كوه‌بان۳
ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

به نام خدا

اين شماره‌ی كوه‌بان در چند بخش ، در وبلاگ قرارداده شده است كه فهرست كلی آن را در اين‌جا می‌بينيد: 

(شماره های ۱ و۲ كوه‌بان را در آرشيو می‌توانيد مطالعه كنيد)

كوه‌بان -نشريه‌ی داخلی گروه ديده‌بان كوهستان

شماره ی ۳ - تير۱۳۸۵

 

فهرست

اشاره

دماوند، كهن‌ترين كوه صعود شده‌ي تاريخ

دره‌ي لار از نگاه تاريخ

البرز در آيينه‌ي آثار و اساطير

دماوند، و نگاهي به تاريخ كوه‌نوردي

دماوند، نماد طبيعي ايران

نامه‌ي شوراي شهر رينه به رييس جمهور در مورد دماوند

پيشنهادهايي در مورد حفاظت دماوند

تقديم به جان‌باختگان دماوند

كتاب‌ها و نقشه‌هاي دماوند

همايش و راه‌پيمايي زيست‌محيطي در كلاردشت

نگاهي به مشكلات زيست محيطي طالقان

بيانيه در اعتراض به آلودگي آب سد قشلاق

از ميان مطبوعات

از ميان نامه‌ها

فعاليت‌هاي گروه ديده‌بان كوهستان در بهار 1385

 

 

اشاره

روز ملي دماوند

نام‌گذاري يك روز به نام «روز ملي دماوند» شايد كار مهمي نباشد، به ويژه كه ما گوش‌مان از نام‌ها و شعارها و سروصداي مناسبت‌ها پر است. اما، تلاش در دو سه سال گذشته براي ثبت روز دماوند، امكاني را فراهم كرده است تا در گوشه‌هايي از فضاي رسانه‌اي كشور به موضوع كوهستان و ضرورت حفاظت آن بپردازيم. اين تلاش همچنين انگيزه‌اي بوده است براي خودمان تا در سه چهار ماه از بهار و تابستان، چندين بار به دماوند و كوه‌پايه‌هاي آن برويم تا بلكه در گفتگو با گردش‌گران و جامعه‌ي محلي، وگاه با مديران دولتي، گام‌هايي در جهت حفظ اين ميراث باشكوه و «چشم‌انداز سرزميني» ايران برداريم.

 

تا دو سه سال پيش، دل‌مشغولان حفظ محيط‌هاي كوهستاني، خود را در ميان اهالي روستاهاي كوه‌پايه‌اي، كم و بيش غريب مي‌يافتند، چرا كه در ميان عموم مردم، واژگان محيط زيست و توسعه‌ي پايدار و حقوق زيست محيطي و مانند اينها شناخته نبود. اكنون، اما به يمن تغيير نگرش‌هايي كه در سطح دولت پيش آمده، و كوشش‌هايي كه سازمان‌هاي غيردولتي و رسانه‌ها داشته‌اند، مي‌توانيم در كلاردشت، رينه، طالقان، كرمان ... موضوع حفاظت علم كوه، دماوند، البرز و لاله‌زار را از زبان اهالي محل بشنويم و حتي شاهد فعاليت اجتماعي و «كمپين» آنان در اين زمينه باشيم. اين، به ما دل‌گرمي مي‌دهد كه آب در هاون نمي‌كوبيم، و اميدي هست كه بتوان بقاياي طبيعت كوهستاني كشور را حفظ يا بخش‌هاي آسيب‌ديده را احيا كرد.

در گفتگويي كه با ناصر پازوكي طرودي، مدير كل پيشين دفتر ثبت آثار تاريخي، فرهنگي و طبيعي سازمان ميراث فرهنگي داشتيم، او گفت كه «مستندسازي» محدوده‌ي دماوند براي ثبت آن در فهرست ميراث طبيعي كشور، هزينه‌اي سنگين مي‌طلبد تا بتوان عكس‌هاي مختلف از زاويه‌هاي گوناگون دماوند تهيه كرد، نقشه‌برداري آن را كامل كرد، روستاها و محوطه‌هاي تاريخي اطراف آن را جانمايي كرد، اطلاعات تاريخي و محلي مربوط به دماوند را جمع‌آوري كرد و ... ما اشاره كرديم كه بسياري از اين كارها را كوه‌نوردان مي‌توانند بدون دريافت هيچ مبلغي انجام دهند و درواقع چندين مورد از آن هم انجام شده و فقط بايد اطلاعات آن متمركز شود.

باشد كه همكاري سازمان‌هاي غيردولتي با مديران دولتي، و رفتار مسئولانه‌ي همه‌ي ما با كوهستان، زمينه‌ساز حفظ كوه‌ها براي آينده‌ي خودمان و آيندگان شود. در اين ميان، سال‌روزها و مناسبت‌ها فقط بهانه‌اي است براي اجراي طرح‌هاي بزرگ‌تر.

 

در اين شماره‌ي كوه‌بان، به مناسبت «روز دماوند» (سيزدهم تيرماه) به همراه مطالب ديگر، سه مقاله از داود محمدي‌فر و يك مقاله از عباس محمدي را كه پيش از اين در نشريه‌هاي انجمن چاپ شده، آورده‌ايم تا يك جا به علاقمندان دماوند تقديم گردد.

 

 

دماوند؛

 كهن‌ترين كوه صعود شده‌ي تاريخ ، ميراث كوه‌نوردي جهان     

   داود محمدي‌فر

 كوه اسطوري‌اي، گنبد گيتي، قله‌ي پرجاذبه‌ي دماوند، سرفرازتر از هر كوه و كوهسار، استحقاقي به مراتب بيش از آن دارد كه ده بار و بيست بار، از تمام جهات آن را صعود كنيم، اما راجع به ناگفته‌هاي آن سكوت كنيم، و اين تيزترين و پرشيب‌ترين كوه آتشفشان(1)جهان را مورد بي‌مهري قرار دهيم، درحقيقت تا به حال به اين سكوي آسمان‌ساي آرش كمانگير ظلم شده و حق مطلب درباره‌اش ادا نگرديده است.

دماوند، يك ثروت ملي است كه بايد بيش از اين مورد توجه باشد و برنامه‌هايي در خور مقام آن به اجرا درآيد، چنانچه بگوييم دماوند كهن‌ترين كوه صعود شده‌ي روزگار است، پر بي‌راه نگفته‌ايم. در يك كشور باستاني چون ايران هميشه مطالب تاريخي تازه يافته‌اي براي گفتن وجود دارد، سرزمين كهن‌سال ما مي‌تواند، آغازگر ابتدايي‌ترين كوه‌نوردي‌ها و خاستگاه اين ورزش خوانده شود.

اين ديگر بسته به آن است كه چگونه بيانديشيم تا بتوانيم در راستاي معرفي ديرپاترين كوه درنورديده‌ي زمين گام‌برداريم و آيا شايستگي آن را در خود سراغ داريم تا در جهت بزرگ‌داشت امري ملي و كوه‌نوردي حركت كنيم؟

درواقع اصل مطلب يك «بايد» است، و يك هدف بزرگ كه كوه‌نوردي ما را با انگيزه و جهاني خواهد كرد و دريچه‌ي زيبا و چشم‌نواز دماوند را به سوي جهانيان خواهد گشود.

البته بايد قبول داشت در حالي كه هنوز يك شناسنامه‌ي مستند، گويا و دل‌پسند براي دوست‌داران داخلي و خارجي دماوند تهيه نشده، چنين داعيه‌اي ثقيل مي‌نمايد (شايد هم در بدو كار غافل‌گير شده و برافروخته گرديم) اما با بردباري، اساس را بر واقعيت مي‌نهيم، به تاريخ مستند مراجعه مي‌كنيم و با علاقه پيش مي‌رويم تا با توجه به مدارك و اسناد قابل قبول برايمان ثابت شود كه آيا در زمينه‌ي مورد بحث ما همتايي براي دماوند وجود دارد؟ اگر هست كدام و كجاست؟ و آيا مستند معتبر تاريخي دارد؟

با علم به اين كه در دوران ما «اولين»ها، ارجي شايسته احراز كرده و جايگاهي ويژه دارند، مشتاقانه و با حساب گام برمي‌داريم و قضايا را پي‌گيري مي‌كنيم.

در تاريخ زياد آمده، و تاريخ‌نگاران و جهان‌گردان نيز يادآور شده‌اند كه ايرانيان قديم براي آفتاب و ماه و آتش و آب و باد در قله‌ي كوه‌ها قرباني مي‌كرده‌اند و اهورامزدا، مجسمه و معبد مخصوصي نداشته و فقط در قله‌ي كوه‌ها محل‌هائي بوده است كه روحانيان زردشتي آتش مقدس را روشن نگاه مي‌داشته‌اند (2) هم‌اينك نيز در روزگار ما آثار و بقاياي قلاع و دژهاي باستاني گواه صادق‌اند و وجود آتشگاه‌هاي متعدد در ارتفاعات و قلل كوه‌ها، مهر تاييد است بر قدمت كوه‌نوردي در كشور كوهستاني ما. همچنين وجود لغاتي مانند كوه‌كوب، كوه‌گذار، كوه‌نورد، كوه‌پيما، كوه‌گرد و كوه‌رو در ادبيات ما سابقه‌ي هزارساله و بيشتر دارد.

به زير اندرون آتش و نفت و چوب             زبر گرزهاي گران كوه كوب       (فردوسي)

 

بيابان در نورد و كوه بگذار                       منازل‌ها بكوب و راه بگسل       (منوچهري)

 

تازي اسبان پارسي پرورد                      همه درياگذار و كوه‌نورد         (نظامي)

 

اين لغات برحسب نياز به وجود آمده و خود دليل بر انجام كوه‌نوردي در ازمنه‌ي دور بوده است. وجود گوگرد خالص بر راس قله و مصرف آن در صنايع هزاره‌هاي قبل و كسب درآمد از اين راه، شديداً مورد توجه بوده و گوگرد دماوندي كه بهترين نوع آن بوده است توسط اهالي لاريجان جهت فروش از قله به دامنه حمل و به بازار شهرستان‌ها روانه مي‌شده است.

در حقيقت اهالي اين منطقه اولين كوه‌نوردان حرفه‌اي بوده‌اند كه با صعود به قله به ترويج كوه‌نوردي پرداخته‌اند، همان‌طور كه امروزه بهترين راهنمايان قله فرزندان همان كوه‌نوردان‌اند و نسل اندر نسل در جهت توسعه‌ي كوه‌نوردي كوشا بوده‌اند. و هم اينان بوده‌اند كه آن قدر گوگرد از قله به لاريجان حمل نموده‌اند كه چندين مغاره بر ستيغ دماوند ايجاد شده و اولين شب‌ماني‌هاي تاريخ كوه‌نوردي در همين معادن ابتدائي بر بلنداي قله سپري گرديده است. (3)

ابودلف جغرافي‌دان و معدن‌شناس عرب نيز قطعاً اطلاعات خود را مديون كوه‌نوردان لاريجان بوده و با كمك آنان در سال 341 هجري قمري برابر با 330 شمسي (1051 سال پيش) عازم صعود به قله گرديده است. گرچه ظاهراً ابودلف به قله نرسيده (كه شايد هم رسيده باشد) ولي اظهار وي به اين كه با سختي فراوان و خطرات جاني، خود را تا نيمه‌ي بلندي كوه رسانده و چشمه‌ي بزرگي يافته و اطراف آن گوگرد سنگ شده مشاهده نموده، حداقل سابقه‌اي يك هزار ساله از كوه‌نوردي بر دماوند را نشان مي‌دهد.

سه دهه بعد از ابودلف، حماسه‌سراي بزرگ، فردوسي نام‌ور، داستان زال را كه با بدني سفيد و موهائي چون برف متولد شده و سام او را در كوه رها كرده بود چنين سرود:

 

يكي كوه بود نامش البرز كــوه

                          به خورشيد نزديك و دور از گروه

نهادند بر كوه و گشــتند بـــاز

                          برآمــد بــر اين روزگـــاري دراز

فرود آمد از ابر سيمرغ و چنگ

                          بزد برگرفتش از آن گرم سنگ

 

هم‌چنين مي‌توان به واقعيت كوه‌نوردي در ايران باستان، با اسطوره‌‌ي كمان گرفتن آرش كه به قله مي‌رود و تيري مي‌اندازد تا مرز ايران تعيين شود، پي برد.

 

استاد عبدالحسين زرين كوب در جلد اول «تاريخ مردم ايران» در مورد آرش كمانگير چنين مي‌آورد: «به موجب روايات، در جنگ سختي كه منوچهر در طي آن در محاصره توراني‌هاي متجاوز مي‌افتد، آرش شيواتير (ارخشو خشويو) كه در اوستا از وي هم چون آرياي آريان‌ها و تيراندازي كه تير او تندترين است ياد مي‌شود، از فراز كوه آريو خشته تيري مي‌اندازد كه به شيوه‌اي معجزه‌آسا و با مساعدت ايزدان در فاصله‌ي طولاني در كوه خوانونت مي‌نشيند و بدين‌گونه مرز ايران و توران تعيين مي‌شود.» در همين مورد علامه دهخدا در لغت‌نامه اشاره مي‌كند: «آرش پهلوان ايراني از قله دماوند تيري بيفكند كه از بامداد تا نيم‌روز برفت و به كنار جيحون فرود آمد و جيحون حد شناخته شد.»

 

در اينجا با ذكر دو بيت از حكيم ناصرخسرو، مروري داريم بر سندي ده قرني و معتبر از وي: 

برخاستم از جاي و سفر پيش گرفتم      

              نزخـانـه‌م يـاد آمــد و نز گلشــن و منــظر

گــه دريــا، گه بالا، گه رفتن بــي‌راه        

               گه كوه و گهي ريگ و گهي جوي و گهي جر

 

حجت خراسان، دانشمند و جهان‌گردي كه با 18000 كيلومتر بيابان‌گردي، مسافرت و كوه‌گردي مي‌توان او را خود كوه‌نوردي شجاع و جسور دانست، در 956 سال پيش، هنگام عبور از سرزمين ري در سفرنامه‌ي خويش به دماوند اشاره نموده: «در ميان ري و آمل كوه دماوند است مانند گنبدي و آن را لواسان گويند و گويند بر سر آن چاهي است كه نوشادراز آنجا حاصل شود و گويند كه كبريت نيز، و مردم پوست گاو ببرند و پر نشادر كنند و از سر كوه بغلطانند كه به راه نتوان فرود آوردن.» (4)

با اظهار ناصرخسرو داير بر حمل نشادر، مسلم مي‌نمايد كه كوه‌نوردي‌هاي آن زمان تا قله‌ي دماوند تداوم داشته، و منظور از چاه نشادر، هم مي‌تواند گودي راس قله باشد و هم مغاره‌هايي كه براي استخراج گوگرد كنده مي‌شده است.

گرچه در قرون پيش چشمه‌هاي آبگرم و دامنه‌هاي دماوند بازديدكنندگان داخلي و خارجي داشته، ولي اولين صعود ـ لااقل تا آنجا كه من برخورد كرده‌ام ـ مربوط است به سال 1798 كه ملكونوف روسي در صفحه 93 سفرنامه‌ي خود در سال 1860 ميلادي مرقوم داشته: نخستين كسي كه به عزم سياحت به بالاي كوه رفته، گربرتH.GERBERT نمساوي (اتريشي) بوده، پس از آن الوي فرانسوي كه به قله‌ي آن رسيدن نتوانست.

ليكن لرد كرزن در كتاب خود به نام ايران و قضيه‌ي ايران در صفحه 455 چنين نوشته است: «اولين كسي كه توفيق بالا رفتن به قله‌ي آن را احراز نموده مستر تامسن بوده است در سال 1836.طبيعي‌دان فرانسويACHER-ELOYتامسن  را در موقع پائين آمدن از كوه ملاقات كرد و چند روز بعد خودش بر اين كوه بالا رفت و از آن پس هم قله‌ي دماوند را چندين نفر از اعضاي سفارتخانه‌ها در تهران بالا رفته‌اند.»

اين نكته احتياج به توضيح بيشتر دارد كه سبب طولاني شدن مقاله خواهد بود. اما لازم است يادآور شود اولين شب‌ماني مستند بر فراز قله، در 165 سال قبل انجام شده و مربوط به مستر تامسن است، و دومين آن متعلق به گروه ايراني كربلائي اسداله در 132 سال پيش كه هر دوي اين‌ها از نظر تاريخ جهاني كوه‌نوردي از اهميت ويژه‌اي برخوردارند.

در سال‌هاي بعد، كوتسي (1843)، مور و فرشفيلد (1868)، نايپه (1880)، لرد كرزن (1881)، هيئت سوئدي (1885)، ژاك دمرگان (1889)، سون هدن (1890)، دكتر ژزف كك (1900) و ديگران برنامه‌هاي زياد روي دماوند اجرا نموده‌اند.

در اين ميان برنامه‌ي دمرگان به علت اين كه 113 سال پيش در اوايل دسامبر صعود به قله را در دماي 26 درجه زيرصفر انجام داده از اهميت به سزائي برخوردار است. در اين برنامه نزديك بود هم‌نورد دمرگان (پيرواسلن) كشته شود. مي‌توان گفت كه صعود در اين فصل شايد در كوه‌نوردي جهاني به موقع خود نادر بوده و از اين روي، احتمالاً كمتر قله‌اي چون دماوند در صعود «زمستاني» چنين سابقه‌اي دارد. بخش مهمي از صعودها به دماوند در خاطره‌نويسي‌ها و پژوهش‌هاي علمي خارجيان به يادگار مانده، اما دليلي ندارد كه بگوييم ايرانيان كمتر صعود داشته‌اند، چرا كه همراه همه‌ي بيگانگان، بلدهائي بوده‌اند مانند قربانعلي راهنماي، مور، فرش فيلد، و نيز چهار راهنماي مستر تامسن، و بايد يادآور شد كه خاطره‌نويسي براي اروپائيان يك عادت فرهنگي است، در حالي كه با خوي و خلق ما، موضوعات معمولاً سينه به سينه منتقل مي‌گردد.

به هر حال، نخستين صعود مستند ايراني به قله‌ي دماوند، در سال 1857 ميلادي (145 سال پيش) انجام شده كه تيم سرهنگ محمدصادق خان قاجار، ارتفاع قله را 6613 ذرع تعيين كرد؛ برنامه آنان بعد از فقط چهار صعود خارجي بوده و 17 سال قبل از تاسيس كلوب كوه‌نوردي فرانسه (1874) انجام شده و براي خود از جايگاهي مهم برخوردار است. (در مورد ماخذ اين مطلب در جاي ديگري توضيح خواهم داد.)

گرچه در قرون اخير مون بلان با بلندي 4807 متر، به سال 1786 اولين صعود را داشته و دماوند در سال 1798(5)، اما با توجه به اينكه ارتفاع دماوند 864 متر بيشتر است و صعود اول دفعه‌ي آن در سال 951 ميلادي(7) توسط ابودلف جغرافيادان عرب، 835 سال جلوتر از نخستين صعود مون بلان بوده است، و با توجه به گواهي معتبر ناصرخسرو در مورد حمل گوگرد، كه مغاره‌هاي آن در سال‌هاي 1837 و 1870 توسط تامسن و كربلائي اسداله گزارش شده و اولين شب‌ماني‌هاي تاريخي در ارتفاع 5671 متري دماوند توسط همين دو گروه انجام گرفته، بي‌شك در ميان كوه‌هاي بلند، دماوند كهن‌ترين صعودها را در تاريخ دارد، و در صورت بررسي و پژوهش بيشتر، احتمالاً به يافته‌هاي ديگري نيز خواهيم رسيد.

بنابراين با جرات مي‌توان گفت دماوند، با داشتن ركورد و محتواي ويژه در صعودها، يك كوه معمولي نيست، كوهي است جهاني متعلق به فرهنگ كوه‌نوردي دنيا و ميراث تمام كوه‌نوردان گيتي با جاذبه‌هاي جادويي. به راستي قلب ورزش كوه‌نوردي كشور ما در دماوند مي‌طپد، عظمت دماوند، عظمت كوه‌نوردي ايران است و معرفي جهاني آن، كوه‌نوردي ميهن ما را در دنيا به جايگاهي نو و معتبر خواهد رساند.

به تعبير ديگر از اعتبار و شهرت دماوند كه شان ملي دارد مي‌توان بهره گرفت تا ورزش كوه‌نوردي كشور در صحنه‌ي جهان خودنمايي داشته باشد. حال چه بايد كرد؟ ضرورت دارد كه بكوشيم، با درك اهميت معرفي دماوند، و پي‌آمدهاي پرشگون آن، با تمام وجود جامعه‌ي كوه‌نورد را به تحرك درآوريم. از همه‌ي امكانات سود جوئيم و پيش‌كسوتان، سازمان‌هاي كوه‌نوردي، مسئولان و تمام دست‌اندركاران را فراخوانيم و با يك عزم ملي موارد زير را بررسي و اجرا كنيم:

الف) براساس مطلب پيش گفته و ساير اطلاعات تكميلي، موضوع جهت استعلام و اظهارنظر مراجع ذي‌ربط خارجي گزارش و پي‌گيري شود تا در تاريخ كوه‌نوردي جهان ثبت گردد.

ب)‌دهه‌ي هشتاد، دهه‌ي دماوندشناسي و دماوند نويسي اعلام و كنگره‌هايي به ترتيب زير برگزار شود.

1) كنگره‌ي جهاني هزاره‌ي صعود دماوند به مناسبت اجراي برنامه ابودلف در سال 951 ميلادي، و در صورت امكان تشكيل كنگره‌ي كوه‌نوردان جهان اسلام و كوه‌نوردان آسيا.

2) كنگره‌ي 150 سال كوه‌نوردي ايران به مناسبت صعود تيم سرهنگ محمدصادق خان قاجار در سال 1857 ميلادي.

3) كنگره‌ي جهاني 115 سال سابقه‌ي صعود زمستاني دماوند، به مناسبت صعود 1889 ژاك دمرگان، نخستين غارشناس و غارنورد كه در ايران فعاليت كرده است. مسلماً با توجه به خدمات گرانقدر اين دانشمند همه فن حريف به فرانسه، اين كنگره با استقبال گرم مقامات فرهنگي و سياسي آن كشور مواجه خواهد شد، و چون در تاريخ كوه‌نوردي ايران، فرانسويان كوه‌نورد موقعيت ممتازي دارند، كنگره مورد توجه كلوپ كوه‌نوردي فرانسه نيز برقرار خواهد گرفت.

4) تشكيل جلسه‌هاي سخن‌راني، و بيان ديدگاه‌ها توسط شخصيت‌ها، سازمان‌هاي كوه‌نوردي، پيش كسوتان، مجامع فرهنگي و تمام علاقمندان، با استفاده از امكانات كشوري از جمله وزارت ارشاد، ميراث فرهنگي، محيط زيست و غيره.

5) بررسي امكان تاسيس مدرسه‌ي كوه‌نوردي در پلور در نقطه‌اي با نماي مناسب از دماوند، برگزاري گشت‌هايي براي مشاهده‌ي منظره‌ي زيبا و به يادماندني اين كوه بلند و اسطوره‌اي كه كهن‌ترين صعودها را در تاريخ كوه‌نوردي دارد.

به هر حال درباره‌ي دماوند مطالب گفته و ناگفته بسيار است، مسلم اين كه چنانچه، هنر معرفي و بهره‌وري از مواهب خداداد، در وجودمان به بار نشيند، صعود به قله و بازديد، گرفتن عكس و تهيه‌ي فيلم يادگاري با كوهي اين چنين، مي‌تواند افتخارآميز، و جزء آرزوهاي هر كوه‌نورد، اسكي باز، ورزشكار دانشمند و يا هر گردش‌گر طبيعت دوست جهان باشد.

حتي لازم نيست حتماً صاحب قديم‌ترين كوه بلند صعود شده در تاريخ باشيم، به هر جهت در فهرست دارندگان كهن‌ترين صعودها هستيم و بايستي در راستاي معرفي تاريخ كوه‌نوردي خود حركت و سهم خويش را از افتخارات مربوط به آن دريافت كنيم. با اين كارشان و منزلت حقيقي دماوند (و ديگر كوه‌هاي كشورمان) افزايش خواهد يافت.

 

تا رنج تحمل نكني، گنج نبيني  

              تا شب نرود صبح پديدار نباشد        

 (سعدي)

 

پي‌نوشت:

 

1ـ بنجامين نخستين سفير آمريكا در ايران در عصر ناصرالدين شاه در صفحه‌ي 206 سفرنامه خود چنين نوشته است «با محاسبات رياضي به اين نتيجه رسيديم كه زاويه مخروط قله دماوند 36 درجه است و بدين ترتيب شيب آن از تمام قلل آتشفشاني جهان زيادتر است و همين امر صعود از كوه دماوند را مشكل‌تر از هر كوه ديگري مي‌كند.

2ـ سفرنامه مادام‌ ديالافوآ در زمان قاجار، ترجمه فره‌وشي چاپ دوم سال 1361.

3ـ در سال 1837، تامسون با چهار تن راهنما به بالا برآمد و نزديك غروب آفتاب نزديك به تيغه‌ي كوه گرديده در طرف شرقي آنجا غاري بوده، شب را در آن غار به سر برده‌اند (كتاب سفرنامه ايران و روسيه تاليف عزالدوله، ملكونوف، ص 93).

طرف شرقي قله كه مشرف به لارستان است دو حفره ملاحظه نموده كه در سنين ماضييه و حاليه، لاريجاني‌ها حفر نموده گوگرد برآورند... پناهگاهي از براي مسافران قله تشكيل يافته بود، شب را زير برف در ميان آن غار به سر برده (روزنامه ايران نمره 28 سنه 1288 هجري برابر با 1249 شمسي) درباره اولين شب‌ماني كوه‌نوردان ايراني بر فراز دماوند، نگاه كنيد به مقاله‌ي اينجانب در مجله كوه، شماره‌ي 23.

4ـ سفرنامه‌ ناصرخسرو قبادياني چاپ دوم سال 1363 به تصحيح دكتر محمد دبير سياقي صفحه 5.

5ـ فصلنامه‌ي كوه، شماره‌ي شش، ص 110.

6ـ سفرنامه ايران و روسيه (نواحي شمال) تاليف ملكونوف، ترجمه پطرس، ص 93.

7ـ سفرنامه ابودلف، ترجمه ابوالفضل طباطبائي، چاپ دوم، 1354، ص 78.