فرخنده باد جشن سده
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

جشن سده ، یکی از  جشن های کوهستان

هاشم رضی ، پژوهشگر برجسته ی تاریخ و فرهنگ ایران ، در کتاب های خود از « جشن های آب » و « جشن های آتش » نام برده است . شاید بی جا نباشد که در رسته بندی جشن های ایرانی ، از گروه « جشن های کوهستان » هم نام ببریم ؛ جشن هایی که افسانه ها و اسطوره های مربوط به پیدایش آن ها ، یا مراسم برگزاری شان به گونه ای به کوهستان مرتبط می شود . برای مثال : جشن تیرگان که در یکی از شناخته شده ترین تاویل ها با ماجرای پرتاب تیر آرش کمان گیر از فراز کوه دماوند ارتباط دارد . یکی از دیگر جشن های بزرگ ایرانی از این دست ، جشن سده است که امروزه ( و در بیشتر دوره های زمانی قدیم ) در دهم بهمن ماه برگزار می شده است .


در گذشته های دور ، ایرانیان سال را به دو فصل تقسیم می کردند : تابستان که هفت ماه - فروردین تا آخر مهر – بود ، و  زمستان که شامل پنج ماه آخر می شد . در این گاه شماری ، در روز دهم بهمن ، صد روز از زمستان سپری شده بود ( در عین حال ، پنجاه شب و پنجاه روز به آغاز بهار مانده بود ) و ایرانیان به نشانه ی شکسته شدن کمر زمستان و نزدیک شدن فصل گرما و کشت و کار ، جشنی برگزار می کردند . همچنین ، معتقد بودند که سرما درشب ِ این روز به بیشترین حد خود می رسد و از آن پس رو به کاهش می گذارد . به این مناسبت ، و به دلیل آن که ایرانیان آتش را نشانه ی اهورمزدا و دور کننده ی تاریکی و پلیدی می دانستند ، جشن شادخوارانه ای همراه با آتش افروزی ( غالبا هر جا که می شد ، بر بلندای کوه ها وگرنه بر بام خانه ها ) برگزار می کردند . این جشن که به جشن سده معروف بوده ، هنوز هم در بخش هایی از ایران ، در میان زرتشتیان و حتی مسلمانان ، رواج دارد .

 

داستان های بسیاری در مورد انگیزه ی نخستین ِ برگزاری جشن سده وجود دارد . یکی از برجسته ترین آن ها ، ماجرای کشف آتش به هنگام پرتاب سنگ از سوی هوشنگ پادشاه پیشدادی به یک مار سیاه بزرگ است . هوشنگ با همراهانش برای شکار به کوه رفته بود که این مار را می بیند و برای دور ساختن آن ، سنگی به سویش پرتاب می کند . مار می گریزد ، اما برخورد آن سنگ به سنگی دیگر ، تولید جرقه می کند و در نتیجه ی آن خاشاک اطراف آتش می گیرد . شاه و همراهان ، از این رخداد شاد گشتند و بر گرد آتش جشنی برگزار کردند و نگذاشتند که آن آتش خاموش شود . از آن پس ، مردمان سالگرد آن رویداد را با نام سده یا سده سوزان جشن گرفتند . فردوسی ، این ماجرا را چنین شرح می دهد :

 

            یکی روز شاه جهان سوی کوه                     گذر کرد با چند کس هم گروه

            پدید آمد از دور چیزی دراز                        سیه رنگ و تیره تن و تیزتاز

            دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون            ز دود ِ دهانش جهان تیره گون

            نگه کرد هوشنگ با هوش و هنگ               گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ

            به زور کیانی رهانید دست                         جهان سوز مار از جهانجوی جست

            برآمد به سنگ گران سنگ ِ خرد                  همان و همین سنگ بشکست گرد

            فرغی پدید آمد از هر دو سنگ                    دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

            ( نشد مار کشته و لیکن ز زار                    از این طبع سنگ آتش آمد فراز )

            جهاندار پیش جهان آفرین                          نیایش همی کرد و خواند آفرین

            ( که او را فرغی چنین هدیه داد                  همین آتش آن گاه قبله نهاد )

            ( بگفتا فرغی است این ایزدی                     پرستید باید اگر بخردی )

            ( شب آمد برافروخت آتش چو کوه               همان شاه در گرد او با گروه)

            یکی جشن کرد آن شب و باده خورد             سده نام آن جشن فرخنده کرد

            ز هوشنگ ماند این سده یادگار                  بسی باد چون او دگر شهریار

            ( کز آباد کردن جهان شاد کرد                   جهانی به نیکی از او یاد کرد

 

در خور توجه است که در اسطوره های ایرانی ، دو عنصر اصلی زندگانی یعنی آب ( که فرشته آن آناهیتا ، جایگاه در کوهستان دارد) و آتش که روشنایی بخش و توان افزای انسان است ، از کوهستان سرچشمه گرفته اند .

شایسته است که پژوهش گران بیش از این ها به اهمیت کوه ها در تاریخ و ادب ایران زمین بپردازند .

سده بر شما خجسته باد ، کوه هامان آباد و پر گیاه باد !

 

پی نوشت : تمام اطلاعات مربوط به سده ، همچنین شعر فردوسی ، از کتاب  گاه شماری و جشن های ایران باستان ، نوشته ی هاشم رضی ، انتشارات بهجت ، 1380 برداشت شده است . خواندن این کتاب را به کسانی که خواهان آگاهی بیشتری در مورد سده هستند ، توصیه می کنم .

همچنین برای آگاهی بیشتر در مورد سده و گاهشماری ایرانی ، به تارنمای دکتر رضا مرادی غیاث آبادی و یادداشت های متنوع آن بنگرید : www.ghiasabadi.com