درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| سدها ، مخرب محیط های کوهستانی و ... | |
| ساعت ۱٠:۱٦ ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی |
|
این همایش را دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست (دفتر تنکابن) برگزار می کنند . در زیر ، مطلبی را در ارتباط با این روز می بینید :
روز جهانی مقابله با سدها تاریخچه در میانه ی دهه ی 90 قرن گذشته ، جنبش مردم آسیب دیده از سدهای بزرگ در برزیل پا گرفت . این مردم ، بیشتر کسانی بودند که دهکده ها ، زمین های کشاورزی یا مراتع خود را به علت غرق شدن در دریاچه ی سدهای بزرگ از دست داده بودند . در سپتامبر 1995 یک نشست مقدماتی در برزیل برگزار شد تا جنبش برزیلی را به جنبش های دیگر جهان در این زمینه پیوند دهد . در «کمیته ی سامان دهی جهانی» آن نشست ، نمایندگانی از برزیل ، هند ، شیلی ، و اروپا شرکت داشتند . فعالیت این کمیته به آن جا رسید که در مارس 1997 نمایندگانی از مردم آسیب دیده از سدها ، و شخصیت هایی دیگر از بیست کشور جهان که با سد سازی مخالف بودند ، در شهر کوریتیبا (Curitiba) در برزیل گرد هم آمدند و پس از هم فکری ، در روز 14 مارس بیانیه ای را در انتقاد از روند سد سازی منتشر ساختند ؛ در بند پایانی بیانیه ی کوریتیبا ، روز 14 مارس به نام « روز جهانی مقابله با سد ها ، برای حفظ رودها ، آب و زندگی » خوانده شد . بیانیه ی کوریتیبا
در این بیانیه ، از جمله آمده است که « ما ... گرد آمده ایم تا تجربه ی از دست دادن آن چه را که داشتیم ، و رنج ها و تهدیدهایی را که به خاطر سدها با آن روبرو بوده ایم ، با هم در میان بگذاریم ... . مشکل ما مشترک است چرا که سدها در همه جا ، مردم را به زور از خانه هاشان بیرون می کنند ، کشتزارهای پربار را از میان می برند ، و سبب پراکندگی اجتماعی ، فرهنگی ، و فقر اقتصادی می شوند . مشکل ما مشترک است چرا که در همه جا ، میان فواید اقتصادی – اجتماعی قول داده شده از سوی سد سازان و آن چه که پس از ساخت سدها واقعا رخ داده ، اختلاف بسیار زیادی وجود دارد . سدها غالبا ، حتی بدون در نظر گرفتن هزینه های زیست محیطی و اجتماعی ، هزینه هایی بیش از پیش بینی اولیه دارند . سدها اراضی آبی کم تر و برق کم تری از آن چه قول داده می شود تولید می کنند . سدها سیلاب ها را مخرب تر می کنند . سدها به مالکان بزرگ ، کشت و صنعت ها و زمین خواران سود می رسانند . سدها از کشاورزان کوچک ، کارگران روستایی ، ماهی گیران ، قبایل کوچ رو ، بومیان و جامعه های سنتی خلع مالکیت می کنند. » پس از بیان چند نکته ی کلی ، در بندهای این بیانیه چند خواست و نظر مشخص طرح می گردد . از جمله این که امضا کنندگان بیانیه ، بر اصولی که در نشست 1992 ریودوژانیرو در مورد سازمان های غیر دولتی آمده ( لزوم مشارکت دادن آنان در تصمیم گیری های ملی ... ) و اصول بیانیه ی مانیبلی ( که شیوه ی حمایت بانک جهانی از طرح های بزرگ سد سازی را به نقد می کشد ) صحه می گذارند . بیانیه ی کوریتیبا ، خواستار آن است که مردمی که از ساخت سدها خسارت می بینند ، در فرآیند تصمیم گیری های مربوط به ساخت سد مشارکت داده شوند ؛ تمام خسارت های زیست محیطی سدها جبران شوند و در صورت لزوم سدهای ساخته شده برچیده شوند ؛ و سدهای بزرگ از نظر روند هزینه و نتیجه های مورد انتظار ، از سوی سازمان های مستقل و با مشارکت نمایندگان « سازمان بین المللی مردم خسارت دیده از سدها » بازبینی شوند . بیانیه ی کوریتیبا ، خصوصی سازی ای را که از سوی نهادهای سرمایه داری جهانی ترویج می شود ، سبب ساز افزایش بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی می داند ، و معتقد است که این روند خصوصی سازی چاره ساز مشکل فساد و ناکارایی دولت ها در بخش آب و انرژی نیست .
ما چه می گوییم ؟ منتقدان سد سازی در ایران ، با تایید اصول بیانیه ی کوریتیبا ، معتقدند که حتی اگر سخن سد سازان و محافل پشتیبان آن ها در ضرورت این کار درست باشد ، لازم است که تمامی طرح های در دست مطالعه و اجرا تا بررسی نتیجه های به دست آمده از سدهای ساخته شده و راستی آزمایی دستاوردهایی که سازندگان مدعی آن بوده اند ، به تعویق افتد . منتقدان معتقدند اظهار این که برای این طرح ها هزینه شده و نباید آن ها را متوقف کنیم ، نادرست است . چرا که اجرای آن ها و حتی ادامه ی آب گیری بسیاری از سدهای فعال چنان هزینه های زیست محیطی ، فرهنگی و اقتصادی بر کشور تحمیل می کند که متوقف ساختن آن ها به معنای جلوگیری از زیان های بیشتر است . در تامین آب ، به جای ساخت سدهای جدید ، باید پیش از هر چیز شبکه ی آبیاری زیر سدهای کنونی ( اگر عمر مفید آن ها سپری نشده باشد ! ) تکمیل شود ؛ روش های آبیاری ارتقا یابد و از بازدهی زیر 25 درصد کنونی بالاتر رود ؛ و آبخوان داری و آبخیزداری به منظور ذخیره سازی آب در زیر زمین توسعه یابد . در مورد انرژی ، لازم است که صرفه جویی در مصرف از طریق جایگزین سازی لامپ های حرارتی با لامپ های کم مصرف ، و اصلاح و جایگزین سازی ماشین های پر مصرف دیگر صورت گیرد . سرمایه گذاری برای ساخت نیروگاه های گازی و بهره برداری سریع تر از میدان های گازی مشترک با کشورهای دیگر ، و ساخت نیروگاه های خورشیدی و بادی از دیگر راه هایی است که می تواند جایگزین هفت درصد برق مصرفی کشور که از طریق نیروگاه های آبی تامین می شود ، گردد . نکته ی بسیار مهم دیگر این است که در ایران باید برنامه های فوری برای متوقف ساختن رشد جمعیت اجرا شود ؛ چیزی که به نظر می رسد در برنامه ی دولت نهم نیست و متاسفانه گاه از زبان رییس جمهور می شنویم که کشور ظرفیت تا دو برابر جمعیت کنونی را هم دارد ! این ، در حالی گفته می شود که سرانه ی آب قابل بهره برداری ایران با همین جمعیت کنونی ، در حدود یک پنجم متوسط جهانی است . سد ها ، از بزرگ ترین عامل های تخریب زیست بوم های شکننده و حیاتی کوهستانی ، تالابی ، و جنگلی ، همچنین از مخرب ترین عامل های نابود کننده ی محوطه های باستانی و میراث فرهنگی کشور هستند . سد سازان در مورد هزینه ی های گزافی که از این طریق بر کشور تحمیل می شود ، سخن نمی گویند . چنان که در مورد آسیب های جبران ناشدنی که با سد سازی به کشاورزی ، مرتع داری ، و ماهی گیری وارد می شود چیزی نمی گویند .
ما معتقدیم که سد سازی بیش از هر چیز ، یک پروژه ی بزرگ ساخت و ساز است که منافع آن به جیب محافل خاصی می رود ؛ این پروژه نیازمند یک بازنگری همه جانبه از سوی سازمان های مستقل و غیردولتی است .
|


همایش به مناسبت