراث كوهنوردي جهان» و مطالب ديگري در مورد تاريخچهي صعودهاي قديمي دماوند نوشته شده است. روزشمار تاريخ كوهنوردي و غارنوردي ايران اين كتاب را داود محمديفر تاليف كرده است (انتشارات سبزان ـ 1384). در فصل اول كتاب، مطالب ارزندهاي در مورد نقش دماوند در اسطورهها و داستانهاي كهن ايراني، و نيز مطالبي دربارهي چند كوهپيمايي قديمي در اين كوه، نوشته شده است. در سراسر كتاب هم به چندين مورد صعودهاي دماوند اشاره شده است. دماوند، بلندترين كوه ايران اين كتاب با ارزش را كارل گراتسل و روبرت كوستكا كه شرقشناس و استاد دانشگاه در اتريش هستند، با همكاري يك گروه زمينشناس، گياهشناس، هواشناسي و دينشناس، تاليف كردهاند. كتاب را ايرج هاشميزاده ترجمه كرده و نشر هاديان (تهران ـ تلفن 88811041) در سال 1384 منتشر كرده است. كتاب در 194 صفحهي بزرگ همراه با عكسها و نقشهاي از دماوند چاپ شده، و در برگيرندهي مطالبي علمي و تحقيق در مورد: وجه تسميهي دماوند، زمينشناسي دماوند، آب و هواي منطقه، حيات گياهي منطقه، تاريخچهي شناساييها و صعودهاي قديمي دماوند، بررسي تاريخ و وضع بناهاي منطقه، راههاي صعود دماوند، و مطالب مفيد و جالب توجه ديگر است. نقشهي راهنماي مناطق كوهستاني دماوند و فيروزكوه اين نقشه، همراه با توضيح كوتاهي، توسط علي مقيم طراحي شده و در سال 1373 منتشر شده است (شركت ايران كوهرو). پس از آن هم، نقشهي ديگري با عنوان «نقشهي راهنماي صعود به قلهي دماوند» با مقياس 1:25000 توسط علي مقيم منتشر شده است (بدون تاريخ انتشار). همايش و راهپيمايي زيست محيطي در كلاردشت در بعدازظهر جمعه 5 خرداد نمايندگان تعداد زيادي از سازمانهاي زيست محيطي و كوهنوردي در حسن كيف كلاردشت گرد آمدند و در مورد مشكلات زيست محيطي منطقهي كلاردشت به گفتگو و اظهارنظر پرداختند. اين همايش به دعوت شوراي شهر كلاردشت، انجمن حمايت از محيط زيست كلاردشت و انجمن كوهنوردان ايران برگزار شد. كلاردشت مازندران با داشتن آب و هواي معتدل كوهستاني، و چشماندازهايي از جنگل، چمنزار، و كوههاي بلند برفپوش، از مناطق كم مانند ايران است كه از سال 1345 در «طرح جامع» به عنوان يك منطقهي گردشگري تعريف شده است. اما، توسعهي ناموزون اقتصادي در اينجا هم مانند بسياري از ديگر مناطق كشور، به تخريب چشمگير محيط زيست منجر شده است. نمودهايي از ناديده گرفته شدن محيط زيست در طرحهاي توسعه عبارتاند از: 1ـ معدن كاوي؛ از اواخر دههي شصت، براي برداشت سنگهاي گرانيت و چيني و شايد مواد ديگر، گمانهزنيهاي پرشمار و گسترده در بالادست كلاردشت شروع شد. در جريان اين كاوشها، دهها كيلومتر جادهي غيراصولي و غيرضروري ساخته شد كه نتيجهي آن، آسيب ديدن شديد جنگل و مرتع، رانشهاي قابل توجه در شيبهاي كوهستاني، و گلآلود شدن رودخانهي «حفاظت شده»ي سردابرود بوده است. اين جادهها فقط سبب تسهيل زمينخواري و ساخت و ساز در عرصههاي طبيعي و نيز تسهيل ورود دام به ميزاني بس فراتر از ظرفيت مراتع شدهاند. 2ـ تبديل منابع طبيعي و زمينهاي كشاورزي به عرصههاي ساخت و ساز؛ ساختمانسازي در كلاردشت، بدون هيچ طرح و برنامهي سنجيده انجام ميشود و عوارض جانبي آن مانند مشكل دفع پسابها و زباله يا مخدوش شدن چشمانداز كلي منطقه، در محاسبه نيامده است. 3ـ آلودگي محيط؛ بورس بازي زمين و افزايش جمعيت ساكن و مسافر، سبب افزايش فوقالعادهي نخالههاي ساختماني و زبالههاي خانگي شده است. هماكنون مقداري از زبالهها در رودخانهي سردابرود يا محيطهاي ديگر رها ميشود، و مقدار بيشتري توسط شهرداري كلاردشت جمعآوري و در كيلومتر بيست جادهي عباس آباد (در داخل جنگل) تخليه ميشود. 4ـ هويتزدايي در معماري؛ در ساخت و سازهاي دو سه دههي اخير، تقريباً هيچگونه توجهي به سنتهاي ساختمانسازي منطقه نشده و هيچ محدوديتي در كاربرد مصالح مختلف يا نماسازيها اعمال نشده است. در حال حاضر، كلاردشت به مجموعهاي از ساختمانهاي رنگ به رنگ و بيهويت بدل شده و تفكيك زمينها با ديوارهايي از بلوك سيماني، دشت و تپهها را زشت و آبلهرو ساخته است. شركتكنندگان در همايش، خواستار توقف فعاليتهاي مخرب محيط زيست، به ويژه معدنكاري، در كلاردشت شدند. همچنين واگذاري 150 هكتار از جنگلهاي كلاردشت را به پيمانكار آزادراه تهران ـ شمال غيرقانوني دانستند و از برخورد سازمان بازرسي كل كشور با موضوع حمايت كردند. اين همايش و سخنراني در فضاي باز جلوي بيمارستان در دست احداث كلاردشت، با حضور حدود پانصد نفر از اهالي كلاردشت و نمايندگان چندين سازمان غيردولتي زيست محيطي و كوهنوردي نقاط مختلف كشور، برگزار شد. از جمله شركتكنندگان در همايش ميتوان اينها را نام برد: رييس شوراي شهر كلاردشت، رييس تربيت بدني كلاردشت، اعضاي انجمن حمايت از محيطزيست كلاردشت، دبير شبكهي سازمانهاي غيردولتي زيست محيطي تهران و عضو شبكهي سازمانهاي زيست محيطي كشور، رييس هيات مديرهي انجمن كوهنوردان ايران، مسئولان باشگاههاي كوهنوردي قديمي تهران، راهنمايان كوهنوردي با سابقهي كلاردشت، مسئول انجمن حفظ محيط كوهستان، مسئول موسسهي اوج سبز، مدير موسسهي كوهستان سبز، مدير گروه ديدهبان كوهستان، و اعضايي از جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست و جبههي سبز ايران و چند سازمان ديگر از تهران، ساري، رامسر، رشت، كرج ... . همچنين گروههاي ديگري از كرمان، تبريز، مشهد، زاهدان، ماكو و ... با فرستادن نامه و نمابر، از اين همايش پشتيباني كردند. در پايان، شركتكنندگان در همايش از محل بيمارستان در دست ساخت تا ميدان حسن كيف راهپيمايي و بيانيهي زير را امضا كردند: تخريب منابع طبيعي كلاردشت را محكوم ميكنيم ما امضاءكنندگان زير، همگام با اهالي كلاردشت اعلام ميداريم كه حوزهي آبخيز رودخانهي حفاظت شدهي سرد ابرود، و كوهستان كمنظير علمكوه كه بخشي از آن عنوان «اثر طبيعي ملي» دارد، جزء سرمايههاي طبيعي و ميراثهاي زمينشناختي ايران است و نبايد در آن فعاليتهاي مخرب محيط زيست انجام شود. با تاكيد بر ارزشهاي بومشناختي و قابليتهاي گردشگري كلاردشت و علمكوه، با توجه به لزوم رضايتمندي جامعهي محلي از طرحهاي توسعهي اقتصادي، و با در نظر داشتن نقش مهم پوشش مرتعي و جنگلي در حفظ ثروت كلاردشت كه همانا طبيعت منطقه است، خواستار تعطيلي فعاليتهاي معدنكاري در كلاردشت هستيم. از سازمان جنگلها و مراتع، سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، و ادارهي شيلات ميخواهيم كه به منظور تضمين بهرهبرداري پايدار از منابع طبيعي و جاذبههاي كلاردشت، با استفاده از اقتدار قانوني خود، فعاليتهايي را كه نوعاً با ارزشهاي اين منطقه مغايرت دارد تعطيل كنند. همچنين از شهرداري و شوراي شهر كلاردشت و مقامات ديگر ميخواهيم از ساخت و سازهاي بيرويه جلوگيري كنند و در ارايهي پروانههاي ساختماني و خدمات شهري، ضوابط زيست محيطي و توسعهي پايدار را در نظر داشته باشند. نگاهي به مشكلات زيست محيطي طالقان در بعدازظهر 14/2/85 در حدود پانصد نفر از طبيعت دوستان، كوهنوردان، اعضاي شوراي شهر، هنرمندان، نويسندگان، محيطبانان و ديگر قشرهاي مردم طالقان و نيز افرادي از تهران و كرج و نظرآباد و چالوس و تنكابن و ... در سالن تربيت بدني شهرك طالقان گرد آمدند تا در مورد مشكلات زيست محيطي منطقهي طالقان همانديشي كنند. بهانهي اين گردهمايي، تجليل از كوهنوردان طالقاني بود كه قلهي ايلندپيك را در نپال صعود كرده بودند، اما هم صعودكنندگان (كه چون ديگر كوهنوردان، محرك اوليهشان در كوهنوردي، عشق به طبيعت است) و هم پيشنهاد دهندگان مراسم، ترجيح دادند كه بيشتر وقت به بررسي چند مسالهي زيست محيطي منطقه اختصاص يابد. لازم به يادآوري است كه در طالقان، از ديرباز سطح فرهنگ و سواد بالا بوده و در چند سال اخير، حساسيت همگاني به چالشهاي محيط زيستي افزايش چشمگير داشته است. طالقانيها، پيشينهي يكصدساله در تاسيس انجمنهاي مردمي دارند، و اين نشست هم سرآغاز يك تلاش همگاني براي پايهگذاري «انجمن دوستداران محيط زيست طالقان» شد. طالقان، منطقهاي است كوهستاني به مساحت تقريبي 1300 كيلومتر مربع كه مركز آن «شهرك»، از طريق جادهي كنوني حدود 150 كيلومتر از تهران فاصله دارد، اما با تكميل شدن جادهاي كه از هشتگرد در حال ساخت است، اين فاصله كاهش بسيار خواهد يافت. كوهستاني بودن و نزديكي به تهران سببساز چند مساله است كه در اينجا به آنها اشاره ميشود: 1ـ زيست بومهاي كوهستاني، به دلايل گوناگون از جمله، كوتاه بودن فصل رويش، پايين بودن ميانگين دماي سالانه و در كنار آن اختلاف دماهاي شديد، استعداد زمينهاي پرشيب براي فرسايش و زمين لغزه، و محدود بودن زمين براي طرحهاي توسعهي اقتصادي، بسيار آسيبپذير هستند. اما در طالقان ـ مانند هر نقطهي كوهستاني ديگر كشور كه ساخت و ساز و «عمران» در دستور كار قرار گرفته است، به ويژگيهاي محيط كوهستان توجهي نشده است. در سالهاي اخير، در هر باغ و كشتزار، روي بسياري از تپهها و در حريم رودخانهها خانهسازي شده و اين امر، خدمات رساني شهري را از هر حيث (آب، فاضلاب، جمعآوري زباله ...) دشوار كرده و حتي تصور اين كه در سالهاي آينده هم بتوان مثلاً براي هدايت پسابها كاري كرد، سخت است. با توجه به اين كه زهكش طبيعي كل منطقه، رودخانهي شاهرود است، نفوذ پسابها تهديدي جدي براي آب سد تازهساز طالقان است. بنا كردن ساختمانهاي بزرگ روي يال تپهها و بر دامنهها، در چند جا سبب رانش چشمگير خاك شده است، اين پديده را براي مثال در زير ساختمان دادگاه طالقان ميتوان ديد. به نظر ميرسد كه استعداد زمينهاي پرشيب طالقان براي رانش و لغزش، به علت رسي بودن، حتي از بسياري مناطق كوهستاني ديگر، بيشتر است، چرا كه چند مورد بزرگ و قديمي از اين پديده در نقاط مختلف طالقان ديده ميشود. 2ـ شهر تهران، اثر تورمي خود را بر نرخ زمين تا بيش از صد كيلومتر در پيرامون خود نشان ميدهد. كمبود زمينههاي توليد و بازرگاني سالم، ضعيف بودن بورس سهام، و بيثباتي اجتماعي، هر روز بيش از پيش سرمايهها را به سوي زمين بازي ميراند و به دليل كمبود اين «كالا» و افزايش غيرطبيعي جمعيت تهران، فشار بر منطقههاي پيراموني بيشتر و بيشتر ميشود. در اين ميان، سادهسازي دسترسي به كوهپايهها و مناطق كشاورزي، با ساخت جادهها و شاهراههاي عريض كه توجيه اقتصادي و زيست محيطي ندارند، اينگونه مناطق را مستعد بدل شدن به حومههاي شهر و بيرون رفتن از چرخهي توليد كشاورزي و دامپروري ميسازد. در طالقان، فقط ظرف ده سال اخير، قيمت زمين دهها برابر شده است كه اين امر، زمينه را براي تبديل باغها و كشتزارها به قطعههاي كوچك و فروش جهت خانهسازي آماده ساخته است. اين سودآوري چشمگير و بادآورده، همچنين زمينهساز و محرك تجاوز به عرصههاي منابع طبيعي جهت استفادهي شخصي بوده است، پس از سرعت گرفتن عمليات ساخت سد طالقان، با ورود پيمانكاران چيني، روند خريد (!؟) زمينهاي باير (منابع طبيعي) كه به درياچه مشرف ميشد، شدت يافت. اكنون كه چند ماهي از آبگيري سد ميگذرد، در حالي كه باغ و روستاها به زير آب رفته و ميروند، ميتوان اسكلت ساختمانهايي را ديد كه در فاصلهي بسيار نزديكي به درياچه در حال سربرافراشتن هستند. در حريم سد كرج، سالها است كه ميخواهند ساختمانها را براي جلوگيري از آلودهتر شدن آب، تملك و تخريب كنند ـ اما در حريم سد طالقان، عرصههاي طبيعي در برابر ديدگان مسئولان (و حتماً با مجوزهاي لازم) به ساختمان بدل ميشوند! 3ـ طالقان منطقهاي است با پيشينهي تاريخي غني، و در هر گوشه و كنار آن، آثار و محوطههاي باستاني وجود دارد، فقط در حدود سي اثر در اين منطقه، جزء آثار ملي به ثبت رسيده است. متاسفانه، هيچ حفاظتي از اين آثار صورت نميگيرد، و كندوكاوهاي غيرمجاز به شكلي چشمگير و گسترده در همه جا ديده ميشود. پيش از آبگيري سد طالقان هم، برنامهاي براي شناسايي و نجات بخشي احتمالي آثار تاريخي در امتداد 12 كيلومتري كه به زير آب ميرود، اعلام و اجرا نشد. در برنامههاي تسطيح زمين براي ساختمانسازي، و از همه بدتر در برنامهي بزرگ راهسازي هشتگرد ـ طالقان، هيچ ملاحظهي باستانشناسي صورت نگرفته است. شايعهها حاكي از آن است كه در چند نقطه، تيغههاي بولدوزر (يكي از ابزارهاي باستانشناسي در ايران!) به مجسمهها و سفالهاي قديمي برخورد كرده است. 4ـ راهسازي، به منظور نزديك كردن طالقان به تهران، بيآن كه ضرورت اين كار ثابت و ظرفيت منطقه در نظر گرفته شده باشد، آسيبهاي سترگ به محيط طبيعي (و قطعاً محوطههاي باستاني) وارد ساخته است. در امتداد اين راه در دست ساخت و در كارگاههاي آن، همه جا رفتار غيرفني و غيرمسئولانه با كوهستان آشكارا ديده ميشود. رانشهاي بيشمار و چندين مورد زمين لغزه، نابودسازي پوشش گياهي در پاركينگ ماشينهاي راهسازي، ريخت و پاش گازوئيل و روغن موتور، و تجاوز به حريم رودها و مسيلها، چشمانداز عادي در امتداد اين راه است. يكي از رانشهاي عظيم، درست در ميانهي «شهرك» (مركز طالقان) و بالاي پمپ بنزين روي داده است. اثر ويرانگر اين رانشها در نابودي خاك، افزايش خطر سيل، تهديد بستر طبيعي رودخانهي شاهرود، و پر شدن سد، چيزي نيست كه درك آن براي سادهترين اشخاص هم دشوار باشد، چه رسيد به «اولياي امور»... همايش 14/2/85 با امضاي بيانيهاي به پايان رسيد كه در آن از وزارت نيرو، سازمان محيط زيست، سازمان ميراث فرهنگي، و نيز از بخشداري دشواري شهر طالقان خواسته شده بود كه با جلب مشاركت ديگر دستگاههاي دولتي و غيردولتي، «شوراي مشترك همكاري و برنامهريزي حفاظت از محيط زيست طالقان» را تشكيل بدهند. به ويژه از شوراي شهر و شهرداري خواسته شد كه كنترل ساخت و ساز را به طور جدي و از هم اكنون به عنوان يك اولويت اساسي در دستور كار قرار دهند.
|

