کوه بان ۳
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

دماوند، و نگاهي به تاريخ كوه‌نوردي                        

  داود محمدي‌فر

 اشاره

ويل دورانت در كار سترگ خود «تاريخ تمدن» بيان مي‌كند كه حدود شش هزار سال تاريخ نوشته در دسترس است، و «در نيمي از اين مدت خاور نزديك مركز امور و مسايل بشري بوده است» و نيز: «... اروپا و آمريكا ـ اين فرزند و نواده‌ي خودخواه آسيا ـ هرگز به ارزش ميراث كهن پدران خود پي نبرده‌اند ...» (تاريخ تمدن، چاپ 1372، ص ص 141 و 990) اين تاريخ‌دان برجسته با برشمردن هنرها و فن‌هايي كه از شرق به غرب رفته، نشان مي‌دهد كه به راستي «مشرق زمين، گاهواره‌ي تمدن» بوده است.

اما، در سده‌هاي اخير كه اروپا به پيشرفت‌هاي چشم‌گير دست يافت، اندازه‌گيري همه‌ي عناصر فرهنگ با معيارهاي اروپايي، و بيان تاريخ تمام رخدادهاي اجتماعي با مبداهاي اروپايي، جايگزين بسياري از واقعيت‌ها شد. شرق نيز در رخوتي كه به آن دچار شده بود، به استفاده از دست‌يافته‌هاي غرب بسنده كرد و حتي كندوكاو در تاريخ خود و سود جستن از اجزاي باارزش آن را كم و بيش فراموش كرد.

كوه‌نوردي نيز گوشه‌اي از فعاليت‌هاي اجتماعي يا فرهنگي (به معناي عام) انسان است. تقريباً در تمام كتاب‌ها و مقاله‌هايي كه در زمينه‌ي تاريخچه‌ي كوه‌نوردي نوشته شده، نخستين تلاش‌هاي آدميان براي پيمايش كوه‌ها، با ذكر موردهايي مربوط به غرب (به طور مشخص اروپا) بيان شده است. اما، در شرق كه بسياري از تمدن‌هاي آن در سرزمين‌هايي به مراتب كوهستاني‌تر از حوزه‌هاي تمدني اروپا شكل گرفته، كوه‌پيمايي به منظور گذراندن زندگي، و حتي ـ در پاره‌اي مقطع‌ها براي گشت و گذار صرف و ورزش، به احتمال زياد پيشينه‌اي درازتر دارد.

در مقاله‌ي زير، داود محمدي فر، به ذكر كوه‌پيمايي‌هايي كه از چند سده پيش روي دماوند انجام شده مي‌پردازد. او صعودهاي دماوند را با چند صعود كه كوه‌نويسان غرب به عنوان «نخستين»هاي جهان ذكر كرده‌اند، مقايسه كرده و نتيجه گرفته است كه در ميان كوه‌هاي بلند جهان (بالاي 4000 متر) «گنبد گيتي» باشكوه ما، قديمي‌ترين صعودها، شب‌ماني‌ها، و تلاش‌هاي زمستاني را دارد، و بر ما است كه با معرفي بهتر اين كوه و صعودهاي آن به جهانيان، جايگاه برتر آن را در كوه‌نوردي جهان بشناسانيم.

اشاره به چند نكته لازم به نظر مي‌رسد: نخست اين كه آن چه معمولاً به عنوان نخستين‌هاي كوه‌نوردي در نوشته‌هاي تاريخ‌نويسان كوه‌ها مي‌آيد، ناظر بر فعاليت‌هاي ورزشي است (و نه تلاش‌هايي كه براي معدن‌كاوي، لشكركشي، دام‌پروري، ستايش خدايان و مانند اين‌ها صورت گرفته)؛ به اين دليل سرآغاز كوه‌نوردي جديد را صعود به قله‌ي مون بلان (1786 م.)، يا صعود سرآلفرد ويلزA.Willsبه قله‌ی وترهورنWetterhornدر  ۱۸۴۵ ميلادی می‌دانند چرا که پس از اين کارها-به ويژه صعود به وترهورن  تلاش‌هاي پيوسته و با برنامه‌ي اروپاييان در آلپ‌ها منجر به شكل‌گيري ورزش كوه‌نوردي شد.

دوم آن كه در منابع غربي هم گاه به پاره‌اي كوه‌پيمايي‌هاي بسيار قديمي اشاره شده است. مثلاً گذر هانيبال با لشكريان و فيل‌هايش از كوه‌هاي آلپ (در 218 پيش از ميلاد)، يا بالا رفتن امپراطور هادريان از مونت اتناMount Etna  در۱۲۶ ميلادي،و يا صعود پت رارکاPetrarca به کوه وان‌توMount Ventoux در۱۳۳۶ ميلادی و... نيز كوه‌پيمايي‌هاي بوميان آمريكاي جنوبي تا ارتفاع حدود 6000 متر پاره‌اي از كوه‌هاي آند، و كوه‌پيمايي اسماعيليان در كوه‌هاي ايران. و سوم اين كه ذكر پاره‌اي صعودها در تاريخچه‌هاي جهان به خاطر دشواري دست‌يابي به قله‌ي آن‌ها (فني بودن) است، براي نمونه مونت اگوي در 1492 با نردبان‌هاي بسيار بلند چوبي و طناب صعود شد، و دومين صعود آن نزديك به سيصد و پنجاه سال بعد (1834 م.) انجام يافت. يا صعود پيلار راك (Pillar Rock) در ليك ديستريكت انگلستان يك سنگ‌نوردي خالص بوده است، و صعود به قله‌ي مترهورن كه كوهي است يك پارچه از سنگ و يخ، و تلاش براي دست‌يابي به نوك آن بدل به رقابتي ورزشي و سرسختانه شد، هنوز هم كار ساده‌اي نيست.

 

در اين مقاله قصد داريم درباره‌ي موضوعي صحبت كنيم كه تاكنون درباره‌ي آن اظهارنظر نشده، يا بسيار كم شده است. در نقشه‌ها و كتاب‌ها و تاريخچه‌هاي كوه‌نوردي، در زمينه‌ي «نخستين صعودها» حتي به قله‌هاي كم‌اهميت هم پرداخته‌اند، اما از دماوند كه به گمان من «ميراث كوه‌نوردي جهان» است (نگاه كنيد به گاهنامه‌ي انجمن، شماره‌ي 5» و در ميان كوه‌هاي بلند جهان، قديمي‌ترين صعودها را دارد، تقريباً هيچ صحبتي به ميان نيامده است.

اثبات صفت ياد شده براي دماوند، مي‌تواند برگ ديگري از تاريخ سرزمين كهن‌سال ايران را به نمايش بگذارد، و تاييديه‌اي جهاني براي نشان دادن سابقه‌ي كوه‌نوردي ما، و سبب‌ساز يك دگرگوني در ورزش كوه‌نوردي كشور باشد. شايسته است كه با جمع‌آوري مستندات، و ترجمه و ارسال آنها به مراجع بين‌المللي و پي‌گيري مدام، جايگاه واقعي كشور خود را در تاريخ كوه‌نوردي جهان به همگان بشناسانيم.

براي ورود به اصل مطلب بهتر است چندتايي از «نخستين» صعودهاي مهم را كه مورد اشاره‌ي چند نويسنده و محقق كوه‌نوردي قرار گرفته است، ذكر كنيم:

۱-سال۱۴۹۲ ميلادی،صعود به قله ی کوه مون اگوی Mont Aiguille درآلپ‌های دوفينه Dauphine به ارتفاع ۲۰۶۴ متر،به رهبری آنتوان دو وی Antone De Ville پيشکار پادشاه فرانسه.(۱)

۲- سال ۱۵۵۵ ميلادی، صعود کنراد گسنر Conrad Gesner به قله‌یGnepfstein گنپشتاين .(۲)

۳ـ سال 1642 ميلادی ، صعود کوه‌نورد انگليسی داربی فيلدDarby Fieldبه قله‌ی كوه واشنگتن.(3)

4ـ سال 1786 ميلادي، صعود ژاك بالماJacque Balmat و دکتر ميشل گابريل     پاكار Michel Gabriel Paccard به قله‌ی مون لان به ارتفاع ۴۸۰۷ متر.(۴)

 

۵- سال ۱۸۰۰ ميلادي، صعود يك هيات به سرستی پرنس سلم ريفرشيد Salm Refferschied به قله‌ی مون بلان به ارتفاع ۴۸۰۷ متر.(۴) 

6ـ سال 1811 ميلادي، صعود يوهان راندولف و هيرونيموس ماير به قله‌ي يونگ فراو (Jung Frau).(6)

7ـ سال 1829 ميلادي، صعود جغرافی‌دان فردريك پارواتFriedrich Parvat به قله‌ی ۵۱۶۴ متری آرارات.(7)

8ـ سال 1829 ميلادي، صعود هوگي و همراهانش به قله‌ي فينستراهورن.(8)

9ـ سال 1848 ميلادي، صعود سروان ويسون به قله‌ي پيلارراك در منطقه‌ي ليك دستريك.(9)

10ـ سال 1854 ميلادي، صعود يك نفر انگليسي به نام سر آلفرد ويلز (Sir Alfred Wills) به قله‌ي 3699 متري وتر هورن (Wetter Horn).(10)

11ـ سال 1864 ميلادي، صعود قله‌ي مارمولانا در دولوميت‌ها توسط گرومان و برادران ديماي، همچنين صعود سوزني آرژانتيير به دست ويمپر و رايلي.(11)

12ـ سال 1865 ميلادي، صعود ادوارد ويمپرper) به اتفاق شش كوه‌نورد ديگر به قله‌ي مترهورن كه يكي از زيباترين و دراماتيك‌ترين قله‌هاي جهان است و 4406 متر ارتفاع دارد. در اين برنامه، پس از پيروزي (هنگام فرود) به علت بي‌تجربگي يكي از كوه‌نوردان به نام داگلاس هادو و پاره شدن طناب، چهار نفر از كوه‌نوردان در حدود 1200 متر سقوط كردند و جان سپردند.(12)

يادآور شويم كه پس از صعود به قله‌ي متر هورن، جرقه‌ي كوه‌نوردي و ماجراجويي در تمام اروپا شعله‌ور گرديد و كوه‌نوردان زيادي به صعود از مسيرهاي نو، و سنگ‌نوردي هجوم بردند، ولي چون تا همين حد براي قياس با قله‌ي دماوند كافي است، مي‌پردازيم به شرح اولين صعودها روي قله‌ي دماوند:

1ـ در سال 952 ميلادي، جغرافي‌دان و معدن‌شناس عرب ابودلف خزرجي به قله‌ي دماوند صعود كرد.(13)

2ـ در سال 978 ميلادي، فردي به نام «پسر امير كا» در زمان قابوس ابن وشمگير از دماوند بالا رفت.(14)

3ـ در سال 1217 ميلادي، محمدابن اسفنديار كاتب (صاحب كتاب تاريخ طبرستان) نوشت: «از قريه اسك تا قله دو روزه شوند.»(15)

4ـ در سال 1628 ميلادي (دوران سلطنت شاه عباس اول)، توماس هربرت انگليسي از طريق فيروزكوه تا چشمه‌هاي آبگرم دماوند صعود كرد.(16)

5ـ در سال 1798 ميلادي، هـ گربرت(17) H.Gerbert اتريشی به قله‌ی دماوند صعود داشت.(۱۷)

6ـ در سال 1836 ميلادي، ابتدا مستر تامسون و سپس اوشه الوي طبيعي‌دان فرانسوي به قله‌ي دماوند صعود نمودند، تامسون اولين شب‌ماني تاريخ قله‌ي دماوند (شايد هم نخستين شب‌ماني جهان‌ كوه‌نوردي در چنين ارتفاع) را به نام خود ثبت نمود.(18)

7ـ در سال 1843 كوتسي گياه‌شناس اتريشي به قله‌ي دماوند صعود كرد.(19) 

8ـ در سال 1858 گروه چهار نفره‌ي سرهنگ صادق‌خان قاجار پاي بر فراز قله‌ي دماوند گذاشت (نخستين صعود مستقل و مستند ايرانيان).(20)

9ـ در سال 1868 مور و فرش فيلد به دماوند صعود كردند.(21)

10ـ در سال 1871 دومين تيم صعودكننده‌ي ايراني، گروه چهار نفره‌ي كربلايي اسداله، به قله‌ي دماوند صعود نمود. اين كوه‌نوردان دومين شب‌ماني تاريخ دماوند و نخستين شب‌ماني ايرانيان را بر بلنداي آن، به نام خود ثبت كردند.(22)

11ـ در سال 1880 نايپه به قله‌ي دماوند صعود داشت.(23)

12ـ در سال 1881 استك به قله‌ي دماوند صعود كرد.(24)

و همچنان در سال‌هاي بعد، صعودهاي مكرر ادامه يافت. اينك متوليان كوه‌نوردي كشور، خبرگان، و شخصيت‌هاي اين رشته از ورزش به مقايسه‌ي هر دو جدول پرداخته داوري نمايند، كدام يك از فرازهاي 12 گانه‌ي صعودهاي مستند و قديمي به دماوند، در تاريخچه‌هاي كوه‌نوردي جهان ثبت شده است؟ هيچ يك، براي چه؟

اگر تنها صعود ابودلف را در سال 952 ميلادي با اولين صعود مندرج در تاريخچه‌ي كوه‌نوردي جهان (مندرج در كتاب بانينگتون) كه مربوط به سال 1492 است و توسط آنتوان دوويل انجام شده، قياس كنيم، چشمانمان از تعجب باز خواهد ماند:

صعود به قله‌ي 5671 متري دماوند، 540 سال زودتر از اولين صعود ذكر شده در تاريخچه‌ي كوه‌نوردي جهان كه مربوط به قله‌هاي 2064 متري مون اگوي است، انجام گرفته است. زماني اين تعجب بيشتر خواهد شد، اگر ارتفاع هر دو كوه مورد سنجش قرار گيرد، ارتفاع دماوند 3607 متر بلندتر از قله‌ي مون اگوي است، كه اين خود از برتري بي‌نظير و بسيار روشن برخوردار مي‌باشد.

تاريخ كوه‌نوردي جهان چنان تنظيم شده، كه گويا دماوند وجود نداشته و هيچ‌گونه صعودي روي آن انجام نگرفته است، و در اين امر سه حالت متصور است:

1ـ تاريخچه‌ي كوه‌نوردي جهان (در كتاب بانينگتون) و ديگر تاريخ‌هاي تدوين شده، درواقع تاريخچه‌ي كوه‌نوردي غرب، به ويژه اروپا است و نه تاريخ‌هاي كوه‌نوردي جهان.

2ـ تاريخ‌نويسان جهان كوه نوردي و فدراسيون بين‌المللي اين رشته، اطلاعاتي درباره‌ي دماوند ندارند، كه اگرچه قابل قبول نيست، اما مي‌توان گفت گناهي مرتكب نشده‌اند، زيرا ايراد از ما بوده است كه اطلاع‌رساني درستي نداشته‌ايم.

3ـ متوليان ورزش كوه‌نوردي ايران، در هيچ دوره‌ به اين مهم توجه نموده، پژوهش‌هايي در اين زمينه نداشته، و هيچ‌گاه ارتباط فرهنگي و مبادله‌ي اطلاعات در اين مورد برقرار ننموده‌اند.

به هر جهت رديف‌هاي 1، 2 و 3 تاريخ كوه‌نوردي جهان (ذكر شده در بالا) قرن‌ها پس از صعود ابودلف به دماوند رخ داده، و صعود رديف 4 (قله‌ي مون بلان در سال 1786 ميلادي) از مرتبتي خاص برخوردار مي‌باشد، ولي 834 سال پس از صعود دماوند اتفاق افتاده و ارتفاع آن 864 متر كم‌تر است. همچنين صعود دوم دماوند توسط گربرت اتريشي با 12 سال فاصله از مون بلان انجام شده كه با توجه به ارتفاع بيشتر، داراي ارزش ويژه بوده و در هر حال بايستي به نوبت خود به آن اشاره رفت.

رديف‌هاي 5 و 6 جهان نيز از نظر ارتفاع قابل مقايسه با دماوند نيست، ولي رديف 7 صعود به قله‌ي آرارات حايز اهميت است، كه نخستين صعود آن 877 سال پس از صعود دماوند و 31 سال بعد از دومين آن بوده، و علاوه بر حق تقدم تاريخي، ارتفاع دماوند 507 متر بيشتر مي‌باشد.

رديف‌هاي 8، 9، 10 و 11 تاريخ جهان، ضمن اين كه هيچ‌كدام از نظر ارتفاع، هم‌سنگ دماوند نيستند، تمام پس از صعودهاي مكرر به دماوند انجام شده، ليكن رديف 12 (صعود به قله‌ي مترهورن) بسيار مهم است كه 913 سال پس از نخستين صعود به دماوند و سال‌هاي متمادي پس از صعودهاي چندم اين قله صورت گرفته، ارتفاع آن نيز 1265 متر از دماوند كم‌تر است.

بنابراين جاي هيچ شك و شبهه‌اي وجود ندارد كه در تاريخ كوه‌نوردي جهان بايد نام دماوند در صدر فهرست كوه‌هاي بلندي كه سابقه‌ي صعود قديمي دارند ثبت شود، و آن را ميراث كوه‌نوردي جهان نامند. شايسته است كه اين موضوع به كليه‌ي سازمان‌ها و مراجع كوه‌نوردي گيتي و حتي سازمان ملل متحد اعلام گردد.

فراموش نشود كه در مورد دماوند، اثبات صفت پرسابقه‌ترين كوه از نظر صعودهاي اوليه، مدنظر است نه ساير عوامل، همان‌گونه كه تاريخ كوه‌نوردي جهان روي صعودهاي نخستين تكيه كرده است. ديگر صعودهاي دماوند نيز، بر كوه‌هاي معرفي شده در فهرست «جهاني» بالا الويت‌هايي دارند كه مي‌بايست به آن‌ها اشاره مي‌شد، مثلاً اولين صعود ايرانيان به قله‌ي دماوند (در رديف هشتم صعودهاي دماوند) هفت سال پيش از صعود به قله‌ي مترهورن صورت گرفته است.

اظهارات مستند ناصرخسرو، در هزار سال پيش مبني بر حمل گوگرد از راس قله، و نيز كوه‌نوردي‌هاي ديگر روي دماوند، چون صعود پسر اميركا در زمان سلطنت شمس‌المعالي قابوس‌ابن وشمگير، و ذكر صعود دو روزه به دماوند توسط ابن‌اسفنديار در 8 قرن پيش، (اگرچه در آنها رسيدن به قله را بايد با احتياط قبول كرد) همگي تاكيدي است بر ادعاي پرسابقه‌تر بودن دماوند در ميان كوه‌هاي جهان از نظر صعود و ميراث‌دار بودن اين قله‌ي پرشكوه. احتمالاً نخستين شب‌ماني‌هاي مرتفع در تاريخ كوه‌نوردي جهان، بر ستيغ دماوند انجام شده (تامسون در سال 1836، و گروه كربلايي اسداله در 1870). صعود تقريباً زمستاني ژاك دومرگان در سال 1889 نيز در جاي خود ركوردي قابل توجه به شمار مي‌رود.

بي‌مورد نيست اشاره گردد كه در تاريخ كوه‌نوردي جهان نه تنها به قله‌ي دماوند بلكه به ديگر ركوردهاي كوه‌نوردي ايران نيز بي‌توجهي شده است:

1ـ در سال 1618 ميلادي سفير كشور اسپانيا دن گارسيا فيگويرا به هنگام عبور از قم و ساوه، اظهار داشته كه مردم به قله‌ي كوهي آتشفشان صعود مي‌كنند.(25)

2ـ در سال 1784 (دو سال پيش از صعود به قله‌ي مون بلان) آندره ميشو (Andre Michaux) مجموعه‌دار گياهان ايران، به قله‌ي الوند (3580 متر) صعود كرده است.(26) 

3ـ در ماه اوت 1836 دو نفر انگليسي به اسامي هـ . ويلوك و ستوان شي اولين اروپايياني بودند كه به قله‌ي 4811 متري سبلان صعود نمودند.(27)

خلاصه اين كه به علت آگاهي نداشتن تاريخ‌نويسان كوه‌نوردي و مراجع بين‌المللي، و كوتاهي ما در معرفي تاريخ خود، نام سرزمين ايران در تاريخ كوه‌نوردي جهان نيامده است. اگر مانند گذشته كوتاهي كنيم، همچنان از افتخار و پي‌آمدهاي پرشگون داشتن كهن‌ترين صعودهاي بلند و كوهي كه ميراث‌دار كوه‌نوردي جهان است، محروم خواهيم ماند.

 

پي‌نوشت:

1ـ 3ـ 4ـ 10ـ 12) مجله‌ي شكار و طبيعت، شماره‌ي 55، سال 1343، صفحه‌ي 3: تاريخچه‌ي مفيد و مستند كوه‌نوردي جهان، از مجله‌ي لايف ترجمه‌ي جواد شيخ‌ زين‌الدين.

2ـ 6ـ 8ـ 9ـ 11) فصلنامه‌ي كوه، شماره‌ي 4، پاييز سال 1375، تاريخچه‌ي كوه‌نوردي جهان، برگرفته از كتاب The Climbers نوشته‌ي كريس بانينگتون، ترجمه‌ي همايون بختياري (اين تاريخچه، در كتاب بانينگتون، به دست خانم Aydrey Salked  تاريخ‌نويس و محقق كوه‌نوردي گردآوري شده است.)

5ـ 7) كتاب ماجراهاي كوه نوشته‌ي كارل لوكان، برگردان: عبداله عزيزي، چاپ اول، سال 1368، انتشارات كوه اسكي.

13) سفرنامه‌ي ابودلف ترجمه‌ي ابوالفضل طباطبايي، چاپ دوم سال 1354، ص 78.

14ـ15) كتاب تاريخ طبرستان، تاليف محمد ابن اسفنديار كاتب، تصحيح عباس اقبال، چاپ دوم، آبان سال 1366، انتشارات پديده، ص 82.

16ـ26ـ27) كتاب تحقيقات جغرافيايي راجع به ايران، تاليف «آلفونس گابريل» ترجمه‌ي فتحعلي خواجه‌نوري، تصحيح دكتر هومان خواجه‌نوري، چاپ اول 1348، صفحه‌هاي 126، 127، 170 و 230، انتشارات ابن سينا.

17) سفرنامه‌ي ايران و روسيه، تاليف ملگونوف، به كوشش محمدگلبن و فرامرز طالبي، چاپ اول 1363، صفحه‌ي 93.

18ـ24) كتاب ايران و قضيه‌ي ايران، تاليف ج.ن.كرزن، ترجمه‌ي وحيد مازندراني، مركز انتشارات علمي و فرهنگي وزارت فرهنگ و آموزش عالي، سال 1362، ص 455.

19ـ23) فصلنامه‌ي كوه‌ شماره‌ي دهم، بهار 1377، ص 91.

20) كتاب مرآت البلدان، تاليف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، به كوشش دكتر عبدالحسين نوايي و ميرهاشم محدث، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ 1367 جلد دوم و سوم صفحه‌ي 1314 و 1315.

21) فصلنامه‌ي كوه، شماره‌ي 6، بهار 1376، ص 110 نوشته‌ي ابراهيم صدري.

22) روزنامه‌ي ايران (قديم) شماره‌ي 28 (نقل از ص 111 دوره‌ي كامل روزنامه، جلد اول، انتشارات كتابخانه‌ي ملي جمهوري اسلامي ايران، سال 1374).

25) سفرنامه‌ي دن گارسيا ـ دوسيلوا ـ فيگويرا، ترجمه‌ي غلامرضا سميعي، نشر نو، سال 1363، ص 254 تا 256.

 

 

 

 

دماوند، نماد طبيعي ايران

دماوند، برجسته‌ترين پديده‌ي طبيعي ايران، نماد اين سرزمين، خاستگاه اسطوره‌ها و داستان‌هاي دلكش ايراني، و كوهي است با تاريخ سرشار از صعودهاي ديرين.

از نظر طبيعي، دماوند زيست بوم بي‌نظيري است در ايران كه به دليل اختلاف ارتفاع چشم‌گير و دارا بودن دره‌ها و دامنه‌هاي پرشمار، گونه‌هاي گياهي و جانوري متنوعي را در خود جا داده است. اين كوه و محدوده‌ي آن، شايد آخرين پناهگاه بسياري از گونه‌ها باشدكه با از ميان رفتن طبيعت دشت‌ها و آسيب ديدن بسياري از كوه‌هاي پست‌تر، فقط در آنجا باقي مانده‌اند. در دماوند، پديده‌هاي طبيعي چندي وجود دارد كه هر يك در نوع خود كم نظير، و داراي ارزش ذاتي و تفرجي بسيار است: در اين كوه، چند يخچال طبيعي دايمي كه پديده‌ي بسيار كم‌نظيري در ايران است، به چشم مي‌خورد؛ در ميان آنها «يخار» با ديواره و برج‌هاي يخ بلور، وحشي‌ترين و مرتفع‌ترين دره‌ي يخچالي ايران است. پديده‌ي ديگر، حفره‌هاي متعددي است كه گاز و بخار با فشار زياد از آنها بيرون مي‌زند، و اينها در كنار توده‌هاي گوگرد، دماوند را به صورت يك آتش‌فشان كمي فعال درآورده‌اند. چشمه‌هاي آب گرم و آب معدني در كوه‌پايه‌هاي دماوند، وجود دهانه‌اي بزرگ با حوضچه‌ي يخي در ميان آن، شكل مخروطي پرشيب و خوش تراش كه در بسياري مواقع، ابرهايي به شكل‌هاي شگفت‌انگيز در نوك آن به چشم مي‌خورد، از ديگر ويژگي‌هاي اين تك كوه سرافراز است.

 

در اطراف دماوند، محيط‌هاي كوهستاني چندي وجود دارد كه هر يك داراي ويژگي‌هاي منحصر به فرد هستند: دشت لار (پارك ملي)، دشت پرگل و گياه نمارستاق، دره‌ي پرپيچ و خم سه سنگ با آبي بلورين و آبگيرهاي خيال‌انگيز در دره‌هاي فرعي، گردنه‌ي بسيار عظيم سرداغ، ستيغ هفت سران با پرتگاه‌هاي پرهيبت، رودخانه‌ي پر آب هراز، ستيغ طولاني دو برار و .... اين محيط‌ها، زيستگاه جانوراني مانند خرس، گراز، گرگ، روباه، پلنگ، كل و بز، قوچ و ميش، عقاب طلايي، كبك، انواع مار، ماهي قزل‌آلا، و بسياري گونه‌هاي كمياب ديگر است.

ظاهر چشم نواز دماوند با كلاهك و رگه‌هاي برفي پركشش، تجسم واقعي آن چيزي است كه از واژه‌ي «كوه» به نظر مي‌آيد. به دليل شكل خيال‌انگيز، و به دليل آن كه چكاد دماوند بلندترين نقطه‌ي ايران و مشرف بر تمامي اين سرزمين است، ارزش نمادين آن در رديف پرچم كشور است، با اين تفاوت كه ميراثي ميليون‌ها ساله است و در صورت تخريب چهر‌ه‌ي طبيعي آن، نمي‌توان آن را بازسازي كرد.

از نظر نفوذ در اسطوره‌ها و داستان‌هاي ايراني، دماوند مقام نخست را در ادبيات فارسي دارد و ماجراي تعدادي از شاهكارهاي اسطوره‌اي جهان در ارتباط با اين كوه شكل گرفته است. از نظر جايگاه در كوه‌نوردي، شايد در ميان كوه‌هاي بلند جهان، دماوند بيشترين پيشينه‌ي تاريخي را داشته باشد، و قطعاً مي‌توان گفت كه جايگاهي برجسته در ميان كوه‌هايي كه از ديرباز مورد توجه جغرافي‌دانان، جهان‌گردان، ماجراجويان و كوه‌نوردان بوده است، دارد (1).

امروزه، دماوند ـ همچون بسياري از ديگر محيط‌هاي كوهستاني كشور – با چند عامل تهديد مي‌شود:

 

 چراي مفرط؛ هيچ تناسبي ميان ظرفيت توليد مراتع و تعداد بي‌شمار دام‌ها وجود ندارد. حتي در محدوده‌ي «پارك ملي» لار، هنوز سازمان حفاظت محيط زيست نتوانسته از ورود دام‌ها جلوگيري كند كه يك علت آن، وجود مراكز متعدد تصميم‌گيري و اعمال نفوذ در اين گونه قضايا است. به جز اثر فرسايشي روي خاك، يك تاثير مخرب ديگر حضور گله‌هاي بزرگ در منطقه، اين است كه سگ‌هاي پرشمار گله، در تمام شبانه‌روز از نزديك شدن جانوران وحشي به چشمه‌ها و ديگر آبشخورها جلوگيري مي‌كنند و در اين مورد پيوسته رقابتي نابرابر در جريان است. نتيجه‌ي اين امر (در كنار تاثير حضور شكارچيان) رانده شدن جانوران به بلندترين نقطه‌هاي كوهستان (مكان‌هاي نامناسب براي زيست) است. ديده شده كه بزهاي كوهي روي يخچال خطرناك سيوله، و گرازها روي يال‌هاي بي‌آب ارتفاع 4000 متر سرگردان‌اند.

چراي بيش از حد، با از ميان بردن پوشش گياهي، موجب فرسايش خاك مي‌شود. با توجه به اين كه عمق مفيد خاك در دماوند بسيار ناچيز است و لايه‌هاي زيرين آن به طور عمده از خاكستر و سنگ‌هاي آتش‌فشاني تشكيل شده، آسيب‌پذيري آن بسيار زياد است. در 15-10 سال گذشته بارها ديده شده كه بارش باران يا ذوب برف‌ها در بهار موجب روان شدن سيل يا «بهمن»هاي پردامنه از گل و لاي شده و موجب گل آلود شدن رودخانه‌ها و حتي سد شدن مسير رود هراز شده است. فرسايش خاك اثر تشديدكننده‌اي بر رانش و لغزش زمين در منطقه‌ي پرزمين لرزه‌ي دماوند دارد. اين چند عامل سبب مي‌شوند كه: 1- ارزش مرتعي دامنه‌هاي دماوند به سرعت و تا حد جبران‌ناپذير كاهش يابد. 2- زادآوري طبيعي ماهيان در رودخانه‌ها مختل، و حوضچه‌هاي پرورش ماهي دچار آسيب‌هاي پي در پي شود. 3- جاده‌هاي منطقه بر اثر زمين لغزه و ريزش سنگ و خاك، تخريب و بدل به راه‌هاي پرخطر شود.

 

  ساخت و ساز، معدن كاري؛ جاده‌هاي غيرضروري و بسيار بدساخت كه موجب رانش دامنه‌ها، قطعه قطعه شدن زيستگاه‌ها، بد منظر شدن محيط طبيعي، و ساده‌سازي دسترسي به مراتع و شكارگاه‌ها مي‌شود، بي‌هيچ ضابطه‌اي در يكي دو دهه‌ي گذشته، گسترش يافته‌اند. نمونه‌ي بارز آن، جاده‌اي است كه از دامنه‌هاي جنوبي دماوند تا چال چال، چاك اسكندر و گردنه‌ي سرداغ (ارتفاع نزديك به 4000 متر) و از آنجا به سوي شمال كوه مي‌رود. اين جاده كه بدون هماهنگي با سازمان حفاظت محيط زيست و حتي وزارت راه ساخته شده، غيرضروري و مضر به حال منطقه است، و آرامش با شكوه گردنه‌ي سرداغ را خدشه‌دار كرده است.

خانه‌سازي بي‌ضابطه و تصرف منابع طبيعي براي استفاده‌ي غيرقانوني و شخصي به ميزان بس گسترده در روستاهاي منطقه در جريان است كه متاسفانه در چند سال اخير شدتي باور نكردني يافته است.

معدن كاري در دماوند، از ديگر عوامل مخرب منطقه است؛ برداشت ماده‌ي كم ارزشي مانند پوكه از معدن‌هاي روباز قرقه و ملار، هيچ تناسبي با اين محيط پرارزش و كم‌نظير ندارد، و چهره‌ي دماوند را لكه‌دار كرده است.

 آلودگي؛ در بيشتر روستاهاي اطراف دماوند و در سياه چادرهاي دام‌داران، زباله‌هاي خانگي در كوه و دره رها مي‌شوند. اين پسماندها به علت وجود انبوه مواد تجزيه نشدني كه مصرف آنها در سال‌هاي اخير شدت يافته، چشم‌انداز منطقه را خراب كرده و موجب آسيب ديدن حيات طبيعي شده است. چند نقطه از جاده‌ي پلور به رينه، به زباله‌زارهايي بدل شده كه گويا محل تخليه‌ي زباله‌هاي چندين روستا و شهرك منطقه و حتي مناطقي از شمال است. جالب توجه اين كه اين جاده، مهم‌ترين و پر رفت و آمدترين راه دسترسي به كوه دماوند است كه هر ساله پذيراي انبوه طبيعت دوستان و كوه‌نوردان ايراني و خارجي است.

 

 

تمامي مناطق اطراف دماوند، داراي آثار و محوطه‌هاي تاريخي است. ژاك دومرگان، باستان‌شناس معروف فرانسوي كه در ايران بسيار كار كرده، در سال 1310 پيشنهاد ثبت شهر دماوند را در فهرست آثار ملي داد كه مورد قبول دولت وقت قرار گرفت و شهر به شماره‌ي 56 در اين فهرست به ثبت رسيد (2). گو آن كه متاسفانه آثار تاريخي و طبيعي اين شهر و مناطق اطراف كوه دماوند – به ويژه در دو دهه‌ي اخير- سخت مورد تجاوز و تخريب و سودجويي‌هاي غيرقانوني قرار گرفته، اما هنوز مي‌توان در جاي جاي اين ناحيه، مسجدها، بقعه‌ها، برج‌ها، قلعه‌ها، حمام‌ها، كاروانسراها، پل‌ها، و حتي راه‌هايي را ديد كه ارزش كم مانندي دارند. در مورد راه‌هاي تاريخي، يك مورد جالب توجه قابل ذكر است: در سمت غرب روخانه‌ي لار، نزديك آبشار باشكوه و بهشتي «اسپي او» (به معناي آب سفيد) يك منزلگاه (كاروانسراي كوچك) سنگي وجود دارد كه تا حد زيادي سالم مانده است و با كمي تعمير و استحكام‌سازي مي‌تواند احيا شود. با حركت از اين نقطه به سوي گردنه‌ي كبود و قله‌ي چپكرو، در بسياري نقاط آثار مشخص جاده‌اي قديمي به وضوح به چشم مي‌خورد. تركيب هم‌ساز آثار تاريخي و زيبايي‌هاي طبيعي، پياده‌روي در اين منطقه را به تجربه‌اي به يادماندني بدل مي‌سازد.

در نقاط معدودي از جهان مي‌توان آثار تاريخي صدساله و حيات وحش را در كنار هم ديد. با جلوگيري از تجاوز به ميراث‌هاي طبيعي و فرهنگي، و با ترميم آنها مي‌توان محدوده‌ي دماوند را به يك جاذبه جهاني بدل ساخت كه براي كشور اعتبار فراهم آورد، و پشتوانه‌ي اقتصاد ما هم باشد. ارزش‌هاي اين محدوده به اندازه‌اي است كه شايد بتوان آن را به كمك يونسكو در فهرست «ميراث جهاني» ثبت كرد. در اين راه، گرچه دولت بايد با اجراي قانون و بستن راه تخطي از آن، و اختصاص بودجه كمك كند، اما لازم است عموم مردم، و سازمان‌هاي مردمي (غيردولتي) هم با اصلاح نگاه خود، و جايگزين ساختن آينده‌نگري به جاي سودجويي‌هاي كوتاه مدت، رفتاري شايسته‌ي توجه جهاني در پيش گيرند.

در سال 1381 (به مناسبت سال جهاني كوه‌ها 2002) در بيست و يكمين جلسه شوراي عالي محيط زيست، قله‌ي دماوند (و قله‌هاي سبلان، علم كوه، تفتان) به عنوان «اثر طبيعي ملي» ثبت شد. محدوده‌ي تعيين شده براي دماوند از حدود 4500 متر به بالا است كه منطقه‌ي كوچكي را دربرمي‌گيرد؛ درواقع از نظر حيات وحش، از اين ارتفاع به بالا تقريباٌ چيزي وجود ندارد. بهتر است اين محدوده گسترش يابد و منطقه‌ي دماوند به عنوان «پارك ملي» به ثبت رسد.

   پيشنهاد: 1- راه خاكي و بي‌فايده‌ي رينه به گوسفند سراي جنوبي، و راه چال چال – گردنه‌ي غربي به طور‌كلي به‌روي خودروها بسته شود و در مورد ترميم رانش‌هايي كه به دليل ساختن اين راه‌ها پديده آمده، فكري ‌شود. براي گردش‌گري ممكن است از اسب و درشكه استفاده شود كه خود موجب ايجاد كار و درآمد در منطقه خواهد بود و با محيط زيست سازگاري بيشتري دارد. كار دام‌داراني هم كه با استفاده از اين راه‌ها، دام‌هاي خود را به دامنه‌هاي بلند منطقه مي‌رسانند براي مراتع پر زيان است. هزينه‌ي نگهداري جاده‌هاي ياد شده، زيان‌‌هاي فرسايش خاك و ديگر آسيب‌هاي ناشي از آنها به طبيعت، قطعاً از سودي كه حاصل پرورش دام به روش چند هزار سال پيش است، بيشتر است. در صورتي كه حفظ و تقويت جاذبه‌هاي طبيعي دماوند، مي‌تواند در روند «توسعه‌ي پايدار» به كسب درآمد پيوسته براي اهالي (و از جمله دام‌داران منطقه) كمك كند.

2- براي آن كه رفت و آمد زياد كوه‌نوردان موجب فرسايش شديد نشود، مي‌توان دست كم در مسير پرتردد جنوبي، راه پاكوب كنوني را با سنگ‌چين كردن كناره‌ها، به مسيري ثابت و كاملاً مشخص بدل كرد، و از همه‌ي كوه‌نوردان خواست تا فقط در امتداد مسير حركت كنند. فدراسيون كوه‌نوردي مي‌تواند با ياري گرفتن از كوه‌نوردان و صرف بخشي از هزينه‌ي ساخت يك پناهگاه، چنين كاري را به انجام رساند.

3- از هرگونه ساخت و ساز جديد در محدوده‌ي ارتفاعي 2000 متر به بالا جلوگيري شود. به تازگي خبر رسيده كه سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري با مشاركت ژاپني‌ها، قصد ساخت خط بالابر (تله كابين) و هتل در دماوند را دارد (3). ايجاد خط بالابر، قطعاً با راه‌سازي گسترده و تخريبِ باز هم بيشتر دامنه‌ها به انجام خواهد رسيد، و پس از ساخت موجب وارد شدن جمعيت فراتر از ظرفيت منطقه و توليد زباله و فاضلاب بيش از حد خواهد شد. «نماد طبيعت ايران» نبايد بيش از اين چهره‌ي طبيعي خود را از دست بدهد؛ سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري مي‌تواند به جاي كشاندن دامنه‌ي ساخت و ساز به عرصه‌هاي طبيعي باقي‌مانده و بلندي‌هاي دماوند، بر حفظ و احياي بافت تاريخي روستاهاي منطقه و معرفي جاذبه‌هاي طبيعي آن همت گمارد. كمك به ساخت هتل و مهمان سراهاي استاندارد در محدوده‌ي روستاها (و نه با استفاده از زمين‌هايي كه منابع طبيعي هستند)، سامان‌دهي آب گرم‌هاي منطقه و كمك به اهالي براي بهداشتي و شكيل‌تر كردن حمام‌ها و تاسيس مركزهاي آب درماني، مرمت و احياي حمام‌هاي تاريخي (مانند حمام «شاه عباسي» روستاي آبگرم)، و كمك در پاك‌سازي گذرگاه‌هاي روستاها كه آكنده از زباله است، از ديگر كارهايي است كه سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري مي‌تواند انجام دهد و تاثيري به مراتب بيشتر و بهتر در جلب گردش‌گران و افزايش درآمد اهالي منطقه خواهد داشت.

4- يك روز از سال براي معرفي ارزش‌هاي كوه‌ دماوند و منطقه‌هاي دور و بر آن، به عنوان روز ملي دماوند نام‌گذاري شود. پيشنهاد ما روز سيزدهم تيرماه است كه مصادف با جشن تيرگان و مطابق اسطوره‌‌هاي كهن ايراني، روز پرتاب تير آرش، پهلوان ايراني، براي تعيين مرزهاي ايران زمين است.

همان‌گونه كه ناصر پازوكي در كتاب آثار تاريخي دماوند گفته، «قله‌ي دماوند مي‌تواند نماد مليت و وفاق ايرانيان باشد.»                                

 

پي‌نوشت :

1- براي آگاهي بيشتر در مورد جايگاه دماوند در اسطوره‌ها و ادبيات فارسي و سفرنامه‌ها و متن‌هاي تاريخي، نگاه كنيد به: نصرتي، مسعود. دماوند خاستگاه اساطيري ايران زمين، اداره‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي دماوند، 1381. و نيز نگاه كنيد به مقاله‌هاي محمدي فر، داود. در گاهنامه‌هاي شماره‌ي 5 و 9 انجمن كوه‌نوردان ايران.

2- نگاه كنيد به: پازوكي طرودي، ناصر. آثار تاريخي دماوند، اداره‌ي كل ميراث فرهنگي استان تهران، 1381.

3- نقل از: www.chn.ir